شنبه ۲۱ تير ۱۳۹۹ - July 11 2020
کد خبر: ۱۰۲۹۲
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۸
جوانتر که بودیم با دوستانمان با عینک و متر و معیاری به دنیا و اجتماع خودمان نگاه می کردیم که امثال سید عباس عراقچی را جندان برنمی تافت، اما یک نفر که نمیدانم دقیقا کی بود یا شاید هم کسانی یادمان داده بودند که حرمت افرادی چون عراقچی را باید حفظ کنیم. افراد وزین، مودب کار بلد و تکنوکرات های وطن دوستی که همه جریان ها به آنها و تخصص و متانتشان نیاز دارند. نمیدانم خاتمی بود یا موسوی که آن موقع از سیاست دور بود و نقاشی انتزاعی می کشید بودند یا شاعران و نویسندگانی که دوستشان داشتم غیر مستقیم در گوشمان گفته بودند احترام آدمی چون او واجب است. شاید هم کار هیچ کدام نبوده و ماجرا در روزهایی ریشه داشت که مرحوم پدر بزرگ تفاوت و ارزش گذاری آدم ها را در گوش نوه اش زمزمه می کرد. خلاصه با همین فرمان فراز و فرودها طی شد و خیلی طول کشید که فهمیدیم اصل جنس همین آدم های شبیه به عراقچی هستند. بگذریم.
حالا خیلی ها که قبلا عراقچی را سهم خودشان می دانستند حرمتش را نه در رسانه و نه در مجلس نگاه نمیدارند. او به وظیفه خستگی ناپذیر می نماید ولی وقتی از تفاوت دلواپس و دلشکن می گوید یا از معنی مستند شطرنج با گرگ ها در ایام مذاکره و می گوید این یعنی ما نفهمیم. کارد به پهلو نشسته و رد خستگی را نشان می دهد. حالا رسایی می گوید عینک روی میز پرت کرده و نصیحت شده که برو عینکت را سمت جان کری پرت کن! یک روزنامه هم عکسش را زده و بالاش نوشته مشکوک! کنار ظریف و روانچی. ولی ما - من و رفقام - ناز سید عباس را می کشیم چه آن روزها که کنار لاریجانی به مذاکره می رفت چه بعد ها که با جلیلی و چه حالا که با ظریف. اصلا داداش درد و زخمت به جون ما. خسته نباشی. این دوستان هم به قول خودت خیلی هاشون آدم های خوبی هستن . چندتاشون هم باید باشن تا مردم قدر شما رو بهتر بدونن. همین طوری متین و محکم باش. عصبانی شدن هم حقته چون انسانی ولی مثل همیشه تا میتونی نزار عصبانیت کنن. لاکردارها دنبال بهانه برای سرپوش روی طبع عصبی و قدرنشناسشون هستند. بازهم پناه خستگی های ما باش.

جلال برزگر 
نام:
ایمیل:
* نظر: