شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - October 19 2019
کد خبر: ۱۰۴۰۸
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۱:۱۰
حسن محمدی: در آستانه 11 سپتامبر دیگری این بار این روز تاریخ ساز شد اما با رویکرد دیپلماسی و صلح. خبر کوتاه بود اما تحلیل ها و مفاهیم متعددی در اتمسفر سیاست ورزی نظام بین الملل با خود به همراه داشت. اساسا مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 در چندوقت اخیر هرگاه از گلوگاهی عبور کرده است، مفاهیمی را در ساختارهای سنتی تغییر داده است، ساختارهایی که هنوز تاب تحمل چنین تحول سریع و شگرفی را ندارند.

حامیان باراک اوباما در سنای آمریکا موفق شدند مانع از رای گیری درخصوص پیش نویس طرح انتقادی جمهوری خواهان از توافق هسته ای ایران شوند و عملا اوباما دیگر نیاز به وتو هم ندارد، این به معنای عملیاتی شدن سناریوی مطلوب اوباماست.

از نظر من، بخت اینکه با عدم تأیید برجام، ایالات متحده آمریکا به توافقی بهتر از آنچه امروز بدست آورده است، دست پیدا کند، بسیار اندک و نزدیک به حال است. به قول الیزابت روزنبرگ (پژوهشگر ارشد و مدیر برنامه انرژی، اقتصاد و امنیت در مرکز   نیو امریکن سکیوریتی) رد توافق، سبب ضربه خوردن اهداف استراتژیک آمریکا می شود. این توافق دربردارنده یک شفافیت معنادار است که بدیلی برای آن وجود ندارد و ایالات متحده در صورت کنار زدن توافق فعلی، اعتبار خود و متحدان اش را از دست می دهد.

در واقع آنچه واضح و مبرهن است این است که آنچه این روزها در حاشیه دوران پسا مذاکرات هسته ای مطرح می گردد مُلهم از تغییر رویکرد هویتی و ساختاری در نظام بین الملل است. درحالی که  شش قدرت جهانی با تصورات هویتی، درصدد تغییر و یا حفظ روند مورد اجماع،در پرونده هسته ای ایران بودند و با برخی کشورها در این خصوص ائتلاف و یا علیه برخی اقدام نمودند، هویت دولت ایران در سال های اخیر جهت گیری ها و رویکردهای متفاوتی به این کشور در فضای بین المللی داد. پس از وقایع 11 سپتامبر و حاکم شدن فضای امنیتی در خاورمیانه به دلیل حضور نظامی بیش از پیش ایالات متحده آمریکا، فعالیت های هسته ای ایران مورد واکاوی دقیق قدرت های بزرگ قرار گرفت، در این بستر فناوری هسته ای ایران در چارچوب نظریه سازه انگاری، بی توجهی به ساختارهای نابرابر جهانی و شکستن حصار مشروع فناوری هسته ای برای کشوری بود که تخاصمات هویتی فراوانی با نظم جهانی جدید داشت و همین شرایط سبب شد جامعه جهانی تلاش های هسته ای ایران را به طور دقیق و به رهبری آژانس بین المللی انرژی اتمی زیر نظر بگیرد و حتی گاهی از آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان اهرم فشار ضد ایران استفاده کند.

تحولاتی که این روزها چه در کنگره و چه در ساختار میان ذهنی نخبگان دیپلماسی ایالات متحده آمریکا و حتی موثرین دیپلماسی جهانی شاهدیم ناشی از گذر از چنین نگره هایی است که هم در چارچوب های نظری قابل تحلیل است و هم اینکه نشانی از تلاش جامعه جهانی و جمهوری اسلامی ایران برای پایان دادن به این رویکرد هویتی است.

به همین روی ساده لوحانه است که شکست جمهوری خواهان و پیروزی اوباما را در سنا صرفا از منظر یارگیری و چگونگی تاثیرگذاری بر لابی های موثر قلمداد نماییم، بلکه باید ارزیابی ها را در مسیری جستجو کنیم که موجب شد پارادایم واقع گرایی با رویکرد نرمالیزاسیون در ایران تقویت و رویکرد آرمان گرایی در سیاست خارجی تعدیل شود.از این منظر، قدرت های جهانی فرصت به دست آمده را در منطقه مهم خاورمیانه بی بدیل می دانند و می خواهند در زمان مناسب بیشترین بهره را از چنین تغییر رویکردی به دست آورند و نظام بین الملل را باز تعریف کنند، به همین منظور تمام تلاش خود را برای  پایانی خوب در گام اول که مذاکرات هسته ای بود انجام دادند اما باید بدانیم که این گام اول است نه گام نهایی.

در واقع بخشی از سناتورهای سنتی جمهوری خواه در ایالات متحده آمریکا که به سختی خود را با تحولات تطبیق می دهند می دانستند که رای به برجام صرفا رای به برجام نیست بلکه رای به تغییرات تاریخ سازی است که در دولت دموکرات ها در آمریکا رقم می خورد و آنها در این پازل نقشی جز یک سرباز ندارند.
نام:
ایمیل:
* نظر: