دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ - April 06 2020
هنگامی که یک صلح امیدبخش جایگزین کابوس جنگ با ایران شد
کد خبر: ۱۳۱۵۴
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۷
این توافق در واقع شکست چشمگیرِ ائتلافِ جنگ طلبانی بود که تلاش می کردند این توافق را متوقف سازند. این ائتلاف جنگ طلب را «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، رهبری می کرد که نخستین بار در سال 1996 ادعا کرده بود ایران «درآستانۀ» دستیابی به بمب هسته ای است. او از سوی جمهوری خواهان خشمگینِ دست راستی در کنگره آمریکا به شدت حمایت می شد.

امین درستی: تُنی برمن، رئیس پیشینِ شبکه الجزیره انگلیسی و شرکت خبری سی‌بی‌سی کانادا (CBC News)، در یادداشت اختصاصی که برای روزنامه Star چاپ کانادا نوشته است به درس‌هایی که باید از توافق هسته‌ای ایران در عرصه بین‌المللی و همچنین سیاست کانادا آموخت پرداخته است. این نویسنده و روزنامه‌نگار باسابقه که اکنون استاد دانشگاه ریرسون (Ryerson University) در زمینه روزنامه‌نگاری است، بیش از سی سال است که به عنوان یکی از خبرنگاران مطرح جهان شناخته می‌شود. او در بیش از 30 کشور جهان به فعالیت‌های رسانه‌ای پرداخته است و به مدت 7 سال نیز سردبیر شبکه خبری CBC بوده است.

به گزارش گروه ترجمه و تحلیل امید هسته‌ای، متن کامل یادداشت برمن به شرح زیر است:

در این جهانی که گویا از کنترل خارج شده است، نباید از نقطه عطف تاریخی که این قرن جوان (قرن 21) در هفته پیش تجربه کرد، چشم بپوشیم.

در طول 24 ساعت تایید شد که ایران نگرانی‌هایی که در مورد ابعاد خطرناک برنامه هسته‌ای ایران وجود داشت را بر طرف کرده است؛ و در پاسخ بیشتر تحریم‌های وضع شده علیه ایران نیز لغو شد. تهران و واشنگتن در رویدادی دراماتیک برای مبادله زندانیان با یکدیگر به توافق رسیدند و برای نخستین بار از سال 1979 (1357) این دو کشور که دشمن یکدیگر بودند و دشمنی متقابل آن‌ها هرروز بیشتر و بیشتر می شد با آرامش با یکدیگر در حال گفت و گو هستند.

البته این درست است که همه ما باید مراقب باشیم تا از این توافق توقعاتی بیش از اندازه و با شتاب بیش از حد نداشته باشیم. جهان به یکباره و یک شبه به گونه‌ای معجزه‌وار عوض نخواهد شد. اما جهانی که در آستانۀ جنگی فاجعه‌بار قرار داشت اکنون به کلی تغییر مسیر داده است و این بسیار مهم و سازنده است.

به خاطر می آورم که در سال های پایانی دهۀ 1980 به عنوان روزنامه نگار شبکه خبری CBC در آفریقای جنوبی بودم، همان روزهایی که قرار بود نلسون ماندلا از زندان آزاد شود و ما برای پوشش خبری این رویداد در آفریقای جنوبی بودیم. در آن روزها هیچکس حتی تصورش را هم نمی کرد که در طول چند سال نظام آپارتاید در آفریقا سرنگون شود. در همان سال ها، به خاطر دارم که با باربارا فروم (Barbara Frum) روزنامه نگار روزنامه The Journal به فراخور شرایط در مسکو نیز بودیم؛ آن زمان نیز هیچکس تصور نمی کرد که در سال 1991 جماهیر شوروی از هم فرو بپاشد.

اکنون به چهار درسی می پردازم که باید از این توافق هسته ای تاریخ‌ساز با ایران فرا گرفت:

1. پیروزیِ دیپلماسی بر همۀ رقبا

بعدها تاریخ نگاران از این توافق به عنوان بزرگترین دستاوردِ سیاست خارجی «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا یاد خواهند کرد. البته این موفقیت حاصلِ تلاش های خستگی ناپذیر «جان کری»، وزیر خارجه آمریکا، نیز بود. اما واقعیت این است که مهمترین و سازنده ترین گشایش زمانی حاصل شد که «حسن روحانی» با گرایشی اصلاح‌طلبانه در سال 2013 به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد و «محمد جواد ظریف» که در آمریکا تحصیل کرده بود نیز وزیر خارجه وی شد. روحانی و ظریف هر دو معتقد بودند که اگر تحریم های اقتصادی لغو نشود هیچ یک از طرفین به اهداف سیاسی و اقتصادی خود دست نمی یافتند.

2. برای نخستین بار، صدای جنگ خاموش شد

این توافق در واقع شکست چشمگیرِ ائتلافِ جنگ طلبانی بود که تلاش می کردند این توافق را متوقف سازند. این ائتلاف جنگ طلب را «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، رهبری می کرد که نخستین بار در سال 1996 ادعا کرده بود ایران «درآستانۀ» دستیابی به بمب هسته ای است. او از سوی جمهوری خواهان خشمگینِ دست راستی در کنگره آمریکا به شدت حمایت می شد. چندین بار حتی چنین به نظر می رسید که رژیم صهیونیستی در حال آماده شدن برای حمله پیشگیرانه به ایران است. با این حال متحدان اروپاییِ اوباما در کنار روسیه و چین از موضع او در قبال ایران حمایت کردند.

3. بله، ایران می تواند نیرویی برای ثبات باشد

البته در خود ایران اکنون دسته بندی عمیقی وجود دارد، در یک سو اصلاح طلب ها و میانه‌روهای طرفدار روحانی قرار دارند و در سوی دیگر تندروهایی که دائما فحش و ناسزا نثار توافق هسته‌ای می کنند. با این حال روحانی با پشتیبانی رهبر ایران تا کنون در برابر مخالفان دست بالا را داشته است. روحانی یکی از اعضای گروه مذاکراتی ایران در سال 2003 بود که پیشنهاد انجام یک «معامله بزرگ» برای حل و فصل تمام درگیری های میان ایران و آمریکا را به دولت جرج بوش ارائه کرده بود. آن پیشنهاد بزرگ از سوی بوش رد شد اما اکنون امیدهای زیادی وجود دارد که این توافق جدید رفته رفته ایران را به نیرویی برای برقراری صلح و ثبات در منطقه تبدیل کند.

4. کانادا نیز همچون ایران باید به جامعه جهانی بازگردد

رویارویی تلخ ایران و آمریکا سایۀ شومی بر خاورمیانه افکنده بود. اما اکنون احتمال اقدامات سازنده ایران و تلاش ایران برای گشایش معضلات منطقه بیشتر شده است. با توجه به این نکته، کانادا که روابط خود را با ایران کاملا قطع کرده است اکنون خود را در بدترین موقعیت ممکن می‌بیند و با ادامه این روند نمی تواند از شرایط جدید برای پیگیری منافع مردم کانادا بهره بگیرد. در دولت پیشین کانادا، دولت هارپر (Harper)، جایگاهِ کانادا به عنوان کشوری که در جهان نقشی سازنده و راه‌گشا دارا بود به کلی تخریب شد و دولت کانادا با اصرار در چاپلوسی رژیم اسرائیل و هواداری از اقدامات این رژیم عملا جایگاه خود را ویران کرد. اصلاح این شرایط نامناسب و وضع موجود باید یکی از اولویت‌های اصلیِ دولت لیبرالِ جدید کانادا باشد.

اگر به 100 سال پیش و جنگ جهانی اول بیاندیشیم، آن‌گاه از این که در این قرنِ شلوغ و پر هیاهو (قرن 21)، امروز کوسِ جنگ به طور موقت ساکت شده است شگفت زده خواهیم شد. ما مردم کانادا نیز باید مرهمی بر دردها باشیم.

برای بسیاری از سیاست مداران، مسیر جنگ بهترین راه است چرا که این مسیر در عمل معمولا برای آن ها ریسک شخصی ندارد و رسانه های رام نیز فریادِ تحسین و هواداری از آن ها را سر خواهند داد. با این حال از سوی دیگر گام نهادن در مسیر صلح، بسیار دشوار تر است و معمولا بدونِ پاسداشت؛ و بالاتر از همه نیاز به شهامت و شجاعتِ اصیلِ سیاسی و فردی دارد.

خوشبختانه، اکنون و در وضعیت کنونی، بنا به دلایل بسیار زیادی که بعدها تاریخ نگاران را شگفت زده و گیج خواهد کرد، در این مذاکراتی که منجر به این توافق هسته‌ای بزرگ و تاریخی شد، آن شهامت و شجاعتِ اصیلی که به آن اشاره کردم را آشکارا به وفور مشاهده کردیم.

منبع: وبسایت روزنامه استار (Star) چاپ کانادا


نام:
ایمیل:
* نظر: