پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹ - October 29 2020
کد خبر: ۱۳۸۳۹
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۸:۴۰
میهمانی خبرنگاران و خاطره گویی انها، دیپلمات ها و مذاکره کنندگان هسته ای را هم به حرف آورد. آنها گفتند آنچه را که تابحال نگفته بودند ، از دور زدن خبرنگاران گرفته تا شکل گیری ایده دیپلماسی بالکنی
قریب 50 خبرنگار وعکاس میزبان مذاکره کنندگان شدند که برغم همه صمیمیت ها و دوستی ها ، فاصله خود را با خبرنگاران حفظ کرده بودند.
سید عباس عراقچی، حمید بعیدی نژاد، داود محمد نیا، حسین زمانی نیا و بهروز کمالوندی و البته علی اکبر صالحی به دعوت خبرنگاران برای حضور در یک نشست صمیمی پاسخ مثبت دادند.
خبرنگاران شروع کننده جلسه بودند. یک به یک خاطرات ماه های مذاکرات را گفتند، این که چگونه حصارها را دور می زدند تا به خبر برسند.
پس از آن دیپلمات ها حرف زدند، گفتند که چطور راه ها را طولانی می کردند تا خبرنگاران را دور بزنند یا انجا که جلوی چشم خبرنگاران می امدند قصد داشتند چه پیام متفاوتی به دنیا برسانند.

**عراقچی: برای من قابل تصور نیست
سیدعباس عراقچی از دشواری های حرفه خبرنگاری گفت و انتظار های پشت در های بسته برای ثبت یک لحظه خبر، لحظه ای که اگر از دست می رفت همه چیز از دست رفته بود.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده برای توصیف شرایط دشوار خبرنگاران هسته ای واژه کم می آورد و هر از چندگاه مکثی می کرد.
او گفت: همیشه به دوستان گفته ام خبرنگاری کار خیلی سختی است. برای خود من اصلا قابل تصورهم نیست که از اول صبح پشت در اتاقی بایستم که چند نفر در آن صحبت می کنند. به انتظار باشم تا بیرون بیایند و بعد هم صبر نکنند و بروند. جدا کار سختی است.
عراقچی افزود: این همه صبر کردن و انتظارکشیدن برای یک لحظه که اگر از دست بدهید همه چیز از دست رفته. ما وقتی پشت در اتاق اقایان ظریف و صالحی که با کری و مونیز صحبت می کردند می نشستیم ،کلافه می شدیم. می گفتیم چرا بیرون نمی آیند. چه رسد به خبرنگارانی که در سرما و زیر باران و برف به انتظار می ایستادند.
معاون وزیر امور خارجه گفت: من وقتی از بالای هتل کوبورگ خبرنگاران منتظر را می دیدم ، احساس...
مکث او باعث شد خبرنگاران یکصدا بگویند: ترحم؟
عراقچی گفت: واقعا ادم دلش می سوخت. بخصوص بعضی از چهره ها را هر وقت شب و روز از ان بالا نگاه می کردیم، می دیدیم که هنوز هستند.

** در نبرد رسانه ای هم کم نیاوردیم
عضو ارشد تیم مذاکره کننده گفت: شهادت می دهم که در عرصه نبرد رسانه ای هم چیزی از حریف بخصوص امریکایی ها کم نیاوردیم. شاهد بودم که انها چطور لحظه به لحظه رسانه های ما را کنترل و دنبال می کردند. ما هم همین کار را می کردیم.
وی خاطرنشان کرد: در همه جلسات، من و دوستانم و از آن طرف اشمید و شرمن چشممان به موبایل ها بود و خبرهایی که می آمد. این که چه کسی چه خبری می دهد تا بتواند فضا را عوض کند.
معاون وزیر خارجه اظهار داشت: هیچ کم و کسری از این جهت نداشتیم. خیلی خوب توانستیم ظاهر شویم. از سیستم ها و شبکه های جدید استفاده کردیم و توانستیم دیپلماسی بالکنی راه بیندازیم.

** دیپلماسی بالکنی چگونه شکل گرفت
عضو ارشد تیم مذاکره کننده از لحظه ای گفت که ایده « دیپلماسی بالکنی» شکل گرفت. گفت: اولین بار در وین، من و اقای ظریف به بالکن رفتیم. بعد از یک جلسه بسیار بد و تلخ بود و خیلی خسته بودیم. جلو که امدیم خبرنگاران متوجه شدند. اقای ظریف خواست برگردد، گفتم این همه منتظر ایستاده اند یک عکس هم که بگیرند طوری نمی شود.
وی خاطرنشان کرد: اولین عکس ها که مخابره شد ،بلافاصله بازتاب پیدا کرد. اقای ظریف هم دستی تکان داد و عکس در دنیا مخابره شد.
معاون وزیر امور خارجه اضافه کرد: بعدا به این نتیجه رسیدیم که بالکن مکان بسیارخوبی برای فضاسازی رسانه ای است.
عراقچی گفت: یک بار یادم است که فضای مذاکرات خیلی تلخ شده بود. به داخل هم منعکس شده بود که مذاکرات خوب پیش نمی رود و واقعا هم همین طور بود.همه ما روحیه بسیار بدی داشتیم. 
وی افزود: با اقای ظریف و صالحی مذاکره کردیم که چکارکنیم. به این نتیجه رسیدیم برای این که پیام متفاوتی به ایران بفرستیم و فضا را عوض کنیم، طوری که احساس کنند همه چیز خوب پیش می رود به بالکن برویم و بخندیم.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده گفت: دو عکاس بالا امدند و برخی هم پایین بودند. از قضیه بالکن استفاده هدفمندکردیم.
معاون وزیر امور خارجه خاطرنشان کرد : یک بار هم کری قرار بود به کنفرانس خبری برود. اقای ظریف قبل از این که او به محل کنفرانس برود از بالکن حرفی زد دو پیامی داد که فضا را در دستش گرفت.
او صحبت هایش را باتوصیفی از خبرنگاری تمام کرد و گفت: حرفه خبرنگاری یعنی کنجکاوی، سمج بودن و رها نکردن. هر خبرنگاری که این طور باشد کارش را درست انجام می دهد.
عضو ارشد تیم مذاکره کننده ازخبرنگارانی که در دوران مذاکره از او و اعضای دیگر تیم بی مهری دیدند هم پوزش خواست.

**دور زدن خبرنگاران

داود محمد نیا یکی از اعضای تیم مذاکره کننده از روزهای دشوار لوزان برای دیپلمات های ایرانی گفت، دشوار به لحاظ روبرو شدن با خبرنگاران.
او گفت: قرار بود در مذاکرات لوزان راه حل ها و فرمول ها شناسایی شود . توافقات به حدی نرسیده بود که رسانه ای شود . هر خبری که در آن مقطع منتشر می شد می توانست با خط سیاسی ما درتعارض باشد.
محمد نیا افزود: چاره ای نداشتیم جز اینکه از دست دوستان خبرنگار غایب شویم. راهرو ها و سالن های هتل بوریواژ هم روبرو شدن با خبرنگاران را ناگزیر می کرد.
عضو تیم مذاکره کننده گفت: من راهی پیچ در پیچ کشف کردم و ان را به سایر اعضای تیم هم گفتم. با یک اسانسور به طبقه 5 می رفتم. از انجا با اسانسوری دیگر به طبقه 2 . در طبقه دوم سقف کاذب چوبی بود که بالای سر خبرنگاران بود. از انجا رد می شدیم.
وی اظهار داشت: تا چند روز از این مسیر می رفتیم. بعد از هفت یا هشت روز یکی از خبرنگاران پرسید چرا هیچکدام از شما پیدایتان نیست؟

** زوایای پنهان مذاکرات
او از زوایای پنهان دیگری از مذاکرات هم گفت، از اقامه نماز جماعت به امامت ظریف یا عراقچی، دعاهای دسته جمعی ، ایمیل ها و پیامک های ظریف به مذاکره کنندگان که پیش از مذاکرات و قبل از حرکت به سمت محل مذاکره این دعاها را بخوانید.
محمد نیا گفت: من صدای دعاهای دسته جمعی اعضای تیم و توسل هایشان را ضبط کرده ام. 
عضو تیم مذاکره کننده خطاب به خبرنگاران گفت: نمی دانید که گاهی با سوال نکردن هایتان چه کمک بزرگی به ما می کردید.
او از خبرنگاران خارجی هم گفت که مانند دیپلمات ها عمل می کردند و یاور تیم مذاکره کننده خود بودند.

** فصلی نو در روزنامه نگاری و دیپلماسی
خبرنگاری را به لحاظ شخصیتی به کنجکاوی می شناسند، اینکه حرف سر زبانش نماند و راز نگه ندارد. درست برعکس ، دیپلمات با به هزار تویی، رازداری و بیان حرفهایی که پی بردن به نیت ان نیازمند کشف و شهود است.
مهیمانی خبرنگاران تفاوت این دو قشر را به خوبی نمایاند. با این حال در مذاکرات هسته ای، هر دو به یک نقطه رسیده بودند. خبرنگاران ایرانی « شکنجه رازداری» را تحمل می کردند و خبری هم اگر به دستشان می رسید،مخابره نمی کردند و دیپلمات ها هم از رسانه ها مدد می گرفتند تا قدری فضای مذاکرات را عوض کنند.
خبرنگاران و دیپلمات های ایرانی فصلی نو در اصول روزنامه نگاری و دیپلماسی گشوده اند که می تواند تجربه ان در مراکز علمی تدریس شود.
از : کتایون لامع زاده
نام:
ایمیل:
* نظر: