شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - October 19 2019
کد خبر: ۱۴۳۶
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۵:۵۵
ما توانستیم بین اسرائیل و آمریکا اختلاف نظر بیاندازیم.برخی می گویند این اختلاف تاکتیکی است ولی به نظر من واقعی است. البته ما می توانیم صورت مسئله را پاک کنیم و بگوییم اختلاف این ها تاکتیکی است تا موضوع را لوث کنند. من به عنوان یک فرد رسانه ای که سی سال است که کار من این است، شهادت می دهم که تمام قرائن و شواهد این طور نشان می دهد که این اختلاف، اختلاف واقعی است. هر چه قدر هم که گفته شود این اختلاف تاکتیکی است به نظرم این طور نیست.
بعد از توافق ژنو خوب است که کارشناسان با تحلیل هر چه بیشتر این روند، به تیم مذاکره کننده و همه مسئولین کمک کنند و فضا به سمتی برود که منافع ایران به دست مسئولین کشور به بهترین نحو تأمین شود. این نشست را از یک سوال آغاز می کنیم.

 از نظر شما نکات مثبت و منفی توافق ژنو چیست؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): ما در هر توافقی وقتی می خواهیم جنبه‌های مثبت و منفی را تحلیل کنیم بر اساس مقدورات است یا مطلوبات. چون گاهی می خواهیم بگوییم مطلوب ما چیست. در آن صورت نقاط منفی و مثبت چیزهایی خواهد شد اما وقتی بخواهیم بر اساس مقدورات، یعنی آن چه که فراهم کردن آن برای مقدور بوده است، قضاوت کنیم آن موقع منفی‌ها و مثبت‌ها چیزهای دیگری خواهد شد. 

 ما به تجربه دریافتیم که فقط حق گفتن کافی نیست و به فرمایش امیرالمومنین باید بلد باشیم از حق مان به حق دفاع کنیم. یعنی روش مناسبی برای دفاع از حق پیدا کنیم. این که من صرفاً حرف حق را بگویم کفایت نمی کند و حتماً باید بلد باشم چگونه از سخن حق خود دفاع کنم. 

تعبیر "توافق نامه" به جای "دستور اقدام مشترک" بار حقوقی متفاوتی به همراه دارد

 اگر در انعکاس رسانه ای توافق ژنو، از همان ابتدا کلمه "دستور اقدام مشترک" جا می‌افتاد خیلی خیلی بهتر از عبارت "توافق‌نامه ژنو" بود. چون توافق نامه از نظر حقوقی بار مفهومی دارد. این که بگوییم "دستور اقدام مشترک" بار حقوقی آن نیز متفاوت خواهد شد. از نظر رسانه ای لازم بود از همان ابتدا عبارت "دستور اقدام مشترک" را جا می انداختیم و روی آن کار می کردیم تا سطح انتظارات ما متناسب با این واژه می شد نه متناسب با یک توافق نامه. این کار باعث می‌شد تا انتظار ما از این مذاکرات متعادل‌تر می شد. هر کدام از این واژه ها بار حقوقی خودش را دارد

توافق نامه ژنو دشمنان ما را از تهاجم به تدافع انداخت و بین آن ها اختلاف افکنی کرد

اولین دستاورد و نکته مثبت این توافق نامه این بود که دشمن ما را از موضع تهاجم به تدافع انداخت. هجمه ای از تیرماه 91 علیه ما شروع شد و گسترش پیدا کرد و شدید ترین تحریم ها که در طول تاریخ انقلاب اسلامی بی سابقه بوده است بر ملت ایران  تحمیل شد. این توافق نامه موجب شد تا جلوی این تهاجمات گرفته شود و در عمل، سدی در مقابل این تهاجم وسیع بسته شد. 

نکته دوم این است که توافق‌نامه ژنو باعث شد بین دشمنان ایران یا جبهه مقابل تفرقه ایجاد شود. ما به سبب سیاست هایی که خودمان بعضاً مسئول آن بودیم، موجب وحدت و تقویت دشمنان‌مان شده بودیم؛ از جمله این موضع که این قطع نامه ها کاغذ پاره ای بیش نیست و آنقدر قطع نامه صادر کنید که قطع نامه دانتان پاره شود و تأکید ما از سال 86 بر این که از نظر ما دیگر بحث پرونده هسته‌ای ما تمام شده است و دیگر بحثی نداریم و باید در مورد همکاری های بین المللی هسته ای، خلع سلاح بین المللی و کمک به چگونگی حل و فصل مسئله بحرین و سوریه و مواردی از این دست بپردازیم و ما در مورد چیزی که از نظر ما تمام شده است، صحبتی نداریم. این الفاظ موجب می شد که ما دشمنان خود را با یکدیگر متحد کنیم و دیدگاه آن ها با هم نزدیک تر و نزدیک تر شود. مواضع غلط ما موجب اتحاد دشمنان ما شده بود. 

این توافق موجب اختلاف واقعی بین اسراییل و آمریکا و داشتن غنی سازی بدون داشتن تحریم شد

 با این توافق ما توانستیم بین اسرائیل و آمریکا اختلاف نظر بیاندازیم.برخی می گویند این اختلاف تاکتیکی است ولی به نظر من واقعی است. البته ما می توانیم صورت مسئله را پاک کنیم و بگوییم اختلاف این ها تاکتیکی است تا موضوع را لوث کنند. من به عنوان یک فرد رسانه ای که سی سال است که کار من این است، شهادت می دهم که تمام قرائن و شواهد این طور نشان می دهد که این اختلاف، اختلاف واقعی است. هر چه قدر هم که گفته شود این اختلاف تاکتیکی است به نظرم این طور نیست. 

نکته سوم این است که توافق‌نامه ژنو موجب شد ما غنی سازی اورانیوم داشته باشیم اما تحریم نداشته باشیم. البته نه به این معنی که کلا تحریمی نداشه باشیم بلکه تحریم های جدید نداشته باشیم. به نظر من این یک موفقیت بود که ما با این توافق توانستیم جلوی روند افزایش تحریم را بگیریم. این یک موفقیت برای ما در این گام بوده است. حال باید در گام های بعد ببینیم چطور می شود.

پرونده هسته ای در سه دوره خاتمی، احمدی نژاد و روحانی 

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): ما در عرض 15 سال گذشته سه مرحله تصمیم گیری را در ارتباط با پرونده هسته ای ایران پشت سر گذاشته ایم؛ مرحله اول دوران آقای خاتمی بود که مسئول پیگیری مذاکرات آقای روحانی بودند که منجر به انعقاد قرارداد سعدآباد شد. بر اساس آن قرار شد در یک مدت زمانی که مقدار آن مشخص نبود، ما فعالیت هسته ای مان را به حالت تعلیق در بیاوریم. در آن زمان هنوز تحریمی به وحود نیامده بود و قطع‌نامه ای نیز صادر نشده بود. 

دوره دوم مربوط به دوره آقای احمدی نژاد است که سرآغاز صدور قطع نامه ها بود و موضوع داشت جدی می‌شد و جدی هم شد. آمریکایی ها به دنبال این بودند که موضوع پرونده هسته ای ایران را تبدیل به یک پدیده بین المللی کنند و در این کار هم موفق شدند. اکنون نیز وقتی آقای اوباما درباره موضوع هسته‌ای ایران صحبت می کند، از طرف آمریکا صحبت نمی‌کند بلکه همیشه تکیه کلام او بر رضایت جامعه جهانی است.

 دوره سوم که هم اکنون در جریان آن هستیم، دوره آقای روحانی است که در آن بالاخره یک قدمی برداشته شد و التهاب پرونده هسته ای ایران کاهش و به یک توافق ابتدایی دست پیدا کرد. بر اساس قرارداد و موافقت نامه سوم آذر(توافق ژنو)، به هر حال یک حالت ایستایی در فعالیت‌های ما و آن ها به وجود آمده است. هر دو طرف این آمادگی را دارند که محتویات موافقت نامه سوم آذر را اجرا کنند. منتهی مشکلاتی در پیش راه هر دو طرف وجود دارد.

همه مشکل غرب با ما مسئله هسته ای نیست

 غیر از کانون های مخالفی که در ایران و آمریکا وجود دارد مجموعه 1+5، به دنبال این هستند که در شرایط فعلی که ما در گلوگاه تصمیم گیری های حساس هسته ای ایران هستیم، مشکلاتمان با ایران را تبدیل به یک پکیجی کنند. به این معنی که همه مشکل غرب با ما مسئله هسته ای نیست. بنابراین می خواهند مسائل دیگری را نیز مطرح کنند که در حاشیه نشست سوم وین، به طور محرمانه چند پیشنهاد دیگر را نیز به ما مطرح کردند که در محتوای موافقت‌نامه نبود و ما هم آن را نپذیرفتیم. یکی از دلایلی که نشست سوم وین به سرعت خاتمه پیدا کرد این بود که انتظارات آن ها بیرون از چارچوب موافقت نامه سوم آذر بود. 

احتمالاً در  نشست کارشناسی اخیر نیز که چند روز گذشته به پایان رسید به موضوعات تبعی آن پرداخته نشد اما هنوز این مسائل برقرار است و یکی از خبرگزاری ها نیز اعلام کرد 1+5 با ایران منهای محتویات موافقت نامه سوم آذر، سه تا مشکل اصلی دارد؛ یکی مسئله کنترل موشکی است. دوم مسئله حقوق بشر است و سوم نیز مسئله دخالت ایران در منطقه و وجود اهرم های قدرت ایران همچون حزب الله و حماس در منطقه است. 


آقای روحانی از حاشیه های نشست وین خشنود نیست

با صحبت هایی که امروز آقای روحانی داشتند، حکایت از این داشت که وی از آن چه که در نشست سوم وین گذشته، خشنود نیستند. شاید در روزهای آینده نیز این نگرانی و التهاب همچنان در مسئولین ما وجود داشه باشد. اگر چه ظاهراً مسئله آب سنگین اراک در مذاکرات مطرح است اما به نظر من اگر این سه موضوع جدیت پیدا کند ممکن است در روند مذاکرات مشکل به وجود بیاورد. 

 بحث کنترل موشکی و دخالت ایران در منطقه بحث رسانه ای است/ "دستور کار برای اقدام مشترک"، تکلیف کار را روشن کرده است 

بهشتی پور(موافق توافق ژنو): چیزهایی مانند بحث کنترل موشکی، دخالت ایران در منطقه و مواردی از این دست که در رسانه ها مطرح می شود رسانه ای است.  یعنی فضای رسانه با فضایی که در آن مذاکرات بحث می شود متفاوت است. "دستور کار برای اقدام مشترک"، تکلیف کار را روشن کرده است که چه کسی چه کاری را باید در چه زمانی انجام دهد و چه مراحلی باید طی شود. موضوع بحث هم روشن است. بنابراین مسائل موشکی و حقوق بشر و دخالت ایران در منطقه نه این که مطرح نیست، برای غرب حتماً مطرح است اما در مذاکرات مطرح نیست. ایران آمادگی آن را ندارد که در مذاکرات راجع به این موضوعات بحث کند. چون اصلاً این ها موضوع در دست کار توافق ژنو نیست. چهارچوب دستور کار ژنو مشخص است و متن آن هم روشن است و ایران آمادگی دارد در آن چهارچوب مذاکره کند.

همه نگرانی های 1+5 تضمین امنیت صدور نفت و تضمین بقای رژیم صهیونیستی است

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): سفر خانم رایس و خانم فیشر به تل آویو حکایت از انتظارات بیرون از موافقت نامه می کرد. من با فرمایش ایشان (بهشتی پور) موافق هستم ولی اظهارنظرهای غیر دوستانه و شاید خصمانه ای که خانم رایس در تل آویو کردند، حکایت از این می کند که مشکل اساسی ما مشکل ما با غرب نیست بلکه مشکل ما با اسراییل است. بنابراین همه نگرانی های 1+5 این است که دو تا تضمین امنیت باید صورت بگیرد: یکی تضمین امنیت صدور نفت و دیگری تضمین بقای رژیم صهیونیستی. بنابراین رفتن این هیئت به تل آویو پیامی بسیار بسیار وسیع تری از محتوایات موافقت نامه داشت.

 بر اساس قانون رسمی کشور توافق‌نامه ژنو با هر اسم و عنوانی برای اجرایی شدن باید از مجلس مصوبه قانونی می‌گرفت

 آقای دکتر نوبری، صحبت های موافقین را شنیدیم. آقای دکتر بهشتی معتقد است، توافق نامه ژنو دشمن را از حالت تهاجمی خارج کرد و مانع ادامه افزایش تحریم ها شد و اختلاف واقعی بین آمریکا و اسراییل انداخت. دکتر بیگدلی هم معتقد است مشکل جدی ما با اسراییل است و این مسئله از سفر خانم رایس مشخص است. همچنین غرب به دنبال افزودن بحث موشکی ایران به پکیج 1+5 است. نظر شما در این باره چیست؟

ناصر نوبری(منتقد توافق‌نامه ژنو): دکتر بهشتی اشاره ای به بحث اسم مذاکرات هسته ای داشتند و گفتند که باید دقت کنیم که هر اسمی بار حقوقی خودش را دارد. اتفاقاً یکی از نکات کاملاً حرفه ای نقد این موافقت نامه همین اسم است؛ دوستان ما اسم "اقدام مشترک" را بر این موافقت نامه گذاشتند و معتقد هستند نباید به آن "موافقت نامه" بگوییم. به همین دلیل و با همین توجیه مجلس را قانع کردند که این موافقت نامه نیاز به ورود و تصویب مجلس ندارد در حالی که هم مجلس اشتباه کرده است و هم دولت. طبق قانون رسمی کشور که متن آن را خواهم خواند، این توافقات انجام شده با هر اسمی که داشته باشد، "اقدام مشترک"، "توافق نامه" یا هر چیز دیگری، حتماً باید به مجلس می رفت و مصوبه قانونی می گرفت تا اجرایی شود. هر اسمی که می داشت همین بود. 

این قوانین را برای شما می خوانم؛
« آیین نامه تنظیم و انعقاد توافق های بین المللی موضوع تصویب نامه شماره13 126 ت 91 ، مورخ 9/3/1371 »

این آیین نامه حدود بییست و یک سال پیش تدوین شده است و معاونت حقوقی و امور مجلس رییس جمهور نیز این را ابلاغ کرده است. در فصل اول بند یک ای آیین نامه مجموعه توافقات در  کشور را تحت عنوان های توافق نزاکتی، ساده و ... و یک توافق را نیز توافق حقوقی نامیده است. 

آقایان نماینده مجلس و مسئولین دولتی ذیل ماده یک این آیین نامه را ملاحظه نمایند. در ماده یک توافق حقوقی را این گونه تعریف می کند: «توافق حقوقی توافقی است ناشی از روابط بین‌الملل که به موجب آن دستگاه دولتی در مقابل دولت، موسسه و شرکت دولتی خارجی یا مجامع، شوراها و سازمان های بین المللی ملتزم به امری شود و دارای آثار و تبعاتی برای کشور گردد.»

مفادی که در توافق نامه ژنو آمده است ـ توافق نامه یا هر اسم دیگری که می خواهیم برای آن بگذاریم فرقی نمی کند ـ آیا کشور و دولت ما را موظف و متعهد در برابر برخی کشورهای دیگر برای اقدام و اجرای چیزی ملزم کرده است یا نه؟ اگر کرده است پس شامل این بند می شود. یعنی جزو توافقات حقوقی محسوب می شود. 

در فصل دوم، ماده هفت، بند ج، می گوید: «موضوعات زیر باید به تناسب، تحت یکی از عناوین عدنامه، مقابله نامه، موافقت نامه، قرارداد یا پیمان و در چهارچوب قراردادهای حقوقی تشریفاتی، تنظیم و تصویب شود.»

در ادامه این آیین نامه آمده است که قراردادهای حقوقی تشریفاتی حتماً باید برای تصویب به مجلس برود. ماده هفت این آیین نامه می گوید که کدام یک از موافقت نامه ها جنبه حقوقی تشریفاتی پیدا می کند؛ از الف تا ز ذکر می کند. بند ج این ماده را توجه کنید. بند ج ماده هفت ذیل فصل دوم می گوید: «در مورد توافق های چند جانبه بین المللی که در چهارچوب یا تحت نظارت سازمان ها، مجامع و اتحادیه های بین المللی منعقد می شود، این توافق، حقوقی تشریفاتی است». 

توجه بفرمایید! در بخش اول این توافق نامه ژنو ـ یا هر اسم دیگری که بر آن می گذارید ـ در ذیل مقدمه آن ذکر کرده است: «قرار است آژانس بین المللی اتمی بر راستی آزمایی ایران نظارت کند.» 

پس ما در این موافق نامه یک سازمان بین المللی را به عنوان ناظر بر اعمال خود قبول کرده ایم. بند ج هم این چنین می گوید: توافق های چند جانبه بین المللی که در چهارچوب یا تحت نظارت سازمان ها و مجامع بین المللی منعقد می شود، جزو موافقت نامه های حقوقی تشریفاتی محسوب می شود که باید برای تصویب به مجلس برود. پس بند اول نشان می داد چون دولت ایران ملتزم به اجرای مواردی در قبال خارجی ها شده است، پس این توافق حقوقی است. این بند هم تصریح می کند که هر موافقت نامه ای که یک ناظر بین المللی پیدا کند که هم اکنون طبق موافقت نامه ژنو، این توافق نامه یک ناظر بین المللی که آژانس بین المللی اتمی است، پیدا کرده است، یک موافقت نامه حقوقی تشریفاتی است. بنابراین برای تصویب شدن باید به مجلس برود. 

نکته اخر که این مسئله را کاملاً قطعی می کند این است: جالب است که کسانی که 21 سال پیش این آیین نامه را نوشتند و به عنوان قانون تصویب کردند، همه موارد را پیش بینی کرده اند. آن ها پیش بینی کرده اند که آمدیم و یک عده آمدند و موافقت نامه ای را درست کردند و اسم آن را چیزی گذاشتند که بر اساس آن اسم، اسم آن نه موافقت نامه، نه مقابله نامه، نه قرارداد و نه پیمان نبود که بتواند از زیر بار پروسه مصوب مجلس شدن فرار کنند. این قانون این را هم پیش بینی کرده است. دقت کنید ببینید چقدر جالب است. 

تبصره ذیل ماده هفت فصل دوم این آیین نامه می گوید: «در صورتی که توافق های حقوقی تشریفاتی چندجانبه عنوان دیگری داشته باشد و امکان تطبیق آن با عناوین مذکور در ماده فوق نباشد، اعلام قبولی آن با رعایت سایر ترتیبات مجاز است.» 

یعنی می گوید هر اسمی هم که گذاشتند، گذاشتند. اگر مفاد آن با مفاد حقوقی تشریفاتی مطابقت می کرد، فقط به شرطی قابل قبول است که این مراتب حقوقی تشریفاتی را رعایت کند یعنی برای تصویب به مجلس برود. حالا اسمش "اقدام مشترک" هم بود، بود.

بر اساس سه بند از آیین نامه اجرایی مصوب 1371 که قانون رسمی کشور است، دو بند، توافق نامه ژنو را بر هر اسمی که بر آن گذاشته شود، حقوقی تشریفاتی می داند و یک بند هم می گوید اگر اسم دیگری غیر از اسامی پیش بینی شده در این آیین نامه برای آن گذاشتند اما مفاد آن مانند مفاد قراردادهای حقوقی تشریفاتی بود باید برای تصویب شدن به مجلس برود. 

ما با بالا بردن مذاکرات در سطح وزرای خارجه 7 کشور عملاً چهار میخه می شویم

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): من می خواهم از زوایه دیگری که شاید کم تر به آن اشاره شده به این مسئله نگاه کنم.

من فرض را بر این می گذارم که  برای این اتفاق ـ چون برخی آن را در حد یک معاهده بین‌المللی می دانند و برخی هم آن را در حد یک "قدام مشترک" آن را کوچک  می کنند ـ یک فرضیه سومی هم هست. یک زمانی اشتون مسئول است و زمانی هم پای کری و لاوروف سط کشیده می شود. 

بنابراین یک فرضیه سومی نیز هست که من تنها آن را طرح می کنم و فعلاً نمی خواهم روی آن بحث کنم. این فرضیه این است که وقتی ما سطح شرکت کنندگان در این مذاکرات را از معاونین بالاتر می‌بریم و به سطح وزرای خارجه می‌رسانیم، عملاً خود را در موقعیتی قرار دادیم که "چهار میخه" می‌شویم. یعنی عملاً اتفاقی که می افتد با حضور 6 وزیر خارجه طرف مقابل و یک وزیر خارجه ما تبدیل به یک عهدنامه بین المللی می شود و این خیلی بالاتر از یک توافق نامه است. 

در حالی که در مذاکرات گذشته، عالی ترین مقامی که شرکت داشت، کاترین اشتون بود، در حال حاضر عالی ترین مقام کری، لاوروف و وزرای خارجه 5 قدرت جهانی مانند آلمان هست. یعنی ما با این کار، فضا را خیلی سنگین‌تر کردیم. اسمش را هر چه که بگذاریم این اتفاق افتاده است. اسمش را "دستور اقدام مشترک" یا "توافق نامه" یا هر چیز دیگری که بگذاریم این چنین بوده است. 

ضمانت اجرای این توافق نامه چیست یا کیست؟

اولین سوال این است که آمدیم و این اتفاق، به گونه ای رخ داد و اتفاق مبارکی شد و در آن توافق های خیلی خوبی صورت گرفت و به نفع ملت ایران بود و هیچ نکته منفی هم نداشت. سوال من این است که ضمانت اجرایی که دوستان مذاکره کننده برای اجبار طرف غربی به عمل تعهداتش در نظر گرفته اند، چیست؟ اگر ما چنین ضمانتی داریم که طرف غربی را مجبور کنیم تا به تعهداتش عمل کنند، تیم مذاکره ایرانی بیان کنند که چیست. اگر ضمانت اجرای آن ها این است که غربی ها به توافقات شان پایبند هستند من می گویم در همین مسئله هسته ای، تجربه نشان داده است که آن ها به موافقت نامه ها و حتی معاهدات بین المللی همچون "ان پی تی" هم پایبند نیستند. آن ها به همین سادگی به "ان پی تی" هم پایبند نبودند. چون بر اساس مفاد آن باید تعهداتی را در خصوص ما رعایت می کردند که نکردند. 

مثال خیلی ساده می زنم. آمریکایی ها معاهده الجزایر را در شرایطی که در موقعیت ضعف و فشار بودند و گروگان های آن ها دست ما بودند، با ما منعقد کردند. وقتی گروگان ها آزاد شدند، آن ها اولین بند این معاهده را که بحث عدم دخالت آن ها در مسائل داخلی ایران بود، هیچ وقت رعایت نکردند.

 آیا آقای ظریف ضمانت اجرایی خاصی در نظر دارد که تاکنون رو نکرده است؟ فرض کنیم ما اصلاً چشمان مان را به محتویات موافقت نامه ببندیم و بگوییم عالی است. به هر حال موافقت نامه ضمانت اجرا می خواهد. چه چیزی شش قدرت مقابل را وادار می کند تا به تعهداتشان وفادار باشند؟ هژمون بودن ما؟ قدرت نظامی ما یا "بالانس قدرت ما"؟ کدام یک قرار است آن ها را وادار به رعایت مفاد قرارداد کند؟ هیچ کدام. اگر شما ضمانت اجرایی داشتید، همین الان آن ها بر اساس ای.کا.او آن ها تعهد داشتند که همه قطعات هواپیمایی را برای سیف بودن پرواز های مسافربری به ما بدهند اما رعایت نکردند. ای.کا. او یک معاهده بین المللی است که لازم الاجراست اما اجرا نمی کنند.  

آقای ظریف با این انگاره که چون ما ضعیف هستیم باید به مذاکره تن بدهیم وارد مذاکرات شده است

ما چگونه می توانیم آن ها را وادار کنیم که ای.کا.او را رعایت کنند؟ هیچ طور. آن ها ما را بر خلاف معاهده ای.کا.او تحریم می کنند. وقتی ما نمی‌توانیم آن‌ها را وادار به پایبندی به توافق نامه ها و معاهداتی که تا امروز داشته اند، کنیم ما چگونه می خواهیم آن ها را وادار کنیم به توافق نامه ژنو پایبند باشند. اگر این ها مفاد این توافق نامه را رعایت نکردند شگرد بعدی و راهکار آقای ظریف چه خواهد بود؟ جز این است که آقای ظریف باید دوباره تن به واقع بینی بدهد و بپذیرد که ما نمی‌توانیم طرف مقابل را مجبور به رعایت تعهداتشان کنیم، چون ضعیف تر از آن ها هستیم؟ آقای ظریف با این انگاره وارد مذاکره شده است که ما تحت فشارها قرار گرفته ایم و ضعیف هستیم و چون ضعیف هستیم قاعدتاً باید برویم و تن به مذاکره بدهیم.

این نکته اگر روشن نشود، آن گاه بحث در مورد متن توافق نامه مبنی بر این که عالی یا ذلت‌بار تنظیمم شده، دیگر جایگاهی نخواهد داشت. باید ضمانت اجرایی مشخص شود. اگر ضمانت اجرایی نداریم، اصلاً در مورد چی داریم بحث می کنیم؟ توافق نامه ای که نمی دانیم آیا اجرا می شود یا نمی شود و اجرای آن را بسته به انصاف طرف مقابل می خواهیم بگذاریم. آیا طرف مقابل به توافق نامه های قبلی پایبند بوده و عمل کرده است که این بار هم این چنین کنیم؟

انتهای خواسته غربی ها در مذاکرات به "رسمیت شناختن اسراییل" است

مسئله بعدی، مسئله ای است که آمریکایی‌ها و طرف اروپایی در سال های گذشته به اشکال مختلف بارها مطرح کرده اند. اصلاً مسأله، مسأله هسته ای نیست و آن را با مسائل دیگر پیوند زده اند. وقتی آن ها را بررسی می کنیم می بینیم که این مسائل، بحث "حقوق بشر"، "حقوق بهاییت" و "محدود کردن برد موشک‌های دفاعی ایران" به برد 500 کیلومتر است که در نهایت، انتهای این خواسته ها به "رسمیت شناختن اسراییل" می رسد.

 حامد کرزای، رئیس‌جمهور افغانستان مدتی پیش این مسئله را مطرح کرد. او گفت من رفتم به نوعی به نیابت از طرف ایرانی با آمریکایی ها سر مسائل  هسته ای با خانم رایس یک چانه‌زنی کنم. رایس به کرزای گفته بود اصلاً مسأله ما با ایران مسئله هسته ای نیست اگر مسئله ایرانی ها با ما بر سر اسراییل حل شود حتی اگر بخواهند ما خودمان به آن ها بمب هسته ای می دهیم برای این که برای روسیه یک نوع مزاحمت ایجاد کنند. بحث، بحث هسته ای نیست. 

تبدیل مذاکرات به مسئله اصلی کشور یک خطای راهبردی استراتژک است

مسئله بعدی این است که تبدیل این مطلب به مسئله اصلی کشور، یک خطای راهبردی و استراتژیک است. فعلاً خروجی دست به نقد این توافق‌نامه 4.2 میلیارد دلاری بوده که از حساب بلوکه شده نفت برداشت شده و به حساب بلوکه شده بانک مرکزی در سوییس ریخته شده است و به تعبیری که سخنگوی محترم گفتند یک سنت از آن هم وارد کشور نشده است و می شود آن را چمدانی وارد کرد. مگر در سال های گذشته شما چمدانی عمل نمی کردید؟ کشوری که جی ام پی آن در شرایط تحریم، چیزی حدود 500 میلیارد دلار است، پیوند آن با 4.2 دلاری که هنوز یک سنت آن به دست شما نرسیده است اصلاً با عقل سازگار نیست.

تبدیل کردن "یک مسئله ای که هنوز هیچ چیز خاصی نیست و خروجی ندارد" به نقطه امید کشور و این که به بهانه آن "جشن هسته ای" برگزار کنیم و بگوییم تحریم ها ترک برداشت و همه چیز تمام شد و از امروز دیگر در باغ سبز باز خواهد شد غلط است. به فرض محال که این گونه هم شده باشد این یک خطای بسیار استراتژیک و عریان کردن ضعف خود در برابر دشمن است. کدام سیاستگذار معقولی می پذیرد که نقاط ضعف خود را در برابر دشمن رو کند مگر کسی که بخواهد در برابر دشمن تسلیم شود. وقتی دشمن دارد به شما فشار وارد می کند و شما صدای فریادتان بلند شود، دشمن آن جا را بیشتر فشار خواهد داد. این یک خطای بزرگ است که شما در چنین شرایطی در عمل بگویی فرج تمام مشکلات کشور در این مذاکرات است. 

این موافقت نامه تنها یک پیش نویس پروتکلی برای انجام کار است و تعهد آور برای طرفین نیست

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): وظیفه آژانس هسته ای رسیدگی به مسائل فنی و حقوقی این پرونده است و زمانی که نتوانست به این کار رسیدگی کند، پرونده را به شورای امنیت ارجاع داد و این پرونده وارد مرحله سیاسی شد. این مذاکرات هنوز به مرحله موافقت نامه نرسیده است یعنی این نام، نامی است که بر آن گذاشته است اما هیچ تعهد مالی به وجود نیاورده است و این موافقت نامه تنها یک پیش نویس پروتکلی برای انجام کار است و هیچ تعهدی برای هیچ یک از طرفین به وجود نیاورده است. بارها مقامات 1+5 و آقای اوباما گفته اند که این توافق نامه هیچ تعهدی برای طرفین به وجود نمی آورد زیرا هیچ یک از تحریم ها به طور رسمی و قطعی لغو نشده است. بنابراین خیلی سخت است که این توافق را به عنوان یک موافقت نامه در نظر بگیریم که برای هر دو طرفین تعهد آور است در حالی که این چنین نیست. 

گفته شد که ما با یک سازمان بین المللی موافقت نامه امضا کردیم؛ اصلاً در این جا سازمان بین المللی وجود نداشته است. اگر ما می خواستیم قراردادی را امضا کنیم متولی و مسئولین این کار آژانس هسته ای است که ما با او هیچ قراردادی امضا نکرده ایم و او تنها به وظایف خود عمل کرده است. همه گزارش های او نیز به نفع ایران بوده است. 

صحبت و مذاکره ما با 1+5 برای این است که همدیگر را بشناسیم یا شفاف سازی صورت بگیرد و راستی آزمایی انجام شود. موافقت نامه ای اصلاً به وجود نیامده است. در محدوده ای که تعهد و التزامی به وجود بیاورد، هیچ اقدامی صورت نگرفته است بنابراین به کار بردن موافقت نامه بر اساس مندرجاتی که ایشان از متن قانون استخراج فرمودند، در مورد آن چه بین ما و 1+5 رخ داده است، به هیچ وجه به لحاظ بار حقوقی موافقت نامه ای بین ما و 1+5 صورت نگرفته است. 

ما امکان برگشت به سال 90 را نداریم

سوال من این است که چه باید کرد؟ ما امکان برگشتن به سال 1390 را نداریم. امکان ندارد که ما بتوانیم برگردیم. یعنی برگشتن به سال 1390 هم به زیان نظام و هم به زیان جامعه ما خواهد بود. بنابراین به صراحت خدمت شما عرض می کنم که 1+5 و مخصوصاً اوباما در تنظیم این موافقت نامه، و رساندن وزرای خارجه به این نقطه بسیار بسیار کمک کرده اند تا این کار صورت گرفت. این هم با ضرث قاطع است.

این که می فرمایند پولی واریز نکردند باید بگویم غربی ها سه بانک را مشخص کرده اند که می توانیم از طریق آن ها 4.2 میلیارد دلار را برداشت کنیم. به هر حال اقداماتی برای خروج بخشی از قطعات هواپیما و نفت از تحریم  صورت گرفته است. به عنوان نمونه اقداماتی که برای رفع مشکلات صدور نفت ما به 4 کشور آسیایی جنوب شرقی صورت گرفته است. 

اگر قرار باشد مبنا را بر نقد بگذاریم، سوال من از دوستان این است که چکار کنیم؟ به سال 1390 برگردیم؟ فکر نمی کنم چنین کاری در جامعه ما امکان پذیر باشد. 

مجلس و مرکز پژوهش‌ آن، کلی حقوقدان دارد اگر توافق نامه نیاز به تصویب داشت می گفتند

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): در مورد آیین نامه داخلی مجلس که آقای نوبری برای تصویب موافقت نامه ها به آن اشاره نمودند، من فکر می کنم مجلس و مرکز پژوهش‌ آن کلی حقوقدان و نظارت های حقوقی دارند. اگر موردی بود در زمینه توافقنامه بود خود مجلس می‌گفت. حالا باید دید که خود مجلس در این باره چه فکری می کند. البته از ارشادات آقای نوبری هم تشکر می کنم. ولی من فکر می کنم که اگر قرار بود توافق ژنو را به مجلس ارائه بدهند معلوم نبود چه زمانی در دستور کار مجلس می آید چه برسد به این که به آن توافق شود. چون مجلس مکانیسم خاص خود را برای رسیدگی به موضوعات دارد. خود شما بهتر می دانید. باید وارد دستور کار مجلس شود آیا یک فوریتی است یا دو فوریتی یا سه فوریتی؟ هنگام بحث هم باید مخالفین و موافقین کلی بحث کنند. یک  سازو کار و روند طولانی دارد که معلوم نبود کی این موضوع به سامان می رسید. 

ما طبق قانون اساسی یک مکانیسم دیگری به نام شورای عالی امنیت ملی داریم که سران سه قوه  در آن عضو هستند و کارشناسان عالی رتبه درکمیسیون های آن حضور دارند و موضوعات را بررسی می کنند. پرونده هسته ای در شورای عالی امنیت ملی که در رأس آن مقام معظم رهبری قرار دارند و بر روند آن نظارت دارند در حال بررسی است. درست است که به لحاظ اجرایی این پرونده به وزارت خارجه سپرده شده است اما همچنان در شورای عالی امنیت ملی پیگیری می شود و رأساً این شورا بر روند آن نظارت دارد. این روال قانونی پرونده هسته ای است. 

ضمانت اجرایی توافق نامه ژنو 75 میلیون نفر ایرانی است/ ما هیچ ضمانتی غیر از این نداریم

نکته دیگر، در مورد این که ضمانت اجرایی این توافق نامه چیست به صراحت خدمت دکتر کوشکی عرض می کنم که ضمانت اجرایی همه توافق ها قدرت ملی آن کشور ها است؛ هرقدر متحدتر و یکپارچه تر، 75 میلیون نفر حامی مذاکره کنندگان باشند، ما می توانیم با جسارت و جرأت بیشتری حق مان را بگیریم. این ها ضمانتی به ما نمی دهند. این‌ها یک مشت زورگو هستند و اگر این توافق نامه هم صورت نمی گرفت باز هم زور می گفتند.

 آیا اگر ما این "دستور اقدام مشترک" را امضا نمی کردیم آمریکا مداخلاتش را قطع می کرد؟ کدام آدم خوش باوری است که فکر کند اگر آمریکا آمد و با ما یک توافق نامه امضا کرد، "پسر پیغمبر" می شود و  دیگر با ما هیچ کاری نخواهد داشت و در امور داخلی ما دخالت نخواهد کرد. همه این را می دانند و کسی چنین تصوری از آمریکا ندارد. همه در ایران می دانند آمریکا قدرت هژمون است و متاسفانه اعمال قدرت، جزو ذات ایالات متحده آمریکاست. بنابراین هیچ تضمینی وجود ندارد که حتی اگر توافق هم کنیم دیگر در امور ما مداخله نکند. 

این راه حل نیست که ما به خاطر این که ایالات متحده آمریکا همچنان مداخلات خود را ادامه می دهد، خطر را در کشور کم نکنیم  و کلی مزیت های دیگری که هست را در نظر نگیریم. من به آقای دکتر عرض می کنم آمریکا همچنان به این روال خود علیه ایران ادامه خواهد داد و حتی اگر قرارداد جامع همکاری ها را هم امضا کنند پشتوانه اجرایی قرارداد، تنها ملت ایران هستند. 75 میلیون ملت ایران باید محکم پشت آن بایستند و از حق خود دفاع کنند. ما هیچ ضمانتی نداریم.

 حضور وزرای خارجه سطح مذاکرات را تعیین نمی کند/ این تنها یک مانور تبلیغاتی بوده است

نکته دیگر این است که حضور وزرای خارجه یا معاونین آن ها در تعیین سطح مذاکره تعیین کننده است. در کدام قانون بین المللی سطح مذاکره کنندگان، سطح تعهد را مشخص می کند؟ امضای دولت است که تعهدات را مشخص می کند. چه وزیر خارجه و چه ریییس جمهور و چه هر فرد دیگری امضا کند، فرقی نمی کند. مذاکرات هم اکنون در سطح وزرای خارجه صورت نمی گیرد و در سطح معاونین است. حضور آقای کری، لاوروف و بقیه وزرای خارجه برای مانور تبلیغاتی بود. آن ها آمده بودند "پزش را بدهند که به چنین دستاوردی رسیدند". حضور وزرا برای مذاکره نبود. البته اقای کری برای رفع اشکال آمده بود اما حضور سایر وزرا نمادین بود که بگویند تعهدات ما در سطح وزارت خارجه همه جانبه است و الا مذاکرات همچنان در سطح معاونین وزارت خارجه انجام می‌شود.

مطلب دیگر، این است که 4.2 میلیارد دلار با آن ترنوموی مالی که به درستی به آن اشاره کردید، اصلاً عدد قابل توجهی نیست؛ توجه داشته باشید این موضوع یک سد بزرگ را شکست. یعنی توافق ژنو یا "هرچه که اسمش را بگذاریم" سد روحی و روانی که یک برخورد و چالش را به یک تعامل تبدیل کرد. این اتفاق در عرصه های بین المللی برای جمهوری اسلامی کلی فضا ایجاد کرده است. این اتفاق ربطی به این 4.2 میلیارد دلار ندارد. یعنی ما این همه کار کرده ایم که 4.2 میلیارد دلارمان آزاد شود؟ حتماً این نبوده است. 

 در توافقنامه ژنو کلمه ای نیامده است که غنی سازی اورانیوم حق مسلم ایران است

 ما این رقم پول را برای این گذاشتیم که آنها اصرار دارند و فکر می کنند موضوع تحریم ها موضوعی است که می توانند به وسیله آن با ما بازی کنند و به عنوان یک اهرم فشار از آن علیه ما استفاده کنند. این تحلیل آن هاست. ما اشتباه نکنیم. شطرنج آنی نیست که آن ها تعیین می کنند. ما باید در صفحه خودمان بازی کنیم. مسئله ما 4.2 میلیون دلار نیست. مسأله ما به رسمیت شناختن حق غنی سازی است.

در توافقنامه ژنو چنین حقی نیامده است. یعنی کلمه ای نیامده است که غنی سازی اورانیوم حق مسلم ایران است. به آرژانتین، برزیل، ژاپن و کشورهای دیگر هم ندادند. این ها دارند نادیده می گیرند. این ها به جمهوری اسلامی حق داده‌اند که غنی سازی داشته باشد، اما تحریم نداشته باشند. این موضوع مهمی است. این را ما در مرحله اول می بینیم. 

این طور نیست که ما خوش خیال باشیم و بگوییم بله آن ها دیگر به ما حق غنی سازی اورانیوم را داده اند. بنده می گویم این اتفاق یک راهی را برای جمهوری اسلامی ایران باز کرده است که غنی سازی اورانیوم در سطح 5 درصد که مورد نیازش نیز هست داشته باشد اما تحریم نداشته باشد. این یک موفقیت در مرحله اول است. در مراحل بعدی باید بنشینیم صحبت کنیم که چه اقداماتی باید جمهوری اسلامی ایران انجام دهد که بتواند این کارها را انجام دهد وگرنه 4.2 اصلاً مبلغ قابل توجهی نیست.  

حق غنی سازی در منشور آژانس برای همه کشورها شناخته شده است

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): در مورد این که آقای بهشتی فرمودند که به آرژانتین و برزیل و ژاپن هم حق غنی سازی را ندادند باید بگویم اصلاً این جزو مسلمات منشور آژانس است که تمام کشورهای جهان حق استفاه از انرژی هسته ای صلح آمیز دارند بنابراین ضرورتی ندارد که این توضیح در متن موافقت نامه آمده باشد. این توضیح واضحات است. 

حضور وزرا سطح مذاکره را بالا برده است و این یک موفقیت برای ماست

 در مورد سطح مذاکرات هم بحث هایی بود. ما در علم سیاست هم این بحث را داریم که سطح مذاکرات در الزامات اجرایی هر موافقت نامه یا قراردادی خیلی اهمیت دارد. سطح مذاکرات ما در گذشته بین آقای جلیلی و خانم اشتون بود. شاید نزدیک به 12 دور این ها مذاکراتی با هم داشتند و در همان سطح باقی ماند. اگر سطح مذاکرات به وزرا رسیده، نشان دهنده اهمیت سطح سوم مذاکرات است.  این یعنی در اولین مراحل مذاکرات به یک توافق های نسبی رسیده اند و حالا آن هایی که باید یک تصمیم قطعی بگیرند، وارد مذاکرات شده اند. یعنی غیر از قرارداد سعدآباد که وزرای خارجه انگلیس و آلمان و فرانسه بودند، ما در هیچ دوره ای حضور شش وزیر خارجه را نداشتیم. بنابراین این به عنوان یک موفقیت و یک امر جدی در تصمیم گیری های مربوط به پرونده هسته ای است و بسیار اهمیت دارد. شاهد مثال آن نیز این است که در زمان آقای جلیلی، مذاکرات بین او و خانم اشتون به حالت فریز در آمد و ما توفیقاتی نداشتیم. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): من یک توضیحی را عرض کنم . در مورد سطح مذاکرات زمانی بحث ما این است که اگر در سطح وزرای خارجه شرکت کنیم، تعهدات ما بیشتر می شود. من حقوق دان نیستم ولی تاکنون چنین فرمولی را نشنیدم. اگر معاون وزارت خارجه ما هم برود امضا کند مجلس تایید کند یک امر لازم الاجراست. به لحاظ حقوقی وزیر هم برود، همینطور است. 

مثلاً آقای خرازی، وزیر خارجه وقت جمهوری سالامی ایران در سال 2003 امضا کرد اما وقتی مجلس آن را تأیید نکرد، این چه تعهدی برای جمهوری اسلامی می آورد. چه معاون و چه مدیر کل و چه وزارت خارجه فرقی نمی کند مهم این است که یک کشور به آن چه امضا کرده است، متعهد بشود. 

 در علم سیاست سطح مذاکره کننده بنا به اهمیت موضوع است

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): ما در علم سیاست قطعاً این را داریم و به شما اطمینان می دهم که سطح هیئت مذاکره کننده بسیار اهمیت دارد. وقتی یک قراردادی را رییس جمهور یا وزیر امور خارجه امضا کند به این معنی است که آن قرارداد خیلی مهم است. بنابراین، هم اکنون که ما در سطح وزرای خارجه 1+5 مذاکره می کنیم یک موفقیت برای پرونده هسته ای ماست. 

اصل اعتبار نتایج مذاکرات به امضای امضا کنندگان است/ اعتبار توافقنامه ژنو در سطح وزاری خارجه است

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): 32 سال است که کار من دیپلماسی است و دیپلمات هستم. سطح مذاکره در این که مذاکره کننده کارشناس باشد، رییس باشد یا معاون متفاوت است. مذاکرات از سطوح کارشناسی مذاکرات شروع می شود و طبیعی است که مذاکرات در سطوح مختلفی انجام بشود. اصل اعتبار نتایج مذاکرات به این است که به امضای چه کسانی می رسد. می تواند اعتبار آن در حد رییس اداره یا مدیر کل یا معاون وزیر یا وزیر خارجه باشد. 

اعتبار آنچه در ژنو اتفاق افتاد در سطح وزاری خارجه است. بنابراین، این که بگویید "تبلیغاتی و شو" بوده صحیح نیست. چنین چیزی در سیستم دیپلماسی بین الملل وجود ندارد. وقتی وزیر خارجه پای یک سندی را امضا می کند، سطح آن سند به نمایندگی از کل دولت آن کشور است. این که گفته بشود که یک دکور و پروپاگاندا بوده اصلاً صحیح نیست. من تعجب می کنم که شما به این که 7 وزیر خارجه یک سندی را امضا کنند می گویید دکور و تبلیغات. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آخر متاسفانه امضا نکرده اند. فقط آمده اند و شرکت داشته اند. این سند به امضای وزرا نرسیده است. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): مذاکرات در سطح معاونین است اما اعلام توافق نهایی در سطح وزرا بوده است. همیشه همین طور است. مثلاً ما در جلاس سران که آقای هاشمی و گورباچف سندهایی را امضا کردند، قبل از آن، ما به عنوان کارشناس، سه ماه کار کارشناسی و مذاکره می کردیم. در نهایت، بعضی سندها در سطح سران و بعضی در سطح وزرای خارجه امضا شد. هر کدام از این ها اعتبار امضاها را دارد.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بنده یادآوری کردم که این توافق نامه اصلاً امضا نشده است.

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): دوستانی که از این اجلاس بیرون آمده اند می گویند ما این سند را امضا کردیم و به امضای وزرای خارجه رسیده است. شما می فرمایید امضا نشده است؟ پس این اسنادی که الان بر روی آن ها توافق شده است و من و شما جلوی خود گذاشتیم و در مورد آن صحبت می کنیم چیست؟ 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): به تأییدشان رسیده است. 

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): اشکال ندارد. به تأییدشان رسیده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): ما شما را قبول داریم. حالا موضوع بحث ما که این نیست. 

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): اصلاً من خودم هم گفتم. نمی شود حضور وزرای خارجه را نادیده گرفت. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): ما موضوع سطح را برای چه گفتیم؟ به این سبب بوده است که گفتید این مذاکرات در حد یک "دستور اقدام مشترک" بوده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): من باز هم تأکید می کنم آقایان خبرنگار شما بروید سندی را پیدا کنید که به امضای این شش نفر وزیر خارجه رسیده باشد. بنده چنین سندی را پیدا نکردم.

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): با توجه به تخصص شما، من از ورود شما به این بحث و این که سر امضا کردن یا نکردن بحث می کنید، تعجب  می کنم.  آیا در سطح بین الملل اعلام شد که 7 وزیر خارجه این توافق نامه را در آن اجلاس تصویب کرده اند یا نه؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بله.

 "صبر می کنیم تا مجلسی ها پاسخ دهند"

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): در سطح وزرا تصویب شده است. حالا شما می گویید امضا نشده است. این امضا نیست؟ مهم نیست. خیلی از اسناد هستند که طرفین با هم تأیید و تصویب می کنند و شما امضای هیچ یک از طرفین را نمی بینید. بنابراین وارد این بحث نشوید. سطح این کار، وزرای خارجه کشورهاست که آقای دکتر بیگدلی نیز این را تأیید کردند. 

آقای بهشتی شما گفتید پروسه حقوقی که من گفتم در  تخصص شما نیست و به آیین نامه مجلس اشراف ندارید. اگر تخصص شما نیست پس چرا در مورد آن شروع به بحث کردید و گفتید این "موافقت‌نامه" نیست بلکه "دستور اقدام مشترک" است؟ یا در تخصص شما باید می بود که مطالعه کردید و اظهار نظر می کنید و یا اظهار نظر ژورنالیستی بوده است. من برای شما اثبات کردم. 
حالا که اثبات کردم می گویید مجلس باید پاسخ دهد و پاسخی برای این موضوع نداشتید. "پس صبر می کنیم تا مجلسی ها پاسخ دهند."

آقای دکتر بیگدلی، در آیین نامه ای که برای شما خواندم، نوشته است؛ «هیئت وزیران در جلسه 21/13/1371، به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و در اجرای مفاد اصول هفتاد و هفت و صد و بیست و پنج قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه چگونگی تنظیم و انعقاد توافق های بین المللی به شرح زیر، تصویب می شود». پس در واقع، توجه بفرمایید ذیل سه اصل قانون اساسی، این آیین نامه آمده است. 

در توافق نامه ژنو آمده است: «در حالی که آژانس انرژی اتمی مسئولیت راستی آزمایی اقدامات مربوط به موضوع هسته ای را بر عهده خواهد داشت.» اسم آن را هر چه می خواهید بگذارید. من با اسم کار ندارم. خود این آیین نامه هم می گوید با اسم کاری نداریم. همین که یک سازمان بین المللی ناظر به یک توافقی می شود، طبق این اصلی که برایتان خواندم، توافق حقوقی تشریفاتی است. 

اصل واضح دارد می گوید؛ بند ج ماده 7: در مورد توافق های چندجانبه بین المللی ـ توافق هم می‌گوید هر نوع توافقی ـ که در چهارچوب یا تحت نظارت سازمان ها، مجامع و اتحادیه های بین المللی منعقد شود، جزو توافقات حقوقی تشریفاتی محسوب می شود و باید پروسه مجلس را طی کند. 

بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): توافق امضا نشده  و هنوز به سند رسمی تبدیل نشده است. هنوز این موافقت نامه سند رسمی نیست. 

حضور آژانس اتمی برای نظارت بر اقدامات ایران بر مبنای توافق نامه ژنو بدون مصوبه مجلس، خلاف قانون اساسی بوده است

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): شما می گویید امضا نشده است. اتفاقاً این قانون هم همین را می گوید. چون این توافق ناظر بین المللی دارد، یعنی مصوب کرده اند. وقتی ناظر بین المللی پیدا کرد دیگر قانونی می شود. تا ناظر بین المللی نداشت می گفتیم که دو نفر با هم نشسته اند و یک چیزی را نوشته اند. در این شش ماه هم ملاحظه کردید که آژانس آمد و راستی آزمایی کرد و  اعلام کرد که ایران تعهداتش را اجرا کرده است. بنابراین یک ناظر بین المللی دارد  می آید و بر عملکرد ایران نظارت دارد و دارد تست می کند که آیا ایران درست عمل کرده یا نکرده است. 

قانون به همین اشاره دارد. قانون می گوید: اگر چنین ناظر بین المللی برای هر توافقی که صورت گرفته، تعیین شود، قبل از این که تمام این پروسه ها را اجرا کند، به قول شما باید امضا بشود و سپس باید مجلس آن را تصویب کند و سپس در هیئت دولت، رییس جمهور، آن را امضا کند. پس از این پروسه باید اجرایی شود. اتفاقاً آقای بیگلدلی شما خیلی خوب اشاره کردید. الان خلاف قانون اساسی اجرا شده است. قبل از آن که تمام این پروسه ها انجام شود، هنوز نه توافقی امضا شده و نه مجلس تصویب کرده و نه دولت هم آن را ابلاغ کرده است. هیچ کدام اجرا نشده است.  اما ما اجازه نظارت به آژانس را داده ایم و سازمان بین المللی دارد می آید و راستی آزمایی اش را هم دارد می کند. اتفاقاً آقای بیگدلی شما دقیق ترین اشاره را کردید.

 چگونه است که بدون گذراندن این پروسه سازمان انرژی اتمی دارد می آید و می رود و راستی آزمایی هایش را می کند؟ بنابراین، آقای بیگدلی شما بیشتر تصریح کردید که ما خلاف قانون اساسی اجرا کردیم. در هر توافقی، پای هر سازمان بین المللی بیاید باید تمام این پروسه اجرا شود. 

این همه هزینه برای یک NON-PAPER ؟ برای هیچ؟

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): وقتی به تعبیر دوستان، هیچ اتفاقی نیفتاده است چرا ما اینقدر هزینه داده ایم؟ اکسید کردن مقدار مشخص اورانیوم 20 درصد غنی سازی شده، بدون هیچ توافقی چه معنا دارد؟ من می خواهم واقع بینانه صحبت کنم. دولت فعلی بیاید و بگوید برای آن مقدار غنی سازی، ما چقدر هزینه کرده ایم و با اکسید کردن آن مقدار غنی سازی شده، چه مقدار هزینه سوخت؟ این همه هزینه برای هیچ و به تعبیر آقای عراقچی برای یک NON-PAPER. کدام عقل سلیم و کدام واقع بینی برای یک بحثی که NON-PAPER است و هنوز هیچی نیست، این همه هزینه می دهد؟ من هزینه های پرستیژی آن را نمی گویم.

 ما پذیرفتیم رآکتور پلوتونیوم اراک را کاملاً از ابتدا بازطراحی کنیم؛ دوستان بیایند و بگویند چند میلیارد هزینه شده تا رآکتور اراک به این جا رسیده است؟ حالا شما می خواهید آن را دوباره از صفر شروع کنید. آیا در بحث روابط بین الملل، حتی یک کشور ضعیف مثل بحرین، در برابر یک کشور قوی مانند آمریکا حاضر است در برابر هیچی بدون وجود یک برگ توافق نامه ای که دوستان می گویند هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است، غیر از هزینه های پرستیژی آن، این همه هزینه بر ملت خود تحمیل کند؟ آن وقت اسم چنین چیزی را جشن می گذارید و می خواهید مردم برای آن جشن بگیرند؟ 

تیم مذاکره کننده بدون وجود توافق نامه امضا شده تمام خواسته های غربی ها را پذیرفته اند

نکته این جاست که دوستان بدون این که هیچ توافق نامه ای باشد، تمام خواسته های دوستان را در کمتر از یک ماه پذیرفتند و اجرا کردند و طرف مقابل هنوز قطعات یدکی هواپیما را به ایران نفرستاده است و هنوز یک دلار از آن پول ها نیامده است. من تعجبب می کنم از این که سخنگوی دولت می گوید ما نمی توانیم آن پول ها را وارد کنیم ولی آقای دکتر بیگدلی می‌گویند می‌شود وارد کرد. فکر می کنم با حفظ احترام دکتر بیگدلی، در این جا باید حرف سخنگوی دولت آقای نوبخت را ارجح داد. ما بدون امضا این همه امتیاز داده‌ایم و چیزی نگرفته‌ایم. ایشان اگر می توانست یک سنت از آن دلارها را به صورت قانونی وارد کشور کند، این مسئله را در "بوق و کرنا" می کرد و قطعاً مطرح می کرد. 

صحبت سر این است که اگر این توافق نامه این گونه باشد(هیچ چیزی در آن امضا نشده باشد و توافقی صورت نگرفته باشد و کسی چیزی را امضا نکرده باشد)، طبق فرمایش دوستان باشد،  اصلاً مگر می شود در آن چیزی را مثبت دانست؟

در ترکمانچای با امضا کلی امتیاز دادیم در توافق نامه ژنو بدون امضا!

ما در ترکمانچای هم آمدیم امضاهایی کردیم و سپس بر اساس آن اجراهایی کردیم که الان می نشینیم و به آن ها افسوس می خوریم. این جا بدون امضا، ما این همه امتیاز دادیم و هنوز هیچی نگرفته ایم. جالب این جاست که طرف آمریکایی خیلی صریح می گوید و آقای دکتر هم خوب اشاره کردند تحریم ها اصلاً برداشته نشده است. هیچ اتفاقی نیفتاده است؛ من از آقای روحانی می پرسم وقتی هیچ اتفاقی نیفتاده است، چه چیزی ترک برداشته است؟ وقتی به تعبیر درست آقای بیگدلی تحریم ها اصلاً برداشته نشده است، پس دنیا سر چه چیزی با ما تعامل کرده است؟ 

گفته می شود هیأت‌های بازرگانی می‌آیند و می‌روند؛ هیئت های بازرگانی خرج ما را زیاد می کنند. آیا شما توانستید تا امروز، یک یورو با این هیئت های بازرگانی فرانسوی و آلمانی قرارداد ببندید؟ نه. 

هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر مشکل ما عدم دیدار هیئت ها بود، می گفتند ما فراوان هیئت ها با هزینه هایی کم تر می آوردیم و می بردیم. آوردن هیئت ملاک نیست.  بستن یک یورو قرارداد اتفاق نیفتاده است. چرا؟ چون آمریکایی ها گفته اند ما اجازه بستن یک یورو قرارداد به هیئت های فرانسوی، آلمانی یا هر هیئت دیگر نخواهیم داد. 

من واقعاً دوست ندارم جای برادر خوبم آقای بهشتی پور یا آقای دکتر بیگدلی باشم. چون واقعاً ضمانت اجرایی وجود ندارد و نمی توانند بگویند که ضمانت اجرا چیست. دکتر بهشتی پور از اتحاد 70 میلیون ایرانی صحبت می کنند. ما می توانستیم قبل از این توافق نامه یا "دستور اقدام مشترک" یا هر چه که اسمش را بگذاریم، مردم ایران را به اتحاد بخوانیم و قدرت شان را فرا بخوانیم و تحریم ها را بشکنیم. 

چگونه 75 میلیون ایرانی برای حمایت از ژنو فراخوان می شوند اما برای خودکفایی داخلی نه؟!

چطور ما می توانیم 70 میلیون ایرانی را دعوت و فراخوان ‌کنیم که ضمانت اجرای این توافق نامه ای باشند که تا امروز همه اش ضرر بوده است. آن فراخوان را قبل از این توافق نامه می کردیم و از ملت ایران می خواستیم که به سمت خودکفایی بروند و تحریم ها را بشکنند. به سمت اقتصاد مقاومتی بروند و تحریم ها را بی اثر کنند. این که خیلی ساده تر بود. چطور است که می توانیم ملت ایران را برای ایستادن پای ضمانت اجرای یک توافق نامه ای که به این نتیجه رسیدیم که همه آن ضرر است، فراخوان کنیم اما برای آن که جلوی تحریم ها بایستیم نمی توانیم ملت ایران را فراخوان کنیم؟ 
و البته راست می گویند هیچ ضمانت اجرایی در این قرارداد وجود ندارد و نکته این جاست که ما غنی سازی 20 درصدمان را نیز تعطیل کرده ایم و هر آن چه که غنی سازی کرده بودیم، اکسید کرده ایم. رآکتور اراک را نیز پذیرفته ایم که دوباره بازطراحی کنیم و تعهدات فراوانی دادیم و در مقابل آن هم چیزی نگرفتیم و می خواهیم برای این اتفاقی که هیچ چیزی برای ما نداشته است، 70 میلیون ایرانی را بسیج کنیم که از  "ترکمنچای2" دفاع کنند. خب ملت ایران هیچ وقت نمی خواهند چنین کاری را کنند.

چرا نمی توانیم به سال 90 برگردیم؟ راه چاره اقتصاد مقاومتی است

دکتر بیگدلی اشاره می کنند که نمی شود به سال 90 برگشت. چرا ما به سال 1390 نمی توانیم برگردیم؟ چه اتفاقی در سال 90 رخ داده بود که الان نمی شود رخ بدهد. ما حتی به قبل از آن نیز می توانیم برگردیم. مگر ما تعلیق را به غنی سازی 20 درصد برنگرداندیم؟ این یک واقعیت است و شعار نیست. یک روزی دوستان گفتند نمی شود کاری کرد و تعلیق را پذیرفتند. ما پس از دو سال تعلیق به قبل برگشتیم و به غنی سازی 20 درصد رسیدیم. الان هم می شود چنین کاری را کرد.

دوستان پرسیدند راه چاره چیست؟ دکتر بیگدلی گفتند ما اگر این توافق بی ضمانت را نپذیریم چه کنیم؟ ما می توانیم این توافق را به سبب این که ضمانت اجرا ندارد کنار بگذاریم. ما ضعیف هستیم و طرف مقابل مان هژمون است. مطمئناً سر ما کلاه می رود. آقای بهشتی پور هم به خوبی اشاره کردند طرف ما زورگوست. تعارف هم ندارد. هژمون یعنی کسی که می خواهد اراده اش را به بقیه تحمیل کند. 

چاره کار چیست؟ اقتصاد مقاومتی. در کشور ما 30 هزار اختراع در سال ثبت می شود. اگر به جای دلخوش کردن به توافقات non-paper  بدون امضا و آمدن قطعات از آن سوی مرزها، به این 30 هزار مخترعی توجه کنیم که اگر از این 30 هزار اختراع، 3 هزار اختراع شان تبدیل به پتنت  شود، آن گاه مشکلات ما حل می شود. به توانمندی های داخلی دلخوش کنیم که هیچ وقت به آن ها توجه نمی کنیم و دل به این می بندیم که طرف مقابل در یک توافق نامه بدون ضمانت اجرا با ما تعامل کند. 

دوستان می فرمایند که در نتیجه این توافق، دنیا با ما تعامل کرد. من خواهش می کنم یک نمونه از تعامل اقتصادی منجر به نتیجه با دنیا را در این مدت زمان اجرای توافق نامه ژنو و از زمانی که  ما همه تعهدات را اجرا کردیم و 20 درصد را متوقف کردیم، بگویند. به یک قرارداد اشاره کنند. 

می گویند ما بعد از این قرارداد توانستیم به ژاپن نفت بفروشیم. از قبل، ژاپن، کره و چین از آمریکا معافیت تحریم گرفته بودند. ما پیش از آن نیز نفت می فروختیم اما مشکل بازگرداندن پول آن بود که اتفاقاً  دولت فعلی هم راه حل آن را پیدا کرده است و با روسیه قرارداد بسته است تا 200 میلیارد دلار تهاتر نفت داشته باشد. ما چطور نمی توانیم به سال 90 برگردیم. به سال 90 برمی گردیم و همین تهاتر نفتی که دولت با روسیه بسته است، انجام می دهیم. 

   آورده های توافق ژنو برای جمهوری اسلامی ایران چه بوده است؟ آیا پیش بینی ها محقق شده است یا نه؟ آیا داده ها و ستانده ها هم وزن بوده است یا خیر؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر کوشکی، اکسید کردن اورانیوم یک کار فنی است. برای مصرف اورانیوم غنی سازی شده، باید وارد صف ها یا میله های سوخت قرار بگیرد. در این مرحله اورانیوم غنی سازی شده اکسیده می شود. یعنی این کار به خاطر گل روی توافق ژنو نبوده است. 

محمدصادق کوشکی(منتقد وافق نامه ژنو): اورانیوم 20 درصد غنی سازی شده وارد میله های سوخت نمی شود. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو):وقتی ما بخواهیم اورانیوم غنی سازی شده را مصرف کنیم باید اکسید شود. مورد مصرف اورانیوم غنی سازی شده 5 درصد برای تولید برق و 20 درصد برای تولید رادیو ایزوتوپ های دارویی است. این درصد غنی سازی شده مختص همین کار است و کبرای کاربردهای دیگر استفاده نمی شود. هر کاربردی درصد غنی سازی خودش را دارد مثلا برای سوخت کشتی های هسته ای باید 30 تا 40 درصد غنی سازی شود.

 اکسید کردن اورانیوم غنی سازی شده، به معنی هدر رفتن نیست بلکه برای آماده سازی است. اکسید کردن اورانیوم غنی سازی شده به معنای هدر رفتن آن نیست. این دقیقاً مرحله ای از مراحل آماده سازی برای مصرف آن است. 

 علت اصرار غربی ها بر اکسید کردن جمع شدن خاطر آن ها از تبدیل اورانیوم به بمب است

علت این که غربی ها اصرار دارند ما اورانیوم غنی سازی شده را اکسید کنیم این است که وقتی ما اکسید کردیم برای برگشت آن و استفاده از آن در مثلاً ساخت بمب نیاز به یک فرآیند دیگر دارد که فعلاً ایران این فناوری را ندارد و آن ها خاطرشان جمع است که وقتی شما اورانیوم غنی سازی شده را اکسید می کنید، دیگر نمی توانید آن را تبدیل به بمب کنید مگر آن که فناوری مربوط به آن فرایند را داشته باشیم. علت اصرار غربی ها هم همین است. برای ساخت بمب، اورانیوم باید تا 95 درصد غنی سازی شود. در این جا چیزی از ما از دست نرفته است. وقتی مواد غنی سازی شده ما اکسید شده است، این مواد دقیقاً در جایی قرار گرفته است که قرار است ما از آن استفاده کنیم یعنی در رآکتور تهران.

 ما در این رآکتور اورانیوم غنی سازی شده 20 درصد استفاده می کنیم. از 5 درصد نیز در رآکتورهای تولید برق استفاده می کنیم. ان شاء الله اگر دارخوین هم افتتاح شود، 7 تن اورانیوم 5 درصد غنی سازی شده در گذشته را نیز در آن جا استفاده خواهیم کرد. بنابراین چیزی از دست نرفته است. ما باید برویم و اطلاعات فنی مان را افزایش دهیم.

نکته دیگر این است که هزینه هایی که ما برای غنی سازی کرده ایم از بین نرفته است. همه چیز در جای خودش است.  ما تا نیاز 4 سال آینده غنی سازی 20 درصدمان را داریم. اگر راکتور اراک راه بیفتد، اصلاً نیاز به اورانیوم غنی سازی شده ندارد زیرا سیستم آن با آب سنگین است. در غنی سازی با آب سنگین شما دیگر به اورانیوم غنی سازی شده نیاز ندارید.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): من در مورد اراک چیزی از اورانیوم غنی سازی شده نگفتم. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): این ها را در جواب شما نمی گویم. کلی عرض می کنم. 

ذخایر 20 درصد غنی سازی شده ما تا 4 سال آینده کفایت می کند و بعد از آن نیز، برای غنی سازی در اراک که پیشرفته تر است و 40 مگاوات برق تولید می کند، دیگر نیاز به اورانیوم غنی سازی شده نداریم زیرا مستقیم از پلوتونیوم 235 استفاده کنیم. چون با اب سنگین است. ما برای راکتور تهران است که به غنی سازی 20 درصد نیاز داریم که 5 مگاواتی است. از این جهت نیز جای نگرانی نیست که بگوییم فاجعه رخ داده است و ما چیز بزرگی را از دست داده ایم. 

ما غنی سازی 20 درصد را از سال 89 آغاز کردیم.  غنی سازی بیست درصد ما برای این بود که آن ها ظالمانه با ما توافق کردند و ترکیه و برزیل را واسطه کردند که به ما تضین دهند که در یک مناقصه بین المللی به ما اورانیوم 20 درصد غنی سازی شده بدهند اما ندادند. جمهوری اسلامی با افتخار گفت ما خودمان تولید می کنیم. آن موقع برای ما با صرفه این بود که بخریم اما به ما ندادند و ما هم خودمان اقدام به تولید کردیم که به آن ها نشان بدهیم که نیازمند به آن ها نیستیم. 

از این مهم تر صفحه سوخت هسته ای است. این یک شاهکار و موفقیت بزرگ بود که ما در بهمن 90 توانستیم این صفحه را تولید کنیم. این ها هرگز فکر نمی کردند که جمهوری اسلامی بتواند چنین چیزهایی را تولید کند. ای ها چیزهایی نیست که از دست رفته باشد. این ها را همین الان جوان های شما دارند. قرارداد ژنو این ها را محدود نکرده است. آقای اوباما با غصه می گوید: اگر دست ما بود کل تجهیزات هسه ای ایران را جمع می کردیم اما ما نمی توانیم این کار را بکنیم. 

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): برای این که در منشور سازمان انرژی اتمی آمده است که همه کشورها حق استفاده صلح آمیز از فناوری هسته ای را دارند. 

بهشتی پور (موافق توافق نامه ژنو): بله. این ها خودشان هم اعتراف دارند که نمی توانند تأسیسات هسته ای ما را جمع کنند. 

تبعات تهیه 240 کیلو کیک زرد ما، صدور قطع نامه ها شورای امنیت و آمریکا و اروپا بود

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): ما دویست و چهل کیلو کیک زرد داریم که آقای دکتر کوشکی نگران آن هستند. اصلاً زمانی تحریم ها صادر شد که ما اقدام به تولید کیک زرد کردیم. بنابراین تبعات تهیه 240 کیلو کیک زرد ما، صدور قطع نامه هایی از سوی شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا بود که رییس جمهور وقت می گفت این ها کاغذپاره هایی بیش نیست. ما امروز درگیر تبعات تولید کیک زرد هستیم. اگر کیک زرد تولید نمی شد، بخش عمده ای از قطع نامه های شورای امنیت نیز به تصویب نمی رسید. 

در مورد رآکتور آب سنگین اراک نیز همین طور بود. شورای امنیت مدام تذکر می داد که شما تعهد داده اید که این کار را نکنید اما ما به دنبال بالاتر بردن سطح غنی سازی بودیم. به تبع این برخورد ما، شورای امنیت مجدداً علیه ما قطع نامه صادر می کرد. 

مگر موافقت نامه سرمایه گذاری ها در سوریه و ونزوئلا به تصویب مجلس رسید؟

در مورد الزامات حقوقی هم که فرمودند سوال من این است که مگر سرمایه گذاری های ما در سوریه ونزوئلا، ترکمنستان و بسیاری دیگر از کشورها  به تصویب مجلس رسید؟ ما موافقتنامه های زیادی با کشورهای مختلف در این باره امضا کرده ایم که هیچ یک به تصوییب مجلس نرسیده است.  
این توافقنامه هنوز امضا نشده و به صورت سند رسمی درنیامده است که به تصویب مجلس برسد. 

وزیر خارجه ما 4 ساعت می نشیند با وزیر خارجه آلمان صحبت می کند و رایزنی می کند به سند رسمی تبدیل نشده است که بخوایم به تصویب مجلس برسانیم. هنوز چیزی امضاء نشده است و فقط یک پروتکل توافق مقدماتی برای انجام یک امر مهمی صورت گرفته است. به همین دلیل است که تریم ها برداشته نشده است. یعنی وقتی تحریم ها برداشته نشده، موافقت نامه ای هم امضاء نشده است. یک مذاکراتی در حد پروتکل و یک توافقات لفظی بوده که برای هیچ یک از طرفین تعهد آور نبوده است. به همین دلیل اوباما گفته است: تحریم ها لغو نمی‌شود. ممکن است تعلیق شود اما لغو نمی شود. 

هیچ کشوری نمی تواند درهای خود را رو به دنیا ببندد

فرمودند که ما می توانیم از امکانات داخلی مان استفاده کنیم. اگر قرار بود از امکانات داخلی مان استفاده کنیم که وضعیت اقتصادی مان این طور نمی شد. دنیا دارد با سرعت به سمت جهانی شدن حرکت می کند. مگر کشوری می تواند درهای خود را به روی دنیا ببندد و بگوید ما از هر آن چه که داریم استفاده می کنیم؟ آمریکا هم نمی تواند چنین کاری بکند. بنابراین وضعیت خوب سیاسی یک کشور وضعیتی است که سهم بیشتری در مانور قدرت جهانی داشته باشد. هیچ کشوری نمی‌تواند درهای خود را ببندد و بر اساس اندوخته ها و امکانات داخلی خود رشد و پیشرفت کند. به هیچ وجه این کار میسر نیست. با ین سرعت جهانی شدن ما نبایستی به سمت اتکای انحصاری به داخل پیش برویم. این کار درستی نیست. 

ما یک سری امکانات مادی و معنوی داریم؛ یک سری جوانان شایسته و منابع زیرزمینی داریم که توانسته اند این فرمول ها را به وجود بیاورند. این ها در یک کوزه ای هستند که کمی از این کوزه نشت کرده و ماتوانسته ایم میله سوخت را به وجود بیاوریم. حالا اگر این ها از کوزه بیرون آروده شوند و در فضای آزادی قرار بگیرند که تهدید خارجی نداشته باشند، فراورده هایشان صدهزار مرتبه بیشتر است. صحبت ما بر سر این است که ما این امکانات را به وجود نیاورده ایم و این اندوخته ها را درون یک کوزه قرار دادیم که کمی نشت می کند. ما باید این ها را از کوزه بیرون بیاوریم و در فضای آزادی قرار دهیم که تهدیدی در آن وجود نداشته باشد. 

موافقتنامه به احتمال زیاد انجام می شود

این که من می گویم ما نمی‌توانیم به سال 1390 برگردیم برای این است که ما هنوز داریم تاوان سنگینی های آن زمان را پس می دهیم. چطور می شود که اتفاقی نیفتد و ما دوباره به سال 90 بازگردیم. امکان ندارد. این نکته را هم عرض کنم که موافقتنامه به احتمال زیاد انجام می شود؛ هر دو طرف با انجام محتویات موافقت نامه موافق هستند. غربی ها دچار مشکلات اقتصادی هستند و کشور ما یک کشور ثروتمند است که می تواند بخش عمده ای از فشارهای بحران اقتصادی آن ها را کاهش دهد.

ما هم علاقمندیم که با همکاری، از زیر بار سنگین تحریم ها خارج شویم. بنابراین هر دو طرف موافقت دارند منتهی گروه هایی هم در داخل ایران و هم در آمریکا فشارهایی را وارد می کنند که ممکن است باعث تأخیر در این کار شود. این مسئله منهای سه مشکل دیگری است که در ابتدای بحث گفتم. 

کم کم در مدارس نیز مناظره بررسی مذاکرات ژنو می گذارند

خبرنگاری به من خبر داد که قرار است در مجلس مناظره ای بین وزیر امور خارجه و نماینده مجلس صورت بگیرد. گفتم این کار از جهت علم سیاست بسیار کار غلطی است. کدام وزیر 1+5 چنین کاری کرده و این مسئله را به مناظره گذاشته است؟ در علم سیاست پدیده های دیپلماتیک دو چهره دارد؛ یک چهره آشکار دارد که در اختیار شما قرار داده می شود و یک چهره پنهان هم دارد که هیچ کس از آن خبر دار نمی شود. این یکی از اصول اساسی علم سیاست است. کدام وزیر خارجه 1+5 در یک برنامه تلویزیونی به شرح جزییات آن چه که در مذاکرات رخ داده پرداخته است؟ من به عنوان یک شهروند، شدیداً مخالف هستم که این موضوع به مناظره گذاشته شود. به این خاطر که اولاً چهارچوب های علم سیاست در این کار رعایت نمی شود و دوم این که از اهمیت آن بسیار کاسته خواهد شد و کم کم در مدارس نیز مناظره خواهند گذاشت تا این توافق را بررسی کنند که آیا این پرونده راه صحیحی را رفته یا نرفته است.

این پرونده به احتمال خیلی زیاد حتماً عملی خواهد شد. من با دید روشنی به این موضوع نگاه می کنم. این اتفاق به نفع هر دو طرف است. شرایط امروزی ما قطعاً با شرایط سال 1390 متفاوت است. شرایط امروز دنیا نیز با آن موقع متفاوت است. هر دو طرف علاقمند هستند که این موضوع حل شود. 

بهشتی(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر کوشکی سوال کردند ما کدام تعامل اقتصادی با دنیا داشته ایم. اولاً تعامل سیاسی را نیز در نظر بگیرید. تعامل با سایر کشورها تنها در حوزه اقتصاد نیست. تعامل سیاسی هم خیلی مهم است. زمانی بود که هند و چین از ما نفت می خریدند اما پول ما را به سختی و با التماس می دادند. فرق امروز با آن موقع این است که آن موقع به آن ها ابلاغ شده بود که هر ماه دویست هزار بشکه کم کنند. یک فرصت شش ماهه به آن ها داده بودند تا شوک به بازار نفت وارد نشود. این ها چنین نقشه های خطرناکی برای ملت ایران کشیده بودند.

کار را به جایی رسانده بودند که ما نفت صادر کنیم و پولش را نتوانیم بگیریم. این عزت نیست که ما نفت بفروشیم و با التماس پول آن را بگیریم. ما امروز می‌توانیم نفتمان را به ژاپن و بقیه کشورها بفروشیم. درست است که ما با بازی های مختلف می توانیم نفت مان را بفروشیم اما پول آن را به ما می دهند. این که ما برا گرفتن پول خودمان دستمان را جلوی کشورهای دیگر دراز کنیم، عزت نیست. امروز، دیگر این شرایط نیست و ما می توانیم نفت مان را به ژاپن یا هر کشور دیگر بفروشیم. فقط متاسفانه سقف یک میلیون بشکه را به ما تحمیل کرده اند که با بستن قرارداد با روسیه هم می توانند این سد را هم بشکنند. 

شرایط قبلی این طور بود که در هر ماه مقدار فروش نفت ما را نسبت به ماه قبل کم تر می کردند. 

یعنی دو میلیون و دویست هزار بشکه را به یک میلیون رسانده بودند و یک میلیون را در برخی ماه ها به هفتصد هزار تا رسانده بودند. امیدوارم اصلاً روزی برسد که ما نیازی به فروش نفت نداشته باشیم. من جزو افرادی هستم که طرفدار این هستند که کشور ما یک روزی به جایی برسدد که نفت صادر نکند و بتوانیم میعانات گازی و فرآورده های نفتی و پتروشیمی را صادر کنیم. 

من با توافق بین ایران و روسیه مخالفم

علی بیگدلی(موافق توافق ژنو): توافق بین ایران و روسیه هنوز شکل نگرفته است اما من به عنوان یک  شهروند با امضای این توافق با روسیه مخالفم چون روس ها از ما به عنوان یک ابزار در برابر غرب استفاده می کنند. بارها نیز از این کار را کرده اند. ما سیاست بسیار ظریف و پسندیده ای در برابر اوکراین داشتیم. باید همین سیاست را ادامه دهیم. نزدیکی ما به روسیه کاملاً به زیان ما تمام خواهد شد. روسیه دارد از ما به عنوان یک ابزاری در برابر غرب استفاده می کند که "اگر شما خیلی سر به سر من در اوکراین بگذارید من ایران را چنین و چنان می کنم."

انجام مذاکرات حجت را بر ما تمام می کند/ بگذارید یک بار غرب و آمریکا را امتحان کنیم

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بسیج کردن 75 میلیون نفر خیلی مهم است. آقای کوشکی برای این کار راه حلی بدهند. خیلی هم ممنون. اگر این کار (مذاکرات و تواافق نامه ژنو) امضا نمی شد، بخش مهمی از کشور ما از جمله حقیر معتقد بودیم که چرا ما نباید یک بار با غرب مذاکره کنیم و غرب را امتحان کنیم. رهبر معظم انقلاب فرمودند یا آن ها به آنچه با ما بسته اند، پایبند می شوند و اجرا می کنند که چه بهتر. ما به هدفمان رسیدیم اما اگر نه اجرا نکنند، برای امثال بنده یعنی حسن بهشتی پور، حجت تمام می شود که ما مذاکره کردیم و غرب چنین کرد. 

مثل بنده در این جامعه زیاد است. از دوستان و آشنایان تان در خفا و علی پرس و جو کنید که چند نفر مانند بهشتی پور فکر می کنند که ما باید یک بار هم که شده به غرب اعتماد می کردیم و پای میز مذاکره می نشستیم و حق مان را می خواستیم.  خیلی ها مثل من دوست داشتند یک بار برابر غرب مذاکره کنند و غربی ها را بیازمایند. اینجا حجت بر ما تمام می شود که ما خواستیم مذاکره کنیم و به نتیجه برسیم اما آنها نخواستند.

 اگر غرب زیر قول هایش زد حجت بر ما تمام می شود و و ما چیزی را از دست نداده ایم. ما دانش هسته ای را بومی کرده ایم. دانش هسته ای در مغز جوانان ماست و تأسیسات هسته ای ما دست نخورده و همچنان محکم و استوار پابرجاست. واقعیت این است که ما بخش عمده ای از آن 75 میلیون را این طور به اتحاد و همبستگی جذب می کنیم که حجت بر ما تمام شد. ما این راه را هم امتحان کردیم ولی نتیجه نگرفتیم. 

یک جمله در این توافق نامه است که می گوید"یا همه یا هیچ". این یعنی یا ما راجع به همه چیز توافق می کنیم یا راجع به هیچ چیز توافق نکرده ایم. این جمله هم به نفع آن هاست و هم به نفع ماست. بنابراین این عبرات نشان می دهد که هنوز به توافق نرسیدند.اگر رسیده بودند که در این توافق نامه نمی نوشتند که یا درباره همه چیز به توافق می رسیم یا راجع به هیچ چیز به توافق نرسیدیم. یعنی به هر دو طرف این امکان را می دهد که هر زمان خواستند بگویند ما این توافق را اجرا نمی کنیم. 

آیا واقعاً ما تا کنون غرب را نیازموده ایم؟

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو):  آیا واقعاً ما تاکنون غرب و آمریکا را نیازموده ایم؟ یک راه امتحان شده را چند بار باید برویم؟ ما برای چندمین بار قرار است آمریکا را بیازماییم؟ شاید دوستان خبرنگار حاضر در این جلسه، معاهده الجزایر را به خاطر نیاورند اما آقای بهشتی پور که خوب به خاطر دارند.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بله.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): مگر آمریکایی ها به معاهده الجزایر اعتنایی کردند؟ کافی نبود؟ مگر معاهده ان پی تی را آمریکایی ها رعایت و اجرا کردند؟ کافی نبودند؟ ای.کا. او را مگر رعایت کردند؟ و ... اگر ما مواردی را که غربی ها و آمریکایی ها نقض کردند را چک کنیم، متوجه می شویم. اگر در یک چاله یک بار افتادیم نباید هر بار دوباره از همان راه امتحان کنیم. ما نباید دوباره هر روز از اختراع چرخ شروع کنیم. ما باید از تجربه های گذشته عبرت بگیریم.

ملتی که نخواهد از اتفاقات گذشته عبرت بگیرد همواره در اختراع همان چرخ باقی می ماند. من تعجب می کنم که آقای بهشتی پور چنین چیزی می گویند. ممکن است یک جوانی تحت تأثیر اطلاعات غلطی قرار بگیرد و بگوید آمریکا را چک کنیم شاید راهی باشد. واقعاً آقای بهشتی پور آمریکا را چک نکرده اند که می خواهند برای بار n ام چک کنند؟ چند بار باید ما از راهی برویم که یقین داریم که آخرش چیست؟ مَثَل این کار مانند این است؛"یکی بود از منزلش بیرون آمد. دید جلوی درب خانه اش پوست موز است. گفت: وای خدا باز باید بخورم زمین!"

 خانم وندی شرمن اصرار دارد بعد از هر مذاکره، متن صوتی مذاکرات را واو به واو به سمع و نظر مسئولین رژیم صهیونیستی برساند اما اقای ظریف می‌گوید محرمانه است و حتی اگر مرا استیضاح کنند من جزییات مذاکرات را به مجلس نمی گویم در حالی که طبق قانون اساسی مجلس بر تمام ارکان قوه مجریه اشراف دارد. اگر اسراییلی ها باید بدانند پس بگذارید لا اقل نمایندگان مردم هم بدانند. این چه چیزی است که اسراییلی ها حق دارند واو به واو آن را بدانند اما نمایندگان مردم حق ندارند بدانند و آقای ظریف تن به استیضاح هم می دهد اما نمی گوید؟

اگر شش ماه دندان بر جگر می گذاشتید غربی ها به سبب بحران اقتصاد خودشان به سمت ما می آمدند

یک نکته خوبی را آقای بیگدلی اشاره کردند. من تشکر می کنم. گفتند بحران اقتصادی در اروپا هست و به سبب آن اروپایی ها مجبور هستند تا با ما توافق کنند و به ما جنس بفروشند. خب این بحران اقتصادی اروپا قبل از توافق ژنو هم بود. شما شش ماه دیگر دندان روی جگر می‌گذاشتید آنها به خاطر مشکلات و بحران اقتصادی شان مجبور می شدند درها را باز کنند. کما این که در اجلاس آلماآتی این بحث مطرح شد و بین 1+5 شکاف هایی انداخت.

برخی از آن ها می گفتند تحریم ها برای ما به مرحله کرختی رسیده است و باید تحریم ها را بشکنیم و باید کاری کنیم که بازار ایران را از دست ندهیم. غربی ها در بحران اقتصادی هستند و اتحادیه اروپا در فشار است. شما شش ماه دیگر صبر می کردید این اتفاق می افتاد مگر این که بخواهید بگویید بحران اقتصادی غرب بعد از توافق نامه ژنو به وجود آمده است و پیش از آن نبوده است. 

ما با تعامل با غرب مشکلی نداریم آن ها نمی خواهد با ما تعامل داشته باشند

من هم با داشتن تعامل با غربی ها مشکلی ندارم اما وقتی غربی ها بیش از 70 نفر از دانشجویان ما را که در حوزه های فنی در حال تحصیل هستند، آن هم در کشور  "نوترونی" مثل نروژ  اخراج می کنند، ما درهای دنیا را به روی خودمان بسته ایم یا دنیا می خواهد درهایش را به روی ما ببندد؟ در چنین شرایطی آیا ما باید التماس کنیم که تو را به خدا درهایت را نبند و باز کن؟ اگر غربی ها حاضر به تعامل باشند ما هم خواهان تعامل هستیم. اما اگر قرار است درها را ببندند و ما برویم التماس کنیم نه. اتفاقاً آقای بهشتی پور شما باز هم باید بروید و التماس کنید. شما فکر می کنید پول های شما در بانک سوییس مانند بقیه پول هاست؟ اگر پول شما را بخواهند مانند بنیادعلوی مصادره کنند، چه کار می توانید بکنید؟ 

شما امتیازهای متعددی داده اید که پول های شما از بانک های کره ای وارد بانک های سوییس شود. مگر شما برای بنیاد علوی که مصادره کردند، سند ملکی نداشتید؟ چی شد؟ میلیاردها دلار شما در آمریکا مصادره شد. آیا توانستید یک سنت آن را پس بگیرید؟ جالب این جاست که این پول ها برای این وارد بانک سوییس شد چون ایران حق عضویت خود به سازمان ملل را مدت ها بودد نپرداخته بود و شهریه دانشجویان بورسیه ای ما به کشورهای اروپایی و کانادا عقب افتاده بود. این پول ها آزاد شد تا ایران بتواند حق عضویت خود را به سازمان ملل و شهریه عقب مانده دانشجویان خود را به دانشگاه های اروپایی بدهد. اصل مطلب این جا بود و قرار نبود چیزی گیر ما بیاید. 

ما در تجهیزات نظامی 35 سال است که تحریم هستیم اما پیشرفت های زیادی داشته ایم

بحث بعدی این بود که آقای بیگدلی فرمودند که نمی شود به منابع داخلی اتکا کرد. من از ایشان سوال می کنم 35 سال است که صنایع نظامی ما تحریم است. نمایشگاه تجهیزات نظامی ما که امروز رهبری برای بازدید از آن جا رفتند آیا نشان می دهد که می توان به داخل اتکا کرد یا نه؟ این که به تعبیر آقای بهشتی پور، ما به اورانیوم 20 درصد رسیدیم در حالی که آنها باورشان نمی شد، نشان می دهد که اتفاقاً می شود اتکا کرد. صنایع هسته‌ای از جمله صنایع high tech"" محسوب می شود.

ما امروز از rq170 که بچه های سپاه ساختند رونمایی کردیم. اگر ملتی در صنایع high tech""، توانمندی خود را اثبات کند در صنایع سطح پایین هم می تواند؛ ما افغانستان یا اطریش نیستیم. ما یک کشور درجه دو نیستیم. منظورم از اطریش کشور محاط در خشکی است. وقتی روسیه اس 300 به ما نداد و ما توانستیم خود بسازیم و دنیا باورش نشود، در عرصه های دیگر هم می توانیم. 

بحث دیگر این است که آقای بیگدلی اصرار دارند بگویند که اگر ما کیک زرد نمی ساختیم تحریم نمی شدیم؛ بله اگر ما انقلاب نمی کردیم همچنان سفارت آمریکا دایر بود و ما الان این جا داشتیم بحث این را می کردیم که طرفدار جمهوری خواه ها باشیم یا دموکرات ها. به هرحال هر حرکتی هزینه‌ای دارد؛ اگر هواپیمایی نخواهد "تیک آف" کند جاذبه هم با او کاری ندارد.

پیشرفت، رشد و ترقی زحمت کشیدن دارد. دنیا با تلاش به جایی رسیده است نه با نشستن. نکته این است که اگر ما سمت فناوری هسته ای نمی رفتیم آیا ما را تحریم نمی کردند؟ چا می کردند. ما را به خاطر حقوق بشر و مخالفت ما با اسراییل تحریم‌مان می کردند.

آیا غربی ها واقعاً می ترسند که ما بمب بسازیم؟

یک نکته ای را آقای بهشتی پور گفتند که مایه تعجب است. گفتند بحث اکسیداسیون برای این است که ما بمب نسازیم. واقعاً آنها می ترسند که ما بمب بسازیم؟ آن ها می ترسند که ما با این دویست کیلو چند تا بمب بسازیم؟ مثلاً سه تا بمب بسازیم. این سه تا بمب را کجا می خواهیم بزنیم؟ فرض بگیریم ما سه هرازتا کلاهک هسته ای هم ساختیم. ما با موشک هایی با برد 200 هزار کیلومتر کجا می خواهیم این بمب ها را پرتاب کنیم؟ به ترکیه یا رژیم صهیونیستی که نابودی آن به کلاهک هسته ای احتیاج ندارد و چنان چه یک کلاهک هسته ای در اسراییل نابود شود، مسلمانان منطقه نابود می شوند؟ آیا واقعاً غربی ها نگران این هستند که ما می توانستیم درص غنی سازی شده مان را می توانستیم به سقف 95 درصد برسانیم و بمب بسازیم؟ حالا غربی ها یک مسئله ای را به دروغ مطرح کردند. باور کردن آن از ما صحیح نیست. آن ها چه چیزی را می خواهند راستی آزمایی کنند؟

بهشتی( موافق توافق نامه ژنو): من باور نکردم که ماجرا سر بمب است. حرفم این بود که اکسید اورانیوم قابل برگشت است و ما چنین فناوری را نداریم. بنده نپذیرفتم که می خواستیم بمب هسته ای بسازیم. من توضیح دادم اصرار آن ها بر این که این 20 درصد اکسید شود برای این است که دیر قابل برگشت نیست مگر آن که آن فناوری را داشته باشیم. این یک توضیح است. من که باور نکردم. من فناوری را به شما توضیح دادم. در رآکتور اراک، با توجه به این که آب سنگین است دیگر ایران نیازی به اورانیوم 20 درصد غنی سازی شده ندارد. 

دولت پذیرفت دیگر آب سنگین نداشته باشیم

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): آب سنگین ما تمام شد و دولت پذیرفت که اب سنگین نداشته باشیم و آب سبک باشد.

باز طراحی به معنی تبدیل آب سنگین به سبک نیست

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): این حرف رسانه هاست. باز طراحی به معنی تبدیل آب سنگین به سبک نیست. بازطراحی به معنی این است که مقدار پلوتونیوم باقی مانده آن را کمتر می‌کنند. غربی ها می گویند قرار است آب سبک باشد. من تعجب می کنم که آقای کوشکی حرف مطبوعات غرب را این جا بازتولید می کنند. چون به نفع بحث شان است.

بازطراحی یعنی مقدار پلوتونیوم باقی مانده اش را کم تر میکنند نه این که آب سنگی را به آب سبک تبدیل کنند. اگر این کار را می کردند فرمایش آقای کوشکی درست بود اما این نیست. این را غربی ها دارند می گویند. آن چه که غربی ها می گویند قرار نیست ما بپذیریم.

اجرای توافق نامه بدون امضای طرفین مذاکرات هسته ای و بدون تصویب مجلس جرم بدتری است

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): دوستان می گویند این توافق نامه امضا نشده است خب این که خیلی بدتر است. چیزی به این بزرگی دارد اجرا می شود اما امضا نشده است.  ما قبول کردیم یک سازمان بین المللی می آید تا راستی آزمایی می کند و شش ماه است که تمام کشور را دارد تست می کند و شما می گویید امضا نشده است. این خیلی بدتر و جرم بیشتری است. 

شما چطور قبول کردید یک سازمان بین المللی مثل آژانس اتمی طبق این موافقت نامه راستی آزمایی کند و بعد هم می گویید امضا نشده است؛ این عذر بدتر ازگناه است که می گویید امضا نشده است و آمده اند و دارند اجرا می کنند. کاش امضا می شد و اجرا می کردند.

گفته می شود برای حل مشکلات اقتصادی مردم تن به مذاکره دادیم چگونه این مردم ضضمانت اجرای این توافق هستند؟

 شما می گویید 75 میلیون نفر ضامن اجرا خواهد بود؟ چرا با من شوخی می کنید؟ 75 میلیون کجا ضامن خواهد بود؟ ما می گوییم به خاطر مشکلات 75 میلیون نفر رفته ایم مذاکره کنیم تا مشکلات اقتصادی مردم را حل کنیم و مردم زیر بار فشار اقصادی بیچاره شده اند. وقتی می پرسیم که چگونه می خواهید حق ما را بگیرید می گویید 75 میلیون نفر محکم ایستاده اند. این نمی شود. این تناقض است. یا ما از روی ناچاری رفته ایم و این ها را امضا کرده ایم تا مشکلات مردم را حل کنیم یا ناگهان انقلابی می شویم و همه را بسیج می کنیم از این توافق حمایت کنند تا حل شود؟ کجا مردم بسیج می شوند؟

طبق قانون باید در موافقت نامه مرجع رسیدگی به اختلافات تعیین می شد و نشده است

شما خلاف قانون عمل کرده اید. باز هم یک ماده قانونی از همان آیین نامه برای شما می خوانم: ماده پنج: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای آن در متن توافق پیش بینی شود. آقای دکتر بیگدلی من از شما تعجب می کنم. شما حقوق دان هستید.

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر موافقت نامه ای وجود ندارد که حکمیت آن مشخص شود. 

حیات‌و‌ممات کشور به این موافقت نامه است/ شما دادتان را از نقض‌های پی‌در‌پی غرب کجا می‌توانید ببرید؟

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): همین الان مگر اختلاف پیش نیامده است؟ مگر نمی گوییم اختلاف پیش آمده و آن ها دارند توافق را نقض می کنند؟ از شما به عنوان یک استاد حقوق خیلی تعجب می کنم که دارید می بینید آن ها نقض می کنند و ما را تحریم جدید می کنند و ما معترض می شویم اما صدایمان هیچ جا نمی رسد. چون مرجع بی طرف نیست که قضاوت کند. اگر غرب هزار بار دیگر این توافق را نقض کند، دست ما به هیچ کجا بند نیست. اولاً قانون تشخیص داده است که هر توافقی که ناظر بین المللی داشته باشد، حقوقی است.

بخواهید یا نخواهید. وقتی حقوقی است باید مرجع حل اختلاف داشته باشد. اگر این ها تند تند نقض کنند، دست شما کجا بند است؟ این ها قطعات هواپیما را نمی دهند کجا می خواهید بروید و شکایت کنید؟ دادتان را باید به چه کی بزنید؟ آن هم موضوع به این مهمی که حیات کشور است؟ حیات و ممات کشور به این موافقت نامه است. مگر چیزی مهم تر از این هم داریم؟ شما حقوق دانید و باید این ایراد را بگیرید آن هم در این موضوع مهم که حیات و ممات کشور به آن است. 

سرمایه گذاری اقتصادی با معاهدات سیاسی و توافق‌های حقوقی دارای ناظر بین المللی متفاوت است

شما چنین توافق نامه ای را به مجلس نخواهید ببرید، واردات نخود و لوبیا را می خواهید ببرید؟ شا می گویید موافقت نامه های سرمایه گذاری در فلان کشور و بهمان کشور برای تصویب به مجلس نرفت.

شما حقوق دان و استاد دانشگاه هستید. مگر وقتی یک پروژه اقتصادی قرار است انجام بشود و فلان سد ساخته شود و ... یک قرارداد حقوقی است که برای تصویب به مجلس برود؟ مگر در این توافقات اقتصادی آژانس ناظر است که آن را حقوقی کنیم و بخواهیم مجلس بر آن نظارت داشته باشد؟ شما به سرمایه گذاری در سوریه اشاره می کنید. ما هزار جا سرمایه گذاری کردیم. سرمایه گذاری اقتصادی با یک کشور با معاهدات سیاسی و توافق های حقوقی که ناظر بین المللی متفاوت است. 

قانون به صراحت گفته است که توافق های حقوقی نیاز به تعیین مرجع رسیدگی به اختلافات دارد

ماده پنج آیین نامه 1371به صراحت گفته است: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از  تفسیر یا اچرای آن در متن توافق پیش بینی شود. به صورتی که در درجه اول دادگاه ها و مراجع جمهوری اسلامی ایران و در صورت عدم رضایت طرف خارجی، یک مرجع حقوقی بین المللی یا مرجع تخصصی بین المللی عهده دار این کار شود.» ببینید چقدر دقیق قانون گذاشته اند. شما حقوق دان هستید. این جوها و جناح بازی ها را رها کنید. 

ما وارد یک معاهده استراتژیک تاریخی شده ایم. کدام مرجع قانونی به داد ما خواهد رسید؟
 
ما وارد یک معاهده استراتژیک تاریخی شده ایم. کدام مرجع قانونی به داد ما خواهد رسید؟ در حالی که آن ها مدام دارند نقض می کنند. تا جایی  که کتار به جایی رسیده است که روسیه که جزو 1+5 است دادش در آمده است و می گوید: این کار شما نقض توافق نامه است. اما طرف ما می گوید: روح توافق نامه را بر هم زده است و روح توافق نامه را نقض کرده است.

بالاخره این نقض ها اتفاق خواهد افتاد. کدام مرجع قرار است این ها را کنترل کند؟ قانون ما دارد می گوید باید مرجع قانونی برای حل اختلافات آن تعیین می‌شد. من خدمت شما به عنوان استاد دانشگاه بوده ام و با هم همکاری هایی داشتیم. خواهش می کنم وارد فاز های جوی روزمره نشوید.

دوستان می گویند اگر مجلس وارد شود، طول می کشد. خب بکشد؛ تمام موافقت نامه های ننگین در دویست سال گذشته را با جوسازی ها و اضطرارنمایی ها بر دوش ما گذاشتند

دوستان می گویند همین بازی ها شده است که ما  ترکمانچای و گلستان ها و 19 19، 1921 و الجزایر ها را رقم زدیم. همین طور عجله و عجله. در تمام این موافقت نامه ها و قراردادها در طول دویست سال اخیر، همیشه با همین جو دادن های مثل امروز این موافقت نامه هایی را که شما در دانشگاه اسم آن را "ننگین" گذاشتید از ما گرفتند. با جو سازی ها و اضطرار نمایی ها این تعهدات را بر دوش ما گذاشتند. کار کار خیلی دقیقی است و حقوق‌دان ها باید به اشکالات توافق نامه بپردازند. این روز ها می گذرد بگذارید کار دقیق علمی و حقوقی پیش برود. هیچ اتفاقی نمی افتاد. خیلی با طمانینه روال قانونی اش را طی می کرد. 

طبق قانون رسمی کشور موافقت نامه باید به زبان فارسی نیز تنظیم و از سوی طرفین مذاکره امضا شود

حتی در قانون آمده است که باید زبان فراسی، زبان رسمی موافق نامه باشد و فقط به متن انگلیسی اکتفا نشود. می گوید: باید متن فارسی هم به عنوان مرجع رسیدگی تأیید شود و اگر آن ها اعتراض کردند بگوییم متن سومی هم تایید بشود. 

"بگذرید از این اضطرار و برگردید به دقت، حقوق، به علم و به کار! "  "این روزها می گذرد!"

کار و مواد قانونی بسیار دقیق است. آقای بیگدلی شما حقوق دان هستید و باید این ها را "سین‌جین" کنید نه من. من که استراتژیست و سیاستمدار هستم و کارم سیاسی است نه حقوقی. "بگذرید از این اضطرار و برگردید به دقت، حقوق، به علم و به کار." این روزها می گذرد. مگر ما پیش از این از گرسنگی مرده ایم که این بار هم بمیریم؟ بگذارید کار دقیق صورت بگیرد و از کار دقیق علمی دفاع کنید. 

ما از رویکرد مذاکره حمایت می کنیم اما "چه کسی گفته است مذاکره یعنی وادادگی کامل"؟/ تک تک بندهای این موافقت نامه را آمریکایی ها نوشته اند

آقای دکتر بیگدلی تا این جا من بحث حقوقی کردم که تخصص شما بود. از این به بعد بحث استراتژیک می کنم که تخصص خودم است. دوستان عزیز توجه بفرمایید ما از رویکرد دکتر بهشتی پور حمایت می کنیم. رویکرد باید رویکرد مذاکره باشد. کسی آن را نفی نمی کند. بحث ما سر این است که "چه کسی گفته است مذاکره یعنی وادادگی کامل" و هر آن چه طرف مقابل می خواهد امضا کنیم و بدهیم. اتفاقاً من مدعی هستم که "با این رویکرد عالی و آن حماسه ملی انتخاباتی، این حمایت ملی برای مذاکره تیم ما در ژنو، با این همه حمایت و توجه و این همه عشق و علاقه ملی این چیست که شما آوردید.

" بحث سر مفاد این توافق نامه است. من برای شما اثبات می کنم تک تک این بندها را امریکایی ها نوشته اند و حتی یک بند آن را هم ما ننوشتیم. اتفاقاً یک موافقت نامه ضعیف رویکرد شما را با شکست مواجه می کند. همان طور که دوازده سال پیش به شکست منجر کرد. همین تیم دوازده سال پیش همین رویکرد ضعیف را در مذاکرات پیگیری کردند و به شکست منجر شد و نتیجه اش، آن رادیکالیزمی شد که الان دارید به تمسخر می گیرید و می گویید بلد نبودند که چکار کنند.

کشور بحث هسته ای را در ابتدا تحویل همین تیمی داد که هم اکنون هم هستند و این تیم به دلیل همین نقطه ضعف اساسی شان نتوانست به درستی انجام دهد. ما رویکرد مذاکره را قبول داریم اما اگر دارید بحث می کنید درست به تاریخ دقت کنید. این تیم در دوره قبلی با همان "استراتژی اعتمادسازی" با شکست مواجه شد. 

"استراتژی اعتمادسازی" آقایان همان "دیپلماسی قاجار" است که 12 سال پیش شکست
 خورد

 "دیپلماسی قاجار"  این است که ببینید چه کسی بزرگتر است و "کدخدا"ست. اجناس مان را به او بدهیم تا اوو یک عنایتی به ما کند. قاجار همین کار را می کرد. قاجار معتقد بود که فقط مشکل این جاست که قدرت فائقه را بشناسیم که کیست. یکی می گفت آلمان ها هستند. دیگری می گفت روسیه و فرد دیگری می گفت فرانسه است. قاجار می گفت قدرت فائقه را بشناسید و اجناس را به آن ها بدهید تا او ما را بپذیرد و به ما اعتماد کند. "دیپلماسی قاجار" 12 سال پیش شکست خورد.

سه سال هر آن چه آن ها گفتند ما انجام دادیم و در نهایت، پایان این سه سال گفتند تعلیق کردید اما ما اعتماد پیدا نکردیم. اگر می خواهید ما اعتماد پیدا کنیم کلاً برنامه هسته ای تان را تعطیل کنید. آن دولت در این استراتژی شکست خورد. چرا؟ چون عمق قضیه را ندید. عمق قضیه این است که دوستان روابط بین الملل امروز دیگر مدل روابط بین الملل 150 سال پیش نیست.

روابط بین الملل امروز دیگر مانند دولت قاجار  نیست. روابط بین الملل امروز، روابط چنگ تو چنگ اهرم هاست و حتی عربستانی ها هم از "استراتژی قاجاری اعتماد سازی" دست برداشته است و دارد این طرف و آن طرف نیروهایی با عنوان تکفیری می فرستد که دو  تا جنس برای خود فراهم کند که حیاتش ادامه پیدا کند. حتی عربستان هم دیگر فهمیده است که دوره "استراتژی اعتمادسازی قاجار" تمام شده است. 

تقلب و تحریف نشود! تاریخ را درست بنویسید! تحریم‌ها پس از شکست دولت خاتمی در مذاکرات وضع شد

 دیپلماسی امروز دنیا بر اساس میزان فعال کردن اهرم ها در دنیاست تا امنیت خود را حفظ کنید. وضعیت اوکراین را ببینید. نخست وزیرش مدام فریاد می زند اما به جایی نمی رسد. معادله، معادله قدرت و اهرم هاست. به سادگی کریمه را از دست داد. ما هر چقدر هم به آمریکا اعتماد کند، می کنند و می برند. دولت فعلی اوکراین به آمریکا اعتماد کرد اما کریمه را از دست داد.

دنیای امروز دنیای معادلات جدید بین الملل بر اساس تعادل اهرم هاست نه اعتمادسازی! تقلب و تحریف نشود! تاریخ را درست بنویسید! چون آن دیپلماسی اعتمادسازی کست خورد، دولت آقای خاتمی خودش دو هفته قبل از اتمام دولتش پلمپ ها را به دستور مقام معظم رهبری باز کرد. مقام معظم رهبری فرمودند چون شما خودتان این اشتباه را کردید و به بن بست رسیدید، حالا خودتان پلمپ را باز کنید و تحویل دولت بعدی بدهید. این ها پلمپ را باز کردند و تحویل دولت بعدی دادند و چند ماه بعد اولین تحریم ها شروع شد.  تقلب نکنید که بگویید همه چی خوب بود و دولت بعدی موجب وضع تحریم ها شد. 

ریشه تمام مصیبت بحران هسته ای امروز ما اشتباه  "استراتژی اعتماد سازی" همین تیم فعلی در 12 سال پیش است؛ نقطه ضعف توافق نامه ژنو هم همین است

من رویکرد دولت قبلی را قبول ندارم و حرفه ای ترین انتقاد ها را من به دولت قبلی کرده ام و دارم اما زشتی و زیبایی را با هم ببینیم. دوستان بنویسید و چاپ کنید. من اثبات کرده ام و می کنم؛ ریشه و علت اصلی تمام مصیبت امروز ما از بابت بحران هسته ای همین تیمی است که یازده سال پیش به اشتباه  "استراتژی اعتماد سازی"را وارد مذاکرات کردند. آن موقع تنها یک گوله برف بود. این گوله برف چرخید و چرخید تا این که بزرگ و بزرگ تر شد و حالا تبدیل به یک بهمن شده است که زیر آن مانده ایم. 

 تمام مصیبت امروز ما از بحران هسته ای ریشه اش همین تیمی هستند که استراتژی اعتمادسازی را مطرح کردند و امروز نیز دارند همین کار را می کنند. الان نقطه ضعف این موافقتنامه هم همین است. دو گام در این توافق نامه در نظر گرفته شده است؛ یکی گام کوتاه مدت برای ایران که در 6 ماه باید انجام دهد. یک گام بلند مدت برای آمریکایی ها که زمان آن هنوز مشخص نشده است و دارند چانه می زنند که بر اساس آن قرار است آن ها تحریم ها را بردارند و کارهای ما را رفع و رجوع کنند. باز هم همان اشتباه استراتژی اعتماد سازی است! 

خود آقای عراقچی در تلویزیون مصاحبه کردند و گفتند که ما دیگر اشتباه 12 سال پیش را نمی کنیم. این دفعه یک پکیج بسته درست می کنیم که اول و آخر کار مشخص باشد. آن ها با این نیت که اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم وارد مذاکره شدند. خودشان هم معتق بودند که استراتژی 12 سال پیش شان اشتباه بود و کشور ضرر کرد. ولی از مذاکرات بیرون آمدند و آمریکایی ها با "واژه بازی" همان کلاه آن زمان را سر ما گذاشتند.

"واژه بازی"چیست؟ یعنی آن چه سهم ماست کوتاه مدت و مشخص است اما آن چه سهم آن هاست که باید اجرا کنند، درازمدت، نا معین و کلی است. وابسته به یک سری کلمات کلی. 

اتفاقاً به عنوان رویکرد من مدعی هستم که رویکرد به این خوبی. مردم منتظر هستند. چرا از چنین شرایطی، چنین چیزی را در آورده ای؟ اتفاقاض همان طور که دکتر بیگدلی هم گفتند شروع شده است و در موارد دیگر هم به ما آویزان شوند. این "وادادگی" است. در دور بعدی، خواهم گفت که کدام بندهای این موافقت نامه است که به آن ها اجازه داده است وارد بحث های دیگر همچون موشکی، تروریزم و حقوق بشر و ... بشوند.

(پایان دو ساعت مناظره)

خبرنگار از علی بیگدلی: بحثی در مورد صلاحیت تیم مذاکره کننده مطرح شد. ما در بحث حقوقی دولت این را داریم که کسی که مذاکره می کنند، معمولاً یک اختیار نامه ای را با خود می برد که نشان می دهد که این دایره اختیار این شخص برای مذاکره چیست؟ می تواند امضا کند یا نه؟ آیا فقط برای مذاکره آمده است؟اگر بحث ما این بود که سطح مذاکرات چقدر است می توانستیم با آقا عراقچی که به عنوان رییس تیم مذاکره در سطح معاونین هستند، این اختیار را می دادیم که شما امضا کن و کار را تمام کن. چه ضرورتی داشت که آقای ظریف برود و وزرای خارجه کشورهای 1+5 به صورت ناگهانی، یکی پس از دیگری حضور پیدا کنند؟ می توانستیم همین اختیارنامه را بدهیم و آقای عراقچی با اختیار تام برود و موافقت کند. به زعم شما فرقی هم ندارد که چه کسی امضا کند. آقای عراقچی هم امضا می کرد لازم الاجرا بود. 

علی بیگدلی(موافق توافق نامه ژنو) در جواب خبرنگار: من عرض کردم در علم سیاست هر حرکت دیپلماتیک دو چهره دارد؛ یکی چهره آشکار و دیگری چهره پنهان. چهره پنهان در مذاکرات این بود که ما ققبل از آغاز مذاکرات هیئت های ما با هیئت های آمریکایی، در یکی از کشورهای منطقه، مذاکراتی را انجام داده بودند و هر دو طرف به نرمش هایی رسیده بودند که آن نرمش ها باعث شد سطح مذاکره از خانم اشتون بالاتر برود و ا آقای جلیلی عبور کند و به وزرا برسد. 

اهمیت موضوع حکایت از این می کرد که دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی شاید توانایی حل این مشکل را ندارد. بنابراین به سرعت سطح هیئت را بالا بردند و به این وضعیت رسید و منجر به تأیید این موافقت نامه شد. بنابراین شما این را بدانید که قطعاً اهمیت مذاکره بستگی به هیئت مذاکره دارد. سطح هیئت مذاکره حتماً با موضوع مذاکره ارتباط دارد. ممکن است کارشناسانی بروند و مقدمات را فراهم کنند ولی همان طور که آقای دکتر نوبری اشاره کردند زمانی که می خواهد امضا شود، به نسبت اهمیت و حجم تعهدات، باید مقام متناسب با آن قرارداد یا موافقت نامه آن را امضا کند.. 
(با موافقت اعضای حاضر نشست ادامه پیدا کرد. آقای بیگدلی به دلیل معذوریت زمانی از جلسه خارج شدند و وقت خود را به آقای بهشتی دیگر موافق توافق نامه ژنو دادند)

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): باز هم من تاکید می کنم چه قرارداد ژنو را امضا می‌کردیم چه نمی‌کردیم ما برای مصرف اورانیوم 20 درصد نیاز داریم آن را اکسید کنیم تا در صفحه های سوخت قرار بگیرد و این مکانیزم آن است. این چیزی نیست که ما بر اساس توافق نامه ژنو تعهد کردیم. این ربطی به بمب و غیر بمب هم ندارد. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): تبدیل اورانیوم 20 درصد به 5 درصد چطور؟ 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بله. طبق توافق نیمی از آن را به 5 درصد تبدیل کردیم و قرار نیست از کشور خارج شود و دوباره قابل استفاده است و حجم ذخایر ما صدمه نمی‌خورد. بحث آن ها این بود که ما باید خارج کنیم. ما محکم سر این قضیه ایستادیم و گفتیم آن را تبدیل به 5 درصد می کنیم و در رأکتور بوشهر یا هر رآکتور دیگر استفاده می کنیم. 

نکته بعد این است که آقای نوبری می فرمایند ما دیپلماسی قاجار را به کار بردیم. بگذارید من دیپلماسی قاجار را قدری از نگاه خودم باز کنم؛ ما دو سال تعلیق غنی سازی اورانیوم را داوطلبانه پذیرفتیم و بر ما حجت تمام شد که این ها می خواهند بازی کنند. ایران به صورت داوطلبانه دو سال غنی سازی را تعلیق کرد و بر دنیا هم حجت تمام شد که ایران غنی سازی اورانیوم را متوقف کرد اما دنیا باز هم زیاده خواهی کرد؛ درصورتی که آنجا ما دیپلماسی قاجار را به کار بردیم.

 کری با "ان بی سی" مصاحبه کرد و گفت زمانی ایران 164 تا سانتریفوژ داشت و ایران آماده بود با ما مصالحه کند ما نپذیرفتیم چون می خواستیم کل این تأسیسات حذف شود. ما الان به جایی رسیدیم که به کوری چشم آمریکا و همه متحدانش ایران امروز 19 هزار تا سانتریفوژ دارد. یعنی غربی ها دارند اعتراف می کنند که ما این همه تحریم کردیم و فشار آوردیم اما این روند متوقف نشده است. اعتراف دارند که نمی‌تواند فرایند هسته ای ما را برچینند. قاجاریه 17 شهر را در ترکمنچای داده است اما روند هسته ای ما متوقف نشده است. کجا این توافق نامه ترکمنچای است؟ ما دوره قاجار را با یک فرصت تاریخی مقایسه داریم می کنیم.

نکته دیگر این که شورای عالی امنیت ملی، راجع به این پرونده تصمیم گرفت که در رأس آن مقام معظم رهبری است. این تحریف تاریخ نیست. این عین تاریخ است و خود مقام معظم رهبری هم در باره آن سخنرانی کردند.

محمدصادق کوشکی(منتقد قتوافق نامه ژنو): این افتخار از طریق مذاکره به دست نیامد از طریق کار به دست آمد. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): ما دو سال تاریخی مانند نرمش قهرمانانه ای که امروز کرده ایم،  غنی سازی را متوقف کردیم تا بر دنیا حجت تمام شد که تمام اقداماتی را که جمهوری اسلامی ایران باید برای اعتمادسازی می کرد، انجام داد اما نتیجه گرفت و به سمت فعالیت دوباره هسته ای رفت.  این را آقای احمدی نژاد انجام نداد. این تصمیم شورای عالی امنیت ملی بود که در رآس آن مقام معظم رهبری هستند. ما دیگر بیکار نبودیم. اگر تعلیق ما منجر به از دست دادن فرآیند هسته ای و نابودی کل تأسیسات هسته ای ما می شد، حرف شما درست بود. آن تعلیق دو ساله نه تنها برای ما یک فرصت تاریخی ایجاد کرد، ما توانستیم خود را بازسازی کنیم و در 6 سال به سمتی برویم که 19 هزار سانتریفوژ بسازیم و هفت تن اورانیوم غنی سازی کنیم.

نکته دیگر این که، آن چه که مهم است این است که در مورد گزارش هایی که شما به آن تأکید دارید، چه توافقنامه را ما امضا می کردیم یا نمی کردیم، این بازرسی ها و نظارت ها از سال 82 بوده است و آقای البرادعی و اومانو تا کنون 33 گزارش ارائه دادند. این نظارت حقی نبوده است که توافق ژنو به آقای آمانو  و ناظرانش بدهد. این حقی است که آژانس طبق مصوبه شورای حکام و هفت قطع نامه شورای امنیت که در کاسه ما گذاشته اند و برخی گفتند این ها کاغذ پاره است، چه ما توافق نامه را امضا می کردیم و چه نمی کردیم، ان بازرسی ها بود. روزی نیست که بازرسان آژانس در تهران نباشند. مرتب جایشان را هم عوض می کنند. این نظارت هم فقط برای ایران نیست و برای همه کشورهاست. 164 کشور در آژانس بین المللی اتمی به این بازرسی ها متعهد هستند. 

منتهی سطح آن متفاوت است. یعنی اندازه آن برای برخی کشورها بیشتر و برخی دیگر کم تر است. متأسفم که بگویم براساس سیاست‌های غلط، ما را وارد بند هفتم منشور سازمان ملل کرده اند. مجموعه التزامات بین المللی که دوستان ما گفتند به پشیزی نمی ارزد، آژانس هسته‌ای و تمام تشکیلات شان آن ها را موظف می کند که تاسیسات هسته ای ما را بازرسی کنند.

اصلاً فرض بگیریم ما این توافق نامه را در آذر 92 امضا نمی کردیم. آنگاه چه می کردیم؟ چه اقدام قهرمانانه‌ای انجام می‌دادیم؟ آیا ادامه یافتن تحریم ها برای کشور ما خوب بود؟ در آن تاریخ، فروش نفت ما در بعضی ماه ها 700 هزار بشکه و گاهی یک میلیون بشکه بود. اگر ادامه پیدا می کرد، هر ماه کم تر و کم تر می شد و به طور کلی صادرات نفت قطع می شد.

من خیلی خوشحال می شوم که کلاً اقتصاد مان را از نفت بری کنیم و دیگر نخواهیم برای تامین اقتصادمان نفت بفروشیم و از وابستگی به نفت خارج شویم. این کار خیلی خوب است ولی واقعیت ها چیز دیگری است. واقعیت ها می گوید که ما نفت مان را می فروختیم اما نمی توانستیم پول آن را بگیریم. 

یکی دیگر از موضوعاتی که لازم است ما بسیار به آن توجه داشته باشیم این است که در توافقنامه الجزیره برخی بندها به نفع ما و برخی به نفع آمریکاست. مثلاً در یکی از بندهای آن تصریح شده است که گروگان‌ها حق مطالبه غرامت و بلوکه کردن اموال ایران به بهانه مطالبه خسارت ندارند. یکی دیگر از بندهای آن این است که تعهد داده اند در امور داخلی ایران دخالت نکنند.

اگر بندی را آنها رعایت نمی کنند و به عنوان یک قدرت هژمون در امور داخلی ایران دخالت می کنند این به این معنی نیست که ما علیه آن در دادگاه شکایت نکنیم. همچنان که در سال 1981 شکایت کردیم. بنابراین، ما مانند هر توافق نامه دیگر یک چیزی را داده ایم و یک چیزی را هم گرفته ایم. 

مطلب دیگر در مورد محرمانه بودن توافق نامه است. من سی سال کار رسانه کرده ام. تا به حال یک مذاکره و توافق نامه ندیده ام که متن آن منتشر شود. آقای دکتر نوبری دیپلمات هستند و سی سال است که در این حوزه کار کرده اند. خوشحال می شوم اگر راهنمایی بفرمایند. در هیچ مذاکراتی متن مذاکره را منتشر نمی کنند بلکه نتیجه آن را منتشر می کنند.

نتیجه مذاکرات مهم است نه متن آن. اگر دیپلمات بخواهد متن مذاکرات را منتشر کند که اصلاً مذاکره نمی کند. شما می گویید مجلسی ها خبر ندارند. رئیس مجلس عضو شورای عالی امنیت ملی است و در جریان ریز جزییات تمام مطالبی که در مذاکرات مطرح شده، است. این سخن من منتشر می شود اگر غیر از این است آقای لاریجانی تکذیب کنند. روسای هر سه قوه به عنوان اعضای شورای عالی امنیت ملی در جریان جزییات مذاکرات هستند. اگر صلاح می دانند خودشان به مجلسی ها بگویند. چرا نمی دهند؟ برای این است که هیچ گاه در هیچ جای دنیا متن مذاکرات منتشر نمی شود.

مثلاً جزییات قرارداد دیتون آیا گفته شد؟ آیا متن مذاکرات ایران و عراق منتشر شد؟ نه. همیشه نتایج مذاکرات منتشر می شود. متن مذاکرات زمان اقای جلیلی مطالبه نمی شد چون به او اعتماد داشتند زیرا یقین داشتند که آقای جلیلی مثل یک بچه حزب اللهی در مذاکرات از حق ایران دفاع می کند.  چرا الان مطالبه دارند که متن مذاکرات  را منتشر کنید؟ برای این است که به آقای ظریف اعتماد ندارند. هرچه رهبری می گوید که ما به بچه های خود اعتماد داریم به آمریکایی ها اعتماد نداریم، آقایان مصادره مطلوب می کنند و بی اعتمادی خود را وجهه قانونی می دهند. در کجای دنیا متن مذاکرات منتشر می‌شود؟ نتیجه مذاکرات مانند همین توافق نامه یا توافق جامع حتما باید به تصویب مجلس برسد و متن کامل آن منتشر خواهد شد و محرمانه نخواهد بود. 

اگر مذاکرات محرمانه است برای اسراییلی ها هم محرمانه باشد

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): وزارت خارجه گفتند آقای لاریجانی خودشان در جریان هستند. آقای لاریجانی در جواب وزراتخارجه گفتند نخیر بنده در جریان مذاکرات نیستم. حالا اگر حرفشان تغییر کرده باشد من در جریان نیستم. 

من نمی خواستم بگویم که مذاکره الجزایر درست است یا غلط. عرض کردم ما آمریکایی ها را آن جا امتحان کردیم و دیدیم که امریکایی ها به بند اول توافق نامه پایبند نبودند. اگر قرار است یک بار آمریکایی ها را امتحان کنیم این بار و بارهای دیگری هم که اشاره کردم ما آن ها را امتحان کرده ایم. دیگر نیازی به آزمون مجدد نبود که ببینیم آن ها آیا پایبند هستند یا نه.

اگر مذاکرات محرمانه است باشد. اشکالی ندارد. اما برای اسراییلی ها هم باید محرمانه باشد. چرا آن ها می دانند؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): دوست عزیز این که دست ما نیست. مگر اسراییلی ها منتشر می کنند؟

محمدصادق کوشکی(موافق توافق نامه ژنو): منتشر نمی شود. من بحث انتشار را مطرح نکردم. وقتی اسراییلی ها می دانند تهدید آن این است که یک جاسوس هم می تواند برود اطلاعات را بخرد و منتشر شود. تهدید این که منتشر نمی شود به سبب مسائل امنیتی است. متن مذاکرات محرمانه است و نمی شود گفت اما اسراییل می داند.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): نه. اصلاً کلاً در جهان هیچ مذاکره ای را منتشر نمی کنند.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): اقای ظریف گفتند مذاکرات محرمانه است. بارها این جمله را گفتند. آقای ظریف می گویند محرمانه است و نمی شود گفت.

متن یا نتیجه؟

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): متن. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): من نتیجه را دارم می گویم. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): شما می فرمایید هنوز که به نتیجه نرسیده و امضا نشده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): خب این هم نتیجه است. یکی از نتایج مذاکرات است. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): شما می فرمایید این امضا نشده است و آن را در حد یک "دستور اقدام مشترک" می دانید و می گویید این نتیجه است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): بله. نتیجه است اما ضامن اجرایی ندارد.

وقتی اسراییل می داند، نماینده مجلس حق ندارد بداند؟

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): به قول آقای عراقچی non-paper است. وقتی non-paper شد دیگر همه چی تمام است. من می خواهم بگویم اگر "متن non-paper ی که هیچی نیست و رو هواست و تنها حرف است" اسراییل می داند ایا نماینده مجلس حق ندارد در جلسه غیر علنی از آن مطلع شود؟ من حرفی از انتشار نزدم. من می خواهم بدانم که چه شود؟ من دارم زندگی ام را می کنم و لزومی ندارد بدانم اما نماینده من حق داشت در یک جلسه غیرعلنی محرمانه بداند. "جلسه غیر علنی برای همین پدیده اختراع شده است دیگر"

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): یک جلسه از مذاکرات را در جلسه غیر علنی مجلس گفتند، تیتر یک کیهان شد.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): وقتی تیتر روزنامه های اسراییلی متن مذاکرات هسته ای ما می شود، روزنامه ما حق ندارد بزند؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): خب وقتی تیتر یک کیهان شود یعنی همه اطلاع پیدا کردند.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): ببخشید اول سایت های اسراییلی و روزنامه اسراییلی هاآرتص زد، سپس کیهان زد.

بحث بعدی این است که دوستان می گویند اگر مذاکرات این گونه نمی شد، تحریم ها ادامه پیدا می کرد. آقای دکتر بیگدلی گفتند تحریم ها ادامه پیدا کرده و هیچ تحریمی لغو نشده است. اما آقای بهشتی شما می گویید اگر این موافقت نامه امضاء نمی شد، تحریم ها ادامه پیدا می کرد. من می گویم به تعبیر دکتر بیگدلی هنوز هم ادامه دارد و هیچ تحریمی نقض و لغو نشده است. پس اتفاقی نیفتاده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر من که مثال نفت را برای شما زدم. در مورد پتروشیمی هم همین طور بوده است.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): نفت را هم خدمت تان عرض خواهم کرد. سال 90 ی که آقای دکتر بیگدلی خیلی نگران آن بودند ما به خاطر بالارفتن قیمت ارز، سال 91، ما فقط 20 میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشتیم.

سالی که ایشان با ترس و لرز از آن یاد می کنند ما 20 میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشتیم. چون قیمت دلار بالا رفت و صادرات آن به صرفه شد. برای چه دست و پایتان می لرزد؟ از یک طرف شما آرزو می کنید که ای کاش اقتصاد بدون نفت داشتیم. 

خب ما داشتیم به سمت اقتصاد بدون نفت می رفتیم. چرا از این که به سمت اقتصاد بدون نفت داشتیم می رفتیم نگران هستید؟ الان که شما دارید نفت می فروشید و پول آن وارد بانک سوییس می شود و نمی توانیم برداشت کنیم، خیلی خوشحال هستید؟ پول دست ما نمی رسد. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): پس پول دارو ها از کجا می آید؟ این دارو ها را چه کسی دارد وارد می کند؟

ناکارآمدی دولت قبل در حوزه اقتصاد را که باعث مشکلات اقتصادی ما شده به تحریم ها نسبت دادند
محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): یک میلیارد پول واردات ماشین‌های لوکس خارجی که قرار است امسال وارد شود. همین الان در ابتدای سال بیش از 50 میلیون دلار واردات خودرو داشته ایم. به خاطر این که ایران کشور بزرگی است و صادرات مختلفی دارد. مگر ما فقط با پول نفت می توانیم خودمان را اداره کنیم.

ما در سال های 90، 91 و 92 که دوستان با ترس و لرز از آن یاد می کنند، ما انبوه واردات خودروهای لوکس و گران قیمت را داشتیم. پس ما مشکل ارزی نداشتیم. یک اتفاق منفی که رخ داده این است که دوستان ناکارآمدی دولت قبل در حوزه اقتصاد را که باعث مشکلات اقتصادی ما شده به تحریم ها نسبت دادند و با ترس و لرز از تحریم ها یاد کردند. طوری از تحریم ها صحبت می کنند که انگار با تحریم ها چه اتفاقی افتاده است. ما الان 35 سال است که در تحریم هستیم. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آقا این تحریم ها فرق دارد.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): دولت قبلی مردانگی نکرد و مشکلات اقتصادی را به تحریم ها ربط داد.

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): پورشه وارد کرد. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): در حالی که همان دولت به تعبیر خانم دستجردی حاضر بود پورشه وارد کند اما دارو وارد نکند. چرا افکار عمومی را بازی می دهیم و می گوییم پول نداشتیم دارو وارد کنیم؟ نخیر خانم دستجردی برای همین از دولت کنار گذاشته شد که گفت به جای واردات پورشه دارو وارد شود. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): دولت آقای احمدی نژاد در آن شرایط زین اسب وارد می کرد.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): بله.

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): چوب بستنی وارد می کردند. آقای احمدی نژاد گفت من دیگر از هسته ای حمایت نمی کنم و کنار کشید. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): این حرف ها تحریف تاریخ است. 

اگر دو سال تعلیق را نمی پذیرفتیم الان به جای 19 هزار تا 40 هزار تا سانتریفوژ داشتیم

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو):توافق نامه تأکید می کند که بازرسی ها باید متنوع تر باشد. اگر بازرسی ها در حد بازرسی های رایج آژانس باشد، پس چرا در توافق نامه کلی در مورد بازرسی ها و سطح آن بحث شده است؟ چرا شما می گویید این همان بازرسی های قبلی است؟ اگر بازرسی ها در حد بازرسی های گذشته است مذاکره کنندگان 1+5 بیمار بوده اند که اینقدر بر سر سطح آن بحث کنند؟ لابد قرار بوده که بر بازرسی ها اضافه بشود. این یک نکته مهم است. اصلاً سطح بازرسی‌ها سطح قبلی نیست.

اگر آن دو سال تعلیق را نمی پذیرفتیم الان به جای 19 هزار تا 40 هزار تا سانتریفوژ داشتیم. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر مدت تعلیق تنها دو سال بوده است. ما 19 هزار سانتریفوژ را در 6 سال تولید کردیم.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): بله. زمان خیلی مهم است. شما بروید از بچه های شهید احمدی روشن بپرسید. وقتی آن دو سال را با آن سرعت تعلیق کردید برای بازگشتن به حالت قبل، زمان لازم است. آن ها برای رفع مشکلات فنی ناشی از دو سال تعلیق آن ها مجبور شدند که دو سال وقت اضافه بگذارند. طوری از دو سال تعلیق صحبت می کنید که انگار یک بطری آب خالی شده است و دوباره می توانیم به راحتی پر کنیم. نخیر. ماشین شما دو سال بخوابد برای آن که ماشین ریکاوری شود باید یک سال آن را تعمیر کنید. 

تولید 19 هزار سانتریفوژ با کار حاصل شده است نه با پیمان ننگین سعدآباد در سال 82

آقای دکتر بهشتی به چیزی اشاره کردند که نقض حرف های خودشان است. آقای دکتر بهشتی، آیا مذاکرات آقای روحانی در سال 82 و پیمان ننگین سعد آباد باعث تولید 19 هزارتا سانتریفوژ شد یا کاری که کرده ایم.  اگر شما به این 19 هزرا سانتریفوژ می نازید که هر ایرانی باشرفی می نازد، این 19 هزار تا نتیجه پیمان سعدآباد نبود بلکه به این خاطر بود که ما پیمان سعدآباد را زیر پا گذاشتیم. امتیازی که شما به نقل از آقای کری می گویید آیا از طریق پیمان سعد آباد به دست آمد. 

در مورد این که آقای کری به تعبیر آقای بهشتی پور می نالد، باید توجه کنیم که چه چیز باعث شد آقای کری امروز بنالد؟ پیمان سعدآباد یا نقض پیمان سعدآباد و زیر پا گذاشتن آن؟

شما چند بار با این دنیا که وجدان و شرف ندارد  می خواهید اتمام حجت کنید؟

من یک سوال دارم از آقای بهشتی پور. ظاهراً شما دوست دارید تا قیامت با دنیا اتمام حجت کنید. شما با دنیا اتممام حجت کردید، دنیا چه رفلکسی(واکنشی) به شما داد؟ مگر این که در شورای حکام نشست و از 35 عضو آن غیر از سوریه و ونزوئلایی که آقای بیگدلی از داشتن سرمایه گذاری اقتصادی ما با آن ها ناراحت بودند، تمام آن ها علیه ما رأی منفی دادند. شما چند بار با این دنیا که وجدان و شرف ندارد  می خواهید اتمام حجت کنید؟ در شورای غیر متعهدها همگی بیانیه می دهند و از حق هسته ای ایران دقاع می کنند و به نفع ایران رأی می دهند اما همان اعضا، در شورای حکام اجماعی علیه ایران رای می دهند. بنده در این باره یک مقاله پژوهشی کار کردم و منتشر شده است. می توانید مراجعه کنید.

شما با دنیایی که امضای خود را معتبر نمی داند، چندبار می خواهید اتمام حجت کنید؟ یک بار، دوبار، سه بار؟ از این همه اتمام حجتی که کردید چه چیزی گیر شما آمد؟ ما دو سال برای اعتمادسازی تعلیق کردیم. این همه ما با دنیا اعتماد سازی و اتمام حجت کردیم، چه اتفاقی افتاد؟ می گویید می خواهیم باز اتمام حجت کنیم؟ شما دوباره اتمام حجت می کنید و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. آزموده را آزمودن خطاست.

پذیرش اعتمادسازی یعنی پذیرش اتهام

اصل بحث من این جاست که اصلاً چرا ما باید اعتماد سازی کنیم؟ کسی که اعتمادسازی را می پذیرد یعنی اتهام را پذیرفته است. چرا ما باید رفع اتهام کنیم؟ مگر ما متهم هستیم؟ چه کسی گفته است که ما باید در جایگاه متهم بین المللی بنشینیم و با چنگ و دندان ثابت کنیم که متهم نیستییم. این کار خلاف امنیت و مصالح ملی و  پرستیژ بین المللی است.

وقتی ما می پذیریم که اعتمادسازی کنیم یعنی پذیرفته ایم که دنیا به ما مشکوک است. پذیرفتیم که متهم هستیم و با یک شهروند تفاوت داریم. وقتی یک نفر متهم می شود و به دادگاه می‌رود و باید ثابت کند متهم نیست و باید از خود رفع اتهام کند، با یک شهروندی که دارد به صورت عادی زندگی می کند متفاوت است. ما چرا خود را در جایگاه متهم قرار می دهیم و اصرار داریم به کسی که عمراً باور نمی‌کند ما متهم نیستیم بلکه ما را مجرم می داند ثابت کنیم "ما را مجرم ندان. به خدا ما متهم نیستیم. "

آمریکایی ها به صراحت علیه ما بیانیه صادر کردند. آمریکایی ها کسانی هستند که ما داریم با آن ها مذاکره می کنیم. وقتی آن ها بیرون از مذاکره می گویند که "یا همه یا هیچ"  یعنی تمام تلاش شما برای رفع اتهام و اعتمادسازی عوض شد. وقتی این چنین است، شما برای چه کسی می خواهید از خودتان رفع اتهام کنید؟ آمریکایی‌ها به صراحت اعلام کرده اند ممکن است اعتمادسازی ما (ایران) مانند اعتمادسازی  ژاپن 4 دهه طول بکشد. ما برای چه می خواهیم اعتمادسازی بکنیم؟

خلاصه موافقت نامه ژنو قانونی کردن مداخلات غیرقانونی آمریکا در برنامه هسته ای ایران است

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): دوستان من به طور خلاصه برایتان بگویم؛ موافقتنامه ژنو در یک جمله یعنی قانونی کردن مداخلات غیر قانونی آمریکا در برابر برنامه هسته ای ایران است. از ابتدا تا اخر هدف همین بوده است. دوستان به بند مربوط به غنی سازی در توافق نامه ژنو دقت کنید؛ «... متضمن یک برنامه غنی سازی باشد که توسط طرفین تعریف گردد. برنامه ای که شاخصه های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی با محدودیت های مورد توافق در خصوص دامنه سطح فعالیت ها، غنی سازی، ظرفیت غنی سازی، محل غنی سازی، ذخایر اورانیوم برای دوره زمانی معین طرفین توافق کنند. »

ما پیش از این طبق ماده چهار  ان پی تی، در فعالیت صلح آمیز هسته ای مان ما مانند بقیه غنی سازی می کردیم و هرگاه آمریکا اذیت و دخالت‌های غیر قانونی می کرد ما به او می گفتیم این دخالت های شما غیر قانونی است. "به تو چه که ما کجا غنی ساز می کنیم؟ به تو چه که من به چه میزان غنی سازی می کنم؟ ماده 4 ان پی تی به من اجازه داده است که انجام دهم و فقط بمب نسازم". این بند غنی سازی در توافق‌نامه ژنو، تمام دخالت های غیر قانونی آمریکا را قانون مند کرد. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): می گوید مورد توافق دو طرف.

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): یعنی از این به بعد باید بنشینیم و با آمریکایی ها به توافق برسیم. یعنی ما باید با آمریکایی ها از یک شروع کنیم. تعریف غنی سازی چیست؟ ما حتی برای تعریف غنی سازی هم باید با آمریکایی ها به توافق برسیم. مداخله یعنی همین. 

محمدصادق کوشکی(موافق توافق نامه ژنو): ان پی تی که با غنی سازی ما مشکلی نداشت. 

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): تعریف غنی سازی، شاخصه های غنی سازی، میزان نیازهای عملی ایران به غنی سازی. در مورد همه این ها باید با آمریکا به توافق برسیم. دخالت های آمریکا هم پیش از این در همین موارد بود. می گفت ایران نیازی به غنی سازی ندارد. روس ها که می گویند رآکتور بوشهر را هم تولید کرده است. دیگر به غنی سازی 20 درصد نیاز ندارد. همین دخالت های غیر قانونی که وقتی از بیرون می گفت، ما به او می گفتیم "به تو چه"، قانونی شده است. حالا باید بنشینیم و به آمریکایی ها توضیح بدهیم. 

بهشتی(موافق توافق نامه ژنو): هنوز نشده است و قرار است بشود. یعنی اگر آن قرارداد جامع، امضا بشود، می شود. ضمن این که باید مورد توافق دو طرف باید باشد.

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): من همین را دارم می گویم. من می گویم  آیا در ماده 4 ان پی تی، نوشته بود که من باید با آمریکایی ها سر تعریف غنی سازی، اندازه غنی سازی، درصد غنی سازی، محل غنی سازی و نیازم به غنی سازی توافق کنم؟ در ان پی تی چنین چیزی بود؟ این بند یک چیز جدیدی است. یک قید و بند جدید است. یعنی همان مداخلات غیر قانونی آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران با این موافقت نامه قانون مند شد. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): هنوز نشده است دکتر. قرار است بشود. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): بله. در گام اول شش ماه، گفتند 20 درصد را به 5 درصد کاهش دهیم. دوستان اگر همین جا تمام شده بود و این بندی که برایتان خواندم نبود، ما برده بودیم. می گفتیم 20 درصد را گفته است 5 درصد. پس 5 درصد ما را تلویحاً قبول کرده اند اما در لانگتر (گام بلند مدت) که از ماه دیگر شروع می شود، مداخلات غیر قانونی امریکا قانون‌مند است و باید بنشینیم با آن ها چانه بزنیم که تعریف غنی سازی چیست؟ ما می خواهیم بگوییم که می خواهیم در اصفهان غنی سازی کنیم. آمریکا می خواهد بگوید من خوشم نمی آید برو در یزد غنی سازی کن. یعنی یک به یک باید با آمریکایی ها به توافق برسیم. این یعنی چی؟ یعنی همان اسمی که من برای موافقت نامه ژنو گذاشتم. یعنی قانونی کردن مداخلات غیر قانونی آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران.

طرح بحث موشک دفاعی ما در موافقت نامه گنجانده شده است

مسئله بعدی، قطع نامه هایی که اقای دکتر بیگدلی نگران آن بودند. طرح بحث موشکی ما و موارد دیگر در مذاکرات هم در این موافقت نامه آمده است؛ متن را نگاه کنید از متن موافقت نامه برایتان می‌خوانم؛ «درفاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن (که انگلیسی آن آمده است address) به قطع نامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت».

دقت کنید. واژه ها این طور آمده است؛ پرداختن برای ایجاد رضایت.  یعنی ما باید در این مرحله بعدی به قطع نامه ها بپردازیم. با چه هدفی؟ با این هدف که رضایت شورای امنیت در مورد قطع نامه ها حاصل شود.  7 تا قطع نامه علیه ایران صادر شده است. در دو قطع نامه آمده است که «اعضای شورای امنیت از پروسه توسعه توان موشکی بالستیکی ایران ابراز نگرانی می‌کنند و ایران موظف است نگرانی آن ها را رفع کند.» در مذاکرات هسته ای آمریکایی ها دفاع موشکی ایران را روی میز آوردند. ایرانی ها گفتند ما قرار است فقط بحث هسته ای می کنیم. چرا این مسئله را پیش می کشید؟ آمریکایی ها به همین بند ارجاع دادند. مگر در این بند نیامده است که باید به قطع نامه های شورای امنیت بپردازید تا رضایتش حاصل شود؟ ذیل یکی از قطع نامه های شورای امنیت هم بحث دفاع موشکی ایران آمده است. پس طبق موافقت نامه ژنو حق داریم که این مطلب را مطرح کنیم. 

تمام مداخلات غیر قانونی آمریکا در برنامه هسته ای، تروریزم و حقوق بشر ما در موافقت نامه قانونی شده است

تمام موارد مداخله آمریکایی‌ها چه در مورد برنامه هسته ای، چه تروریسم و چه حقوق بشر و به طور کلی همه مداخلات غیر قانونی آمریکا با این موافقتنامه ژنو قانونی شده است. یعنی یکی یکی روی میز می‌آورند و ما را بازخواست خواهند کرد آن هم به صورت قانونی؛ حتی تحقیقات هسته ای ما را هم وارد میز مذاکره کرده اند. اگر وقت بود یک به یک اشاره می کردم. یادتان هست که مقام معظم رهبری دو هفته پیش حساسیت نشان دادند که تحقیقات علمی فناوری هسته ای ما نباید محدود شود؟ این را هم وارد میز مذاکره کرده اند تا آن را محدود کنند.

محدود کردن تحقیق و توسعه هسته ای هم در توافق نامه گنجانده شده است

 در موافقت نامه آمده است:« R&D یعنی تحقیقات و توسعه باید مورد توافق طرفین قرار گیرد.» یک بند هم برای آن گذاشته اند که با واژه including آغاز می شود. در وزارت خارجه برای این که مردم متوجه نشوند آن را به معنی «از جمله» ترجمه کرده اند.  تیم مذاکرات ما در مذاکرات گفته اند این یعنی «از جمله». بنابراین ما به تحقیقات بعدی هم می‌توانیم بپردازیم. آمریکایی ها در جواب گفتند این کلمه یعنی «شامل». آمریکایی ها به تیم ما که ادعا می کنند که انگلیسی شان خیلی عالی است، زبان یاد دادند و گفته اند این به معنی «شامل» است.  پس وقتی ما گفتیم «R&D including» یعنی شامل آن چه که الان انجام می دهید و اضافه تر از آن را قبول نداریم. این کلمه به معنی «شامل» است و این یعنی که تنها تحقیقات جاری شما را قبول داریم و نمی توانید توسعه بدهید که مقام معظم رهبری در سخنرانی شان به آن اعتراض کردند

در واقع، در متن مذاکره آمده است که تنها تحقیقات فعلی را پذیرفته اند اما در ترجمه وزارت خارجه طوری ترجمه کرده اند که این طور معنا نمی دهد. 

نگرانی که حد ندارد دوستان!

هر بندش را که ببینید همین طور است. در مورد اراک گفته اند: «نگرانی های ما باید به طور کامل رفع شود». همین الان هم همان طور که آقای دکتر گفتند، دخالت هایشان را شروع کردند. می گویند این رآکتور زیاد پلوتونیوم تولید می کند ما نگران هستیم. آقای صالحی گفته است ما طوری آن را بازطراحی می کنیم که کم تر پلوتونیوم تولید کند. فردا می گویند این هم زیادی است. آن را کم تر کنید. همین طور فشار می آورند و در نهایت آب سنگین را تبدیل به آب سبک می کنند. همین است دیگر! نگرانی که حد ندارد دوستان! 

کلک این ها در تاریخ 200 ساله ما در موافقت نامه نویسی همین است. موقع تعهدات ما، سهم ما  مشخص و معین است ولی آن جایی که سهم خودشان را می خواهند تعیین کنند وابسته به کلمات کلی و نامعین می کنند و می گویند باید نگرانی های ما رفع شود. 

ما چکار کنیم که نگرانی های شما رفع شود؟ این کار را بکن. آن کار را بکن. فلان کار را بکن و همین طور تا آخر جلو می روند. با این توضیحاتی که دادم اساس توافق نامه ژنو یعنی قانونی کردن مداخلات غیر قانونی آمریکا. 

پس از امضای موافقت نامه موقعیت بین‌المللی و منطقه ای ما نسبت به قبل افول کرده است

حالا ببینیم محصول این موافقت نامه چه بوده است. دوستان می گویند این موافقت نامه باعث شده است که جایگاه ما در منطقه و جهان بهتر شود. اتفاقاً من به عنوان یک فرد دیپلمات که تا حدودی به استتراتژی ها آشنا هستم و اشراف دارم برای این جزو منتقدین هستم که از آن موقع که امضا شده موقعیت بین‌المللی و منطقه ای ما نسبت به قبل افول کرده است.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): عجب.

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو):  برایتان مصداق می آورم. در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، قطعنامه ای مشابه قطعنامه مداخله جویانه پارلمان اروپا نداشتیم اما بعد از این توافق نامه ژنو،داشتیم.

بهشتی پور: شما ایمیلتان را بدهید. من لیستش را برای تان ارسال می کنم.

بعد از توافق نامه ما را به توافق ژنو 2 سوریه هم راه ندادند

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): با این مفاد هیچ قطعنامه ای نداشتیم. این قطعنامه پارلمان اروپا "مداخله جویانه قاجاروار" است. میزان تهدیدات نظامی علیه ما در این شش ماه، معادل شش سال گذشته است. در مذاکرات ژنو 2 مربوط به سوریه که اتوماتیک وار ما داشتیم یکی از شرکت کنندگان قرار می‌گرفتیم ما را پشت در گذاشتند. همه این ها بعد از موافقت نامه ژنو اتفاق افتاده است. برخی فکر می کردند که "بعد از موافقت نامه ژنو آمریکایی ها ما را چقدر تحویل خواهند گرفت و همه چیز گل و بلبل خواهد شد." درست در همان جایی هم که جایمان بود ما را راه ندادند. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): ایران خودش نمی خواست برود چون الان اسد دارد انتخابات برگزار می کند و موقعیتش تحکیم شده است. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): دعوتشان از ایران را پس گرفت. 

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): ایران می خواست شرکت کند، دعوتشان را پس گرفتند و آقای ظریف از این پس گرفتن ناراحت و معترض شد.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): اعتراض آقای ظریف به سبب دیپلماسی و ظاهر قضیه بوده است. 

بعد از موافقت نامه، کنگره آمریکا دارد با تصویب قانون، لشکرکشی آمریکا به خلیج فارس را قانونی می کند

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): کنگره امریکا دارد قانونی را تصویب می کند که در تاریخ 35 ساله انقلاب بی سابقه است. یعنی برای لشگر گشی امریکا به ایران از خلیج فارس دارد قانون تصویب می کند. قبلاً این ها کشتی هایشان را وارد خلیج فارس می کردیم ما اعتراض می کردیم که این ها دارند مداخله نظامی می کنند اما حالا کنگره آمریکا دارد این حضور در خلیج فارس را قانونمند می کند و علناً هم می گویدد به خاطر ایران است. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): این ها محصول توافق نامه ژنو است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): یعنی اگر این موافقت نامه را امضا نمی کردیم، کنگره این قانون را تصویب نمی کرد؟

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): بله. اجازه بدهید علت آن را برای شما بگویم. در سیستم توازن استراتژیکی آن چه که موجب نگرانی های آن ها بود و اهرم ما بود ما کنار گذاشتیم. نگرانی های آن ها برطرف شده است. خود آقای کری گفت: از این به بعد، اسراییل امن تر شد.

وقتی نگرانی های طرف مقابل در همان مرحله اول شش ماهه برطرف شد و درخواست رفع نگرانی های ما برای دراز مدت مانده است، دیگر ما شمشیر را غلاف کرده ایم و او شمشیر به دست است و دارد مداخلاتش در خلیج فارس را توسعه می دهد. قرار بود ما با امریکا دوست شویم که لشکری هم دارد برگردد اما او دارد قانون تصویب می کند که اضافه کند. دقت کنید. شما اگر در مذاکرات، اهرم سازی و موافقت نامه نویسی، استراتژی و توازن استراتژی را از دست بدهید، همین اتفاق ها می افتد. آقای ظریف یک دسته گل نثار می کند به او می گوید برای چه گل نثار کردی؟ انگار دارد به کارمندش می گوید. به او می گوید که تو رفتی لبنان، چه کاره بودی گل نثار کردی؟

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): شما دارد تحلیل می کنید.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو):  آقای دکتر، قطعاً این که به رفتن آقای ظریف به لبنان و گل دادن او خرده می گیرد، محل اشکال است. مگر وزیر خارجه ما برده اوست که با او این چنین برخورد می کند؟

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): نه تحلیل نمی کنیم تصور آن ها این است. نگاهشان نگاه ارباب و رعیتی است. آیا در این 35 سال وقتی وزیر خارجه ما به لبنان می رفت و هر کاری می کرد، کری جرأت می کرد ایراد بگیرد؟ نه. این ها محصول این موافقت نامه است و همه اتفاق های جدید است. این یعنی این که بر خلاف آن چه که این طور جلوه داده شده است که این موافقت نامه اوضاع ما را با آمریکایی ها به دوستی و رفاقت منجر می کند، نتیجه بر عکس داشته است. یعنی وقتی نگرانی های طرف رفع شد، همین طور زیاده خواهی و هجومش را به طرف ما زیادتر خواهد کرد. 

ما نمی‌گوییم چرا مذاکره کردید و موافقت نامه امضا کردید؟ می گوییم چرا یک موافقت نامه ضعیف؟

 نگرانی من در این جا از زاویه منافع ملی است نه از آن زاویه که بگویم مقاومت ما چه شد. حتی یک "قران دوزاری" که به عشق آن، این موافقت نامه را امضا کردیم به ما نخواهند داد. پیش بینی قطعی من این است. یعنی همان پولی که به عشق آن رفتیم و هر آن چه آن ها خواستند امضا کرده ایم، هم دست ما را نخواهد گرفت. این ها برای این همه چیزشان را با اسراییل هماهنگ می کنند که به این نتیجه رسیده اند که قسمت اول مشکلات مان را با ایران تمام کردیم و کنار گذاشتیم. 

برای برطرف کردن همه مشکلاتی که ایران در منطقه برای اسراییل ایجاد می کند، در قدم بعدی باید برداریم. دقت کنید. شما یک فرد ملی، مومن و مسلمان هستید. ما نمی‌گوییم چرا مذاکره کردید و موافقت نامه امضا کردید؟ می گوییم چرا یک موافقت نامه ضعیف که نتیجه آن این ها شده، امضا شده است؛ توازن استراتژیک به هم خورده است و اهرم ما غلاف شده است،  اهرم آن ها که تحریم های اصلی نفتی و بانکی است هنوز بالای سر ماست. 

توازن استراتژیک به هم خورده است

در قاعده "یا همه یا هیچ" آمریکا که گفتید خیلی هم خوب است، اگر توازن استراتژیک به هم نخورده بود، اهرم به دست هر دو طرف بود اما وقتی ما خودمان را خلع سلاح کردیم و اهرم هایمان را روی زمین گذاشتیم تعبیر من از این قاعده این می شود که این قاعده مته ای در دست آمریکایی هاست. تکان بخوریم می گوید "تحریم ها را دارم ها".

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): یکی از ثمرات این توافق نامه این بود که اعتبار پاسپورت سیاسی ما هم کاهش پیدا کرده است. ماجرای آقای ابوطالبی در تاریخ سازمان ملل سابقه نداشته است. سابقه نداشته است که یک سفیر اجازه ورود نگیرد.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): چرا سابقه داشته است. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): ماجرای ساختمان بنیاد علوی چطور؟ سی و پنج سال این ساختمان در آمریکا بود و مصادره نکرده بودند اما بعد از توافق نامه ژنو این کار را کردند چون می دانستند ما اهرمی نداریم و خلع سلاح شدیم و "جیکمان هم در نمی آید" و "در هم نیامد" و سخنگوی ما گفت مصادره این ساختمان به ما مربوط نیست. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): من چند نکته در مورد مسائل مطرح شده عرض می کنم. یک معادله غلطی در کشور ما مطرح شده است که مشکلات را ناشی از تحریم ها می دانند. تحریم ها مشکلات ما را تشدید کرده است اما مسئله اصلی ما نیست. مشکلات اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و .. ما ناشی از چیزهای دیگر است. اصلاً ربطی به تحریم ها ندارد. البته فرق عمده تحریم هایی که از تیرماه 91 علیه ما اعمال شد با بقیه تحریم ها این است که ما همیشه در خرید تحریم بودیم اما از سال 91 این ها فروش ما را تحریم کردند.

وزیر اقتصاد ما می گفت اگر نفت ما را تحریم کنند نفت به 300 دلار می رسد و هرگز فکر نمی کرد که آن ها در یک زمان بندی چنان می کنند که نفت ما را تحریم می کنند اما نفت 300 دلار نمی شود. نکته دوم این است که مهم ترین تحریمی که بیشترین فشار را برای ما آورد این بود که ما پول هر چه را که صادر می کردیم نمی توانستیم برگردانیم. زعفران، پسته و ر چه که صادر می کردیم باید پولش را از طریق امثال بابک زنجانی ها و چمدانی وارد کشور می کردیم. ما تحریم ها را این طور دور زده بودیم. یعنی تمام حساب های بانکی ما را ناجوانمردانه تحریم کردند. این نوع تحریم در سی و پنج سال گذشت بی سابقه بوده است.

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): جالب این جاست که آقای نعمت زاده گفت قبل از پذیرش مسئولیت در کابینه جدید تصور می‌کردیم 70 درصد مشکلات اقتصاد کشور در اثر سوء تدبیر دولت سابق و 30 درصد ناشی از تحریم هاست. الان که اشراف پیدا کردیم مطمئنیم 100 درصد آن ناشی از سوء تدییر هاست.

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): تحریم فروش ما از سال 91، کشور ما را دچار مشکلات عدیده ای کرد که من نمی خواهم منتشر شود. اگر جایی بودیم که حرف ها منتشر نمی شد، خیلی بازتر در این باره صحبت می کردم.

نکته دوم در مورد بازرسی هایی است که اقای دکتر گفتند در این موافقت نامه آمده است. در این موافقت نامه به این صورت بوده است که چه کسی باید تایید کند که ایران غنی سازی 20 درصد را تعطیل کرده یا نه؟ گفته اند آژانس انرژی اتمی.  در واقع یک مرجع بین المللی مانند آژانس را داور کرده اند نه یک کشور مانند آمریکا یا فرانسه یا آلمان. یک مرجع بین المللی را داور کرده اند.

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): همین داور این وضعیت را درست کرده است و همین شورای حکام  و آژانس انرژی اتمی ما را محکوم کرده اند. اصلاً دعوا از همان آژانس شروع شده است. خود مدعی و خود دشمن داور و ناظر شده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): آقای دکتر کوشکی مسئله خوبی را مطرح فرمودند. گفتند نظارت هایی که در موافقت نامه آمده است، همان نظارت های آژانس نیست و این ها در موافقت نامه اضافه شده است.  از نظر شما و بنده آژانس دشمن است اما در دنیای امروز اگر شما بخواهید بگویید انرژی هسته ای حق مسلم ماست باید در چهارچوب قوانین آژانس انرژی اتمی فعالیت کند. 

مگر این که مانند اسراییل کلاً زیر آن بزنید و یا این که مانند کره شمالی از آن خارج شوید. اگر ما می خواهیم غنی سازی و چرخه کامل سوخت هسته ای را داشته باشیم، باید در چارچوب قوانین سازمان های بین المللی عمل کنیم. اگر ما بخواهیم آژانس را نفی کنیم باید کل این ها را نفی کنیم و بازی را از یک میدان دیگری شروع کنیم.  این بازرسی ها در چارچوب این توافق است. یعنی اژانس باید تایید کند که آیا تعهدهای ایران در توافق نامه  انجام شده و آن مقدار های مشخص شده متوقف و اکسید شده است. بازرسی ها در همین حد و در چهارچوب وظایف آژانس در حال انجام است. 

نکته بعدی این مسئله است که می گویند توافق نامه ژنو مداخلات آمریکا را قانونی کرده است. این طور نیست. در قطع نامه ها دارند ما را تحریم می کنند و می گویند چون کلاهک ها می تواند بر موشک ها سوار شوند، ایران مشمول تحریم این موشک هاست. این مطلب که یک تحریمی است که پیش از این اعمال شده است وو قرار است در روند این مذاکرات همه تحریم ها را لغو کنند، چه ربطی به غربی ها و این مذاکرات دارد که بخواهند این قطع نامه ها را در مذاکرات طرح کنند. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): ما هم همین را می گوییم. می گوییم قطع نامه ها و موشک ها چه ربطی به مذاکرات هسته ای دارد که در توافق نامه گنجانده شده است. ما می گوییم این موافقت نامه به آن ها جواز ورود به این مسائل را داده است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): اگر متن قطع نامه را بخوانید می بینید که شورای امنیت چنین مجوزی نداده است. نکته آخر هم بگویم. واقعاً فاجعه است که دیپلمات جمهوری اسلامی این طور فکر کند که ما داریم گام به گام به سمت آن می رویم که رآکتوری که سیستم آن آب سنگین است به سمت آب سبک برود. تجهیزات رآکتور آب سنگین و آب سبک کاملاً متفاوت است. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): بله درست است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): منظور من این نوع تفکر است. اگر روزی دیدید جمهوری اسلامی ایران پذیرفت که رآکتور اراک از آب سنگین به سبک تبدیل شده است، آن گاه من می پذیرم که این دو بزرگوار حرفشان درست بوده و بنده آدم ظاهر بین و خوشبینی هستم اما اگر این اتفاق نیفتاد بدانید  که فاجعه این جاست که تبلیغات دشمنان ما آنقدر قوی است که تحت تاثیر آن، این دوستان فکر می کنند که جمهوری اسلامی چیزی را که برای آن خون دل خورده است به این آسانی تبدیل به آب سبک می کند. دانشمندان هسته ای ما، بچه های ما برای این رآکتور خون دل خوردند و از ابتدا تا انتهای آن را خودشان طراحی و ساخته اند. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): آقای صالحی گفت که قرار است هسته آن را تغییر بدهند. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): تمام هر سه مرحله طراحی، ساخت و بهره برداری رآکتور اراک را خود بچه های ما انجام داده اند و این یک اتفاق درخشان است. این رآکتور 40 مگاواتی است. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): معجزه است. 

بهشتی پور(موافق توافق نامه ژنو): ما با همه تحریم ها توانسته ایم این کار را انجام دهیم و به حول و قوه الهی و به کوری چشم دشمنان هرگز سیستم و کارایی آن عوض نخواهد شد.

داستان پلوتونیوم این است که شما با پلوتونیم می توانید به راحتی بمب هسته ای بسازید. با 17 کیلو پلوتونیوم می شود یک بمب هسته ای تولید کرد. ایران فناوری بازپروری پلوتونیوم را ندارد و نه می خواهد داشته باشد زیرا کاربرد آن نظامی است.

آن ها هم می دانند که ایران چنین دستگاه و تکنولوژی را ندارد. این که گفته اند باز طرحی می کنند به این معنی است که مقدار پلوتونیوم آن را تغییر می دهند. هر رآکتوری چه آب سنگین و چه آب سبک، پلوتونیوم دارد اما درصد پلوتونیوم آب سنگین به پلوتونیوم آب سبک بیشتر است. بنابراین ایران  گفته است که ما آن را بازطراحی می کنیم تا درصد پلوتونیوم آن کم تر شود.

جایی که اطلاعات ما می گوید قرار است بازطراحی شود و درصد آن کمتر از مقدار فعلی باشد. آب سنگین همچنان ادامه پیدا می کند زیرا ما را از لحاظ غنی سازی اورانیوم برای رادیو ایزوتوپ ها به خودکفایی می رساند. 

ناصر ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): ما گفتیم استراتژی آن ها این است که آب سنگین آن را تبدیل به آب سبک کنند. اگر مقاومت کنیم نمی تواند. استراتژی آن ها این است و نوشته اند که می خواهند این چنین کنند. ان شاء الله مقاومت 75 میلیونی نخواهد گذاشت این اتفاق بیفتد. 

محمدصادق کوشکی(منتقد توافق نامه ژنو): آقای دکتر، آن ها این طور نوشته اند و دوستان وزارت خارجه رفته اند و امضا کرده اند. 

ناصر نوبری(منتقد توافق نامه ژنو): نوشته است:  همکاری های بین المللی هسته ای غیر نظامی که  همکاری ها از جمله در خصوص دستیابی به رآکتورهای مدرن آب سبک ... »
نام:
ایمیل:
* نظر: