جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ - June 05 2020
کد خبر: ۱۴۴۱۳
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۴
1) بخش قابل توجهی از رسانه های کشور خود را از مسیر و فرآیند اصلی تصمیم سازی و رخدادها در حوزه دیپلماسی هسته ای جدا کرده و درگیر حاشیه ها و تسویه حساب های جناحی و سیاسی باقی مانده اند. این در حالی است که اجرای برجام به حساس ترین مراحل خود رسیده و طرفین کماکان در حال پیشبرد دقیق امور به مثابه رقابت در یک بازی شطرنج پیچیده و سنگین هستند؛ کنار زدن سایه تحریم های غیر هسته ای ایالات متحده آمریکا از سر برجام موضوعی بسیار مهم مطابق با منافع ملی و همسو با ارزش های جمهوری اسلامی ایران است که نیازمند اجماع، تقسیم کار و جهد و تلاشی مضاعف است تا آنچه در برجام به واسطه ایستادگی و منطق حاصل آمده و با شروط راهبردی مقام معظم رهبری مورد تایید قرار گرفته است، عملیاتی شده و کشور به صورت حداکثری از منافع آن بهره مند باشد.
خارج از نگاه کلان و استراتژیک اما جمعی از رسانه ها به خیال خود، این روزها برجام را به زمین گرم خورده و دولت را به واسطه باطل شدن همه دستاوردهای مذاکراتی در آستانه سقوط دانسته و هر روز به خیال خود میخی به تابوت دولت و لگدی به پیکره ای ایستاده بر لبه پرتگاه می کوبند و جمعی از رسانه های مخالف خود را به ورود به این وادی و بازی و رقابت تخریبی ترغیب و تشویق می کنند.

2) مذاکرات و توافق هسته ای در دو سال اخیر هرچند با محوریت ایران و آمریکا صورت گرفت اما مذاکره ایران و آمریکا نبوده و مذاکره ایران با گروه 1+5 بوده است. هدف  لغو تحریم های یکجانبه آمریکا علیه ایران با عناوینی همچون حقوق بشری یا موشکی و غیره نبوده، از روز اول مشخص بود که این مذاکرات تنها در حوزه هسته ای و تحریم های مالی این حوزه و به طور مشخص تحریم های هسته ای شورای امنیت بوده است. از همین رو بود که به درخواست ایران توافق به شورای امنیت سازمان ملل رفت و برجام مورد تایید شورای امنیت و ذیل قطعنامه ای قرار گرفت که شش قطعنامه تحریم هسته ای قبلی را لغو کرد، به گونه ای که دیگر رییس جمهور هیچ کشوری حتی آمریکا به طور یکجانبه نمی تواند برجام را کنار زده و تحریم هسته ای شورای امنیتی وضع کند.
لذا هدف و حاصل مذاکره و برجام به هیچ عنوان دست یابی ایران به بازار مالی آمریکا نبوده و نیست؛ اما شاهدیم که امروز آمریکایی ها با استناد به تحریم های غیرهسته  ای مانع از روند تبدیل و گردش مالی پول ایران شده اند. برای مثال در مبادله مالی میان ایران و کشوری مانند هندوستان، روپیه برای تبدیل شدن به یورو و قرار گرفتن در اختیار ایران در بانک های خارجی شاید برای چند ثانیه باید تبدیل به دلار شود، این مرحله مهم در بانک ها دچار مشکل شده که باید با ممارست و جهد و حتی با آماده نشان دادن خود برای کنار گذاشتن برجام هم که شده این گره از مبادلات مالی ایران در خارج از آمریکا برداشته و باز شود.

3) آنچه ولی الله سیف، رییس بانک مرکزی در آمریکا یا دیگر مسوولان و دست اندرکاران در مقاطعی گفته و می گویند ناظر به باز کردن این گره در مسیر اجرای برجام است. با درک این مهم که ما و آمریکا فقط در یک مورد و آن هم هسته ای یک توافق داریم و در موارد بسیار دیگر هیچ توافقی هنوز در میان نیست، نباید از یاد برد که مجوز مقام معظم رهبری به دولت و تیم مذاکره تنها برای مذاکره هسته ای بوده است نه برای باز کردن بازارهای مالی آمریکا به روی ایران، البته ایشان گفته اند نحوه انجام تعهدات آمریکا و غرب در برجام آزمونی پیش روی آنهاست تا ایران اسلامی درباره موارد دیگر مذاکره یا همکاری و تعامل فکر کرده و تصمیم بگیرد. آزمونی که تا به اینجای کار آمریکا در آن موفق نبوده است.
با این نگاه، همه ی «هیچ» هایی که به نقل از ولی الله سیف تیتر درشت برخی روزنامه ها و سایت ها شده است و همه دست افشانی ها و پایکوبی ها برای به اصطلاح آتو گرفتن از دولت علیه دولت و برجام، بخیه بر آب و دور افتادن از اصل بازی شطرنج ایران و آمریکاست. آیا باید سیف از مداخله ای که آمریکا در اجرای برجام ایجاد کرده تشکر کند؟ برجام با همه دستاوردها و اهمیتش برای ایران نباید چنین معرفی شود که طرف مقابل به خاطر برجام هر طرح و برنامه ای را می توانند اجرا کنند. در این میان رسانه و تحلیل گر ما نیازمند خود باوری هر چه بیشتر است، باید با هم و کنار هم اعلام کنیم به آنچه در برجام آمده و مورد تایید رهبری نظام قرار گرفته افتخار می کنیم ولی می دانیم که شما (آمریکا و طرف های غربی) به آن نیازمندتر هستید تا ما. اگر چنین نبود موگرینی با هفت کمیسر اتحادیه اروپا به ایران نمی آمد، ایران از این سفر استقبال کرده است به این امید که پیام آن برای نهادهای مالی و بانکی غرب روشن باشد. ایران با روش های مسالمت آمیز حقوق خود را پی گرفته و می گیرد اما می داند، کنار رفتن برجام برای غرب کابوس است، با علم به این مسایل از «هیچ» انگاری و خارج کردن سخنان از خاستگاه خود دست برداریم و صفواحد باشیم در برابر آنها که چه بخواهند یا نخواهند باید به حقوق ملت ایران عملاً احترام بگذارند.

4) مسوول ایرانی در مواجهه با طرف غربی نباید نگران پشت سر و رسانه داخلی باشد، چنانچه تاکنون هم نبوده اند. این رسانه های ما هستند که باید خود را به این حد از درک و نگاه حرفه ای برسانند که بدانند، ظریف چرا با جان کری قدم می زند یا چرا با اوباما دست می دهد؟ یا  امثال سیف چرا گاه چنین سخنانی می گویند؟ همه این ها برای این است که در زمین حریف پیام قدرت و اطمینان به نفس صادر شده و ایران به قولی صاحب قدم و صاحب مذاکره باقی بماند. اگر سیف در آمریکا یا ظریف در مذاکره دچار ملاحظات سیاسی و جناحی شوند و به فکر سوء استفاده فلان سایت و روزنامه باشند که نمی توانند به فکر تامین حداکثر منافع ملی برای ایرانیان باشند. بار دیگر سخنان مقام معظم رهبری را به یاد آورده و مرور کنیم مثلا در دیدار با نخست وزیر ایتالیا آنجا که ایشان می فرمایند یکی از ایرادهای سفرهای اخیر کم نتیجه بودن و کم اثر بودن آنهاست، آیا این تخطئه سفر و مذاکره است یا ترسیم راهبرد و نشان دادن مسیر و افق به مذاکرات و تعاملات؟ این نتیجه گیری از بیانات ایشان که اگر آقای فلانی رییس دولت بود سفرها بیشتر نتیجه می داد و تلاش در چنین جهتی، برداشت اشتباه و برخورد سطحی با این فرمایشات است.
در این مقطع تاریخی همه با هم بار دیگر رسالت رسانه را مرور کرده و درباره آن بحث و گفت و گو کنیم. انتخاب با خود رسانه هاست درک شرایط و بازی مهم جاری یا دور ماندن از اصل قضایا؟

نام:
ایمیل:
* نظر: