شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - October 19 2019
سخنگوی سازمان انرژی اتمی در گفت وگو با امیدهسته ای:
کد خبر: ۱۵۵۹
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۵
اینکه ما باید چکار کنیم خطوط کلی در هر مذاکره‌ای مشخص است و مسئولین این خطوط کلی را مشخص کرده اند. وقتی می‌گوییم ماهیت آب سنگین باید چه باشد؟ خب ماهیت آب سنگین باید حفظ شود، ممکن است از دید شما منطقی نباشد و بگوئيد که آب سبک خیلی بهتر است، این‌ها بحث‌هایی است که نکات فنی، اقتصادی و سیاسی دارد و آن چیزی که مهم است این است که شما تصمیم بگیرید نگرانی طرف مقابل را رفع کرده بدون آنکه از حقوق خودتان صرف نظر کنید. یک طرف قضیه رفع نگرانی این است که اصلاً صورت مسئله را پاک کنیم، اصلاً این راکتور را نداشته باشیم و اصلاً آب سبک هم نداشته باشیم، یک راه دیگر این است که بگوییم اصلاً به شما چه ربطی دارد. ما به شما کاری نداریم. شما برای خودتان و ما هم برای خودمان، این راکتور هم هست، چشم شما کور!
فعالیت های سازمان انرژی اتمی در این روزها آنچنان گسترده شده است و باسرعت به پیش می رود که هرچقدر هم اخبار آن مطرح می شود و تحلیل هایی پیرامون فعالیت ها، اما باز هم زمانی که برای گفت وگو با بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی می خواهیم برنامه ریزی کنیم می دانیم کوهی از سوالات وجود دارد که گفت وگو با این مقام مسوول در سازمان انرژی اتمی را همچنان جذاب می کند.

البته نگاه و تحلیل کمالوندی نسبت به مسائل پیرامون سازمان اش بسیار خوشبینانه و امیدوارانه است و شاید به همین دلیل است که وقتی برای گفت وگو با سخنگوی سازمان انرژی اتمی به دفتر ایشان رسیدیم پیش از شروع گفت وگو، گپ و گفت های خصوصی وی با ما درباره مسائل هسته ای و تحلیل اش از پیرامون، آنقدر متفاوت و جذاب بود که درخواست کردیم دوربین را رکورد کرده و ضبط را روشن کنیم.

آقای کمالوندی، با تشکر از فرصتی که در اختیار پایگاه خبری امید هسته ای قرار دادید می خواهم گفت وگو با شما را با این سوال آغاز کنم که؛ این روزها فعالیت های صلح آمیز هسته ای کشورمان عرصه ای از مقاومت ملی محسوب می شود، آیا به نظر شما همین کافی است که صنعت هسته ای کشورمان به عنوان سنگر مقاومت ملی شناخته شودیا اینکه ورود دستاوردهای این صنعت به زندگی روزمره مردم هم مدنظر سازمان شما هست؟

نخیر، قطعاً کفایت نمی‌کند. تلقی درستی نیست که ما صرفاً به این دلیل که می‌خواهیم مقاومت کنیم، دنبال موضوع هسته‌ای هستیم و قاعدتا چنین موضوعی توجیه کننده هم نیست که ما بر سیاست های خودمان به دلیل اینکه صنعت هسته ای سنگر مقاومت است اصرار می‌کنیم و استمرار داریم.

نکته مهم و قابل تامل این است که بدانیم چه می‌کنیم و چه می‌خواهیم. اگرچه برای ما «مقاومت» همواره ارزش بوده و هست و همیشه ایرانیان با زورگویی مخالف اند و قبول هم نمی‌کنیم که تحت ظلم و زور واقع شویم، حتی این‌ها دراصول قانون اساسی ما هم وجود دارد که نه زور بگوییم نه ظلم کنیم و نه ظلم را بپذیریم.اما نباید فراموش کرد که در عرصه مهم هسته ای «مقاومت» بخشی از نگاه بیرونی به ما باید باشد. 

یک واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در طول سنوات گذشته برای اصرار بر ادامه این صنعت تحت فشار زیادی بوده است. اما این نیست که ما به دلیل اینکه فقط می‌خواهیم در مقابل زور بایستیم و مقاومت می‌کنیم بر این سیاست استمرار می‌کنیم. نکته مهم این است که به هرحال صنعت هسته‌ای یک موضوع و یک دلیل مهم است بر اینکه به سیاستهای خودمان اصرار داشته باشیم. آن چیزی که استکبار جهانی در دنیا آن را دنبال می کند این است که جمهوری اسلامی ایران قدرتمند نشود. 
اگرچه برای ما «مقاومت» همواره ارزش بوده و هست و همیشه ایرانیان با زورگویی مخالف اند و قبول هم نمی‌کنیم که تحت ظلم و زور واقع شویم، حتی این‌ها دراصول قانون اساسی ما هم وجود دارد که نه زور بگوییم نه ظلم کنیم و نه ظلم را بپذیریم.اما نباید فراموش کرد که در عرصه مهم هسته ای «مقاومت» بخشی از نگاه بیرونی به ما باید باشد.

مبانی قدرت از نظر شما چیست؟

مبانی قدرت متفاوت است، «قدرت» مبانی نرم و مبانی سخت دارد. از مبانی نرم آن غیر از مسائل ایدئولوژیک، علم و دانش روز است. چرا که پیشرفت علم می‌تواند یک توانایی ایجاد کند و کشوری که دانش نداشته باشد و به علوم روز مجهز نشود توانایی هم نخواهد داشت، درواقع امروز برخی ها معتقدند که اگر قرار است استقلال داشته باشیم باید توانا باشیم، حتی اگر بخواهیم مقاومت کنیم هم باید توانا باشیم که بتوانیم مقاومت کنیم. 

توانایی در همه شقوق و همه وجوه مهم است و یکی از آن وجوه همین حوزه علم است، امروز برخی علوم را علوم فاخر و پرارزش نام می نهند چرا که علومی هستند که فخر و قدرت می‌آورند و از علوم دیگر متفاوت هستند. مثلا نانو، هوافضا و... به دلیل همین فاخر بودن هم، نمی‌شود در یک کشور از ابتدا به این علوم مسلط شد. کشور ما در حوزه‌های مختلف بحمدالله به دلیل سرمایه گذاریهای زیادی که در طول سی و چند سالی که بعد از انقلاب شده است و به دلیل توجه مسئولین و رهبران کشور ما بعد از انقلاب به مقوله علم و دانش و اینکه این واقعیت را زود درک کردند که یکی از دلایل عقب افتادگی‌های کشور ما این است که در زمینه‌های علمی سرمایه گذاری نشده است، کار زیادی انجام شد. 

در دانشگاه ها سرمایه گذاری شد و همین سرمایه گذاری است که امروز ما داریم میوه‌هایش را می‌چینیم. یک زمانی تعداد دانشجوهای ما، زمانی که من دانشجو بودم، ۲۰۰-۲۵۰ هزار نفر بود و الان حدود ۵ میلیون نفر در دانشگاه تحصیل می‌کنند. در آزمایشگاه‌ها و علوم و فنون مختلف هر روز ما پیشرفتی داریم که گزارش آن را می‌شنویم. این پیشرفت‌ها حاصل این سرمایه گذاری ها است و مانند این است که شما در یک منطقه‌ای درخت زیادی کاشتید آموزش زیادی داشتید و حالا به تدریج این درخت‌های زیاد در حال میوه دادن هستند. 

- به نظر شما الآن در بحث هسته‌ای این میوه‌ها چیست؟ 

حوزه هسته‌ای هم یکی از حوزه‌هایی بود که به آن در کشور ما توجه شد. البته در حوزه هسته‌ای ما دانشی به نام علوم هسته‌ای که صرف و محض هسته‌ای باشد، نداریم بلکه مجموعه‌ای از علوم هستند که شما باید در این علوم به یک حد از شاخصه و مشخصه‌ای برسید مثل مکانیک، فیزیک، شیمی که وقتی به حدی از رشد و کمال دست یافتید، می‌توانید با ترکیب این علوم با هم به علم هسته‌ای دسترسی داشته باشید.در صنعت هسته ای هم ابتدا در ذهن و اندیشه مسئوولین و متخصصین بود که به چنین دانشی دست یابیم و به تدریج این را در سطوح آزمایشگاهی آزمایش کردند و وقتی دیدند که خوشان می‌توانند تولید کنند در همین سازمان انرژی اتمی در سطوح و اندازه‌های کوچک و به تدریج در اندازه‌های متوسط و بزرگ شروع به تولید در حوزه‌های مختلف کردند. 

در چرخه سوخت هم سرمایه گذاری زیادی شد در حوزه‌های مختلف مثل رادیوایزوتوپ و در حوزه‌های بهداشت و کشاورزی و غیره کارهایی شد و امروز می‌توانیم بگوییم که کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که در حوزه‌های مختلف این تکنولوژی، تبحر و تخصصص لازم را دارد. اگر این فشار‌ها و تحریم‌ها نباشد و کشور ما از این تحریم‌ها‌‌ رها شود با توجه به نیروی انسانی بسیار ارزشمندی که در اختیار داریم و عزم و اراده‌ای که در کشور ما وجود دارد قطعاً سرعت ما به حدی است که حتماً از خیلی از کشورهای پیشرفته هم می‌توانیم جلوتر برویم. بنابراین صنعت هسته‌ای را صرفاً سمبل مقاومت ندانیم، نه اینکه سمبل مقاومت نیست،سمبل مقاومت هست اما فقط، سمبل مقاومت نیست بلکه ارزش‌های ذاتی دیگری هم غیر از مقاومت دارد که آن هم کمتر از ارزش مقاومت نیست و اگر نگوییم بیشتر کمتر نیست که نمونه‌هایی را هم در حوزه‌های مختلف اشاره کردیم. 

- سازمان انرژی اتمی و حضرت عالی در جایگاهی که هستید برای اینکه نشان بدهید انرژی هسته‌ای فقط سمبل مقاومت نیست و به قول شما دانش فاخری است و ما را از بسیاری از کشورهای جهان متفاوت می‌کند، در این زمینه چه اقداماتی کردید یا چه اقداماتی در دستور کار دارید؟ 

 ما در اندازه‌ها و ظرفیتهای سازمانی کارهای مختلفی را انجام دادیم، هم در سطح رسانه‌ها و هم با تهیه بعضی از فیلمهای مستند، ولی خب این‌ها کافی نیست. شاید مسئولیت سازمان انرژی اتمی تنها نیست. بقیه بخش‌های کشور نیز باید درگیر شوند که موضوع اتمی را علاوه بر مقاومت دغدغه‌ای داشته باشند برای جوابگویی به نیازهای آینده کشورمان در حوزه انرژی، بهداشت و کشاورزی و صنعت. البته این کار انجام شده ولی کفایت نمی‌کند. این صحبتی هم که ما امروز داریم در واقع در همین جهت است یعنی تلاش بشود... 
در حوزه‌های مختلف مثل رادیوایزوتوپ و در حوزه‌های بهداشت و کشاورزی و غیره کارهایی شد و امروز می‌توانیم بگوییم که کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که در حوزه‌های مختلف این تکنولوژی، تبحر و تخصصص لازم را دارد. اگر این فشار‌ها و تحریم‌ها نباشد با توجه به نیروی انسانی بسیار ارزشمندی که در اختیار داریم قطعاً سرعت ما به حدی است که حتماً از خیلی از کشورهای پیشرفته هم می‌توانیم جلوتر برویم.

- عذر می‌خواهم، سازمان خودتان به نظرتان سازمان شفافی است؟ 

 سازمان ما حتماً سازمان شفافی است، البته بینید ما به دلیل اینکه در فشارهای بیرونی و تحریمی و تهدید بودیم وشهید دادیم مجبور بودیم مقداری درونگرا باشیم و مقداری پشت لایه‌هایی برویم که برایمان امنیت ایجاد کند، یعنی اگر پشت شیشه نبودیم اینطور نبوده که پشت دیوار هم برویم. شفاف هستیم ولی سعی کردیم که این صنعت مهم کشورمان از دسترس نامحرم و دشمن محفوظ نگه داریم. غیر از این هم نمی توانست باشد چرا که بعضی‌ها می‌خواستند کل این صنعت را از بین ببرند. اگر در‌‌ همان روزهای اول تلاش شان را به کار می‌گرفتند ممکن بود تا اندازهای موفق شوند.

 البته الان دیگر بحمدالله این صنعت چون گسترش پیدا کرده و در مغز متخصصین ما وجود دارد ضربه پذیری ما کم شده به همین دلیل معتقدیم که فعالیت های سازمان انرژی اتمی به تدریج باید شفاف و شفاف‌تر شود. منظور از شفافیت این نیست که ما یک کارهای پنهانی کردیم. نخیر، شاید یک جاهایی ما باید برای مردم توضیحات بیشتر می‌دادیم فکر کردیم که حالا اگر این توضیحات را ب‌دهیم شنونده فقط مردم نیستند و یک عده ای نیز از این موضوع استفاده و در واقع سوءاستفاده خواهند کرد، به همین دلیل مراقب بودیم وگرنه اینطور نبوده که اطلاعات غلطی بدهیم بلکه احساس کردیم که ضرورتی ندارد بخواهیم اطلاعات صحیحی را عمومی کنیم و در منظر افکار عمومی قرار دهیم، ولی به نظر من الان در وضعیتی هستیم که می‌توانیم شفاف‌تر باشیم. این صنعت اگر بخواهد رشد پیدا کند نمی‌تواند همیشه در دامان دولت باشد. این صنعت مثل هر صنعت دیگری نیاز دارد به اینکه به بخش خصوصی برود و رشد پیدا کند. 

- صنعت هسته‌ای یکی از صنایعی است که در معیشت مردم می‌تواند نقش داشته باشد، در صنعت کشاورزی ما در حوزه پزشکی، حوزه سرطان‌ها و این‌ها با زندگی روزمره مردم هم در ارتباط است ولی الان به‌‌ همان دلیل که شما فرمودید و یا دلیل دیگری این خدمات برای مردم ناشناخته است. مردم خیلی اطلاع ندارند که منافع مقاومت شان در حوزه هسته ای در زندگی روزمره آنها چیست. درحال حاضر سازمان انرژی اتمی باید در واقع چه اقدامی کند که آن حفاظت از دانشمندان و متخصصین و همکاران شما محفوظ ، همه هم درک می‌کنند ولی اطلاعات نیاز نیست که حفاظت بشود چون اطلاعاتی که شما دارید در مورد دانش هسته‌ای هزار برابر آن را کشورهای دیگر حتما دارند و نیازی نیست که اطلاعات ما را داشته باشند. حالا این اطلاعات را چطور می‌خواهید به مردم برسانید؟ 

- کارهایی در گذشته باید انجام می‌شد ولی کم انجام شده است. شاید به این دلیل که مشغله‌های زیادی بوده است. بطور مثال فرض کنید در حوزه رادیوایزوتوپ که دانش مشخصی است تأثیری که روی تشخیص بیماری‌ها و درمان بیماران دارد الان حدود۱ میلیون بیمار از این رادیودارو‌ها استفاده می‌کنند اما  کمتر چنین موضوعی رسانه ای شده، مثلاً رونمایی از سانتریفیوژ جداکننده باکتری از پروتئین که برای استفاده از واکسن کاربرد دارد، یک نمونه است. شاید هنوز برای مردم این سؤال مطرح باشد که این واکسن چیست و چگونه انجام می‌شود.این‌ها هم باید توضیحات فنی داده شود و هم تأثیراتی که در زندگی مردم دارد برای آنها باز شود. مثلاً فرض کنیم گفته شود ما هر سال به ۱۰ میلیون دز واکسن انسانی نیاز داریم. فکر کنم حدود ۶۰ میلیارد دز واکسن دامی برای دام و طیور نیاز داریم.این واکسن ها میلیارد‌ها تومان پول است، یعنی هم به لحاظ اقتصادی هم وقتی که ما به حدی رسیدیم که از این بعد خودمان می‌توانیم تولید کنیم آثارش در اقتصاد و در بهداشت مردم دیده می‌شود. باید توضیح بدهیم که بدانند این واکسنی که تا دیروز به صورت شیمیایی تولید شده ضرر داشته و این واکسنی که جداکننده است و یک کار فیزیکی انجام می‌دهد و فعل و انفعالات شیمیایی انجام نمی‌شود، تأثیر منفی کمتری بر بدن انسان دارد. باید این‌ها را مردم بدانند.
الان حدود۱ میلیون بیمار از این رادیودارو‌ها استفاده می‌کنند اما کمتر چنین موضوعی رسانه ای شده، مثلاً رونمایی از سانتریفیوژ جداکننده باکتری از پروتئین که برای استفاده از واکسن کاربرد دارد، یک نمونه است.

- در موضوعات دیگر هم همینطور است. مثلاً شما چند روز پیش اعلام کردید که حفظ ماهیت آب سنگین راکتور اراک برای ما مهم است وخط قرمز ماست. ولی همزمان از طرف دیگر که شاید در این حوزه هم تخصصی دارند شنیده می‌شود که مثلا     بازطراحی و کم شدن پلوتونیوم را نباید قبول کنیم. من فکر می‌کنم این‌ها هم باید توسط متخصصین سازمان انرژی اتمی، توضیح داده شود که این بازطراحی در اراک تا چه حد مجاز است، چرا انجام می‌شود و یا اصلاً کاهش و افزایش پلوتونیوم و پسماند آن چه فایده‌ای دارد؟ 

- این‌ها موضوعات مذاکراتی است. حالا من تجربه ۳۰-۳۲ سال کار دیپلماتیک خودم را عرض می‌کنم، موضوعات مذاکراتی از جنسی نیست که شما بتوانید با جزئیات در رسانه مطرح کنید و به کار مذاکراتی شما صدمه نزند، این خاصیت آن است و نه فقط در مورد مذاکرات هسته‌ای. من مثال می‌زنم مثلاً شما می‌خواهید چیزی بخرید مذاکره می‌کنید برای خرید یک جنس حالا این جنس پیچیده است و یک طرف فروشنده و طرف دیگر خریدار است. شما یک روش و فروشنده روشی دیگر برای خود دارد. جنس مذاکره اصولاً با طرح جزئیات برای اطرافیانی که درگیر مذاکره نیستند، درست نیست. نمی‌خواهم بگویم آن نخبه‌ای که در کشورمان این سؤال را مطرح می‌کند نباید پاسخ بشنود اما شما شاید بتوانید جواب این نخبه را در یک محیط بسته‌ بدهید ولی اگر قرار باشد در رسانه جواب بدهید این توضيحات فقط به آن فرد نخبه نمی‌رسد.

اینکه ما باید چکار کنیم خطوط کلی در هر مذاکره‌ای مشخص است و مسئولین این خطوط کلی را مشخص کرده اند. وقتی می‌گوییم ماهیت آب سنگین باید چه باشد؟ خب ماهیت آب سنگین باید حفظ شود، ممکن است از دید شما منطقی نباشد و بگوئيد که آب سبک خیلی بهتر است، این‌ها بحث‌هایی است که نکات فنی، اقتصادی و سیاسی دارد و آن چیزی که مهم است این است که شما تصمیم بگیرید نگرانی طرف مقابل را رفع کرده بدون آنکه از حقوق خودتان صرف نظر کنید. یک طرف قضیه رفع نگرانی این است که اصلاً صورت مسئله را پاک کنیم، اصلاً این راکتور را نداشته باشیم و اصلاً آب سبک هم نداشته باشیم، یک راه دیگر این است که بگوییم اصلاً به شما چه ربطی دارد. ما به شما کاری نداریم. شما برای خودتان و ما هم برای خودمان، این راکتور هم هست، چشم شما کور! 
چیزی که مهم است این است که شما تصمیم بگیرید نگرانی طرف مقابل را رفع کرده بدون آنکه از حقوق خودتان صرف نظر کنید.

اما یک نقطه وسط هست که یک نقطه اقناعی است، و همیشه دو طیف این‌ها یک نقطه وسط دارد که دو طرف قانع شوند.در این قانع شدن باید انصاف و عدالت باشد، آدم چه زمانی قانع نمی‌شود؟ وقتی که یا انصاف ندارد و یا برای خودش بیشتر می‌خواهد و عدالت ندارد. شما وقتی صحبت می‌کنید و می‌گویید مشکل شما چیست؟ می‌گویند: پلوتونیوم. ما جواب اقناعی دادیم به جای اینکه بگوییم به شما ربطی ندارد و اولین جواب‌هایی که ما دادیم از قول دکتر صالحی به عنوان یک متخصص علم هسته‌ای این بود؛ که اگر نگرانی شما پلوتونیوم است كه قابل حل است مثلاً شما آن را بردارید و ببرید البته اینطور نیست که  همین طور هم بتوانید بردارید این یک فن و تکنیکی دارد و اگر هم به نحوی بتوانید آن را بردارید یک تشکیلات بازفرآوری می‌خواهد. آقای دکتر صالحی می‌گوید امروز تصمیم بگیرید چنین تشکیلاتی ایجاد کنید ۴الی۵ سال طول می‌کشد.ما می‌گوییم نگرانی شما پلوتونیوم است؟ اصلاً از این ۷ هفته که گذشت این با سمومی آلوده و مخلوط می‌شود که دیگر به دردی نمی‌خورد و قابل بازسازی نخواهد بود. 

چرا پلوتونیوم به درد شما نمی‌خورد؟ آیا جز مصرف نظامی مصرف دیگری ندارد؟ 

- این دانش هم یک مراحلی دارد. اگر به یک کودکی که کلاس دوم است بگویید می‌خواهم به تو فلسفه آموزش بدهم او نمی‌تواند فلسفه یاد بگیرد.شما می‌گویید او می‌خواهد فلسفه یاد بگیرد. چه زمانی می‌تواند یاد بگیرد؟ شما نمی‌توانید بگویید مثلا سال آینده. پیش بینی می‌کنید که فعلاً بايد مقدمات را باید یاد بگیرد، پس ۷الی۸ سال دیگر او می‌تواند فلسفه یاد بگیرد.از پلوتونیوم به جز مصرف نظامی در برخی رآکتورها هم بهره برداری می شود اما اینکه مثلاً ما به حدی برسیم که راکتورهایی داشته باشیم که در آن از پلوتونیوم استفاده کنیم به این مفهوم است که ما باید حداقل ۱۵ سال کار تحقیقاتی انجام بدهیم. طرف مقابل ما این را می‌داند. حال اگر کسی بگوید نخیر شما باید پلوتونیوم را نگهدارید و حق خودتان است شاید روزی ما بخواهیم راکتور با سوخت پلوتونیوم داشته باشیم ما می‌گوییم باشد این حرف شماست اشکالی هم ندارد ولی الان مشکلی را حل نمی‌کند مثل‌‌ همان حرف است که می‌گوید هر چه ميخواهند بگویند ما کار خودمان را انجام مي دهیم. اما اگر آمدید اقناع کنید و دو طرف با هم صحبت کنید آن وقت باید یک راه حلی برای این مسائل پیدا کنید. 

- شما از سطح ارتباطات سازمان در مذاکره راضی هستید؟ این ارتباطات و هماهنگی‌ها... 

- بله. الان خیلی خوب است ما یک زمانی می‌خواستیم به تیم مذاکره کننده اضافه کنیم چون یک نفر در آنجا داشتیم و بعد هم با استقبال وزارت خارجه و ریاست جمهوری مواجه شد. افرادمتخصص خود را هم معرفی کردیم و این افراد هم اکنون در مذاکرات هستند. در مجموع ما الان ۳ نفر متخصص سازمان انرژی اتمی در مذاکرات داریم. البته در پشت مذاکرات که شاید کار سنگین تری در حال انجام است جلساتی وجود دارد و سناریو‌ها دیده می‌شود و مطالبی گفته می‌شود که باز هم افراد ما درگیر هستند. 

- کار شما سخت است و اطلاعاتتان از آنچه در مذاکرات می‌گذرد هم بالاست. ما نمی‌خواهیم اینجا این مسائل را باز کنیم. یک سؤال و یک دغدغه و دلواپسی اصلی که این روز‌ها گفته می‌شود را می‌خواهم از خدمتتان بپرسم و جواب صریحتان را بدانم.  حرف منتقدان روند موجود این است که بعد از توافق نهایی بین ایران و غرب اگر به فرض این توافق شکل بگیرد فعالیت‌های هسته‌ای ایران یک فعالیت توخالی است. می‌گویند این مذاکرات یا به ثمر نمی‌رسد یا اگر به ثمر برسد یک چیز  بی‌خاصیت است. آیا اینطور است؟ 

- دستورکار مذاکره کننده ما این نیست که با هر چیزی موافقت کند. چنین دستوری ندارد و خطوط کار در همه حوزه‌ها از جمله در مسئله اراک، غنی سازی، تحقیق و توسعه مشخص است. اینکه فرض کنیم انتهای مسئله چنین چیزی در بیاید ممکن است خواسته‌های طرف مقابل باشد. البته در طیف طرف مقابل هم بهتر است ما روسیه و چین را جدا کنیم چون مواضع آن‌ها فرق می‌کند.

در طرف مقابل کشورهایی هستند که اگر بتوانند تمام پیچ و مهره‌های هسته ای را هم باز می کنند و اگر بشود ذوب کنند، این مطلوبشان است. اما این را می‌گوید آیا به همین دستاورد هم می‌رسد؟ اگر می‌رسد مفهومش این است که تیم مذاکره کننده ما تیمی است که تسلیم خواسته‌های آنهاست. آیا چنین اتفاقی می‌افتد؟یا تاکنون افتاده است؟ به نظر من این اتفاق در کشور ما با توجه به مدیریتی که می‌شود بعید که هیچ، بلکه غیرممکن است. ما از نظر شخصی هم یک سری تمایلات و انگیزه‌های شخصی داریم. بنده و آقای دکتر صالحی حالا ما سهم خودمان را در سازمان می‌گوییم. من با ۵۹-۶۰ سال سن دیگر با ۳۴-۳۵ سال سابقه کار دولتی، تمام عمرمان هم برای این انقلاب گذاشته ایم چه چیزی را باید بپذیریم؟ یا آقای دکتر صالحی چرا باید چنین چیزی را بپذیرد. یا بقیه عناصر مذاکره کننده ما چرا باید بپذیرند؟ خب اگر نگرانی این باشد که آن‌ها تسلیم خواسته‌های ما نمی‌شوند ما هم نگرانیم. این نگرانی که غربی‌ها نمی‌پذیرند یک نگرانی است که در اینجا مشترک هستیم. حالا ما نگران باشیم که این طرف بپذیرد... من چنین نگرانی ندارم. یعنی دو نگرانی وجود دارد که در نگرانی اول شریک هستیم در نگرانی دوم برداشت من این نیست که چنین اتفاقی خواهد افتاد. 

- به لحاظ فنی سازمان انرژی اتمی، در واقع تیم مذاکره کننده را به لحاظ فنی حمایت می‌کند، این مذاکرات اگر از لحاظ فنی به چه جایی برسد شما به تیم مذاکره کننده خواهید گفت نه، اینجا دیگر سازمان انرژی اتمی قبول نمی‌کند. مثلاً تحلیلگران غربی می‌گویند ایران باید سانترفیوژ‌ها را ۱۰ هزار تا یا ۲ هزار تا  یا هرچه کم کند، آیا این به لحاظ فنی برای سازمان انرژی اتمی قابل قبول است؟ چون در یک سری صحبت‌ها شما اعلام کردید که می‌خواهید قرارداد نیروگاه‌های جدید را ببندید. 

- آنچه که سازمان در مذاکرات مطرح می‌کند برنامه‌های سازمان است که مثلاً ما می‌خواهیم در یک دوره زمانی مشخص فعالیت خاصی را پیگیری کنیم و در ساخت سانتریفیوژ به فلان نقطه برسیم در میزان غنی سازی به حد مشخصی برسیم، در نیروگاه به این سمت برویم، این‌ها در حقیقت‌‌ همان بحث‌هایی است که اصطلاحا عملیاتی است چون به هرحال  قرار بوده ما در مذاکرات بگوییم بر اساس عملیاتی ایران برنامه مشخص داشته باشد، پس بنابراین مسئولیت ما به عنوان سازمان انرژی اتمی این است که برنامه مشخص خود را بگوییم، اینکه از کجا می‌خواهیم به کجا برویم، حالا ممکن است اینکه به کجا می‌رویم با چه وسیله ای  برویم، کجا یک قدم برویم و مکث کرده و کجا دو قدم برویم، این‌ها می‌تواند موضوعات مذاکره باشد ولی اصل قضیه نه، یعنی بر روی اصل اش نمی‌توان معامله کرد ولی روی روش رسیدن به این‌ها، موضوعاتی است که می‌تواند به هرحال در مذاکره مطرح شود. بنابراین مسئولیت اصلی ما به عنوان سازمان این است که چیزی که به دست ما داده شده را به  دست دیگری برسانیم.

این صنعت تا اینجایی که رسیده بطوری که دینامیک و پویا و شاداب بماند و بدست آیندگان برسد باید حفظ بشود. این در واقع دغدغه اصلی سازمان است تا الان هم بر این اساس مذاکره کنندگان ما مطالب و نظرات خودشان را گفتند و به نظر من در مذاکرات موفق بودند، یعنی وقتی که استدلال‌های منطقی و فنی خودشان را مطرح کردند طرف مقابل پذیرفته که این‌ها منطقی و فنی است. حالا ممکن است بعضی از ملاحظات سیاسی را آن‌ها مطرح می‌کنند که بله مثلاً به لحاظ فنی شما این قصد را دارید، این برنامه را دارید، ولی خب این مشکل سیاسی را ما داریم، ما تلاش کنیم و کمک کنیم راه حلی برای حل مشکل او پیدا کنیم. به نحوی که به کار خودمان صدمه زده نشود. 

- گفته می‌شود که سازمان یا مدیریت جدید که فعلا در راس سازمان هستند نسبت به آینده هسته‌ای کشور و نتیجه مذکرات در مجموع خوشبین هستند، شما هم جزء آن خوش بین‌ها هستید؟ 

- من تمام عمرم خوشبین بودم و خوشبین خواهم بود. مگر به جاهایی که باید بدبین باشم. به دشمن بدبین هستم. به دشمن نمی‌توان خوش بین بود. ولی به کار خودمان باید خوش بین باشیم. به خودمان باید امیدوار باشیم. به عنایت خداوند باید خوش بین باشیم. بدبینی جای خودش را دارد. ما اصلاً حدیث هم داریم. اگر به فردی برخورد کردید که مدام دروغ می‌گوید، حرف‌هایش را با بدبینی گوش کنید. اگر به شخص صادقی برخورد کردید که اصلاً حرف راست مي گويد دلیل از او نخواهید با خوش بینی برخورد کنید. اگر به شهر و منطقه‌ای یا محلی و سازمان و گروهی رفتید که می‌گویند این گروه عمدتاً دروغگو هستند شما باید با بدبینی با آن‌ها برخورد کنید. اگر معروف به خوش قولی هستند باید با خوش بینی رفتار کنید. ما در مقابل دشمن به دلیل اینکه بار‌ها و بار‌ها خلف وعده‌شان را دیدیم بدبین هستیم. بنابراین اعتماد هم نمی‌کنیم و باید کارمان را سفت کنیم. اما به خودمان، به افراد دورو برمان، به مجلس، به مسئولین کشور، خوشبین هستیم. یعنی اگر قرار است بدبین باشیم اصلاً معادله‌ای حل نمی‌شود، بالاخره مثل مسلمات ریاضی، دو دو تا چهار تا، اگر قرار باشد من بگویم کسی که مذاکره می‌کند کسی که اینجا کار می‌کند را قبول ندارم خب اصلاً هیچ معادله‌ای حل نمی‌شود. به نظر من باید به نتیجه خوش بین بود اما باید محتاط هم باشیم و با بدبینی موضوعات را پيگيري كنيم . 

- پس شما نسبت به مجموعه ظرفیتهای کشور و آینده صنعت هسته‌ای کشور خوش بین هستید؟ 

- به طور کلی کشور ما- دراینجا فرصت نشد صحبت کنیم من این را همه جا گفتم به دلیل سابقه کارهای دیپلماتیک خودم و تقریباً در همه دنیا و ۱۸ سال خارج از کشور بودن و مطالعه برروی سیستم‌های حکومتی مختلف، عرض می‌کنم که کشور ما جزء کشورهای نادر ار همه حیث است، با یقین می‌گویم که ظرفیت‌هایی عظيمي کشور ما دارد، ظرفیت‌های طبیعی، انسانی، علمی و اعتقادی اش فوق العاده است و وقتی این‌ها را روی هم می گذارید ما کشورهای زیادی در دنیا با این ظرفیت‌های ایران نداریم، آنچه که ما نیاز داریم مدیریت این ظرفیت‌ها است که اگر درست مدیریت بشود، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در مسیر جهشی که قرار گرفته، چون همین الان توازن در کل منطقه و دنیا به صورت بسیار فاحش به نفع کشور ما تغییر پیدا کرده است، یعنی کشور ما دارای یک وضعیت به مراتب بهتری نسبت به ۱۵-۲۰ سال پیش است. 

شاید اگر چنین چیزی را ما ۲۰ سال پیش می‌خواستیم تصور کنیم می‌گفتیم شاید ۵۰-۷۰ سال دیگر چنین وضعیتی پیش بیاید. نه فقط پیشرفت خودمان، بلکه تحولاتی هم که در دنیا شده، که برآیند آن به نفع ما می‌باشد. بنابراین ما کشوری قدرتمند و دارای امکانات و مستقل هستیم که مدیریت قوی و مسئولین دلسوز داریم. کشور ما در مجموع کشوری پاک است و فساد به نسبت کشورهای دیگر در آن درصد کمتری دارد. انگیزه‌ها زیاد است و نیروی جوان تحصیلکرده بالاست. صد دلیل داریم که خوش بین باشیم به اینکه آینده بسیار درخشان داریم. و هیچ دلیلی برای بدبینی به آینده نداریم. 

- سازمان انرژی اتمی هم قرار است شفاف‌تر باشد و هم اینکه کارهای تخصصیتان را عیان‌تر کنید، اولاً توقع شما از یک سایت خبری مثل «امید هسته‌ای ایرانیان» چیست؟ و اینکه فکر می‌کنید این سایت چه کمکی می‌تواند به مجموعه شما بکند؟ 

- من فکر می‌کنم مهم براي سایت، خودم و يا هر فرد دیگر این است که خودمان باشیم. به این معنا که حالا اگر فردی، خطی يا جناحی چیزی را می‌خواهد رسانه ما، آنی نشود که دیگران می خواهند، اگر اعتقاد به چیزی داریم، همه دنیا به غیر آن اعتقاد داشتند، حرف خودمان را مطرح کرده و کار خودمان را انجام دهيم. از معصوم روایت داریم که هیچ کار خیری را به خاطر اینکه اکثریت ممکن است فکر کنند شر است ترک نکنید و هیچ کار شری را به خاطر اکثریتی که فکر می‌کنند خیر است مرتکب نشوید.

 پس بنابراین سایت ، من و شما چیزی را بگوید يا بگوييم که اعتقاد دارد يا داريم كه درست است ، نه چیزی را که دیگری خوشش بیاید. چیزی که یقین داریم و مطمئن هستیم و به آن ایمان داریم. چیزی که انسان به آن یقین داشته باشد دفاع از آن راحت است. دفاع از چیزی که آدم اعتقاد ندارد سخت می‌شود، بنابراین اگر می‌خواهیم دفاع راحتی داشته باشیم و راحت جواب بدهیم، چیزی را بگوییم و بنویسیم که یقیناً به آن اعتقاد داریم. کسانی هم که کار سیاسی می‌کنند اما کار سیاسی خود را با کانال رسانه انجام می‌دهند کارشان واقعی نیست و آن سیاست، مجازی است و فقط سرو صدا ایجاد می‌کند بنابراین حواسمان باشد که در اختیار یک گروه سیاسی نباشیم ولو اینکه آن گروه سیاسی فکر می‌کند که کارش درست است. رسانه باید خودش باشد و مدام این سؤال را با خود مطرح کند که آیا این حرفی که می‌زنم درست است یا نه. البته بعضی وقت‌ها ممکن است شما بعضی حرفهای درست را بنابر مصالحی نزنید. ولی قلب واقعیت اشکال دارد. قلب واقعیت نکنید ولی اگر در جایی بنابر مسائلی فعلاً می‌خواهید واقعیت را مطرح نکنید به نظر من اشکالی ندارد. مثل اینکه عرض کردم ممکن است من مطلبی را به شما  بگویم ولی بنابر مصالح مملکت شما این مسئله را اطلاع رسانی نمی‌کنید. مثال خوبی آقای دکتر صالحی زد گفت شفاف سازی این نیست که هر چه وجود دارد را بگوییم اینکه تعداد موشک‌ها، انواع موشک‌ها، و مکان نگهداری آن‌ها را بگوییم، اگر نگوییم مردم را محرم ندانسته ايم. اتفاقاً همین مردم می‌خواهند و دوست دارند این اطلاعات را نگویید و در صورت گفتن ناراحت می‌شوند. یعنی اگر ما جزئیات مذاکرات و همه مسائل را بگوییم به این دلیل که خیال یک عده را راحت کنیم بعد در مذاکره را ببندیم آیا درست است؟ 

- نه. ولی خب کلیت داستان، اینکه کجای کار هستیم، چند درصد پیشرفت و غیره این‌ها را می‌توان گفت که مردم بدانند. 

- بله. به نظر من باید اطلاع رسانی یک مقدار بیشتر از این بشود، البته می‌شود، شما نگاه کنید طرف مقابل هم مگر چقدر اطلاع رسانی می‌کند. آقای مایکل مان می‌آید دو جمله می‌گوید و می‌رود. اینطور نیست که توضیح در مورد جزئیات بدهند. مثل این است که بيمار نزد پزشک مي رود تا او را بیهوش و جراحی کنند ، چرا اينجا پذیرفته؟ به این اعتماد که او پزشک و دلسوز و کاربلد است و همه تلاشش را انجام خواهد داد و اگر این اعتماد را بگیرید هیچ بيماري تن به عمل نمی‌دهد. ما نیاز به این اعتمادهای بین خودمان داریم و خب این اعتماد‌ها هم بالاخره بر اساس تمرین ایجاد می‌شود. ما الان مسائلی که امروز داریم جنس اش با مسائل ۲۰ سال دیگر فرق دارد و ۲۰ سال دیگر ما به مشکلات امروز خواهيم خنديد. اگر کسی بتواند مسائل را جمع و بررسي کند و ببیند ۲۰ سال پیش راجع به چه موضوعی صحبت می‌کردیم و امروز راجع به چه چیزهایی تعجب خواهد كرد.از آنجا ئيكه فكر می‌کنم ما در مسیر رشد و اقتدار هستیم هر چه جلو می‌رویم مشکلات بزرگ‌تر مي شود. 

اینطور نیست که جلو می‌رویم مشکلات کمتری داریم. چون بالاخره خاصیت بزرگی این است که با مشکلات هم مواجه می‌شوید. اگر کشور ما کشوری باشد که امکانات نداشته باشد، توقعی نداشته باشد و نخواهد مستقل باشد و یک گوشه‌ای افتاده باشد کسی با او کاری ندارد و فشاری وارد نمی‌کند و تحریمی ندارد. تحریم و فشار برای زمانی است که شما اقتدار و امکاناتی دارید ولی تدبیر را هم برای همین گذاشتند که شما زمانی که تحت  فشار هستید با تدبیر مسائل را حل کنید با احساسات نمی‌شود. بر خورد هاي احساساتي ممكن است دل آدم را خنک ‌کند ولی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. ما الان کشوری هستیم که باید خیلی پخته رفتار کنیم. نه از روی احساسات . باید حساب شده اقدام كرد به نظر می‌رسد که کشور به پختگی لازم رسیده است.
نام:
ایمیل:
* نظر: