پنجشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۶ - July 27 2017
گفت و گوی «امید ملی ایرانیان» با دکتر «جعفر حق پناه»
کد خبر: ۲۲۲۵۵
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۶
مهمترین تحول شاید این باشد که سطح منطقه ای مدیریت بحران برجسته تر شد و تنها دولت های موثر در این بحران که می توانستند با همدیگر همکاری کنند ایران و ترکیه بودند. شرط مساله این بود یک قدرت فرامنطقه ای هم به عنوان مکمل نقش آفرینی داشته باشد که با پیوستن روسیه به این روند همکاری منطقه ای، سه ضلع مثلث تکمیل شد.
با تلاش ایران، روسیه و ترکیه، از لحظات اولیه روز جمعه(10 دی 1395/ 23 دسامبر 2016) آتش بس بین دولت سوریه و گروه های معارض دولت سوریه که به عنوان گروه های میانه رو معرفی شده اند، برقرار شد. گروه هایی که تروریستی محسوب می شوند مانند داعش، جدا از این آتش بس هستند.ایران، روسیه و ترکیه مثلث تعامل در سوریه
همزمان با برقراری آتش بس در سوریه، تلاش برای برگزاری مذاکرات سوری – سوری و با حضور دولت سوریه و گروه های مخالف و معارض دولت سوریه و بدون حضور گروه های تروریستی در جریان است.
از طرفی در روز شنبه (11 دی ماه) شورای امنیت سازمان ملل با تصویب پیش نویس پیشنهادی روسیه مبنی بر ابتکار روسیه و ترکیه و ایران در شکل گیری آتش بس در ترکیه، از تلاش روسیه و ایران و ترکیه برای «کاهش خشونت ها در سوریه» و «شروع روند سیاسی» حمایت و استقبال کرده است.
گفت و گوی پیش روی پایگاه «امید ملی ایرانیان» با دکتر «جعفر حق پناه»، تحلیلگر مسائل منطقه ای، در خصوص برقراری این آتش بس و بررسی علل زمینه ساز همکاری ترکیه و ایران برای همکاری های منطقه ای است.

 از جمعه هفته قبل آتش بس در سوریه با تلاش های ترکیه و روسیه و ایران برقرار شد. به نظر شما چه تحولاتی در منطقه به وجود آمد که این سه کشور در زمینه سازی برای آتش بس پیشقدم شده اند؟

 مهمترین تحول شاید این باشد که سطح منطقه ای مدیریت بحران برجسته تر شد و تنها دولت های موثر در این بحران که می توانستند با همدیگر همکاری کنند ایران و ترکیه بودند. شرط مساله این بود یک قدرت فرامنطقه ای هم به عنوان مکمل نقش آفرینی داشته باشد که با پیوستن روسیه به این روند همکاری منطقه ای، سه ضلع مثلث تکمیل شد.
خلائی در سطح نظام بین الملل وجود داشت و ضعف اراده ای در سطح بین الملل محسوس و آشکار بود. با توجه به بی میلی آمریکا و خلائی قدرتی که از این ناحیه ایجاد شده بود، فضایی ایجاد شد که کشورهای منطقه بتوانند به موفقیت نزدیک شوند.

 اجلاس مشترک وزرای خارجه و دفاع کشورهای روسیه و ایران و ترکیه در اول دی ماه در مسکو برگزار شد. الان قرار است که بعد از برقرار شدن آتش بس، مذاکراتی برای برقراری صلح  در قزاقستان برگزار شود. چرا قزاقستان میزبان این اجلاس خواهد شد؟

 طبیعتا باید در این مواقع کشوری میزبان خواهد بود که نقش کمتری در این بحران داشته باشد و به عنوان بی طرف، مقبول همه بازیگران دیگر قرار بگیرد. قدرت های اروپایی، همه کم و بیش در قالب اتحادیه اروپا نقش آفرینی می کنند و نقشی بیشتر از این نمی توانستند ایفا کنند.
سایر قدرت های منطقه ای هم، همه درگیر هستند و مجال این نبود که به عنوان میزبان بی طرف شناخته شوند. در نظر بگیریم که قزاقستان یک کشور نسبتا بی طرف و دارای دیپلماسی فعالی است و در عین حال یک قدرت منطقه ای به حساب می آید. شاید نقشی که کشورهایی مانند سوئیس و اتریش در اروپا به عنوان قدرت های بی طرف، دنبال می کردند می توانیم به قزاقستان در حوزه آسیای و آسیای مرکزی بدهیم.
این کشور سابقه میزبانی از این دست را داشته است. از جمله در مورد مذاکرات هسته ای ایران هم چند دور از مذاکرات هسته آنجا برگزار شد. 

 در زمان آتش بسی که در اسفند سال 94 در سوریه برقرار شد گفته بودید که قدرت های بزرگ تمایلی به افزایش سطح بحران در سوریه ندارند. همچنان این تمایل برای تشدید نشدن بحران در سوریه وجود دارد؟

 بله؛ فکر می کنم این بحران در پیک خودش و در بالاترین سطح قرار گرفته است و بعد از این هر اتفاقی بیفتد می باید در جهت تخفیف بحران باشد. چون ظرفیت منطقه و حتی نظام بین الملل، این نیست که یک بحران فراگیرتر را تحمل کند.
از طرف دیگر در نظر بگیریم که همه راه حل های تهاجمی و نظامی را، همه بازیگران درگیر امتحان کرده و دیده اند که بیش از این به نتیجه نمی رسند. شاید در این شرایط احتمال این که همه قدرت ها به توافقات نسبی برسند وجود داشته باشد.

 اشاره ای هم قبلا به این موضوع داشته اید که با بهبود روابط ایران و ترکیه، باید منتظر اخبار خوش باشیم. این آتش بسی که در سوریه طی چند روز اخیر در سوریه برقرار شده در واقع یکی ز همان خبرهای خوش است؟
 اگر می دانستم حرف های من به این صورت شنیده و یادآوری می شود سعی می کردم با احتیاط و دقت بیشتری صحت کنم که بعدا مچ من را نگیرند! ولی در این مورد همین طور فکر می کنم. علی القاعده انتظار می رفت اگر فقط دو قدرت در بحران سوریه بتوانند با هم همکاری کنند ایران و ترکیه باشند.
بین قدرت های دیگر منطقه ای، امکان این همکاری ممتنع بود. بین ترکیه و مصر و بین ایران و عربستان و بین ایران و مصر، چنین زمینه ای وجود نداشت. با وجود رقابت های جدی که ایران و ترکیه در سطح منطقه دارند ولی به هر حال همچنان منافع مشترکی در سطح منطقه دارند.
دوم این که در یک بازه زمانی 400 ساله منطق همزیستی و همسایگی چنان به بلوغ و کمالی رسیده است که در عین رقابت، دو طرف بتوانند حتی راه های حداقلی برای همکاری را پیدا کنند.
من همچنان بر پیش بینی قبلی خودم هستم که الگوی همکاری در سطح منطقه ای به این صورت، ایران و ترکیه هستند و می توانند در سطحی از این بیشتر نیز همکاری کنند.

 آیا حتما باید یک قدرت فرامنطقه ای هم حضور می داشت به همراه ایران و ترکیه که این آتش بس قطعیت پیدا کند؟

 نه تنها در این آتش بس بلکه کلا در سایر بحران های منطقه ای، می باید حداقلی از همراهی قدرت های بین المللی وجود داشته باشد. چون اصولا ترتیبات امنیتی در غرب آسیا و به ویژه در خاورمیانه، ترتیبات امنیتی بومی و درون زادی نیست و به شکلی، این منطقه نفوذپذیر است که لاجرم می بایست نقش قدرت های مداخله گر خارجی را در نظر گرفت و به گونه ای سازنده آن را به سمتی سوق داد که به ترتیبات حداقلی امنیت منطقه ای کمک کند.
الان روسیه این نقش را دارد. یعنی هم ملاحظات ایران را در این بحران در نظر گرفته است و هم ملاحظات دولت سوریه و هم ملاحظات دولت ترکیه را. یعنی الان می بینیم که روس ها در الباب دارند به نفع ترکیه کار می کنند. در حلب به نفع ایران و دولت آقای بشار اسد کار کرده اند. 
کم و بیش این کارکرد روسیه، مورد قبول دولت های اروپایی هم هست که از تصاعد بحران در سوریه نگران هستند. چون کشورهای اروپایی با بحران آوارگان و مهاجران دست و پنجه نرم می کنند. و به شدت از ناحیه تهدیدات تروریستی که به شکلی به خاورمیانه مربوط می شود بیمناک و در معرض آسیب هستند.
پس می بینیم این ترتیبات منطقه ای با فضای مساعد فرامنطقه ای همراه شده و به نوعی این چفت و بست ها که برقرار می شود می توانیم خوشبین باشیم که گام های بلندتری در آینده هم برداشته شود.

 تعریفی که دولت ترکیه از گروه های معارض سوریه دارد متفاوت است با تعریف ایران و روسیه. چگونه بین این سه کشور توافق حاصل شده است؟

اگر مقایسه کنیم دو سال پیش و قبل تر، این تعریف خیلی متفاوت تر بود. اما الان می بینیم تا حدی به هم نزدیک تر شده و مثلا گروهی مثل فتح الشام که قبلا با ترکیه ارتباط داشت، الان از جانب ترکیه به عنوان گروه تروریستی معرفی شده است. 
ارتباطات ترکیه با داعش، در سوریه کمتر شده و الان به مرز درگیری رسیده اند. این ها نشان می دهد که یک مقدار فاصله ها کمتر شده و از طرفی ملاحظات ترکیه هم در نظر گرفته شده. 
الان می بینیم اقدامی که روسیه دارد در منطقه الباب انجام می دهد به نوعی محدود سازی کردها است. کردهایی که قبلا بیشتر مورد حمایت روسیه قرار می گرفتند. لذا فکر می کنم نسبت به قبل، نوعی اشتراک نظر در این موارد بین سه بازیگر اصلی به همراه دولت سوریه ایجاد شده است.

 آقای ظریف توئیتی منتشر کرده که آتش بس سوریه دستاورد بزرگی است. مقاله ای هم منتشر کرده و گفته همکاری منطقه ای در زمینه اوپک و لبنان نشان می دهد کشورهای منطقه با می باید همدیگر همکاری کنند و منطقه ما به راه حل سیاسی مبتنی بر حاصل جمع مثبت نیاز دارد. این نوع نگرش که توسط این مطرح شده برای همکاری های منطقه ای مورد پذیرش همه کشورهای منطقه قرار خواهد گرفت و پیش خواهد رفت؟
 مصادیقی که آقای ظریف اشاره کرده اند نشان می دهد طرفین این منازعات لااقل در مورد اولویت های خودشان، به همدیگر نزدیک شده اند و احساس کرده اند که اگر چه رقابت های خیلی جدی و گسترده ای در سایر حوزه ها می تواند همچنان بین این کشورها تعریف شود ولی برخی منافع حداقلی ممکن است پیدا کنند. 
برای مثال ایران و عربستان هر دو برای افزایش بهای قیمت نفت به توافق در اوپک نیاز داشتند. همین طور برای حل بن بست در لبنان. نیاز به این همکاری احساس می شد. 
به نظر من، این وضع در حد تعاملی است که از سر نیازها و به صورت غریزی درک شده است. اما ظرفیت گسترش آن وجود دارد. 
متاسفانه در منطقه ما میانجی گرهای زیادی وجود ندارند که از مقبولیت کافی برخوردار باشند نه شخصیت ها و نه سازمان ها و نه کشورها. شاید به خاطر همین وضع، بیشتر زمانبر باشد ولی من فکر می کنم به هر حال همه طرفین به تدریج به این حد می رسند که در شرایط فعلی، بازی منازعه قدرت در منطقه ما کم و بیش باخت- باخت است.
هر اندازه سطح همکاری بالاتر برود می تواند منافع کشورهای منطقه را بیشتر تأمین کند؛ اما به شرط امتیازدهی و گذشت های متقابل.

 قبل از توافق هسته ای و تایید برجام، به هر حال برخی کشورهای دیگر، ایران را به عنوان تهدید صلح جهانی معرفی می کردند. الان و با بازیگری و همکاری رسمی کشورهای منطقه و ایران، تحولات به وجود آمده را چگونه ارزیابی می کنید؟

 طبیعتا برجام، نقش بسیار موثری در تغییر طرز تلقی منفی و غلطی دارد که از ایران به دست داده شده بود. این پروژه می تواند ادامه داشته باشد. هنوز ظرفیت های برجام در بسیاری از موارد، بالفعل نشده تا نقش سازنده ایران بیشتر بازنمایی شود.
با این حال بخش مهمی از این وضعیت، به جمهوری اسلامی ایران برمی گردد که به نظر من، دیپلماسی فعال تری را می بایست در سطح منطقه ای دنبال کند و خوشبختانه الان وضعیت بهتر شده است. 
چندین سال انرژی جمهوری اسلامی ایران بیشتر برای حل بحران هسته ای متمرکز بود، اما این انرژی رها می شود و دیگر گروگان پرونده هسته ای نیستم.
بازنمایی ایران پسابرجام می بایست به گونه ای باشد که ما به مثابه برهم زننده ترتیبات منطقه ای تلقی نشویم که قرار است یک انرژی منفی مضاعفی به منطقه پمپاژ کنیم. این تهدید انگاری به رهبری رژیم اسرائیل، در حال انجام است.
ما نباید با برخی اظهار نظرهای غیرمسئولانه و ناهماهنگ به این قضیه دامن بزنیم.در مواردی حرف های نادرستی توسط عناصر غیر مسئول در داخل کشور  بازگو می شود. 
 برای مثال گفتن این که ایران بر 4 پایتخت عربی کنترل دارد، به جز هزینه سازی و کمک به جریان ایران ستیز در سطح منطقه، بازدهی دیگر برای جمهوری اسلامی ایران ندارد. شرایط می تواند در سطح منطقه ای بهتر باشد. این نکته آخر را حتما منتشر کنید.

 به نظر شما اروپایی و آمریکا نسبت به نقش مشخص و رسمی ایران در قضایای سوریه چه دیدگاهی دارند؟

 در مورد نقش ایران، یک علامت سوال خیلی بزرگی برای برخی کشورها وجود دارد. چون فقط ملاحظات ژئوپولتیک نیست که به یک کشور وزن و اعتبار می دهد. 
از آن جهت که مشخص است که ایران، قدرت حذف ناپذیر و بی بدیل در منطقه است ولی مهم این است که ایران چگونه بتواند خودش را دولت مسئولیت پذیر و همراه با قواعد و چارچوب ها و هنجارهای مورد قبول اکثریت در جامعه جهانی نشان بدهد. می گویم اکثریت و نمی گویم تمام کشورها.
در این صورت وضعیت فرق خواهد کرد. الان و در این گونه موارد، علامت وسوال و ابهام های زیادی وجود دارد که می باید در قالب یک سیاستگذاری روشن و هماهنگ، به آن پاسخ داده شود. در خیلی از این موارد فکر می کنم تعامل های هر چه بیشتر ایران با چارچوب های بین المللی می تواند کمک کند که این وضعیت، بهتر شکل بگیرد. 
این اصلا منافاتی با این ندارد که کشور ما می باید یک قدرت درون زا باشد و در قالب طرح هایی مانند اقتصاد مقاومتی از دورن تقویت شده و کشور دارای انسجام اجتماعی بالایی باشد. این ها می تواند دنبال شود. اما به هر حال مجاری بین المللی هم باید کمک حال این جنبه داخلی باشد.

 در خصوص نوع نگاه کشورهای دیگر در زمینه پذیرش بازیگری رسمی  ایران و پذیرفتن نقش سازنده آن در تحولات منطقه ای چه اظهار نظرهایی برای شما جالب توجه بوده؟
برخی کشورهای اروپایی ، نگاه مثبت تری، به ایران دارند. مثلا آلمان یا فرانسه و کشورهای حوزه اتحادیه اروپا به این صورت نظر دارند. مخصوصا قطعنامه چندین ماه پیش(در فروردین 1395) اتحادیه اروپا درباره همکاری با ایران یک قطعنامه بسیار روشنگر در این زمینه است و نشان می دهد نگاه های مثبتی به ایران وجود دارد. اگر چه آنها دیدگاه های خودشان را در مورد خیلی از مسائل دیگر دارند.
البته در کنار این نوع نگاه مثبت، می توانیم به نگاه منفی انگلیس و آمریکا اشاره کنیم ولی به هر حال حتی اوباما اظهاراتی داشت که باید بقیه کشورها با ایران در منطقه سهیم شوند. این اظهارات برای اولین بار بعد از برجام، گفته شده است و این نوع اظهارات و آثار بین المللی برجام برای کشور قابل توجه هستند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
فرهنگ وهنر
فرهنگ وهنر