شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - December 14 2019
استیون والت،سرشناس ترین استاد دانشگاه هاروارد خطاب به کاخ سفید:
کد خبر: ۲۴۱۸
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۴
تمرکز صرف بر مشکل breakout بسیاری از مزایای مثبت که ایالات متحده آمریکا (و دیگران) می توانند از یک رابطه مثبت با تهران به دست آورند را نادیده می گیرد. یک مطالعه تازه منتشر شده از سوی شورای ایرانیان آمریکا نشان می دهد که تحریم ها علیه ایران برای اقتصاد آمریکا بین 135 میلیارد دلار و 175میلیارد دلار از سال 1995 هزینه داشته است. بسته شدن پرونده هسته ای ایران و سپس برداشتن تحریم ها می تواند یک مزیت مستقیم به مالیات دهندگان ایالات متحده به ارمغان بیاورد.

استیون والت یکی از سرشناس ترین اساتید معاصر روابط بین الملل و مدرس دانشگاه هاروارد در تحلیلی با عنوان"اجازه دهید عقربه ساعت اتمی تهران بچرخد" در تاریخ 16 ژوئیه در مجله فارین پالسی معتقد است در شرایط کنونی تنها راه برای رسیدن به یک توافق پایدار با ایران این است که ایران هسته ای از سوی آمریکا به رسمیت شناخته شود.

به گزارش گروه تخلیل و ترجمه امید هسته ای، والت تحلیل خود را اینگونه آغاز می کند: «آیا ایالات متحده و ایران و قادر خواهند بود به یک توافق جامع بر سر برنامه هسته ای ایران برسند و آیا رئیس جمهور حسن روحانی و باراکا اوباما قادر خواهند بود بر تندروها- که در بهترین حالت یک توافق محتاطانه و در بدترین حالت مخالفت سرسختانه با توافق را الغا می کنند- غلبه کنند؟ وزیر امور خارجه جان کری به یک حالت خوشبینی مضاعف در کنفراس ها حاضر می شود البته وی اغلب خوشبین تر از آن چه شرایط حکم می کند به نظر می رسد.»

والت معتقد است:«علاوه بر موانع داخلی است که هر دو طرف با آن مواجه است، موانعا بنیادینی در مورد ناسازگاری هر یک از طرفین وجود دارد. برای ایالات متحده - و احتمالا بقیه اعضای 1+5 - بریتانیا، چین، فرانسه، و روسیه، به علاوه آلمان- هدف اصلی در ظاهر جلوگیری از به دست آوردن ظرفیت تولید سلاح های هسته ای توسط ایران است، که مذاکرات به این معنی انکار پروسه دستیابی در ایران به یک مسیر روشن در آینده برای هسته ای شدن است. به عبارت دیگر، ایالات متحده می خواهد دستیابی سلاح هسته ای و حتی عدم امکان عملی و ظرفیت ایران برای تولید مواد شکاف پذیر، را با متقاعد کردن ایران برای از بین بردن و نظارت دقیق روی تاسیسات هسته ای، غیرممکن سازد».

اما از سوی دگر والت در ادامه مقاله معتقد است یکی از انگیزه های ایران برای پیگیری برنامه هسته ای تلاشهای مضاعف آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران است. برای آمریکا و اسرائیل فهم چرایی تلاش برای دستیابی به دانش هسته ای ایران آسان است، آمریکا و اسرائیل هر دو دولت زرادخانه های هسته ای قوی دارند که حتی قصد انتقال دانش هسته ای را هم ندارند. علاوه بر این، دولت آمریکا بارها ایران را به حمله توسط نیروی نظامی تهدید کرده و سیاستمداران برجسته آمریکا آشکارا برای تغییر رژیم اظهار نظر کرده اند، و ایالات متحده و یا اسراییل در سال های اخیر انواع اقدامات مخرب پنهان، از جمله قتل دانشمندان هسته ای ایران را انجام داده اند.»

تنها رویکرد واقع بینانه، برای متقاعد کردن تهران این است که ایران دست پایین در مذاکرات را قبول نمی کند. این به معنای این است که باید گزینه نظامی را از روی میز برداشت و با ارائه مشوق های اقتصادی و دیپلماتیک مثبت باید تلاش نمود که مدیران پراگماتیک ایران تقویت شوند.

والت در ادامه می نویسد:«به دلیل همین موانع، تطبیق مواضع آسان نیست در واقع یک منطقه خاکستری از عدم اطمینان متقابل که در آن رسیدن به توافق جامع بالقوه نهفته و پنهان است. همین تنش ها بین طرفین به خوبی به عنوان هسته اصلی موانع، باعث وسواس در قضیه breakout است. علاوه بر این، توانایی تشخیص یک تلاش برای breakoutبه شدت به سطح و تداخل بازرسی توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی بستگی دارد. بر همین اساس معامله ای که احتمال پایبندی ایران به "پروتکل الحاقی" پیمان منع گسترش اتمی را در رژیم بازرسی را به طور قابل توجهی افزایش دهد بسیار آسان تر از یک تلاش برای brekout آینده است.»

علاوه بر این، همانطور که قبلا اشاره کرده ایم، تمرکز صرف بر مشکل breakout بسیاری از مزایای مثبت که ایالات متحده آمریکا (و دیگران) می توانند از یک رابطه مثبت با تهران به دست آورند را نادیده می گیرد. یک مطالعه تازه منتشر شده از سوی شورای ایرانیان آمریکا نشان می دهد که تحریم ها علیه ایران برای اقتصاد آمریکا بین 135 میلیارد دلار و 175میلیارد دلار از سال 1995 هزینه داشته است. بسته شدن پرونده هسته ای ایران و سپس برداشتن تحریم ها می تواند یک مزیت مستقیم به مالیات دهندگان ایالات متحده به ارمغان بیاورد. در این مورد نباید نادیده گرفت که منافع استراتژیک ایران و یاالت متحده هر روزی بیشتر از دیروز در حال نزدیک شدن به یکدیگر است. به عنوان مثال گروهی مانند داعش در حال نفوذ بیشتر و شکاف عمیق تر در منطقه خلیج فارس است. واقعیت این است که ارتباط کاری بهتر میان واشنگتن و تهران، توانایی ایالات متحده را برای پرداختن به مسائلی مانند این، و همچنین آینده بازی در افغانستان را بالا می برد. همچنین ایالات متحده آمریکا می تواند روابط بهتر اقتصادی با دیگر متحدان سر سخت در خاورمیانه را احیا کند -که یکی از دلایل نگرانی اسرائیل و عربستان سعودی است - که ایران و ایالات متحده ممکن است روزی یک رابطه عادی و پایای داشته باشند.

همچنین وی می افزاید:«در هر صورت بعید است که ایالات متحده و بقیه اعضای 1+5 قادر به تحمیل یک قرارداد کاملا یک طرفه به ایران باشند، چون ایرانیان به شدت احساس رنجش خواهند نمود.»

برهمین مبنا والت اشاره می کند که در صورت تحمیل قرارداد یک طرفه ایرانیان ثابت کرده اند مذاکرات یک طرفه را ترک می کنند.

وی می افزاید:« یک توافق پایدار در برنامه هسته ای ایران نیازمند تامین منافع دو طرف است.»

والت می نویسد:«یک سری نکات واقعی را در ذهن داشته باشیم. ایران می داند که چگونه به غنی سازی اورانیوم بپردازد، و ثابت کرده اگر بخواهد می تواند دانش فنی برای ساخت سلاح هسته ای را نیز به دست آورد. مگر اینکه ایالات متحده اقدام به بمباران ایران، مقابله نظامی و عزل دولت در ایران بنماید که ساده لوحانه و غیر منطقی است. بنابراین تنها رویکرد واقع بینانه، برای متقاعد کردن تهران این است که ایران دست پایین در مذاکرات را قبول نمی کند. این به معنای این است که باید گزینه نظامی را از روی میز برداشت- برای کاهش احساس نیاز برای نیروی بازدارنده- و با ارائه مشوق های اقتصادی و دیپلماتیک مثبت باید تلاش نمود که مدیران پراگماتیک ایران تقویت شوند.

*در صورت تحمیل قرارداد یک طرفه ایرانیان ثابت کرده اند مذاکرات یک طرفه را ترک می کنند.
 *یک توافق پایدار در برنامه هسته ای ایران نیازمند تامین منافع دو طرف است

در قسمت آخر این تحلیل، والت می نویسد:«پس چرا این مسائل برای بیشتر آمریکایی ها و به ویژه تمام کسانی که رویکرد جنگ طلبانه در کنگره دارند آشکار نیست؟ البته ممکن است تا حدی به دلیل تمایل حزب جمهوری خواه به انعکاس مخالفت با هر تلاشی که دولت اوباما تلاش می کند انجام دهد باشد، حتی زمانی که مدیریت دولت نتایج مثبتی دارد. البته همه این استدلالها این را توضیح نمی دهد که چرا یک نماینده حزب دموکرات مانند سناتور نیوجرسی «رابرت منندز» نیز همین طرز فکر را دارد. دلیل واقعیِ افسوس، ادامه نفوذ AIPAC و دیگر گروه های تندرو لابی اسرائیل، مانند ADL، WINEP، JINSA، و دیگران است، که در پیشتاز مخالفت با هر گونه بهبود روابط با ایران برای سال بوده اند.»

ترجمه: مصطفی کریمی

نام:
ایمیل:
* نظر: