چهارشنبه ۱۸ تير ۱۳۹۹ - July 08 2020
بررسی رویکرد مبهم ترامپ در بحران سوریه در گفت وگو با دكتر علي اصغر زرگر؛
کد خبر: ۲۴۲۷۹
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۶
در این میان به نظر می آید که آقای ترامپ می خواهد سهم خواهی نوینی داشته باشد،اما ترامپ باید به اجبار از راه معامله با روسیه یا فعال تر کردن مخالفان سوریه به صحنه تصمیم گیری در سوریه بازگردد. یعنی در کوتاه مدت ما شاهد سهم خواهی آمریکا از این بحران خواهیم بود و آمریکایی ها خواهان لحاظ شدن بیشر نظراتشان در مورد بحران سوریه خواهند بود.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد که منطقه‌ای امن را برای مردم سوریه ایجاد خواهد کرد.اما ایده ایجاد منطقه امن در سوریه رییس جمهور جدیدآمریکا ابهام های فراوان دارد. همچنین بسیاری نیز سیاست های ترامپ در قبال بحران سوریه را متفاوت از دوران ریاست جمهوری«باراک اوباما» ارزیابی می کنند. پایگاه خبری امیدملی ایرانیان در گفت وگو با دکتر «علی اصغر زرگر» کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی رویکرد و نگاه نوین و مبهم ترامپ به سوریه پرداخته است که در زیر می خوانید.

رویکرد کنونی ترام‍پ به بحران سوریه با چه مولفه هایی همراه است؟

در دوره انتخابات نظر ایشان بیشتر پایان دادن به بحران بود. وی در مورد عراق نیز معتقد بود که آمریکا هزینه های زیادی صرف کرد، ولی در نهایت آن را به ایران واگذار و نفوذ ایران افزایش پیدا کرد. در مورد سوریه هم وی بر این عقیده است که باید بحران بدون صرف هزینه و شاید به طور غیر مستقیم و با هماهنگی روسیه برطرف شود. اما در نهایت به نفع آمریکا حل و فصل شود. در ابتدای ورود به کاخ سفید در مورد اینکه با چه رویکردی می تواند روسیه را از ایران جدا کند، گمانه زنی هایی وجود داشت که او نقش ایران را در سوریه کمرنگ و با روسیه در مورد بحران سوریه راه حلی پیدا کند اما اینکه باچه تاکتیکی به روسیه نزدیک شودمشخص نیست. در حال حاضر با فرمانی که به تازگی صادر کرده قصد بر ممانعت ورود اتباع سوریه،ایران و عراق و چند کشور دیگر به آمریکا را دارد و این اولین اقدام است. اما اینکه آیا این سیاست مهاجرتی یک نوع جهت گیری در رابطه با سیاست های خاورمیانه ای است یا خیر، هنوز نمی توان تحلیل درستی ارائه داد.

اگر به وضعیت کنونی رویکرد آمریکا یا ترامپ در مورد سوریه نگاه کنیم،کدام رویکردها از نظر آقای ترامپ در مورد بحران سوریه در اولویت است؟

آمریکایی ها برای مدتی و حتی دو سه سال آغاز بحران سوریه ، اجازه دادند تا عوامل مختلف نقش خود را ایفا کنند. یعنی نظرشان بر این بود که برآیند بحران سوریه یا هر چه که باشد خواه نا خواه به نفع امریکا خواهد بود. در واقع یک نوع خلا ایجاد شد. آمریکایی ها علی رغم اینکه اعلامیه ای صادر کردند مبنی بر اینکه می خواهیم دخالت کنیم و احتمال دارد از نیروی نظامی هم استفاده کنیم،اما در عمل عقب نشینی کردند تا نیروهای منطقه ای،فرامنطقه ای دیگری کار خود را انجام دهند. آنها بر این باور بودند که برایند کار در سوریه و در کل، خاورمیانه نهایتا به نفع آنها خواهد بود. این خلا باعث شد کشورهایی مانند روسیه، تا حدودی چین و خصوصا عوامل منطقه ای مثل ایران به سوریه وارد شده و تلاش کرده سهمی از این برآیند را به خود اختصاص دهند و هنوز هم این رویه ادامه دارد. یعنی با توجه به این خلاءایجاد شده کشور هایی مانند ایران و روسیه وارد شدند.

در این میان به نظر می آید که آقای ترامپ می خواهد سهم خواهی نوینی داشته باشد،اما ترامپ باید به اجبار از راه معامله با روسیه یا فعال تر کردن مخالفان سوریه به صحنه تصمیم گیری در سوریه بازگردد. یعنی در کوتاه مدت ما شاهد سهم خواهی آمریکا از این بحران خواهیم بود و آمریکایی ها خواهان لحاظ شدن بیشر نظراتشان در مورد بحران سوریه خواهند بود.

با توجه به رویکردهایی آقای ترامپ نسبت به بحث متحدان و همچنین بحث سود و فایده یا بازی ها و هزینه هایی که احنمالا از طرف متحدان برای هر نوع مداخله در بحران، پرداخت شود، به نظر شما نسبت همراهی یا مخالفت ترامپ با بازیگران منطقه مانند عربستان، قطر، مصر و مانند اینها در مورد سوریه چیست؟

هنوز هیچ گونه سمت و سویی در مورد نسبت همراهی یا مخالفت ترامپ با بازیگران منطقه مانند عربستان، قطر، مصر در مورد سوریه مشخص نیست. اما آنچه را هم که در مورد ایران مانند اخطارها و هشدارهایی در مورد تحریم های اعلامی مرتبا اعلام می کند در واقع یک نوع فرافکنی است. البته ممکن است برای خاورمیانه و ایران تا حدودی خطرناک هم شود. وقتی کشوری در داخل دچار بحران می شود، دوقطبی و یا حتی چندقطبی می شود همواره فرافکنی هم ایجاد شده و برای ایجاد اجماع و اتحاد درونی سعی می کند بحران خارجی ایجاد کند. بنابراین در حال حاضر نوک پیکان را متوجه ایران کرده است. در واقع می خواهد از طریق این بحران سازی و یا از طریق ایجاد ایران هراسی نهایتا سیاست های خاورمیانه ای خو را در مورد سوریه، یمن و عراق را قدری روشن تر کند. در این بین آمریکایی ها می خواهند با ترساندن ایران تعادلی را در خاورمیانه به نفع خود برگردانند. منتها به جای اینکه مستقیم وارد سوریه شوند تا جلو نفوذ ایران را بگیرند، در واقع به نحوی عامل اصلی را مورد خطاب قرار داده اند.

آیا ممکن است آقای ترامپ در وضعیت کنونی به نوعی به بحث منطقه امن در سوریه بپردازد و همچنین دخالت نظامی در سوریه را مورد حمایت قرار دهد؟

اینها همه مورد بحث است و به قدر زیادی به صحنه مبارزه بستگی دارد. باید عملا دید در سوریه چه اتفاقی می افتد و آیا ارتش سوریه نیرومندی خود را بازیافته یا خیر؟ آیا آيران قادر به فداکاری بیشتری هست یا خیر؟ آیا مسکو از رویکرد ایران و دمشق پشتیبانی می کند؟ علاوه بر این ها به بازیگران محلی و منطقه ای هم بستگی دارد. ترامپ هنوز تصویر روشنی از صحنه خاورمیانه ندارد. به نظر من انگلیسی ها احتمالا پیش قراول این رویکرد خواهند بود. یعنی انگلیسی ها با توجه به شناختی که نسبت به قومیت های مختلف و صحنه های مختلف خاورمیانه دارند به ترامپ خط خواهند داد. معتقدم راهنمای آمریکایی ها در وهله اول انگلیسی ها خواهند بود.

با توجه به بحث قبل در مورد همکاری با روسیه از سوی ترامپ، در چه صورتی ترامپ توجه بیشتری به تقسیم منافع برد-برد در صحنه سوریه با روسیه می کند؟

بعد از اولین سخنان ترامپ با پوتین رئیس جمهور روسیه و گذشت چند روز، مجددا بحران هایی در مرزهای روسیه آغاز شده است، یعنی در واقع همان بحرانی که قبلا وجود داشت مجددا سر باز کرده است. بنابراین به نظر می آید که غرب(به ویژه اروپا)بخواهد در درون خاک روسیه بحران هایی ایجاد کند و آن را با بحران سوریه مبادله نماید. یعنی به نحوی روسیه را در تنگنا قرار دهند تا مجبور به تعدیل سیاست های خاورمیانه به منظور حفظ منافع خود شوند. چرا که روسیه نه تنها یک قدرت آسیایی است بلکه بک قدرت اروپایی هم است. یعنی هم دارای منافع اروپایی از جمله منافع امنیتی ،سیاسی و اقتصادی و هم دارای منافع آسیایی است و برای اینکه با آسیایی ها و اروپایی ها بتواند به توافق برسد مجبور به امتیازدهی به غرب و امتیازگیری از شرق است. یا اینکه از امتیازات در شرق صرف نظر کند تا امتیازاتی را از غربی ها بگیرد. لذا اینجاست که شرکای نظامی و سیاسی و امنیتی روسیه و حتی خود روسیه باید بدانند روسیه صرفا یک قدرت آسیایی نیست و جایی که منافع اش ایجاب کند تعدیلی را در سیاست های خود بوجود می آورد.

نام:
ایمیل:
* نظر: