سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - November 21 2017
بررسی رویکرد مبهم ترامپ در بحران سوریه در گفت وگو با دکتر زرگر:
کد خبر: ۲۵۶۲۳
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۵
در دوره تبلیغات انتخاباتی نگاه ایشان بیشتر به پایان بحران معطوف بود. وی در مورد عراق بر این نظر بود که هزینه های زیادی صرف شد، ولی عراق در نهایت به ایران واگذار و نفوذ ایران افزایش پیدا کرد.
هنوز هیچ گونه سمت و سویی در مورد نسبت همراهی یا مخالفت ترامپ با بازیگران منطقه مانند عربستان، قطر، مصر در مورد سوریه مشخص نیست. آنچه را هم که در مورد ایران مانند اخطار ها و هشدار هایی در مورد تحریم مرتب اعلام می کنند. در واقع یک نوع فرافکنی است. البته ممکن است برای خاورمیانه و ایران تا حدودی خطرناک هم شود. وقتی کشوری در داخل دچار بحران می شود، دو قطبی و چند قطبی شده و همواره فرافکنی هم انجام می شود و برای ایجاد اجماع و اتحاد درونی سعی می کنند بحران خارجی ایجاد کنند.
دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام کرد منطقه‌ای به تعبیر او  امندر این کشور ایجاد خواهد کرد. اما ایده ایجاد منطقه امن در سوریه رییس جمهوری تازه آمریکا ابهام های فراوان دارد. «امیدملی ایرانیان» در گفت وگو با دكتر علي اصغر زرگر،کارشناس خاورمیانه به بررسی رویکرد و نگاه مبهم ترامپ به سوریه پرداخته است.
رویکرد کنونی ترام‍پ به بحران سوریه با چه مولفه هایی همراه است؟
در دوره تبلیغات انتخاباتی  نگاه ایشان بیشتر به پایان بحران معطوف بود. وی در مورد عراق بر این نظر بود که هزینه های زیادی صرف شد، ولی عراق در نهایت به ایران واگذار و نفوذ ایران افزایش پیدا کرد. در مورد سوریه هم وی بر این عقیده است که باید بحران بدون صرف هزینه و شاید به طور غیر مستقیم و با هماهنگی روسیه برطرف شود. اما در نهایت  بحران باید به نفع آمریکا حل و فصل شود. در ابتدای ورود ایشان به کاخ سفید در مورد این که با چه رویکردی می تواند روسیه را از ایران جدا کرده ، نقش ایران را در سوریه کمرنگ و با روسیه در مورد بحران سوریه راه حلی پیدا کند گمانه زنی هایی وجود داشت. اما این که باچه رویکردی و با چه تاکتیکی به روسیه نزدیک شود مشخص نیست.  در حال حاضر با فرمانی که صادر کرده قصد برممانعت ورود اتباع سوریه ، ایران و عراق و چند کشور دیگر به آمریکا را دارند و این اولین اقدام است. اما این که آیا  سیاست مهاجرتی یک نوع جهت گیری در رابطه با سیاست های خاورمیانه ای است یا خیر، هنوز نمی توان تحلیل درستی ارائه داد.
اگر به وضعیت کنونی رویکرد آمریکا یا آقای ترامپ در مورد سوریه نگاه کنیم ، کدام رویکرد ها از نظرآقای ترامپ  در مورد بحران سوریه  در اولویت هستند؟
آمریکایی ها برای مدتی و حتی دو سه سال آغاز بحران سوریه ، اجازه دادند تا عوامل مختلف نقش خود را ایفا کنند. یعنی نظرشان بر این بود که برآیند بحران سوریه  هر چه که باشد خواه نا خواه به نفع امریکا خواهد بود.در واقع یک نوع خلا ایجاد شد. آمریکایی ها علی رغم این که صدوراعلامیه ای (مبتنی بر این که ما می خواهیم دخالت کنیم و احتمال دارد که از نیروهای نظامی هم استفاده کنیم،) اما در عین حال یک عقب نشینی انجام دادند و صبر کردند تا نیروهای منطقه ای ، فرامنطقه ای و عوامل مختلف کار خود را انجام بدهند. آنها بر این باور بودند که برایند کار در سوریه و در کل خاورمیانه نهایتا به نفع آنها خواهد بود. این خلا باعث شد کشور هایی مانند روسیه، تا حدودی چین و خصوصا عوامل منطقه ای مثل ایران به سوریه وارد شده و تلاش کنند سهمی از این برآیند را به خود اختصاص دهند و هنوز هم این رویه ادامه دارد؛ یعنی با توجه به این خلاءی ایجاد شده خواه ناخواه کشور هایی مانند ایران و روسیه وارد شده و هر یک از این بازیگران منطقه ای که سهمی را خواهان هستند؛ البته آمریکایی ها در کنفرانس های مختلف در فرانسه، انگلستان و آمریکا تلاش زیادی کرده اند.
 در این میان به نظر می آید آقای ترامپ می خواهد در این بین سهم خواهی نوینی داشته باشد.  اما ترامپ باید به اجبار از راه معامله با روسیه یا مجدد فعال تر کردن مخالفان سوریه به صحنه سوری برگردد. یعنی در کوتاه مدت ما شاهد سهم خواهی آمریکا از این بحران خواهیم بود و آمریکایی ها خواهان لحاظ شدن بیشر نظراتشان در مورد بحران سوریه خواهند بود.
با توجه به رویکرد آقای ترامپ نسبت به بحث متحدان و همچنین بحث سود و فایده یا بازی ها و هزینه ها (که مد نظر است که از طرف متحدان برای هر نوع مداخله در بحران، پرداخت شود) به نظر شما نسبت همراهی یا مخالفت ترامپ با بازیگران منطقه مانند عربستان، قطر، مصر و مانند اینها در مورد سوریه چیست؟
هنوز هیچ گونه سمت و سویی در مورد نسبت همراهی یا مخالفت ترامپ با بازیگران منطقه مانند عربستان، قطر، مصر در مورد سوریه مشخص نیست. آنچه را هم که در مورد ایران مانند اخطار ها و هشدار هایی در مورد تحریم مرتب اعلام می کنند. در واقع یک نوع فرافکنی است. البته ممکن است برای خاورمیانه و ایران تا حدودی خطرناک هم شود. وقتی کشوری در داخل دچار بحران می شود، دو قطبی و چند قطبی شده  و همواره فرافکنی هم انجام می شود و برای ایجاد اجماع و اتحاد درونی سعی می کنند بحران خارجی ایجاد کنند. بنابراین در حال حاضر نوک پیکان را متوجه ایران کرده اند.
 لذا به نظر می رسدخواه ناخواه از طریق این بحران سازی و یا از طریق ایجاد ایران هراسی نهایتا سیاست های خاورمیانه ای ترامپ در مورد سوریه، یمن و عراق قدری روشن تر شود. در این بین آمریکایی ها می خواهند با ترساندن ایران تعادلی را در خاورمیانه به نفع خود برگردانند. منتها به جای اینکه مستقیم وارد سوریه شوند تا جلو نفوذ ایران را بگیرند، در واقع به نحوی عامل اصلی را مورد خطاب قرار داده اند.
آیا ممکن است آقای ترامپ در وضعیت کنونی به نوعی  به بحث منطقه امن در سوریه بپردازد؟ و همچنین دخالت نظامی در سوریه را مورد حمایت قرار دهد؟
این ها همه مورد بحث است و به قدر زیادی به صحنه مبارزه بستگی دارد. باید عملا دید در سوریه چه اتفاقی می افتد و آیا ارتش سوریه نیرومندی خود را بازیافته یا خیر؟ آیا ايران قادر به فداکاری بیشتری هست یا خیر؟ آیا مسکو از رویکرد ایران و دمشق پشتیبانی می کند؟ علاوه بر این هاموضوع  به بازیگران  محلی و منطقه ای هم بستگی دارد. ترامپ هنوز تصویر روشنی از صحنه خاورمیانه  ندارد. به نظر من انگلیسی ها احتمالا پیش قراول این رویکرد خواهند بود. یعنی انگلیسی ها با توجه به شناخت نسبت به قومیت های مختلف و صحنه های مختلف خاورمیانه به ترامپ خط مشی خواهند داد. به نظر من راهنمای آمریکایی ها در وهله اول انگلیسی ها خواهند بود.
با توجه به بحث قبل در مورد همکاری با روسیه از سوی ترامپ در چه صورتی ترامپ توجه بیشتری  به تقسیم منافع برد-برد در صحنه سوریه با روسیه نشان می دهد؟
بعد از اولین صحبت ترامپ با رهبر روسیه و گذشت چند روز، مجددا بحران هایی در مرز های روسیه آغاز شده است. یعنی در واقع همان بحرانی که قبلا وجود داشت مجددا سر باز کرده است. بنابراین به نظر می آید غرب (ناتو-یا آمریکایی ها) بخواهند در درون خاک روسیه یک سری بحران هایی را ایجاد کنند و آن را با بحران سوریه مبادله کنند. یعنی به نحوی روسیه را در تنگا قرار دهند تا مجبور به تعدیل سیاست های خاورمیانه ای به منظور حفظ منافع اروپایی خود شود؛ چرا که روسیه نه تنها یک قدرت آسیایی است بلکه یک قدرت اروپایی است. یعنی هم دارای منافع اروپایی از جمله منافع امنیتی ،سیاسی و اقتصادی و هم دارای منافع آسیایی است و باید تلفیقی بوجود آورد و برای این که با آسیایی ها و غرب بتواند به توافق برسد یک سری امتیازات به غرب دهد و امتیازاتی در شرق بگیرد. یا اینکه از امتیازات در شرق صرف نظر کند تا امتیازاتی را در در غرب بگیرد. لذا اینجاست که شرکای نظامی و سیاسی و امنیتی روسیه باید بدانند که روسیه صرفا یک قدرت آسیایی نیست و جایی که منافعش ایجاب کند می تواند تعدیلی در سیاست های خود بوجود آورد.


نام:
ایمیل:
* نظر: