جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - October 18 2019
مرور روزنامه‌های سه‌شنبه بیست و یکم مرداد ماه
کد خبر: ۲۷۰۷
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۷

در حالی که تاکنون هیچ مسئول دولتی به خاطر سقوط هواپیما عذرخواهی هم نکرده، رئیس سازمان هواپیمایی باز هم از مسئولیت «مرحوم خلبان» سخن گفته است. از سخنان دیروز رئیس جمهور در باره منتقدان دولت با عناوینی چون «پاسخ قاطع» و «رونمایی از گفتمان اعتدال» استقبال شده است. سیروس ناصری هم معتقد است توافق هسته‌ای به راحتی قبل از آذرماه به دست می‌آید.


بررسی نقش خلبان در سقوط به دلیل کفایت یک موتور برای پرواز!

روزنامه خراسان ضمن اشاره به این که تاکنون هیچ مقام دولتی در ماجرای سقوط هواپیمای ایران 140 حتی عذرخواهی هم نکرده در سرمقاله خود با عنوان «پرواز مرگبار آنتونف ۱۴۰ و چند نکته» نوشته: پرواز مرگبار آنتونف ۱۴۰ تنها ۴ دقيقه پس از بلند شدن از زمين در نزديکي فرودگاه مهرآباد تهران سقوط کرد و ۳۹ تن از چهل و هشت سرنشين خود را به کام مرگ کشانيد. حادثه تلخي که دو روز پيش اتفاق افتاد نه تنها خانواده هاي بسياري را داغدار کرد بلکه موجب تأثر و تأسف همه هموطنانمان شد. حادثه مرگباري که اگر مسئولان ذيربط در مراحل ساخت، تکميل تمامي مراحل و جزئيات تست پرواز، رعايت استانداردهاي بين المللي و دادن اجازه پرواز به اين نوع هواپيما تمامي مسئوليت خود را به بهترين شکل و در نهايت دقت ممکن انجام مي دادند شايد هيچ وقت شاهد اين حادثه تلخ نمي بوديم، و اما چند نکته درباره آنتونف ۱۴۰:

۱ - گر چه هنوز بايد منتظر رمزگشايي جعبه سياه هواپيما و اعلام نظر کارشناسان درباره علت سقوط اين هواپيما بمانيم اما آنچه تاکنون اعلام شده از وجود نقص فني در اين هواپيما حکايت مي کند.

۲ - خبرهاي منتشر شده و تاکنون تکذيب نشده درباره اين مدل هواپيما بايد حساسيت مسئولان را بيشتر مي کرد. سقوط يک هواپيماي آنتونف ۱۴۰ در نزديکي اردستان در سال ۲۰۰۲ موجب کشته شدن تعدادي از کارشناسان هوافضاي اوکرايني و روسي که براي افتتاح خط توليد نمونه مشابه به ايران مي آمدند شد. همين خبرها به سقوط يکي ديگر از اين نوع هواپيما متعلق به خطوط هوايي جمهوري آذربايجان در سال ۲۰۰۵ اشاره دارد که سقوط آن در سواحل خزر به کشته شدن تمامي ۲۳ مسافر اين هواپيما منجر شد. در سال ۱۳۸۷ نيز سقوط يک فروند آنتونف ۱۴۰ در منطقه شاهين شهر اصفهان جان يک استاد خلبان و چهار خلبان در حال آموزش را گرفت و بدين ترتيب تمامي سرنشينان اين هواپيما نيز جان باختند.

۳ - اين حوادث خود به اندازه کافي بايد حساسيت مسئولان مربوطه را برمي انگيخت تا اولاً درباره پروژه ساخت مشترک اين هواپيما با شرکت اوکرايني تجديدنظر جدي مي کردند و ثانياً در زمينه پيوستن آنتونف ۱۴۰ به ناوگان هوايي کشورمان تأمل و دقت ويژه و فوق العاده مي داشتند، نه اينکه برخي مسئولان در دولت گذشته اصرار ويژه بر ادامه اين پروژه مي کردند خصوصاً اين که پيش از اين توپولوف هاي روسي به دلايل مختلف در کشور ما دچار حادثه مي شدند و تعداد قابل توجهي از هموطنانمان در پروازهاي اين مدل هواپيما جان خود را از دست دادند که سرانجام پس از حوادث متعدد و جان باختن عده زيادي مسئولان بالاخره عزم خود را براي جمع آوري توپولوف هاي روسي از خطوط هوايي کشورمان جزم کردند و گر چه اقدام مسئولان بسيار ديرهنگام و پس از جان باختن تعدادي از هموطنانمان بود اما تراژدي تلخ حوادث توپولوف هاي روسي پس از جمع آوري از خطوط هوايي سرانجام به پايان رسيد و همين تجربه بايد باعث مي شد که براي اضافه کردن هر نوع هواپيماي ديگري خصوصاً از نوع روسي و اوکرايني به خطوط هوايي کشورمان دقت نظر بسيار جدي تري اعمال مي شد. باز هم خانه رئيس جمهور روحاني، آباد که بلافاصله پس از حادثه دلخراش سقوط آنتونف ۱۴۰ که به کشته شدن ۳۹ تن از هموطنانمان منجر شد علاوه بر دادن مأموريت ويژه به مسئولان براي پيگيري علت حادثه دستور توقف پرواز اين نوع هواپيما را رأساً و سريعاً ابلاغ کرد و اگر چه مردم ايران و خصوصاً مردم مهربان و خونگرم طبس داغدار اين حادثه اند و اگر چه تا اين لحظه هنوز هيچ مسئولي نه استعفا داده و نه عذرخواهي کرده اما مردم اميدوارند که قصه تلخ آنتونف ۱۴۰ به ماجرا و تراژدي توپولوف هاي روسي گره نخورد.

۴ - اما حالا مردم منتظرند که علت بروز اين حادثه تلخ و اين پرواز مرگبار که اگر در يکي از نقاط مسکوني تهران يعني کمي آن طرف تر از جايي که اين هواپيما به زمين خورده سقوط مي کرد فاجعه اي تلخ تر مي آفريد روشن شود و چنان چه خلبان مقصر اين حادثه شناخته نشد تمام کساني که نقش و سهمي در سقوط اين هواپيما داشته اند اولاً به مردم معرفي، ثانياً بر اساس قانون به اشد مجازات محکوم شوند.

به هر صورت عقد قرارداد با کارخانه ساخت هواپيما، تشخيص مسائل دقيق فني، موتوري و بدنه هواپيما، سازگاري با دما و فشار و شرايط اقليمي منطقه پروازي، قابليت ها، استانداردهاي بين المللي، فناوري هاي به کار رفته، توان و ظرفيت پروازي هواپيما، انجام کامل تمامي تست هاي پروازي قبل از پيوستن به ناوگان و... نکاتي بس علمي، دقيق و متخصصانه است که بايد با نهايت دقت مورد توجه مسئولان قرار داشته باشد و اگر چنانچه پس از روشن شدن علت سقوط آنتونف ۱۴۰ هر مسئولي در هر رده اي در انجام مسئوليت خود درباره ساخت، آماده سازي و طي مراحل افزودن اين هواپيما به ناوگان هوايي کشورمان قصوري کرده به اندازه تقصير يا قصورش بايد در مقابل کشته شدگان و خسارت ديدگان اين سانحه هوايي پاسخگو باشد و به مجازات قانوني برسد. پر واضح است که جان آدم ها آن قدر خصوصاً نزد مکتب اسلام عزيز، ارزشمند است که کشتن يک انسان را معادل کشتن همه انسان ها مي داند بنابراين هيچ کسي در هيچ مسئوليتي نبايد به خود اجازه بدهد که جان حتي يک انسان را به خطر بيندازد.

۵ - اما نکته مهم ديگر اين که شرکت اوکرايني که سازنده اصلي آنتونف ۱۴۰ است و با کشورمان در زمينه ساخت مشترک اين هواپيما قرارداد بسته است نيز بايد خود را در مقابل اين حادثه تلخ سقوط آنتونف ۱۴۰ و کشته شدن ۳۹ نفر از هموطنانمان پاسخگو بداند و مسئولان کشورمان از همين حالا از طريق مذاکره و تعامل و اگر نشد از طريق طرح دعواي حقوقي پيگير پاسخگويي شرکت اوکرايني باشند.

در مقابل روزنامه‌های اصلاح‌طلب که در موارد مشابه خواستار استعفا و یا عذرخواهی مسئولان می‌شدند، ترجیح داده‌اند به حمایت از مدیران دولتی بپردازند. روزنامه اعتماد در یکی از مطالب خود با عنوان «هواپيما با يك موتور نيز مي توانست پرواز كند» در این باره نوشته: واكنش ها به سانحه سقوط هواپيما در حوالي فرودگاه مهرآباد ادامه دارد. سانحه يي كه 39 تن را به كام مرگ برد و 9 نفر ديگر با مرگ روي تخت بيمارستان در جدال هستند. وزارت راه به تشريح اقدامات صورت گرفته پرداخت و تلاش براي شناسايي هويت قربانيان ادامه دارد.

رييس سازمان هواپيمايي كشوري با تشريح جزييات جلسه كميته بررسي سانحه هواپيماي آنتونوف - 140، گفت: اشكال در يك موتور به معناي سقوط هواپيما نيست، ضمن اينكه اين نوع هواپيماها در كشورهاي ديگر هم وجود دارند و با استانداردهاي بين المللي در حال پرواز هستند.

جهانگيريان در خصوص اينكه آيا هواپيماي آنتونوف- 140 مطابق با استانداردهاي بين المللي بوده است، گفت: از اين نوع هواپيما 10 فروند در كشور اوكراين و 11 فروند در روسيه در حال پرواز است و در ايران هم 8 فروند از اين هواپيما وجود دارد كه فقط 4 فروند آن در حوزه غيرنظامي فعاليت مي كنند.

وي با تاكيد بر اينكه هواپيماها طوري طراحي شده اند كه حتي با وجود از دست دادن يك موتور به سلامت بر زمين مي نشينند، گفت: همه خلبانان هم آموزش مي بينند تا در زمان از دست دادن يك موتور امكان نشستن در باند هواپيما را داشته باشند، بنابراين اشكال در يك موتور به معناي سقوط هواپيما نيست.

رييس سازمان هواپيمايي كشوري تصريح كرد: ما به دنبال دلايل ديگري هستيم كه خلبان در اين موقعيت نتوانسته هواپيما را به سلامت به زمين فرود آورد.


رونمایی از گفتمان اعتدال یا پاسخ قاطع رئیس‌جمهور

اعتماد در حمایت از سخنان دیروز رئیس جمهور در ابتدای مطلبی با عنوان «يك عده به ظاهر شعار مي دهند ولي بزدل سياسي اند» نوشته: حسن روحاني روز گذشته بازهم حرف هاي مهمي داشت: حرف هايي از جنس اظهارات چند ماه اخيرش كه برخي شان پاسخي بود به منتقدانش. براي چندمين بار تكرار كرد كه دولتش به جاي آنكه اهل حرف باشد اهل عمل است و در جامعه به جاي «شعار»، «شعور» بايد باشد. مخاطب اصلي حرف هايش آنهايي بودند كه تيم مذاكره كننده هسته يي را متهم به ترسيدن و لرزيدن كرده بودند، رويه يي كه ماه ها بود شروع شده بود اما رييس جمهور روز گذشته به آن پاسخ داد. خطاب به آنان گفت: «هر وقت مي خواهد مذاكره شود يك عده مي گويند ما داريم مي لرزيم. خب به جهنم! برويد يك جاي گرم پيدا كنيد براي خودتان. چه كار كنيم ما؟ خداوند شما را ترسو و لرزان آفريده. ما چه كار كنيم؟» او اما از ترسويان نيز انتقاد داشت و آنان را بزدلان سياسي خواند كه تنها شعار مي دهند. صحبت هاي متفاوت روز گذشته حسن روحاني نشان از صريح بودنش داشت. صراحت كلامش در آستانه دومين سال فعاليت دولتش كه از يك سال گذشته آن دفاع سختي كرد و براي سال بعد هم برنامه هاي ويژه دارد بيش از هر چيز ديگري به چشم آمد.

ابتکار دیگر روزنامه هوادار دولت نیز ذیل عنوان «اتمام حجت روحاني! » نوشته: مخالفت هاي عجيب و غريب دلواپسان با تصميمات ديپلماتيک روحاني، او را وادار به مواجهه کرد تا رئيس جمهور صراحت بي سابقه اي را چاشني پاسخگويي به مخالفان خود کند. روز گذشته رييس جمهوري با بياني رساتر و صريح‌تر از گذشته درباره سياست‌هاي خارجي دولت و به ويژه عملکرد آن در بحث هسته‌اي سخن گفت.اين موضوع نشان مي‌دهد که حاشيه‌سازي‌ها و حملات مخالفان دولت براي منتخب مردم و تيم اجرايي‌اش در انتخابات يازدهم رياست جمهوري هر روز دارد بيشتر مي‌شود.

داوود محمدی سردبیر شرق هم در باره «سخنان استثنایی روحانی» نوشته: روحانی از جمله کسانی است که هم می‌تواند منتقدانش را غافلگیر کند و هم دوستانش را. رییس‌جمهور دیروز در همایش روسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور، سخنانی درباره مذاکره هسته‌ای و مسایل سیاسی و چالش‌های اقتصادی کشور بیان کرد که مطابق اغلب موارد، حاوی نکات مهم و منطقی بود اما ادبیات بخشی از سخنرانی وی که منتقدان هسته‌ای را مخاطب قرار داد، از جنسی بود که به تیتر رسانه‌های منتقد تبدیل شد و شگفتی حامیان رییس دولت تدبیر و امید را برانگیخت. مواضع روحانی در دوره رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری و نیز کارنامه او طی یک سالی که از سکانداری قوه مجریه می‌گذرد، به‌گونه‌ای بوده که حتی منتقدان او نیز پی برده‌اند روحانی پایمردی ویژه‌ای در دفاع از دیدگاه‌های خود دارد و حاضر نیست از اجرای وعده‌هایی که به مردم داده عقب‌نشینی کند؛ هرچند در چارچوب مشی «اعتدال» می‌کوشد ضمن اولویت‌بندی برنامه‌های دولت، از گشودن همزمان چند جبهه خودداری کند. گاهی نیز از اختیارات کافی برای غلبه بر موانع برخوردار نیست و در مواردی هم برخی اعضای کابینه، مایل یا قادر نیستند همپای مطالبات رییس‌جمهور حرکت کنند.

در بین تحلیلگرانی که اعتماد نظرات آنها را در باره سخنان رئیس جمهور مورد توجه قرار داده ناصر ايماني در یادداشتی با عنوان « تندي بي ثمر رييس جمهور» نوشته: جريان منتقدين هر دولتي هميشه حضور داشته: دولت زمان جنگ منتقدان خاص خود را داشت. دولت آقاي هاشمي و علي الخصوص دولت دوم ايشان هم منتقديني داشت. دولت آقاي خاتمي هم در همه هشت سال با انتقادات تندي مواجه بود و اين داستان در دولت آقاي احمدي نژاد و روحاني هم ادامه پيدا كرد و در آينده هم همچنان ادامه خواهد داشت. همواره ما در بين منتقدين دولت ها جريان ها يا افرادي داشتيم كه پا را از چارچوب انصاف، مروت، منافع ملي و حتي ادبيات مودبانه فراتر گذاشته اند. در اين نوشته سعي ندارم به تفسير وضعيت منتقدين بپردازم. مساله مد نظر نوع رويكرد دولت ها به مساله منتقدين و سياست ورزي در قبال آنها است. اين ادبياتي كه ديروز از آقاي روحاني مشاهده كرديم در شان ايشان نبود و اين ادبيات بعد از شروع به كار دولت يازدهم هر از چند گاهي در لحن ايشان ظاهر مي شود و اين اواخر هم ادبيات آقاي رييس جمهور تندتر شده است. متاسفانه طي هفته گذشته، چه در جريان حضور آقاي روحاني در شهركرد و چه سخنراني ديروز ادبيات ايشان به ادبيات رييس دولت قبل نزديك شده است. دولت جديد تنها يك سال است كه بر سر كار آمده است، دولت هاي قبل اگر هم تاب تحمل را از دست مي دادند كه اين مورد در دولت آقاي احمدي نژاد زياد بود، در سال هاي بعدي به اين روش ها روي مي آوردند. اگر توجه شود در دوره آقاي خاتمي از همان ماه هاي اول جريان تند انتقادي شروع شد، اما تقريبا در 8 سال دولت آقاي خاتمي ايشان به ندرت از ادبيات تند عليه منتقدان خود استفاده كردند. همين طور تقريبا دوران آقاي هاشمي و علي الخصوص در دولت دوم ايشان رييس جمهوري سعي مي كرد با تامل و تحمل بيشتري در مقابل منتقدان رفتار كند. حداقل ادبيات ظاهري آنها محتاطانه تر و مودبانه تر و محترمانه تر بود. حتي از نظر سياسي هم استفاده از اين ادبيات به دولت و شخص رييس جمهوري ضربه خواهد زد. آقاي روحاني از نظر اصلاح طلبان بايد كارهايي را بكند كه چندان در عمل به سمت آنها نرفته است: مثل بحث خانه احزاب و گشايش سياسي و مواردي از اين دست. در مقابل آقاي روحاني رقباي خود را هم تحقير مي كند. به اين ترتيب در طولاني مدت آقاي روحاني نه اين جناح را خواهد داشت و نه آن جناح را.

در حالی که روزنامه‌هایی مانند رسالت و جمهوری اسلامی ترجیح داده‌اند، عبارت «به جهنم» رئیس جمهور را کمتر مورد توجه قرار دهند، کیهان علاوه بر استفاده از تیتر «روحانی با دعوت منتقدان به جهنم از گفتمان اعتدال رونمایی کرد!» در صفحه اول خود، در بخش‌هایی از یادداشت روز خود با عنوان « از کجا به بعد نمی‌شود گفت به جهنم؟! » به قلم محمد ایمانی نیز نوشته: آقای روحانی را باید فهمید. هم از آن جهت که بار سنگینی بر دوش دولت اوست و نیاز به یاری دارد؛ و هم از آن رو که برخی محاسبات استراتژیک وی در نسبت با گرگ‌های جهان درست از آب درنیامده است. در عین حال این درک و دریافت نیز باید در دولت پدید آید که شأن دولت پاسخگویی یا عذرآوری و اصلاح روند طی شده است نه خطابه‌های تبلیغاتی اهانت‌آمیز یا رجزخوانی‌های پیش انتخاباتی. البته اگر متلک و طعنه و اهانت به منتقدان می‌توانست موجب عمل به مثقالی از تعهدات دولتمردان شود، شاید این روش توجیه‌پذیربود اما اگر همین روش دولت را از وزانت و متانت بیاندازد و فقر استدلال را پیش بکشد، زیانبار است. بی‌انصافی‌های انتخاباتی و تبلیغاتی هرچه بود گذشت. دادن آدرس اشتباه و رقابت انتخاباتی به شیوه‌های غیراخلاقی و بی‌انصافانه هرچه بود با پرونده انتخابات بایگانی شد. اما بی‌انصافی بزرگ‌تر و زیانبارتر آن است که همان روش تزریق پندار و آدرس غلط به افکار عمومی را پیش ببریم و با واقعیت‌ها لجاجت کنیم یا توپ را از زمین دشمن برداشته و به زمین خودی بیاندازیم؛ یا با حقایق کشتی بگیریم، که فرموده‌اند هر کس با حق کشتی بگیرد، زمین می‌خورد. و خدا نکند که دولت محترم حتی پایش بلغزد چه رسد به اینکه زمین بخورد.

لحن وطن امروز در مقابل رئیس جمهور تندتر است. حسین قدیانی در ابتدای یادداشتی با عنوان «آداب و ادب حکمرانی؛ منافع ملی را بچسبید!» نوشته: به دور است، هم از ادب حکمرانی، هم از آداب حکمرانی که به جای ساختار تحریم، فی‌الواقع لرزه بر ساختار منافع ملی بیندازیم، مکرر در مکرر بلرزانیم نفع ملت را، مکدر کنیم ملت را، بعد فرمایش کنیم؛ «به جهنم! بروند جایی که گرم باشد، نلرزند». این آیا ادبیات دولتمردی است؟! آن وقت چطور قسم جلاله می‌خورند که؛ «والله بالله تالله به دوره قبل بازنمی‌گردیم»؟! اینکه شد همان، بلکه بدتر از آن! در یکی از موارد «بدتر از آن»، دیروز دادگاه لاهه، حکم اولیه پرونده نفتی را صادر کرد. شگفتا! براساس حکم صادره، منافع ملی چندبرابر پولی که قرار است... آری! قرار است از خلال توافق کذا نصیب گردد، متضرر می‌شود. بی‌خود که نمی‌لرزد منافع ملی. بی‌تدبیری می‌بیند می‌لرزد. این روزها اطرافیانی از خود دولت اعتدال، ناظر بر فلان سوء مدیریت و بهمان کج‌روی، گاه مدعی می‌شوند؛ به رئیس‌جمهور «اطلاعات غلط» داده شده! بیش از یک سال پیش، جمیع رسانه‌های اصولگرا از کیهان و جوان گرفته تا جهان و فارس و تسنیم مرتب «اطلاعات درست» دادند که «براساس این سند و آن مدرک و معطوف به پرونده مذکور هرگز روا نیست کلید وزارت نفت را به آقای زنگنه بدهید. این انتخاب همانا و متضرر شدن، بلکه لرزیدن منافع ملی همانا». مع‌الاسف به جای اینکه در مواجهه با «اطلاعات درست» اولا خاضع و ثانیا عامل باشند، بر انتصاب غلط خود اصرار ورزیدند تا ما امروز شاهد این حکم اولیه دادگاه لاهه باشیم، تا ما امروز شاهد این همه خسران بر گرده منافع ملی باشیم.

شوربختانه باید مرقوم دارم اطلاعات درست اصحاب رسانه را مبنای تعویض انتخاب خود نکردند هیچ، به کرات در محکمه را، زور و شلاق را به خبر‌گان خبر نشان دادند، فقط چند بار به مای «وطن امروز». خب، همین چیزهاست که فرسنگ‌ها از دولتمردی به دور است، دقیقاً همین چیزهاست. این است آیا مراد از اعتدال؟! که به اعتراف خودهاشان، «اطلاعات غلط» را مبنای رفتار و گفتار کنند لیکن چشم بر «اطلاعات درست» ببندند؟! که به جای عذرخواهی بابت لرزاندن ساختار منافع ملی، متأثر از بدترین انتخاب برای یک وزارتخانه، منتقد و دلسوز و مشفق و خیرخواه خود را حواله به «جهنم» دهند، فرمایش کنند؛ «به جهنم»؟! و آن هم لابد با «زور و شلاق»؟! من اما بعید می‌دانم با زور و شلاق بتوان اهل قلم متعهد را که کریمانه، اطلاعات درست به دولتمردان می‌دهد، روانه جهنم کرد. از بزرگان دین نقل است؛ «جواب نیکی - در اینجا؛ اطلاعات درست - را با نیکی بده» نه با جهنم! حواله دادن مدافعان منافع ملی، به جهنم، انصاف باید داد که هم از ادب حکمرانی به دور است، هم از آداب دولت‌نشینی.


به‌راحتي، پيش از آذرماه به توافق می‌رسيم

آرمان در بررسی آینده مذاکرات هسته‌ای، سراغ سیروس ناصری سفیر سابق ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و عضو سابق تیم مذاکرات هسته‌ای رفته و نوشته: این عضو تیم مذاکره‌کننده در زمان دبیری حسن روحانی، اكنون از آشناترين افراد به مباحث مذاكرات است. او تحليلي كه به آرمان ارائه داده است، اعتقاد دارد كه تصميم سخت را غرب بايد بگيرد. تحليل اين ديپلمات باسابقه در ذيل آمده است: «سيروس ناصري، ديپلمات سابق كشورمان به تشريح وضعيت گفت‌وگوهاي هسته‌اي پرداخت و گفت: از این بدتر برای اوباما قابل تصور نبود. زمانی که با شعار «بله ما می‌توانیم» زمام امور را در در دست گرفت، آرزو داشت مانند آبراهام لینکن یک رئیس‌جمهور بنام و به یادماندنی در تاریخ آمریکا بشود. خود را طرفدار اقشار آسیب‌پذیر آمریکا معرفی کرد و اعلام کرد با برنامه‌هایش وضعیت آنها را تغییر اساسی خواهد داد. درعرصه خارجی نیز گفت و به دفعات تکرار کرد که آمریکایی نوین را در صحنه جهانی مطرح خواهد کرد. اين ديپلمات سابق افزود: آنچه او به دنبالش بود تغییر چهره آمریکا از کشوری جنگ‌طلب و زورگو به کشوری متعادل، منطقی و برابرنگر به اوضاع و احوال جهانی، به‌ویژه به خاورمیانه و کشورهای اسلامی بود. شاید در این نیت هم صداقت داشت و تلاش‌هایی هم در این باب کرد. اما آنچه او شش سال کاشت نتیجه‌ای برای دروکردن نگذاشت. آمریکا اینک در آستانه تبلیغات انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره است. تبلیغات انتخاباتی کم‌کم پا می‌گیرد و طی هفته‌ها و ماه‌های آتی سنگین‌تر خواهد شد. جایگاه اوباما در این مقطع خاص که احتمال از دست دادن اکثریت سنا وجود دارد، در ضعیف‌ترین حد ممکن است.

وضعیت به‌گونه‌ای است که هم‌حزبی‌های او نیز در اظهارات پنهان و علنی از مواضع او فاصله می‌گیرند. دمکرات‌ها دستاورد عمده و چشمگیری از اوباما در صحنه سیاست و اقتصاد داخلی برای عرضه و دفاع نمی‌بینند. اين ديپلمات در ادامه افزود: مشکل بالاتر اما در صحنه خارجی است که عمده کنشگران سیاسی و نیز عموم مردم آمریکا سیاست‌های او را ضعیف و شکست‌خورده تلقی می‌کنند. از بحران اوکراین و تقابل مستقیم با روسیه که بگذریم، بزرگ‌ترین خطای اوباما تأسی و دنباله‌روی از سیاست‌های منفعت‌طلبانه، قدرت‌مآبانه، ساده‌اندیشانه، یکسونگرانه و کینه‌توزانه عربستان، ترکیه و قطر در خاورمیانه بزرگ بود. اوباما به‌درستی سیاست خروج نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان را دنبال و اجرا نمود. اما او هیچ طرح و برنامه‌ای برای پرکردن خلأ ایجادشده نداشت. نه اینکه نمی‌توانست، نمی‌خواست چراکه پرکردن این خلأ تنها از طریق همفکری و همکاری با ایران امکان‌پذیر بود. ولی او و به تبعش دستگاه حاکمیت آمریکا آماده پذیرش این واقعیت نبود. جنبش‌های اسلامی نیز ابتدا او را به شوق آورد. ولی زمانی‌که یمن و بحرین در معرض این بیداری قرار گرفتند با وحشت از سرایت این بیداری به عربستان سیاست‌های خود را به‌تدریج علیه این حرکت‌ها سوق داد و درنهایت انحراف این جنبش به سوی سوریه و هدف قراردادن حکومت آن کشور را برگزید.

اين ديپلمات در ادامه افزود: این اشتباه مهلک که در ابتدا برای اوباما و آمریکا به‌عنوان یک موفقیت زودرس تلقی می‌شد به باتلاقی منجر شد با عمق و وسعتی بیشتر از آنچه جورج بوش پسر با حمله به عراق و افغانستان برای آمریکایی‌ها به ارمغان آورد. امروز آمریکا در منطقه دوست واقعی ندارد. عربستان به او خرده می‌گیرد. ترکیه او را حامی قابل اتکا نمی‌داند. بقیه کشور‌ها نیز به این نتیجه رسیده‌اند که روی آمریکا نمی‌توانند حساب کنند. از این‌سو نیز القاعده ضعیف شده جای خود را به داعش وحشت‌گرا و خونریز داده است. در سوریه کشتی آمریکا به گل نشسته است. در افغانستان دودستگی حاکم است. غزه هم حسب معمول زیر آتش اسرائیلی‌ها می‌سوزد و آمریکا دست به دامان مصری شده که آن را دولت کودتا خوانده بود. پرتگاهی که اوباما بر لبه آن نشسته هر روز عمیق‌تر و هولناک‌تر می‌شود. برای اوباما و برای آمریکا دیگر راه گریزی باقی نمانده است. یا باید بساط شان را از این منطقه جمع کنند و بروند یا باید با قدرت واقعی و مسلط منطقه، یعنی ایران، کنار بیایند. اوباما و یارانش کری، هیگ و دیگران به‌خوبی می‌دانند که کلید ثبات منطقه و امنیت در منطقه در دستان ایران است. اگر می‌خواهند از این کلید برای گشودن گره‌های سنگین منطقه استفاده کنند چاره‌ای جز تفاهم با ایران ندارند.

مذاکرات وین از این منظر تنها تلاشی برای نیل به یک توافق جامع هسته‌ای نیست. این مذاکرات بلکه آزمونی است برای آمریکا تا یک بار هم که شده حسن‌نیتی از خود نشان دهد و در عمل اثبات کند که به سیاست‌های خصمانه علیه ایران اسلامی پایان داده است. مسیر هم ساده و هموار است. آنچه ایران می‌خواهد، به حق هم می‌خواهد، تولید سوخت هسته‌ای برای رفع نیازهای آتی نیروگاهی است. همان چیزی که بر اساس برنامه عمل ژنو آمریکائی‌ها متعهد به پذیرش آن شدند. پس راه‌حل آسان، منطقی و شدنی است. تردیدی نیست که وضعیت فعلی برای شخص اوباما و همراهان او در دستگاه حاکم نیز یک فرصت و همزمان یک تهدید است. بدخواهان، توطئه‌گرایان و افراط‌ گرایان در آمریکا که اصولاً با هرگونه توافق بین آمریکا و ایران مخالف‌اند با ترسیم خطوط قرمز مصنوعی و بی‌منطق می‌خواهند مذاکرات را به بن‌بست بکشانند. طراح و منشأ اصلی تغذیه فکری این مجموعه نیز گروهی است که اتفاقاً در واژگان با گرده داعش همنام شده‌اند چراکه تلخیص هر دو نام در زبان انگلیسی «ISIS» خوانده می‌شود. اگر اوباما بخواهد نقش یک رهبر واقعی را در آمریکا ایفا کند، چاره‌ای ندارد جز اینکه این خطوط قرمز موهوم و مصنوعی را بشکند و به تیم مذاکره‌کننده‌اش دستور بدهد با مواضع متعادل و منعطف در دور‌های بعدی مذاکرات شرکت کنند.

در واقع آمریکا باید بین یک توافق ایده‌آل ولی ناشدنی و یک توافق دشوار ولی منطقی و شدنی گزینه دوم را انتخاب کند. فراموش نشود که درصورت شکست مذاکرات آمریکایی‌ها سلاح موثر دیگری برای تهدید ایران ندارند، چون پیش‌تر گلوله‌های خود را خالی کرده‌اند. این ایران است که هنوز کارت‌های متعدد برای سخت کردن شرایط چه در بحث هسته‌ای و چه موضوعات منطقه‌ای دارد و آنها را برای روزهای بحرانی و تقابل ناخواسته ذخیره کرده است. اما اگر تعامل جای خود را به تقابل بدهد، ولو نامحتمل، چنین تقابلی نیز تداوم نخواهد داشت. البته این وضعیت برای هر دو طرف خساراتی خواهد داشت. ولی این آمریکاست که پس از مدتی کوتاه ناگزیر خواهد شد در شرایط دشوارتری به مذاکره بازگردد و امتیازات بیشتری بدهد. این را یک محاسبه ساده از گزینه‌های دو طرف در وضعیت تقابل به‌سادگی نشان می‌دهد. ایران با حسن‌نیت وارد وادی مذاکره شده، تاکنون نیز به تعهدات خود کاملا پایبند بوده و مواضع و خواسته‌هایش را نیز منطبق با برنامه عمل ژنو مطرح کرده است. اما پرونده آمریکا تا این زمان چندان شفاف نیست. اگر آمریکا در این مقطع استثنایی و بلکه تاریخی نیت سوء نداشته باشد به‌راحتی می‌تواند قبل از پایان دوره تمدید موضوع هسته‌ای با ایران به تفاهم برسد. سيروس ناصري، عضو پيشين تيم هسته‌اي كشورمان درمورد مذاكرات هسته‌اي و نقش آمريكا همچنين افزود: اما اگر مانند گذشته‌ها، آمریکا فرصت‌سوزی کند و مذاکرات را به بن‌بست بکشاند، تنها و تنها خود و دوستانش را در معرض سقوط از پرتگاه فعلی قرار خواهد داد.



نام:
ایمیل:
* نظر: