دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۹ - September 28 2020
کد خبر: ۴۰۵۲
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۰۰:۲۳
طرف های غربی طی سال های گذشته با اتخاذ سیاست های مختلف اقدام به بین المللی نمودن مشکل هسته ای ایران کردند و تحریم های جهانی که با ایجاد اهرم های فشار توسط واشنگتن بر ضد منافع ملی ایران اعمال شد تنها گوشه ای از این نحو بین المللی شدن مسئله هسته ای ایران است.
دکتر رضا جلالی:* 1.تمام راهبردهای اتخاذ شده در چارچوب سیاست خارجی یک کشور فصل مشترک تمام امور برآوردشده توسط دستگاه سیاست خارجی و قبل از آن نهادهای سیاست سازی در آن کشور است و می توان گفت که هیچ گاه نمی شود به تمامی  همه سرفصل های مهم و تاثیر گذار در تعیین یک راهبرد و آنچه در آینده دور و نزدیک در کمین آن سیاست اتخاذی در چارچوب منافع کوتاه مدت و بلند مدت یک بازیگر نشسته است را تعیین نمود.

مهمترین درس یک سیاست خارجی موفق این امر است که سیاستگذاران و بازیگران صحنه ،اصل اساسی کنش خود را  مبتنی بر حرکت مداوم براساس مقتضیات زمانی گردانند.این امر (یعنی مذاکره براساس مقتضیات زمان) مذاکره و موارد مورد اختلاف و یا مورد توافق دو جانبه و یا سه جانبه و حتی توافق در بین کشورها و سازمان های بیشتر را مطرح می سازد و در چارچوب خود مدیریت می نماید.

2.ماراتن مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای 1+5 در وین به نظر می رسد به نقطه انتهایی خود نزدیک می شود.هرچند که شاید درهمین دور از مذاکرات نیز نتوانیم شاهد نهایی شدن سند توافق جامع هسته ای باشیم اما به هرحال باید اذعان کرد که تنش ها و موارد اختلافی به کمترین حد خود در طی 8سال گذشته رسیده است.

به نظر میرسد اختلافات باقی مانده بیشتر از این امر نشات می گیرد که مذاکره کنندگان اصلی نمی توانند به راحتی آنچه که در طول مذاکرات به زبان می آورند را بر روی کاغذ نیز به راحتی تحریر نمایندکه این امر بیشتر بخاطر نگرانی دست اندرکاران این توافق از واکنش هایی است که در داخل کشورهای آنان در انتظارشان است.این که محمد جواد ظریف وزیر امورخارجه کشورمان متن توافق نامه را پر از پرانتز و موارد تشریحی دانست و عباس عراقچی ارشدترین عضو مذاکره کننده ایران، در این دور از مذاکرات وین عنوان نمود که سعی طرفین تماما این است که از ابهامات متن تا به آنجا که می شود بکاهند و پرانتز های بیشتری را ازمتن اصلی حذف نمایند،نشانه ایست از نگرانی ها پیرامون تفسیرهایی که امکان دارد (گاهی به راحتی میتوان برخی از این تفسرها را هرمونیکی نامید) از متن توافق نامه نهایی شود.باید دانست که در هر صورت با احتساب تمامی موارد حساسیت زا بازهم ما شاهد انتقادات از  توافق نامه خواهیم بود امری که بیشتر بر آمده از برآورده نشدن خواست های سیاسی گروه های تندرو است تا نتیجه ناراحتی ساختاری طرف های اصلی مذاکره کننده در مذاکرات.

3.با احتساب اصل زمان و لحاظ نمودن شرایطی که اکنون در طی آن مذاکرات درحال انجام شدن است بازیگران صحنه مذاکرات می توانند به راحتی بسیاری از موارد موردمباحثه را به کناری گذاشته و پرونده مسائل جدید را بگشایند.از نخستین زمانی که پرونده توان هسته ای ایران در زمان سکانداری نئوکان ها بر کاخ سفید بازشد تا به امروز هر شخص آگاه نسبت به مسائل جاری در امور بین الملل می تواند به راحتی به کنه این مسئله پی ببرد که مشکل اصلی ایالات متحده آمریکا نه صرف توان هسته ای است که می تواند تبدیل به توانی نظامی شود،بلکه مسئله اساسی توان و قدرت ایران نیرومندی است که در نبود نیروهای جهانی تنها اوست که می تواند با مهار نیروهای گریز از مرکزی که در حال ظهور و بروز هرچه بیشتر هستند ثبات را در منطقه حساس خاورمیانه حفظ نماید.

ایران امروز دارای بافت اجتماعی مدرن و منسجم،اقتصاد ملی خودبنیاد(وهرچند ضعیف)نیروهای مسلح آموزش دیده،آماده و خودکفا(لااقل در تولید مهمات و امکانات حداکثری)،بوروکراسی دولتی واحد و ثبات سیاسی است؛ همچنین به غیر از این امور ایران دارای معادن، منابع،عمق راهبردی و عمق استراتژیک نیز هست.این ها فاکتورهایی هستند که در حال حاضر کمتر ساختار سیاسی در خاورمیانه را می توان نام برد که به آن ها دسترسی داشته باشد.ایالات متحده امریکا در سال های 2001الی2003 با لشکرکشی های نظامی خود در راستای ایجاد خاورمیانه بزرگ وبراساس تعرف نوین از آنچه که باید سازمان دهنده ساختار اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و امنیتی این منطقه باشد خواست تا خلاء نبود شکل های مورد نظر خود در خاورمیانه را با توان نظامی و سیاسی خویش برطرف کند که نتیجه مستقیم آن ایجاد یک خلاء قدرت در عراق و گشودن در جعبه پاندورای وحشت جهادیون در منطقه بود چراکه حکومت عراق با کمک به نیروهای حامی تغییر نیز می توانست به شکلی دیگر به نوع جدیدی از حاکمیت دست پیدا نماید که هزینه و آشوب سیاسی آن می توانست بسیار کمتر از آنچه که امروز ما شاهد آن هستیم باشد.سیاست مهار ایران که از آن تاریخ به بعد در دستور کار سیاستگذاران ایالات متحده قرار گرفت تا به امروز به امری برضد خود تبدیل شده است.خاورمیانه با تمام نقاط جهان فرق دارد چراکه اینجا قلب تپنده اقتصاد جهان و نقطه ایست که در صورت آشوب خود جهانی به تکاپو خواهد افتاد و پایتختی نیست که خواب آرام از چشمان  آن گرفته نشود.

4.برخی از منتقدین یکی از ایرادهای تیم مذاکره کننده اسبق را گره زدن بحث هسته ای کشورمان به مسائل سیاسی مورد نظر تهران در باب تحولات سیاسی خاورمیانه میدانستند که باعث میشد مذاکرات هرچه بیشتر از بنیاد مورد نظر خود دور و به بیراهه هدایت شود.در جواب این منتقدین می توان گفت نفس افزودن این سرفصل ها به مذاکره کار راهبردی و خوبی است اما نحوه این مذاکره و سیاست های اتخاذی شرطی است که بنظر می رسد توسط تیم سابق کمتر لحاظ شد و آن مذاکرات را به جای آنکه محل چانه زنی برای گرفتن امتیازات کند به محلی برای اعلام مواضع ایدئولوژیک و فلسفی تبدیل نمود.

طرف های غربی طی سال های گذشته با اتخاذ سیاست های مختلف اقدام به بین المللی نمودن مشکل هسته ای ایران کردند و تحریم های جهانی که با ایجاد اهرم های فشار توسط واشنگتن بر ضد منافع ملی ایران اعمال شد تنها گوشه ای از این نحو بین المللی شدن مسئله هسته ای ایران است.ایران نیز می تواند امروز با توجه به اتفاقات رخ داده در خاورمیانه از پیروزهای ارتش سوریه دربرابر مخالفان تا ظهور خلافت داعش در شمال عراق و تهدید منطقه و اکثر دولت های ورشکسته در این منطقه مانند اردن،عربستان و...تا رمضان خونین غزه و بحران سیاسی در شرق اروپا،پرونده های جدیدی را دردستور کار خود در این دور از مذاکرات قرار دهد.اگر غرب در فرای توان هسته ای ایران توان سیاسی مارا نشانه گرفته است ما نیز می توانیم باتوجه به توان و قدرت راهبردی خود و محاسبه امکانات امروز بالاخره به آنچه مورد نظر و تامین کننده منافع ملی ماست دست یابیم.

باید گفت ایران می تواند با فشار بر شرایط دردناکی که امروز غرب بخصوص کشورهای اروپایی را تحت تاثیر خود قرار داده ازگازانبر وحشتی که یک ضلع آن توان روسیه و ضلع دیگر آن جهادیون است استفاده نماید و غرب را به سوی خواست های واقع بینانه تهران سوق دهد.و مسلما در صورت همراهی پایتخت های غربی در زمان خصمانه بودن رابطه با مسکو و سنجش چینی منافع توسط پکن ، آمریکا مجبور به پذیرش شرایط نوین این بازی خواهد شد.آنچنان که جان آیکنبری در رساله خود (نهادها،خویشتن داری راهبردی وجان سختی نظم آمریکایی پس از جنگ) به درستی مطرح نمود ایالات متحده آمریکا بر خلاف دیگر قدرت های جهانی ماقبل خود و بخاطر شرایط سیاسی داخلی خویش اقدام به ایجاد نهادهای جهانی کرد تا از طریق سازکارهای همکاری و هماهنگی بین قدرت های متوسط و بزرگ به حفظ هژمونی خود در بلند مدت نائل گردد.این امر مستلزم آن است که قدرت هژمون مقداری از قدرت برتر خود را به ساختارهای ایجاد شده تزریق کند و در برخی از مسایل به داوری این نهادها تمکین گذارده و از مواضع مورد نظر خود عقب نشینی نماید.آنچنان که سازوکار 1+5 برای همین مسئله و ایجاد یک اتحاد از کشورهای بزرگ برای جلوگیری از خطر ساختگی ایران ساخته شد که تمامی اعضای آن به غیر از ایالات متحده(که دشمنی دیرینه و اختلافات فکری و سیاسی عدیده دارد) با ایران دارای اختلافات راهبردی و منافع استراتژیک هماهنگ نیز می باشند.ایران با اتخاذ یک سیاست اصولی می تواند این نهاد را به سوی اتخاذ یک تصمیم نهایی به سود خود سوق دهد آن هم با توجه به اختلافات جهانی منافع اعضای 1+5 و سازهای ناکوک آنان برای یکدیگر که هم اکنون نیز با توجه به شرایط موجود بر مسئله هسته ای ایران نیز تاثیر گذاربوده و بروز اختلافات تازه بین روسیه و طرف های غربی نشانی از این ماجراست.

5.به نظر میرسد با داشتن نگاهی واقع بینانه باید به این امر اشاره نمود که در صورتی ایران می تواند به یک توافق پایدار(مهمتر از جامع و مانع بودن)دست یابد که بتواند موازنه بین قوای سیاسی که در امر پرونده هسته ای ما دخیل هستند را ایجاد کند و  از شرایط سیاسی ایجاد شده در زمان حاضر بهره کافی راببرد.مسئله داعش بخصوص امری است که نباید باز شدن پرونده آن به بعد از توافق هسته ای با غرب موکول گردد چراکه امروز اگر نفس پرونده هسته ای مهار نفوذ قدرت فزاینده ایران در منطقه خاورمیانه است غرب باوجود مشکلات خود و ضعف تصمیم گیران امروز ایالات متحده باید بداند این تنها ایران است که از پس آنان برمی آید.پس فلسفه وجودی مهار ایران از طریق فشار برتوان هسته ای آن به متناقض خود تبدیل شده است و راه حل درست پذیرش ایران به عنوان نیرویی مهار کننده است ؛نه نیرویی که باید مهار شود.بهتر است غرب تادیر نشده به این امر پی ببرد.

استاد روابط بین الملل دانشگاه*
نام:
ایمیل:
* نظر: