چهارشنبه ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ - April 21 2021
کد خبر: ۶۹۶۸
تاریخ انتشار: ۱۶ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۶
اگر کسانی تعامل در میدان مسابقه جهانی را نادرست می انگارند، باید نخست آنان را از منافع اقتصادی، هسته ای و سیاسی ایران در این تعامل آگاه کرد و بعد یادآور شد که حتی در میدان مسابقه، انتخاب «مرکب درست» شرط اول است.
شامگاه پنجشنبه 13 فروردین: بیانیه مشترک ایران و گروه 1+5 خوانده شد. انتظار موفقیت در مذاکرات هسته ای فراگیر بود و اندک اندک، افق های تازه ای برای پیشرفت های اقتصادی و روابط بین المللی پدیدار می شد. اما درست چند دقیقه پس از قرائت بیانیه مشترک لوزان، یکی - دو رسانه، به انتقاد شدید از این تفاهم پرداختند و آن را به زیان منافع ملی تعبیر کردند.

برای چند لحظه این پرسش برای بسیاری پیش آمد که چگونه ممکن است کسانی نتوانند یا نخواهند منافع ملی را ببینند و مصداق های آن را بشناسند؟ 

بر این اساس مصداق های سود و زیان ایران در تفاهم لوزان را می توان ارزیابی کرد تا دستاورد این مذاکرات بهتر قابل تشخیص شود.

1 – میدان مسابقه اقتصادی

ایران و ترکیه، دو کشور همسایه با جمعیت تقریبا برابر هستند. تنها تفاوت بزرگ این دو کشور، در این است که ترکیه نفت و گاز ندارد و باید منابع انرژی خود را از خارج بخرد، اما ایران می تواند از مزیت نفت و گاز به عنوان منابع اقتصادی استفاده کند.

تقریبا 30 سال پیش، درآمد سرانه ایران بیش از دو برابر ترکیه بود. سال 1984یعنی میانه جنگ ایران و عراق، ترک ها 1677 دلار و ایرانیان 3664 دلار درآمد سرانه داشتند (1).

امروز درآمد سرانه ترکیه، 10518 دلار، یعنی دو برابر ایران (5164 دلار) است و از سوی دیگر، جهشی که بسیاری از کشورهای آسیایی در 10 سال اخیر تجربه کردند، اگر از ترکیه بیشتر نباشد، کمتر نیست.

در همین سال های 2012 و 2013 که تحریم های ظالمانه هسته ای علیه ایران اعمال شد، اقتصاد ترکیه به ترتیب 2.2 درصد و 3.8 درصد رشد کرد و اقتصاد ایران 1.9 درصد و 1.5 درصد کوچکتر شد. این یعنی «زیان».

افزون بر این، اقتصادی که در آن ناگهان ارزش پول ملی 70 درصد کاهش یابد و بهای همه چیز سه برابر شود، عده ای به صورت نامشروع میلیاردر و گروهی هم مثلا واسطه دور زدن تحریم ها شوند و اجازه دهیم میلیاردها دلار پول ملت از کشور خارج شود و هرگز بازنگردد و عده ای دیگر هم در شرایط کمبود دلار، ارزهای خارجی را به بانک ها و صرافی های کشورهای همسایه قاچاق کنند، این اسمش «زیان» است و فشار این دلالی ها و کاسبی های تحریم، مستقیما بر دوش ملت وارد می شود.

در صورت رفع تحریم های بین المللی، افزون بر حذف بساط سوءاستفاده های کلان، فرصت همت کردن و پیش افتادن از رقیبان را خواهیم داشت.

با رفع تحریم ها، این «سود» در اختیار ایران خواهد بود تا جلوی بهره برداری انحصاری قطر از منابع گاز پارس جنوبی را بگیریم و بلکه پیش بیافتیم.

با رفع تحریم ها، این «سود» را خواهیم برد تا به صورت منطقی و طبیعی، گذرگاه راهبردی خط لوله «نابوکو» باشیم و گاز ترکمنستان و در صورت نیاز، گاز ایران را از مسیر ترکیه به اروپا صادر کنیم. (2)

با رفع تحریم ها، این «سود» را خواهیم داشت تا با توسعه کیش، نگین خلیج فارس را تبدیل به یکی از پایانه های تجاری بزرگ در منطقه کنیم و نیازی نداشته باشیم کالاهایمان را از کشوری وارد کنیم که به جزایر ایرانی طمع و ادعای ارضی دارد.

با رفع تحریم ها، این «سود» در اختیارمان خواهد بود تا با توسعه چابهار، هم به مردم رنج دیده سیستان و بلوچستان خدمت کنیم، هم مسیر ترانزیت چابهار - افغانستان - آسیای میانه را که آرزوی دیرین هندوستان برای دسترسی به بازارهای آسیای میانه است، افتتاح کنیم و هم با دریافت درآمد ترانزیت، بر منابع مالی کشور بیافزاییم. (3)

با رفع تحریم ها، این «سود» را می بریم تا مطابق طرح پکن برای احیای «راه ابریشم»، به گذرگاه راهبردی چین – خاورمیانه و اروپا تبدیل شویم. (4)

رفع تحریم ها سبب می شود وقتی می خواهیم از ترکمنستان گاز وارد کنیم، برای پرداخت پول، با عشق آباد 20 جلسه رایزنی برگزار نکنیم. رفع تحریم ها سبب می شود اولا بتوانیم نفت و گاز خود را به اندازه ای که می خواهیم بفروشیم و بعد، وقتی فروختیم، برای گرفتن پول آن، هر روز دست جلوی خریداران دراز نکنیم؛ که اگر چنین کنیم، می توان این وضعیت را «زیان مطلق» نامید.

2 – میدان مسابقه هسته ای

قرارداد جدید ساخت نیروگاه بوشهر سال 1994 با روسیه امضا شد و تا امروز که 21 سال از آن تاریخ می گذرد، یک واحد از این نیروگاه افتتاح، یک واحد کنسل شده و دو واحد در دست ساخت است.

رفع تحریم ها این «سود» را در اختیار ایران خواهد گذاشت تا در صورت نیاز، با ایجاد رقابت میان کشورهای صاحب صنعت هسته ای (ژاپن، روسیه، فرانسه) ساخت نیروگاه های بیشتر و پیشرفته تر را با هزینه ای کمتر و در زمانی بسیار کوتاه تر امکانپذیر کنیم.

اگر قرارداد نهایی بر مبنای تفاهم لوزان امضا شود، نه تنها ایران قادر خواهد بود از سانتریفیوژهایش برای غنی سازی حدود 3.5 درصد (میزانی که برای سوخت نیروگاه کافی است) در نطنز استفاده کند، بلکه کشورهای 1+5 متعهد خواهند شد فناوری های لازم برای تحقیقات اتمی در حوزه های کشاورزی و پزشکی را هم در اختیار ایران بگذارند.

به نظر می رسد داشتن نیروگاه های اتمیِ بیشتر و پیشرفته تر، حق غنی سازی و نیز انجام پژوهش های اتمی در حوزه های پزشکی و کشاورزی، دقیقا همان چیزی باشد که ایرانیان بدان نیاز دارند.

بالاخره معامله یعنی دادن یک چیز در مقابل دریافت چیزی دیگر. اگر قرار باشد هرچه داریم را با همان کمیت حفظ کنیم و چیزهای تازه ای را هم مطالبه کنیم، چنین معامله ای هرگز سر نخواهد گرفت.

3 – میدان مسابقه سیاسی

در کدام سال سراغ داشته اید که مقام های ایالات متحده خواستار مذاکره از موضع احترام و آشکار با همتایان ایرانی خود باشند؟ این اتفاق در روند مذاکرات هسته ای آغاز شد و امیدواریم ادامه یابد. 

فضای احساسی که در تسلیت گفتن جان کری به حسین فریدون به خاطر درگذشت مادرش و هدیه دادنِ ارنست مونیز به علی اکبرصالحی به خاطر تولد نوه اش به وجود آمد، تنها یک روی سکه دیلماسی عمومی است. روی دیگر سکه، این است که آمریکا در زمینه هایی عقب نشینی می کند و از جمله رییس اطلاعات ملی این کشور، در گزارش سالانه اش به کنگره، نام ایران و حزب الله لبنان را از فهرست نیروهای هراس گستر خارج می کند. (5) 

همزمان رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا در گزارش به کنگره، نقش و حضور ایران در عراق را مثبت ارزیابی می کند. در زمینه هسته ای هم دیگر هیچ کشوری از جمله آمریکا، از تعلیق غنی سازی در ایران یا دست نیافتن ایران به چرخه سوخت هسته ای سخن نمی گوید. 

ایران قطعا به سیاست های اصولی خود در منطقه و در جهان ادامه خواهد داد و در برخی موارد، احتمالا سیاست های ما کاملا در تضاد با ایالات متحده خواهد بود، اما دستکم در برخی مناطق، می توان با همکاری، منافع خود را بهتر تامین کرد. شاید افغانستان، عراق و سوریه از جمله این مناطق باشد.

فراموش نکنیم در همین هفته های اخیر، وقتی یک حکومت جنگ طلب، خواستار تشکیل ائتلاف برای تجاوز به سرزمین همسایه اش شد، نخست وزیر پاکستان، ابراز تمایل کرد، وزیر دفاع پاکستان گفت هنوز تصمیم نگرفته ایم و طلعت مسعود معاون سابق وزیر دفاع پاکستان، به هر دو مقام هشدار داد که اسلام آباد باید موضع بی طرفی خود را حفظ کند، سپس نخست وزیر پاکستان بار دیگر ابراز تمایل کرد! این یعنی پاکستان در چنین شرایطی می تواند دچار تردید شود. در همین شرایط، رسانه های رسمی افغانستان هم بگونه ای نوشتند که گویا رییس جمهوری افغانستان نیز بی میل نیست جزو ائتلاف جنگ باشد! (6) 

البته این موضوع، بسیار پیچیده تر از آن است که در ظاهر ممکن است به نظر برسد و نگارنده، هر دو کشور و به ویژه افغانستان را دوستان نزدیکِ ایران می داند.

بند بالا نیازمند دقت ویژه و بیشتری است. اکنون توجه کنید که همکاری ایران با کشورهای بزرگ در افغانستان، تا چه حد می تواند نه تنها روی تصمیم های کابل، بلکه روی تصمیم های اسلام آباد هم اثر مثبت بگذارد و ملت ها را به یکدیگر نزدیکتر کند. 

حسن روحانی رییس جمهوری ایران جمعه (14 فروردین 94) در سخنرانی مربوط به تفاهم هسته ای، تاکید کرد که جمهوری اسلامی این تفاهم را «پله اول» برای رسیدن به تعامل سازنده با جهان می داند. تعامل سازنده با جهان، هنوز آغاز نشده نتیجه اش را نشان داده است. خبرگزاری فارس، روز جمعه به نقل از یک کارشناس روس، از آمادگی مسکو برای تحویل سامانه اس – 300 به ایران خبر داد (7). این همان سامانه ای است که مسکو سال ها به بهانه های مختلف از تحویل آن سر باز می زد. 

4 – سخن آخر

آنچه در این نوشتار گفته شد، همه مزایای تفاهم هسته ای نبود. آثار اجتماعی و فرهنگیِ خروج از تحریم، چیزی است که اگرچه در حوصله این مقاله نمی گنجد، اما به مراتب مهم تر و ارزشمندتر از آثار اقتصادی و سیاسی آن است.

اگر با این همه نشانه و توضیح، باز هم کسی گمان می کند که در تفاهم اخیر، ایران امتیازهای فراوان داد و چیزهایی کم ارزش گرفت، باید به یادآوری کرد: «در میدان مسابقه اتوموبیل رانی سال 2015، سوار شدن بر خودروهای قدیمیِ چندین دهه قبل هنر نیست، و نتیجه اش فقط شکست و قرار گرفتن در جایگاه آخر است.» که این واقعیت در عرصه دیپلماسی هم مصداق دارد.

منبع: ایرنا
نام:
ایمیل:
* نظر: