جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ - August 07 2020
ناگفته های حفظ و گسترش فعالیت های صلح آمیز ایران
کد خبر: ۷۳۳۰
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۸
به دلایل متعدی دنیا می گوید باید تنوع منابع انرژی داشته باشید که ما هم دنبال آن بوده و هستیم. علی رغم مشکلاتی که در جنگ داشتیم، سد ساختیم، نیروگاه های برقی ساختیم، در مورد نیروگاه های بادی من به یاد دارم در همان سال ها در سازمان انرژی اتمی درست اواخر جنگ، وقتی برای عقد قرارداد دنبال کارهای نیروگاه منجیل بودم برخی ما را مسخره می کردند.ولی به هر حال من وهمکارانم 30 واحد نیروگاه بادی ساختیم.

دکتر رضا امراللهی رئیس سابق دانشکده فیزیک هسته ای دانشگاه امیرکبیر ترجمه تز دکترای شهید دکتر چمران در زمینه گداخت هسته ای را برای خود افتخار می داند و می گوید:«من هیچ وقت با دکتر چمران همکلاسی نبودم، من شاگرد کوچک شهید چمران بودم و 13 الی 14 سال تفاوت سنی داریم و خواهش می کنم اصلا مقایسه نکنید مقایسه کوه و کاه کار درستی نیست. من فقط تز گران بها و فوق العاده علمی شهید چمران را به صورت کتاب ترجمه کردم. ایشان جایگاه منحصر به فرد و ویژه ای دارند.»

دکتر امراللهی طولانی ترین دوره ریاست را در سازمان انرژی اتمی تجربه کرده است، وی از سال 1360 تا سال 1376 به مدت 16 سال ریاست سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت،وقتی برای گفت وگو با وی قرار گذاشتم در ابتدا به جای اینکه آغازگر گفت وگو باشد دست ما را گرفت و به زیرزمین دانشکده اش برد تا فعالیت های دانشجویان جوان اش را در حوزه «توکامک» به ما نشان دهد.اصرار دارد که با آنها مصاحبه شود، این دانشجویان جوان کار بزرگی را در ساده ترین شکل و بدون چشم داشت مالی انجام می دهند.

آقای دکتر، لطفا در ابتدا زمینه های شکل گیری سازمان انرژی اتمی را با توجه به مسایل و شرایط اوایل انقلاب و سایر مشکلات بیان کنید.

من از سال 1355 در حال تلاش برای گرفتن دکتری در این رشته بودم و کارم را به صورت حرفه ای در این زمینه آغاز کردم. از همان سال ها کار در نیروگاه های هسته ای و کارآموزی در آنها را نیز آغاز کردم که قاعدتا نیروگاه های هسته ای خارج از کشور مد نظرم است به ایران بازگشتم تا به انقلاب خدمت کنم. قانون سازمان انرژی اتمی در سال 1353 تصویب شده است، حتی پیش از انقلاب بیش از 70 درصد کارکنان و مدیران سازمان انرژی هسته ای انسان های فرهیخته و تحصیلکرده بودند. بنابراین این درست نیست بگوییم ما کارها را انجام دادیم و یا من انجام دادم؛ کمک این آدم ها به خاطر منافع ملی کشورشان و حس میهن دوستی شان در همان دوران نیز زیاد بود. انقلاب اسلامی که پیروز شد برخی از این کارکنان رفتند، برخی منزوی شدند. واقعیت این است که انقلاب که پیروز شد خیلی با صنعت فناوری هسته ای بدرفتاری شد. من خودم آن موقع آنجا بودم. عده ای می گفتند باید درِ آن را ببندیم، عده ای زمزمه سر می دادند ما انرژی هسته ای به کارمان نمی آید و سودی برای ما ندارد، یعنی نگاهی که به انرژی اتمی بود نگاه مساعدی نبود.

گفته می شود شهید بهشتی در آن دوره کمک موثری به تغیر نگاه ها به سازمان انرژی اتمی کرد، این کمک به چه صورت بود؟

اگر شهید بهشتی به کمک سازمان انرژی اتمی نیامده بود سیل حوادث شاید برای صنعت غرور آفرین هسته ای کشورمان سرنوشت دیگری رقم می زد. در این قضیه آقای هاشمی رفسنجانی نیز مردانه ایستاد، من محکم و بدون جناح بندی حرف می زنم و باید همه واقعیت ها را بگویم. واقعا من به یاد دارم در سال های اوایل انقلاب به خصوص در 3 سال اول روزهای سختی به انرژی هسته ای و مدیران این عرصه گذشت. نظر مثبت شهید بهشتی بسیار در بهبود اوضاع به ما کمک کرد. در حاشیه این اتفاقات دولت های غربی از فردای انقلاب ورق های بازی را برگرداندند.

ورق بازی را برگرداندند یعنی عدم همکاری؛ این عدم همکاری ها چگونه شروع شد؟ به یکباره بود یا زمینه سازی صورت می گرفت؟

به یاد دارم ما در پی آن بودیم که یک نیروگاه هسته ای در کنار رود کارون احداث کنیم، با فرانسوی ها صحبت های لازم را انجام داده بودیم قرار داد داشتیم و 5درصد پروژه به انجام رسیده بود. یک روز در همان روزهای آغازین انقلاب کاملا به یاد می آورم که در دو جعبه بزرگ تمام کلیدهای پروژه را جلوی در اتاق من گذاشتند و رفتند؛ با این روند اما صنعت هسته ای کشور سرپا نگاه داشته شد. نیروگاه بوشهر شرایط متفاوت تری داشت، واحد اول بالای 80 درصد کار شده و واحد دوم هم بالای 60 درصدکار شده بود. آلمانی ها سر ناسازگاری را از همان ابتدا گذاشتند ولی دقیقا به یاد دارم تا 2 سال در ایران بودند. البته تعداد نیروهای شان را کاهش دادند. بالاخره جنگ شروع شد و رفتند. اواسط جنگ بود که یک قرارداد با آنها منعقد کردیم که با همکاری یکدیگر از نیروگاه بوشهر نگهداری نماییم. تا آن زمان نزدیک 3 میلیارد دلار برای بوشهر هزینه شده بود. بنابراین آلمانی ها آمدند قرارداد بستند بخشی از کارهای کوچک نیروگاهی را انجام دهند. البته بهانه جنگ را می آوردند، به نیروگاه بوشهر در زمان جنگ تحمیلی 9 بار حمله شد. در یکی از آنها 13 یا 14 شهید به کشور تقدیم کردیم که یک مهندس آلمانی هم در این بین کشته شد و همین مساله بهانه ای شد که آلمانی ها بروند. البته بهانه بود پیش از آمدن به ایران هم خیلی اذیت کردند و من این را بارها در اژانس بین المللی انرژی اتمی بیان کردم و اینجا هم خاطرنشان می سازم اصلا دلیلی که یک مقدارزیادی شرکت زیمنس از صنعت نیروگاه سازی در جهان هسته ای کنار رفت همین اذیت ها و آزارهایی بود که به ایران رساند. خب باقی دنیا به چشم می دیدند که آنها با ما رفتار خوبی ندارند و به قراردادها و تعهدات شان چگونه پایبندند. در ان زمان سعی کردیم اوضاع انرژی هسته ای را در کشور با پتانسیل موجود شکل بدهیم. یادم می آید تعداد زیادی از متخصصان ایرانی که در گوشه و کنار دنیا بودند در آن دوره به ما کمک کردند.

تعداد زیادی متخصص هسته ای بورسیه داشتیم که به ایران بازگشتند و با هم کار را شروع کردیم. در گام اول هم سعی کردیم نیروهای انسانی متخصص را سازماندهی کنیم. آن موقع شاید بیشتر از امروز همه مردم به انقلاب فکر می کردند. من به یاد دارم تا 10 سال 12 سال پس از انقلاب شب ها به سختی چراغ های ساختمان سازمان را تا ساعت 10 خاموش می کردیم. نه کسی برای اضافه کار می ایستاد نه کسی اضافه کار رد می کرد و نه کسی حتی از این افکار به زبان می آورد. در این زمان کارهای بزرگی انجام شد. باید اذعان کنیم پایه های غنی سازی و آغاز به کار و رشد ان به همان موقع باز می گردد. البته نه اینکه بعدها تلاش و جهد نکردیم دقت کنید، پایه های غنی سازی به آن دوران باز می گردد و گرنه بعد از آن هم تا امروز ما مجاهدت های کم نظیری در عرصه هسته ای داشته ایم.

کم کم سازمان انرژی اتمی سازمان یافت، نیروهای متخصص تقسیم بندی شدند. بحث نیروگاه اتمی برای ما از هر موضوع دیگری مهمتر بود. در زمان جنگ هم بود و به آنجا حمله می کردند.

پس از اینکه آلمانی ها رفتند، چه اقداماتی صورت گرفت؟

آلمانی ها که رفتند ما با فردی که وزیر صنایع و پژوهش وانرژی آلمان بود در اژانس ارتباطاتی داشتیم و وارد مذاکره شدیم. دبیرکل آن زمان آژانس بین المللی انرژی اتمی آقای هانس بلیکس، چندین بار وساطت کردکه ایرانی ها این همه هزینه کرده اند و فعالیت هاشان هم کاملا صلح آمیز است، و عضو ان پی تی ، هستندچرا پروژه بوشهر را انجام نمی دهید؟ به یاد دارم در حضور من وزیر انرژی آلمان گفت آمریکایی ها گفته اند که کار را تمام نکنید. تا آن روز به آن صراحت ما نشنیده نبودم، البته در عمل می دیدم ولی به زبان نمی آوردند.

همان موقع وقتی صراحتا به زبان آوردند ما تصمیم گرفتیم به هر نحوی، نیروگاه ها را کامل کنیم. آرژانیتن هم نیروگاهی با وضعیت نیروگاه های مشابه ما داشت. صحبت و رایزنی کردیم، خیلی از کشورها دوست داشتند کمک کنند ولی توانایی نداشتند. چین برای نیروگاه 1000 مگاواتی که آن زمان 1200 مگاوات بود اصلا توانایی نداشت. هندی ها هم گفتند در توان ما نیست. اسپانیا خیلی در این عرصه توانا بود، 7 الی 8 نیروگاه مشابه در کشور داشت، با آنها صحبت کردیم به تفاهم های جدی با آنها رسیدیم که همان زمان آمریکایی ها به آنها هم گفتند به ایران کمک نکنید. به خاطر می آورم وزیرشان به من پیغام داد که ما خیلی راغب هستیم ولی نمی گذارند. بارها آن موقع گفتیم اگر خطری متوجه نیروگاه ما باشد مسئولیت آن با غرب است.

خب،ما ماندیم وروسیه، روس ها برای همکاری مشکلی نداشتند؟

روس ها آمدند و مطالعات شان را شروع کردند و مراودات را به قراردادی تبدیل کردیم و در این فاصله 10 الی 12 سال هیچ گاه نشانه ای ندیدیم که به روسیه بگویند کار انجام نشود، ولی باید صراحتا گفت در داخل کشور برخی کارشکنی می کردند نمی خواهم بگویم این ها از خارج از کشور دستور می گرفتند ولی برایم محسوس است که افکار عمومی را در این رابطه هدایت می کردند که ما انرژی اتمی برای چه کاری می خواهیم؟ مشخصا می دیدم که به افکار عمومی غرب هم همین را القا می کردند و می گفتند؛ ایران که این همه نفت دارد، نیروگاه هسته ای برای چه نیاز دارد؟ من خودم در این صنعت کار کرده ام، در نیروگاه های آنها کار کرده ام، می دانم در دنیا همواره یک نگاهی هست به نام تنوع منابع انرژی، این یکی از معیارهای تثبیت شده کشورهای صنعتی است ما باید به تناسب از انرژی برق، انرژی آب، باد و فسیلی(ذغال سنگ .نفت.گاز) استفاده کنیم ما حق نداریم نفت تمام نسل ها را استخراج کنیم و در آینده نسل های بعد کاسه چه کنم دست بگیرند. ما کشور کم آبی هستیم نمی توانیم خیلی سد داشته باشیم و نمی توانیم بگوییم نیروگاه اتمی نباید داشته باشیم.

مخالفت ها چه مبنایی داشت و با چه رویکردی بود؟

مشکلات ما را ثابت قدم کرد که بایستیم و نیروگاه اتمی داشته باشیم. باور کنید بسیاری با قضیه آشنا نبودند، بعضی ها از روی خیر و بعضی ها از روی جهل می خواستند مقابل پروژه ها بایستند. خدا شاهد است بعضی مواقع فکر می کنم شاید اگر ما هم رها می کردیم امروز انرژی هسته ای نبود، اعتقاد دارم که بوشهر اگر پروژه ای بد یا خوب است مسئولیت اش حتی با بنده هم هست البته من آن را از الطاف الهی می دانم پس از ما نیز دوستان دیگر قدم های بسیاری در این راه دشوار برداشتند، الحمدالله این نیروگاه همین زمان آقای دکتر صالحی افتتاح شد، الان هم باید منصنفانه گفت بسیار خوب به فعالیت ادامه می دهد. من بارها گفته بودم اگر غربی ها می خواهند برای ما نیروگاه اتمی بسازند بیایند، واقعیتی است اگر واقعا می خواهند و نگران فعالیت های اتمی ایران هستند بیایند، نگویند مثلا پروژه ایکس خوب نیست، خب خوب نیست شما خودتان بیایید. چرا نمی آیند؟ یادمان نرود تنوع منابع انرژی از شاخص های کشورهای توسعه یافته است و آنها این را فقط برای خودشان می خواهند. به ما که می رسد می گویند نه شما باید هر چه انرژی فسیلی دارید بسوزانید. اگر مسائل محیط زیستی و تهدیدهای محیط زیستی جهانی از مخاطرات انرژی فسیلی است ایا مردم ما جزو محیط زیست جهانی نیستند؟

به دلایل متعدی دنیا می گوید باید تنوع منابع انرژی داشته باشید که ما هم دنبال آن بوده و هستیم. علی رغم مشکلاتی که در جنگ داشتیم، سد ساختیم، نیروگاه های برقی ساختیم، در مورد نیروگاه های بادی من به یاد دارم در همان سال ها در سازمان انرژی اتمی درست اواخر جنگ، وقتی برای عقد قرارداد دنبال کارهای نیروگاه منجیل بودم برخی ما را مسخره می کردند.ولی به هر حال من وهمکارانم 30 واحد نیروگاه بادی ساختیم.

یعنی شما در طول مدت مدیریت تان با سنگ اندازی داخلی مواجه بودید؟

ببنید من نمی خواهم همه این ها را باز کنم. به نظر من بعضی ها همراهی لازم را در پیشبرد اهداف در جهت تحقق منافع ملی، در برخی برهه ها نداشتند، ما بهترین آب شیرین کن ایران را در نیروگاه بوشهر داشتیم اما ما را آنچنان اذیت کردند که نگذاشتند آن موقع کار را به سر انجام برسانیم. حجم خروجی پروژه 100هزار متر مکعب در روز بود. اگر آن زمان آن پروژه به انجام می رسید شکل شهر بوشهر عوض می شد منتهی نگذاشتند، جای اش اینجا نیست شاید در آینده بیشتر در این باره بگویم.

می شود در حد مقدور دقیق تر اشاره کنید؟

قصد من مثبت حرف زدن است و اصلا قصد منفی حرف زدن ندارم، چون موضوع بحث بر سر منافع ملی است.

ببنید در مورد نیروگاه بوشهر من مثل آدمی هستم که 80 بار سرش را زیر آب کرده اند و خدا خواسته و به لطف خدا و انقلاب سر من چند ثانیه برای نفس کشیدن بیرون آمده و دوباره همین روند ادامه یافت. من و دوستانم که در آنجا کار می کردیم این گونه فکر می کردیم که به اندازه ای که فلان جوان در جنگ شهید شد، شهید چمران شهید شد، شهید بهشی شهید شد، ما هم یک وظیفه کوچک برای انقلاب داریم، پولی که هزینه شده را باید به سر انجام برسانیم. ما تا آن زمان 3 میلیارد دلار برای بوشهر پول داده بودیم، با سایر هزینه هایش این هزینه می شد، 5 میلیارد دلار، ما باید از هزینه ای که کردیم بهره می گرفتیم یا خیر؟ فکر کردیم این هم وظیفه ماست که خدا و انقلاب بر روی دوش ما گذاشته است.

اگر در غنی سازی کاری کردیم قطعا برای نیروگاه بود، ما طبق معاهده ان پی تی حق داریم غنی سازی کنیم و از هر گونه امکاناتی برخوردار باشیم. ما به اساسنامه عمل کردیم و تا امروز که اینجا هستم، شهادت می دهم که جمهوری اسلامی ایران هیچ تخطی ای نکرده است. یادم می آید تا سالی که من بودم هر سال از آژانس "کلییرنس" گرفتیم و پس از آن هم همین روش انجام شده است، اسنادش هم هست و می توانید بروید و ببینید. اجازه بدهید در یک جمله بگویم افتخار استفاده از بمب اتمی مال امریکاست که مردم هیروشیما وناکازاکی را کشت وجنایتکار جنگی شد وما نمی خواهیم دنباله رو امریکا باشیم.

بعضی گروه ها در برخی مقاطع سعی داشتند انرژی هسته ای را به صورت گروهی-حزبی تفسیر کنند، به عنوان مدیری که از ابتدای امر دست اندرکار بودید به نظر شما اصلا این امر امکان پذیر است؟

باید انصاف داشته باشیم و من سعی می کنم خدا را شاهد بگیرم. کسانی مثل دکتر "اولیاء" که به قبل از انقلاب تعلق داشتند آنها هم در این عرصه نقش داشتند، در تولید رادیو دارو تا قبل از انقلاب هیچ کاری نشده بود ولی زمینه هایش را پیش برده بودند. پس از انقلاب ما خیلی تلاش کردیم و اولین دستاوردهای مان به رادیو داروها باز می گشت. ما رادیو دارو در کشور درست کردیم. اگر انرژی اتمی در کشور داریم پس از فطرت یک الی دو سال از اول انقلاب که کل ساختار نا همگون بود، ازنزدیک صفر شروع شده است و نمی توانیم بگوییم به دولت خاصی یا شخص خاصی مربوط است. حتی من به جرات می توانم بگویم در زمانی که رهبر معظم انقلاب رئیس جمهور بودند و یا در دوره آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل اینکه ساختار انقلابی تر بود، سرعت کار و رسیدن به دستاوردهای بیشتر سریع تر بود.

گویا شما یک سری اتفاقات و چالش هایی را هم حول پسمان های نیروگاه بوشهر داشتید برایمان توضیح می دهید؟

یک نیروگاه اتمی در طول عمرش پسمانی به اندازه یک اتاق دارد. به عبارت بهتر در حدود 120 متر مکعب تا 180 متر مکعب کل پسمان یک نیروگاه در طول عمر آن نیروگاه می شود. بنابراین پسمان های اش قابل مقایسه با خروجی های سایر انرژی ها نیست. البته این پسمان ها مخاطرات خاص خود را دارند. ولی مگر کل دنیا نیروگاه اتمی ندارند؟ این پسمان ها را مهندسی می کنند و در مکان های ویژه ای نگهداری می کنند. بهترین چیز برای نگه داشتن مواد اکتیویته آب است. بنابراین شما اگر بتوانید پسمان ها را با بتن یا آب دورشان را ببندید و مثلا درون استخرهای آب نگهداری کنید هیچ مشکل خاصی ندارد.

شما نظر خاصی داشتید راجع به پسمان های نیروگاه بوشهر؟ زیرا یک شایعاتی هست که شما قراردادهایی را در این زمینه با برخی طرف های روسی به امضا نرساندید.

ببینید ما نیروگاه اتمی که درست می کنیم مثلا 30 تن در آن سوخت استفاده می کنیم که همه آن پسمان نمی شود، این سوخت مصرف شده است، اولین بار روس ها خواستند به ما کلکی بزنند که لغتی درست کردند برای سوخت مصرف شده با اسم پسمان، ولی ما خودمان می دانستیم در سوخت مصرف شده پلوتونیوم است و ارزش اقتصادی فراوانی دارد. من به روس ها گفتم ما نمی خواهیم هیچ استفاده ای از آن ها بکنیم ولی پول اش را به ما بدهید، بله من زیر بار نرفتم و هنوز هم به آن موضع، افتخار می کنم. سوخت مصرف شده یک نیروگاه یک کالای ارزشمند است من خودم در نیروگاه های هسته ای دنیا کار کرده ام، چندین برابر سوخت اولیه ارزش اقتصادی دارد. نباید به اسم پسمان کلاه سر ما بگذارند و بگویند بیایید این پسمان را بدهید به ما ببریم. من زیر بار این نرفتم.

البته بخاطر شائبه بهره نظامی از پلوتونیم کار تکمیل نیروگاه هم با تاخیر مواجه شد، درحالی که می دانید قصد بهره غیر متعارف از پلوتونیم در میان نبود اما به هرحال با پیدا شدن راه حل و ما به ازاها و انعقاد قرار داد مبادله پسمان بوشهر، کار تکمیل نیروگاه ادامه یافت، در مجموع روس ها در تحویل و نیروگاه ها و پایبندی به قراردادها با ما چگونه بودند؟

من قراردادها را بستم با روس ها و کار را راه انداختیم کارها در مجموع خوب پیش رفت اما مواردی هم بود. مثلا در یک سازمانی شخصی می رفت و شخص دیگری می آمد، روس ها صبر می کردند ببینند آن فرد چه قدر اطلاعات دارد اگر خدای ناکرده می دیدند مدیر واقفی نیست چند ماه کار را به تاخیر می انداختند. از این کارها که فراوان انجام داده اند. این یکی از ضررهایی بوده که ما کردیم.

شما چند سالی است که به فعالیت های آکادمیک بازگشتید کمی در این مورد و فعالیت های آکادمیک مرتبط با فناوری هسته ای توضیح دهید؟

سال 1364 یا همین حول و حوش، که آلمانی ها دفاتر ما را در آلمان بستند، ما آنجا کارآموز و دانشجو داشتیم و در دنیا هم ما هر دانشجویی می فرستادیم مهر برگشت می زدند. اواسط جنگ هم بود. دولت تصمیم گرفت که در ایران فوق لیسانس و دکتری مهندسی هسته ای ایجاد کنیم. آمدیم با هر دانشگاهی که شروع کنیم مشکلاتی پیش آمد. دانشگاه امیرکبیر امکانات کمتری داشت ولی سفت و سخت پای راه اندازی مهندسی هسته ای ایستاد. قرارداد بستند و ما اولین دکتری هسته ای را سال 1365 در این مملکت راه اندازی کردیم. چندین استاد از خارج از ایران آوردیم، چند استاد خودمان داشتیم و از صفر شروع کردیم. امروز اگر صنعت هسته ای در ایران پا گرفته بیش از 60 درصد فارغ التحصیلان همین دانشگاه هستند. و این دستاورد کمی نبوده است.

در بخش گداخت به ماشینی که بچه های دانشگاه امیرکبیر ساختند "توکامک" می گویند. این ماشین مولد انرژی است که نمونه آن خورشید است و ما به آن گداخت می گوییم. به شما یک کیسه پلاستیک می دهم که بروید آفتاب را از خیابان بگیرید و اینجا بیاورید. که نمیتوانید یعنی ما نمی توانیم انرژی ای که خدا در خورشید درست می کند را ذخیره کنیم. بنابراین ما بر عکس آن عمل کردیم، به زبان ساده یک خورشید کوچک در زمین درست کردیم که خاصیت تولید انرژی داشته باشد. حُسن انرژی گداخت این است که سوخت اش آب است، بنابراین تا آب هست انرژی هم هست و خیلی هم ارزان است وزباله هم ندارد .

در واقع شما می خواهید بگویید که اساتید این دانشگاه جرقه های غنی سازی بومی را زده اند؟

نه، آن جرقه ها را باید در سازمان انرژی اتمی دید. باید منصفانه گفت: من می توانم بگویم که اگر غنی سازی بومی در ایران هم اکنون وجود دارد حاصل کار شبانه روزی انسانهایی است که در سازمان انرژی اتمی شبانه روز زحمت کشیدند، کنارش شاید دانشگاه هم کمکی کرده باشد ولی زحمت اصلی آنجا کشیده شده است. آغاز گر این امر مهم از همان جا بوده و همین طور این روند ادامه پیدا کرده است.

ایده غنی سازی بومی از کجا شکل گرفت؟

گویا شما می خواهید ما همه چیز را بگوییم. ما صاحب 10 درصد سهام بزرگترین مجموعه غنی سازی دنیا بودیم. من 18 سال نماینده ایران در آنجا بودم. قبل از انقلاب پول داده بودیم، سوخت هم داده بودیم، غنی سازی هم برای نیروگاه بود ولی باز به ما تکنولوژی اش را نمی دادند.وحتی پول سوخت ما را هم پس ندادند

دقیقا کجا بود؟

در فرانسه. ایران، اسپانیا، ایتالیا بلژیک و فرانسه 5 کشور شریک بودند. سهام ما را حتی می فروختند ولی به خود ما نمی دادند. ما دیدیم صاحب بزرگترین کارخانه غنی سازی در دنیا هستیم ولی خودمان سوخت بخواهیم نداریم. باید چه کار می کردیم؟ همان خارجی ها ما را راهنمایی کردند. البته نمی خواهم وارد این موضوع بشوم. به هر حال به سمت راه اندازی چرخه سوخت در داخل حرکت کردیم.

این جدال تقریبا 13 ساله فنی-سیاسی اخیر بر سر فناوری صلح آمیز ایران و چالش های پیش روی اش را چگونه ارزیابی می کنید؟

ببینید بخشی از این بحث تقصیر ماست. بخشی که مربوط به خود ماست بیشتر از 20 الی 30 درصد نیست ولی بخش عمده اش مربوط به کشورهای دیگر است. بخشی که تقصیر خود ما بوده این است که ما آمده ایم در برهه ای و در یک جاهایی، خیلی بزرگنمایی کرده ایم، البته قدرت های جهانی هم از این موضوع سوء استفاده کردند. آن ها سیاست شان از روز اول پیروزی انقلاب بر این بود که ما نتوانیم به صنعت هسته ای دست پیدا کنیم و این خط را همچنان دنبال می کنند. امروز شیب اش بیشتر شده، قبل تر آنها می گفتند بیایید 20 نیروگاه بسازید، من آن موقع دانشجو بودم و اسنادش هم هست، ما می گفتیم در حالی که برق مصرفی ما 7 هزار مگاوات بود، چگونه می خواستیم، 20 هزار مگاوات نیروگاه هسته ای بسازیم؟ از نظر فنی نمی شود.

اولین روز پیروزی انقلاب ورق برگشت، دیگر حاضر نبودند حتی یک نیروگاه بوشهر را تا آخر به انجام برسانند. ما آن پروژه را تمام کردیم ولی فراموش نکنیم، ما را معطل کردند، تجهیزات را گران کردند، و از هیچ سنگ اندازی ای دریغ نکردند.

شما جرقه ساخت نیروگاه های اتمی دیگری را هم زدید؟

بله ما فکرها و برنامه های زیادی داشتیم که مشکلاتی پیش آمد و عملی نشدند.

دقیقا می شوید نام ببرید کدام نیروگاه ها بودند؟

بگذریم، ما 63 هزار مگاوات برق در کشور نیاز داریم، خب اگر ما بخواهیم 20 درصد این نیاز را از صنعت هسته ای تامین کنیم باید چه قدر باشد؟ 12 هزار مگاوات، خب باید 12 نیروگاه مانند نیروگاه بوشهر داشته باشیم. ما این ها را می دانستیم و باید دنبال می کردیم اما نگذاشتند. من پروتکلی با روسها امضا کردم که اگر بوشهر خوب کار کرد شانس پروژه جدید را می توانند داشته باشند.

نگاه شما به تاثیر پیچیدگی های سیاسی بر کارتان چگونه بوده است؟

مشکلاتی که ما داشتیم هیچ کشوری نداشت. ببینید ایران هیچگاه دنبال بمب نبوده و نیست و نمی توانسته هم باشد. اینها بازی های سیاسی است که دنیا بر سر ما آوار کرد تا کارهای صلح جویانه ما به نتیجه نرسد که الحمدالله به نتیجه رسید. صنعت هسته ای را تقاطع چهارراه تکنولوژی ها می دانند، یعنی کشوری که به این مهم دست پیدا کند سایر علوم اش هم جهش نسبی خواهند داشت و این ادعاهای واهی برای عقب نگه داشتن ایران از این چهاراره بود.

روند مذاکرات اخیر را چگونه ارزیابی می کنید؟

روند را خیلی خوب می بینم، من نه جزو دلواپسان هستم و نه جزو مدافعان طرف توافق، بنده بر این اعتقادم ما باید این قضیه را جمع کنیم ولی نه به هر قیمتی. مهمترین فاکتوری که در ذهن من در مورد مذاکرات است تضمین نگهداری مواد برای ما در آینده است. نگهداری مواد در چهارچوب ان پی تی را مد نظر دارم بخصوص زیر 5 درصد را تا فردا اگر روزی ما نیروگاه جدید خواستیم در تامین سوخت آن به مشکل برنخوریم. آنچه مسلم است این است که نه آمریکا با ما یک شبه برادر می شود و نه اینکه اگر به تفاهم رسیدیم ایران بهشت می شود، ولی بعد از تفاهم فشارهای دروغین بقیه دنیا، مثل یخ آب می شوند. من این گونه فکر می کنم. این دو الی سه سال مذاکره باعث شد آن غول دروغینی که از ما ساخته شده بود برای جهانیان، از بین رفته و شفاف سازی صورت گیرد.

نام:
ایمیل:
* نظر: