جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - October 18 2019
/یادداشت اختصاصی/
کد خبر: ۷۴۶
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۶
سرانجام پس از چند سال مذاکره و گفت‌و‌گو در آذر ماه توافق اولیه هسته‌ای در ژنو انجام شد. درباره اینکه چه چیزی باعث شد به توافق برسیم؛ باید گفت عوامل مختلفی زمینه‌ساز شدند تا ایران و 1+5 در ژنو به مذاکره بنشینند و به توافقنامه برسند

عبدالرضا فرجی راد*: سرانجام پس از چند سال مذاکره و گفت‌و‌گو در آذر ماه توافق اولیه هسته‌ای در ژنو انجام شد. درباره اینکه چه چیزی باعث شد به توافق برسیم؛ باید گفت عوامل مختلفی زمینه‌ساز شدند تا ایران و 1+5 در ژنو به مذاکره بنشینند و به توافقنامه برسند. از نظر من این عوامل به 3 دسته تقسیم می‌شوند:

اول: شرایط بین‌المللی تحریم‌ها در 3 دهه اخیر تغییر کرده بودند. همچنین توان آمریکا در انجام تحریم‌ها بالا رفت.

دوم، اقدامات نامناسبی بود که دولت نهم و دهم به اجرا در آورد و متعاقب آن ما مجبور بودیم به یک نحوی به مذاکره بنشینیم.

مسئله سوم انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 92 بود. که آن هم با توجه به صحبت‌های رئیس‌جمهور و شعارهایی که در مبارزات انتخاباتی داشت باعث شد که این توافق نتیجه بخش‌تر باشد.

در رابطه با بند اول یعنی تحریم‌های بین‌المللی و شرایطی که بوجود آمده بود باید گفت ما 3 پدیده کلان بین‌المللی را باید در ایجاد این تحریم‌ها در نظر بگیریم.

یکی جهانی شدن بود، مورد دیگر پایان جنگ سرد و سوم، واقعه 11 سپتامبر.

از زمانی‌که شیب جهانی شدن سرعت گرفت تغییرات چشمگیری در کاربرد تحریم‌های اقتصادی در سطح جهان بوجود آمد زیرا در بستر جهانی شدن ادغام اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشورها صورت گرفت و مرز بین سیاست‌های داخلی و خارجی کمرنگ شد. بنابراین سرنوشت اقتصاد کشورها به یکدیگر وابسته شد. به همین خاطر اگر در یک منطقه‌ای از دنیا کشور یا کشورهایی نمی‌توانستند در جذب سرمایه و توسعه اقتصادی از خود کارآمدی نشان، این کندی کار روی مناطق دیگر هم اثر می‌گذاشت.

از سوی دیگر در بستر جهانی شدن تحریم‌ها از حالت دو جانبه خارج شد و بیشتر چند جانبه یا همه جانبه شد. در رابطه با ایران نیز همین اتفاق افتاد.

از طرف دیگر پایان جنگ سرد، فروپاشی شوروی و از بین رفتن جهان دو قطبی، شرایطی ایجاد کرد که آمریکایی‌ها بتوانند موازین دوره جهان دوقطبی را از یاد ببرند. و خودسرانه به اعمال فشار گسترده روی کشورهای غیر همسو بپردازند.

همچنین حادثه 11 سپتامیر نیز زمینه‌ای شد تا اعتماد به نفس و عزم تازه‌ای در افکارعمومی، نیروهای سیاسی و دولت آمریکا برای استفاده از ابزار اقتصادی و نظامی برای پیشبرد سیاست خارجی ایجاد شود.

در واقع افکار عمومی آمریکا به خاطر امنیت جامعه این شرایط را پذیرفت.

می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که یکی از دلایل این تحریم همه جانبه علیه ایران، جهانی شدن بود.

در واقع چیزی که دولت ایران بعد از انتخابات 84 اعلام کرد متفاوت بود با سیاست‌های پیشین. دولت شعار مدیریت جهانی را اتخاذ کرد و به نحوی با این شعار‌ها و گرفتن حالت تهاجمی در سیاست خارجی بهانه‌ای دست قدرت‌های غربی به ویژه ایالات‌متحده داد. این بهانه‌ها منجر به این شد که ابتدا در سازمان ملل تحریم‌هایی به تصویب برسد. سپس خود آمریکا، اتحادیه اروپا و فراتر از آن دنیا را مجبور کردند که اقدام به تحریم ایران کنند.

8 سال بعد از آن در ایران انتخابات 92 انجام شد.این انتخابات شاخص‌های مثبتی داشتند. این انتخابات سبب شد امیدهایی بوجود بیاید که نتیجه آن کم شدن شکاف‌ها در داخل کشور بود.که طی آن روابط دولت و ملت تقویت شد.

از این رو شعارهای انتخاباتی رئیس‌جمهور که یکنوع تعامل با دنیا بود زمینه را فراهم کرد برای رسیدن به توافق در ژنو. این مقدمه‌ای بود برای اینکه چرا ما به این وضعیت رسیدیم و منجر به توافقنامه شد. توافقنامه‌ای که در ژنو امضا شد دارای پارامترهای مثبت و منفی بود. با این حال این توافق انجام شد که توافق اولیه بود که اسم آن را اقدام مشترک گذاشتند که بیش از آن چیزیکه انتظار داشتیم نتیجه بخش بود. می‌توان گفت دستاوردهای خوبی در کوتاه مدت برای جمهوری اسلامی داشت و امیدهایی را در داخل و خارج از کشور زنده کرد.

از جمله دستاوردهایی که می‌توان به آن اشاره کرد یکی پذیرش حق غنی سازی برای ایران بود. اگر اخبار، رسانه‌ها و روزنامه‌های گذشته را مرور کنیم متوجه خواهیم شد که غربی‌ها غنی سازی را نمی‌پذیرفتند. اما در توافق اولیه که طی مدت 6 ماه بعد از توافق ژنو باید تکوین شود دو کلمه حق و غنی سازی آمده است. هرچند که اینها مجزا مطرح شده و همین باعث شد در داخل کشور به موافقین این توافق‌ها ایراداتی وارد آورند و در خارج از کشور نیز بهانه‌هایی از سوی دولت آمریکا برای اغنای مخالفین خود مطرح شود اما با بحثی که خانم شرمن مذاکره کننده اصلی هسته‌ای در سفر به فلسطین اشغالی مطرح کرد مبنی بر اینکه «ما غنی سازی در ایران را پذیرفتیم ولی اگر می‌توانستیم اجازه نمی‌دادیم که انجام شود» دیگر شک و شبهه‌ای باقی نگذاشت.

از طرفی در چند سال اخیر بحث هایی وجود داشت مبنی بر اینکه میزان غنی سازی در ایران بیشتر شده و باید مقدار آن کاهش یابد و یا سوخت مورد نیاز ایران را کشورهای دیگر باید بدهند و پس از استفاده ایران باید خاکستر سوخت را بازگرداند و یا اینکه گفته می‌شد اورانیوم غنی شده توسط جمهوری اسلامی در خود ایران باقی خواهد ماند. هر چند که ایران برای اطمینان بخشی به طرف مقابل پذیرفت که نیمی از این اورانیوم غنی شده 20 درصدی برای تولید سوخت رآکتور تهران به اکسید 20 درصد تبدیل شود و مابقی اورانیوم 20 درصدی به مواردی کمتر از 20 درصد رقیق شود با اینحال خارج نشدن حتی 1 گرم از اورانیوم غنی شده در ایران موفقیت بزرگی است.

نکته سوم که ما به عنوان دستاورد باید تلقی کنیم این است که در این توافق نسبت به تحقیق و توسعه دانش هسته‌ای در ایران تاکید شده است. هرچند که نظاره گرهای دقیقی را گذاشته‌اند. و همچنین مطرح کرده اند که این تحقیق و توسعه نباید به انباشته شدن اورانیوم منجر شود. اما صراحتا در ماده 4 این موافقتنامه به این مسئله اشاره شده است.

دستاورد دیگر این توافقنامه در رابطه با تحریم‌ها است.

طی این مدت تحریم‌های بزرگی بر ما اعمال شده بود. دور از تصور نبود که نفت اندکی را هم که صادر می‌کردیم به صفر برسانند. نه تنها این کار را نکردند بلکه بر اساس این توافق سه تحول عمده در زمینه تحریمها اعمال شد. نخست آنکه اعلام شد در مدت زمان 6 ماهه؛ شورای امنیت، آمریکا و اروپا تحریم‌های جدیدی علیه ایران تصویب نخواهد شد. تحریم‌های بزرگتری که مد نظر داشتند ملغی شد.

دوم آنکه بخشی از تحریم‌هایی که مربوط به پتروشیمی، فلزات گران‌بها و بخشی از تحریم‌های مالی هم برداشته شد. مهم‌تر از همه اینکه در متن آورده شد که هدف راه حل جامع (بعد از 6 ماه) شامل یک فرایند متقابل و قدم به قدم است که بایستی به رفع تمامی تحریم‌های شورای امنیت، تحریم‌های چند جانبه و تحریم‌های ملی که به برنامه هسته‌ای ایران مربوط می‌شود منجر شود. این دستاورد بزرگی است.

به جز مسئله اورانیوم، دستاوردهای بزرگتری هم که مستقیم به مسئله هسته‌ای مربوط نمی‌باشد از توافقنامه حاصل شده؛ این است که ما توازنی در گفتگوهای دیپلماتیک بدست آورده‌ایم. غیر ممکن بود کشوری در تحریم بزرگی قرار بگیرد،اما بتواند با 6 کشور دیگر صحبت کند. 6 کشوری که اکثرا قدرتهای جهانی هستند.

حتی به نحوی که وزیر خارجه آمریکا بگوید طرف ایرانی به ما تشر زد، داد زد و تا به حال کسی با ما اینطور صحبت نکرده بود.

این نشان دهنده آن است که ما در مذاکرات قوی برخورد کردیم، روی اصول‌مان ایستادگی کردیم، منافع طرف مقابل را هم در نظر گرفتیم اما در درجه اول منافع خودمان را در نظر گرفتیم و به هیچ عنوان احساس نشده که در این مذاکرات طرف ایرانی تحقیر شده، کوتاه آمده و چیز بزرگی را از دست داده است.

از دیگر دستاوردهایی که می‌توان ذکر کرد این بود که مذاکرات به نحوی پیش رفت که احتمال شکست را کاهش داد. هم طرف ایرانی متوجه است که شکست در مذاکرات بعد از 6 ماه می‌تواند مشکلاتی بوجود آورد.اما طرف آمریکایی که می‌توان گفت در راس مذاکره کنندگان بود هم سرمایه عظیمی گذاشت.دولت آمریکا نیز سرمایه‌گذاری بزرگی انجام داده است. اگر شکست بخورد احتمال می‌رود دموکرات‌ها در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری شکست بخورند. بنابرابن شکست در مذاکرات می‌تواند برای دولت آمریکا سنگین باشد.

دستاورد دیگر یک نوع بی اعتمادی است که برخی از کشورهای غربی نسبت به امریکا ایجاد کردند. البته ممکن است مستقیما به ما مربوط نباشد اما همین بی اعتمادی سبب خواهد شد که توطئه کمتری علیه ما صورت گیرد.

این بی اعتمادی ناشی از شایعه مذاکرات آمریکا و ایران در عمان است. از نظر طرف اروپایی مذاکرات محرمانه آمریکا و ایران در عمان ممکن است خوشایند نبود.

دستاورد مهم دیگر این است که دولت صهیونیستی و نتانیاهو هر چه تلاش کردند که این توافقنامه به شکست بیانجامد نتوانستند اقدامی انجام دهند. این خود نشاندهنده آن است که وزن ژئوپلتیکی جمهوری اسلامی در همین مدت کوتاه بالا رفته است. وقتی وزن ژئوپلتیکی ایران در منطقه بالا میرود در سطح جهان، وزن ژئوپلتیکی رقبا و دشمنان جمهوری اسلامی پایین می آید.

حتی در وضعیت متحدین ایران در منطقه مثل لبنان، حزب الله و حتی سوریه تاثیرگذار بود. در مورد سوریه آمریکا مانند سابق فشار وارد نمیکند. حزب الله بعد از این توافق نامه شادمانی خود را از روندی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته نشان داد. همچنین بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بعد از این توافقنامه شکاف بوجود آمد.

همین امر سبب شد عمان اجازه ندهد ستاد مشترک یا ارتشی مشترک که صعودی‌ها می‌خواستند تشکیل دهند شکل بگیرد. قطر نیز به عمان پبوست. قطریها که با صعودیها سالهاست رقابت دارند مانند عمان، خود را تا حدودی به ایران و متحدین ایران مثل حزب الله و سوریه نزدیک می‌کنند.

در حال حاضر حساسیت خاصی بین قطر و عربستان و از طرفی بین عمان و عربستان هم ایجاد شد. میتوان شکاف در شورای همکاری خلیج فارس را آخرین دستاورد نامید.

همچنین در همین مدت کوتاه هیات‌های بسیاری اصرار دارند به ایران بیایند. وزارت امور خارجه به درخواست بسیاری از آنها که پیش از این با ایران رفت و آمدی هم داشتند به ویژه کشورهای جهان سوم به دلیل کمی وقت نتوانست پاسخگو باشد. چون ما نیاز به سرمایه گذاری بیشتری داریم فعلا اولویت با کشورهای غربی و اروپایی است و یا شرق دور، ژاپن، کره و غیره که پذیرای آنان هستیم و دعوت آنها را پاسخگو هستیم که بتوانیم اقتصاد کشور را سر و سامان دهیم.

این چند ماه در مقایسه با 8 سال گذشته که رفت و آمد ما تنها با ونزوئلا، گامبیا و بعضی از کشورهای درجه 3 آمریکای لاتین بود، نشان دهنده آن است که توافقنامه، وزن ژئوپلتیکی ایران را بالا برده است.

البته باید برنامه ریزی منظمی هم داشته باشیم که وزن ژئوپلتیکی ایران را بیش از این اضافه کنیم. ما باید به نقش اصلی خود بازگردیم. در آسیای مرکزی و قفقاز باید بیشتر فعال باشیم. روابط را با بقیه کشورهای آسیایی و مصر را نیز توسعه دهیم. من فکر می‌کنم امید خوبی نسبت به آینده وجود دارد و توافق هسته‌ای ژنو دستاوردهای بزرگی را تا به حال برای ما به همراه داشته و در آینده نیز خواهد داشت.

*مدیر گروه جغرافیا و استاد ژئوپلتیک در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد 

نام:
ایمیل:
* نظر: