شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ - October 19 2019
ریچارد نفیو کارشناس تحریم ها علیه ایران در کنگره:
کد خبر: ۹۴۰۴
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۳
مصطفی کریمی: ریچارد نفیو (Richard Nephew ) کارشناس ارشد موسسه تحقیقاتی بروکینگز (Brookings) و از مقامات ارشد بلند پایه وزارت خارجه ایالات متحده است. نفیو 12 سال سابقه کار در در وزارت خارجه، وزارت انرژی و شورای امنیت ملی آمریکا داراست. هم اکنون کار تخصصی وی  در مرکز امنیت انرژی دانشگاه کلمبیا مطالعه در استفاده از تحریم ها برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی است وهم  اکنون از ایران از مهمترین موارد مطالعاتی وی یاد می کنند. بیانیه ای در جلسه استماع کمیته فرعی سنا منتشر کرد، که سایت امید هسته ای در راستای سیاست های آگاهی بخشی خود در حوزه های تخصصی دانش هسته ای و مذاکرات هسته ای اقدام به ترجمه این بیانیه نموده است:
قصد من در ابتدا این بود  توافق هسته ای ایران را با یک نگاه همه جانبه تحلیل نمایم و بعد از آن به طور جزیی در مورد برداشته شدن تحریم های ایران تمرکز کنم. در ابتدا امر من روشن می کنم چه توافقی به دست آمده است، این توافقنامه چه پیامدهایی دارد و این که در صورت عدم دست یافتن به این توافق، ما چه گزینه های دیگری داشتیم.  در نتیجه گیری  هم به این موضع خواهم رسید که در مقایسه با سایر گزینه ها، توافق هسته ای با ایران، یک توافق خوب به حساب می آید. 

توافق هسته ای مانع دستیابی ایران از داشتن فرصتی مهم برای تولید مواد هسته ای در درجه تسلیحات به مدت ده سال و حتی فراتر از آن می شود.  در این خمورد، اوباما و جانشینانش، زمان خواهند داشت که میزان پایبندی ایران به این توافق را محک بزنند و تصمیمات لازم را در صورت تخطی ایران اتخاذ کنند. 

با توجه به برخی آمارها، می توان گفت، ایران از زمانی که اولین سانتریفیوژهای خود در نظنز در سال 2007 را نصب کرد، در استانه ظرفیت تسلیحات هسته ای قرار گرفت. هم جرج بوش و هم اوباما مجبور بودند این مسئله را به طور مرتب مد نظر قرار دهند که آیا برنامه هسته ای ایران، در حال خارج از کنترل شدن است و به حدی بزرگ شده است که دیگر نتوان آن را از طریق دیپلماسی حل کرد، یا نه؟

به نظر من، در سال 2013 ما به نقطه کانونی خطرناکی در برنامه هسته ای ایران رسیده بودیم. ایران برنامه هسته ای خود را، با بیش از 20 هزار سانتریفیوژ نصب شده، گسترش داده بود. این کشور در حدود 7هزار کلیوگرم، گاز اورانیوم غنی شده با با غلظت بیش از 5%  داشت و حدود 200 کیلوگرم نیز گاز اورانیوم غنی شده 2 (U2) با غلظت بیش از 20% به دست آورده بود که تقریبا برای ساخت یک بمب کافی است و  البته باید رآکتور اراک که در مراحل پایانی بود را به اینها اضافه کرد. علاوه بر این ها، تقریبا همکاری ایران با بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، متوقف شده بود. 
با در نظر گرفتن رویکرد دیپلماتیک تهاجمی و اعمال تحریم های همه جانبه علیه ایران و در حالی که در فاصله زمانی بین سال های 2012 تا 2013 بانک جهانی اعلام کرده بود که درآمدهای ایران، سیر نزولی دارد، برنامه هسته ای ایران  (در دولت جدید این کشور)سیر سعودی داشت. 

شرایط به وجود آمده موجب شده بود که آمریکا و برخی از شرکای مصمم شوند یک اقدام نظامی علیه ایران در پیش بگیرند. هر چند در آن زمان پای این تئوری به میان آمد که توقف برنامه هسته ای ایران، تنها در صورت تغییر رژیم در این کشور میسر خواهد بود. آمریکا قبل از مواجه شدن با این گزینه ها، مصمم شد که حسن روحانی، رئیس جمهوری جدید ایران را نیز محک بزند؛ فردی که در دوران تبلیغات انتخابات، متعهد شده بود، تلاش می کند تحریم ها علیه ایران را از میان بردارد و الگوی جدید در تعامل با جامعه بین المللی شکل دهد.

برخی رایزنی ها به صورت محرمانه آغاز شد تا اگر در گام اول یک جمعبندی حاصل شد، مذاکرات ادامه یابد، در غیر این صورت باید حمله نظامی در دستور کار قرار می گرفت. دستیابی به چنین هدفی، نیازمند برخی پیش زمینه ها بود. ایران باید، پیشرفت های خود در زمینه تسلیحات هسته ای را متوقف کرده و تعهد می دادکه که هرگز در این حوزه وارد نشده و در برخی از زمینه ها تعدادی از برنامه های خود را به عقب بازگرداند. به هر ترتیب برداشته شدن تحریم ها علیه ایران، قسمتی از این توافق بود تا از این طریق مشوق هایی به ایران داده شود تا مسیر دستیابی به یک توافق جامع حاصل شود. در نهایت نیز توافق هسته ای حاصل شد. 

البته یکی از پیامدهای تعیین ضرب الاجل در مذاکرات این بود که ایران از آن به عنوان اهرم فشار علیه آمریکا استفاده کرد. این کشور به این باور رسید که تعیین ضرب الاجل برای تیم مذاکره کننده آمریکایی بیش از ایران اهمیت دارد و به همین دلیل در تصمیم سازی ها و مذاکرات خود از حربه ضرب الاجل استفاده کرد. 

از نظر من نتیجه این روند، دست یافتن به توافقی بود که اهداف امنیت ملی آمریکا را تامین می کند. من برای این فرضیه خود دو استدلال دارم، نخست اینکه زمان مورد نیاز ایران برای تولید و ساخت تسلیحات هسته ای افزایش یافته و دوم اینکه در این زمان هرگونه تلاش ایران برای نقض توافقنامه به سرعت توسط بازرسان گزارش شده و درصورت تلاش ایران برای گریز هسته ای، سریعا این اقدام ایران، پاسخ داده خواهد شد. 

درخصوص موضوع اول، می توان گفت حصول این توافق، آشکارا موید این هدف است.   توافق با شش قدرت جهانی ،در 10 سال اول فاز اجرایی ، یک زمان گریز یک ساله یا بیشتر برای برنامه های هسته ای اعلام شده ایران پیش بینی کرده و البته این تنها برای اورانیوم است. برای پلوتونیوم، زمان گریز پیش بینی شده بیشتر است. اما چرا؟ در خصوص اورانیوم، این توافق، سانتریفیوژهای نصب شده ایران به مدت 10 سال، به حدود 6 هزار سانتریفیوژ از نوع دستگاه های IR1  خواهد رسید. البته ایران قادر خواهد بود که غنی سازی را در مقیاس کمتری در دستور کار داشته باشد و در پایان این مدت  از دستگاه های پیشرفته تر بهره ببرد، ولی مسئله تعداد آن است  که ایران نتواند یک گریز هسته ای انجام دهد. 

ایران همچنین برای مدت 15 سال، می تواند 300  کلیوگرم اورانیوم غنی شده با غنای 07/3 درصد U235 داشته باشد. این محدودیت به تنهایی می تواند ایران را از گریز هسته ای برای تولید بمب که نیازمند اورانیوم با غنای 60 تا 70% است و از سطح غلظت 4%  آغاز می شود، دور نگه دارد. 
این مسئله هم خاطرنشان می شود که در طول این دوره زمانی (2025)، بازرسان نظارت مستمر بر سانتریفیوژهای غنی سازی ایران خواهند داشت.

درباره اجرای برنامه جامع اقدام مشترک باید اضافه کرد که این برنامه احتمالا بیشتر از 80 روز طول بکشد. ولی در خلال گریز هسته ای یک ساله، زمان برای این که به دنبال یک اقدام دیپلماتیک جدید باشیم، در اختیار است که بر مبنای اعمال فشارهای مجدد از طریق مکانیسم های بازگشت حریم ها می شود آن را تحلیل کرد. 
برخی و به ویژه، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل مدعی اند توافقی با این چهارچوب، راه را برای تسلیحات هسته ای ایران، هموار می کند. بنده به دلایل متعدد با این دیدگاه نتانیاهو مخالفم. با توجه به تجاربی که اینجانب شخصا در مذاکرات داشته ام، می توانم اطمینان دهم  که هیچ سناریویی وجود نداشت که ایران برای چندین دهه، به طور داوطلبانه از برنامه های هسته ای خود کوتاه بیاید. علاوه بر این، ایران در دفاع از برنامه هسته ای خود از جمله غنی سازی، به یکی از طرفداران جهان عاری از تسلیحات تبدیل شده است.

اما مهمترین بحث توافق، درباره تحریم های ایران است. یکی از مهمترین تعهدات غرب به ایران در این توافق، از میان برداشتن تحریمهاست و این که تلاش ها برای گسترش همکاری های تجاری با ایران، عملا سیستم خودکار بازگرداندن تحریم ها علیه این کشور را نا کارآمد خواهد کرد. در خصوص این استدلال باید خاطرنشان ساخت که، باید این واقعیت بی پرده را فهمید که ایران ابدا قبول نمی کرد محدودیتهایی بر برنامه هسته ای این کشور اعمال شده و از کشورش بازرسی شود و در انتهای آن، با ازای بهای اندکی این روند را بپذیرد. 

دولت اوباما، متعهد شده در ازای برداشتن هر گامی توسط ایران در برنامه هسته ایش، بخشی از تحریم ها را برداشت. به این ترتیب در مقابل برداشته شدن گام های بزرگ در برنامه هسته ای ایران، گام های بزرگی نیز در رفع تحریم ها برداشته خواهد شد. در نتیجه، ما می توانیم با استناد به گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی دریابیم که ایران به اعتهداتش پایبند است یا خیر؟ 

در حقیقت ما تنها دو گزینه داریم. یا ما می توانیم توافق حاصل شده را تایید کنیم و یا می توانیم به آن پشت کنیم. در صورت انتخاب گزینه دوم، این یک سناریوی ضعیف غیرقابل دفاع خواهد بود. بر همین اساس، می توان گفت که هیچ دیدگاه میانه جادویی وجود ندارد. اگر آمریکا دست رد به سینه این توافق بزند، دیگر این احتمال وجود ندارد که ایران بر سر میز مذاکره بنشیند و ایران این توانایی را دارد که برنامه اش را به طور بی سابقه ای رشد دهد. هم به این دلیل که حرف سیاستمداران در ایران درباره عدم پایبندی آمریکا جامع عمل به خود می گیرد و هم به دلیل اینکه هم زمان با شکست طرح برنامه جامع اقدام مشترک، برنامه اقدام مشترک نیز شکست خواهد خورد. 

به این ترتیب، کنگره باید بین تصویب توافقنامه و انتخاب یک گزینه دیگر برای برجام که شاید بسیار هم از آن بدتر باشد، تصمیم بگیرد. رهبری کنگره و برخی از چهره ها در کنگره و همچنین رئیس جمهوری در دستیابی به این توافق نشان داده اند که توافق اقدامی درست بوده است. به همین دلیل من در اینجا از اعضای کنگره می خواهم که به گزینه درست رای دهند. 
نام:
ایمیل:
* نظر: