يکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - October 13 2019
بازنشر دو مصاحبه تاریخی از علی اکبر صالحی؛
کد خبر: ۹۸۸۶
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۰
خوشبختانه سازمان هایی که در سال های اخیر شکل می گیرند از اعتدال بیشتری برخوردارند. این ها واقعیاتی است که باید با آن ها ساخت و امید به تغییر تدریجی شان داشت. عدم حضور فعال یا خارج شدن از این سازمان ها بدین معناست که شما می خواهید در مقابل جامعه جهانی خود را معزول کنید یا با کل جامعه جهانی درگیر شوید که این به مصلحت کشوری مثل ایران نیست. الان کره شمالی با خارج شدن از معاهده NPT خود را در وضع بغرنجی قرار داده است.

جلال برزگر: 12 سال پیش در چنین رورهایی بحران ساختگی هسته ای ایران در عرصه بین الملل روزهای اوج خود را سپری می کرد. در ان هنگام بودند افراد وجریان هایی که معتقد بودند برای خروج از بحران، ایران با ید عطای فعالیت صلح آمیز هسته ای را به لقای آن ببخشد! در مقابل افراد و جریان هایی قرار داشتند که نسخه خروج از معاهده منع گسترش سلاح هسته ای N.P.T را علاج و چاره کار معرفی می کردند. در این بین اما بودند افرادی که با سکینه و آرامش خاطر و با اعتماد و اعتقاد قلبی به ظرفیت های ملت ایران و تدابیر رهبری نظام نسبت به عبور از گردنه ها اطمینان خاطر داشته و مسیری که جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای طی خواهد کرد را متفاوت از عراق و کره شمالی دیده و مختصات آن را ترسیم می کردند. مختصاتی که امروز بعد از 12 سال و پس از رسیدن مذاکرات هسته ای به متن توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) بیش از پیش هویدا گشته است.

در راس آن افراد مطمئن و آرام یا به تعبیری خوش بین نماینده وقت ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و رئیس کنونی سازمان انرژی اتمی ُدکتر علی اکبر صالحی قرار داشت. در روزهایی که شورای حکام آژانس قطعنامه ای علیه ایران صادر و با تعیین ضرب الاجل تهدید به ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت کرده بود، پیش از آمدن 3 وزیر امور خارجه اروپایی به تهران و نشست سعدآباد و در فاصله کوتاه با آن ضرب الاجل در نیمه سال 82؛ دومصاحبه از دکتر علی اکبر صالحی در روزنامه دولت به چاپ رسید که حال می توان آنها را مصاحبه هایی تاریخی خواند. در آن مصاحبه ها دکتر صالحی از امکان حل و فصل موضوع و قطعی بودن این امر می گفت و در میانه جنجال خروج از N.P.T بعضی، نه تنها N.P.T که پروتکل الحاقی را نیز ظرفیتی می دانست برای خروج از بحران و همچنین حفظ دستاوردهای هسته ای کشور؛ او بر این اعتقاد بود که پروتکل در جامعه ما بد معرفی شده و تنها برای ایران نگاشته نشده و می توان با اجرای هوشمندانه آن بسیاری از بهانه ها را از مدعیان غربی گرفت. او اعتقاد داشت و کماکان دارد که مسیر پرونده هسته ای ایران قطعا مسیری متفاوت از عراق و کره شمالی دارد و هشدار میداد که اگر پرونده ایران به شورای امنیت برود یک شکست برای آژانس اتمی خواهد بود. صالحی بیش از یک دهه است که در کسوت های مختلف نبضش با فعالیت های صلح آمیز هسته ای و پرونده بین المللی آن تپیده است و حتی در ایامی که پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شد، معتقد بود مسیر متفاوتی که ایران برگزیده است حل و فصل موضوع و تحقق اراده ملت ایران را رقم خواهد زد.

در ایام پس از مذاکرات وین ودست یابی به متن توافق برجام خالی از لطف ندیدیم که دو مصاحبه ایشان که متعلق به 12 سال پیش است را بازنشر نماییم، تا علاوه بر مروری بر بخشی از رخدادها و ماجراها مشاهده کنیم که کدام طریق و باور از خم و پیچ حوادث و وقایع عبورکرده و به ثمر رسیده است، باوری که غیر از ایشان البته نزد شمار بسیاری از مسئولان خصوصا مقام معظم رهبری و مردم ما موجود بوده است، اما مطالعه مصاحبه های قدیمی دکتر صالحی، موردی است که نشان می دهد کدام دید و نگاه در طول 12 سال گذشته در جمهوری اسلامی پیش آمده و اکنون در آستانه رسیدن به سرمنزل مقصود است.دو مصاحبه از ایشان مربوط به سال 82 را در زیر این اشاره برای مخاطبان امیدهسته ای بازنشر می کنیم:


شش ماه پیش هیچ کس تصور نمی کرد" ضمیمه یک معاهده حقوقی" به مساله اصلی سیاست در ایران تبدیل شود و متنی که جز حقوقدانان کسی را رغبت و اشتیاق مطالعه آن نیست سوژه رایج رسانه ها و افکار عمومی گردد. حکایت قرار گرفتن پروتکل الحاقی در کانون نگاه محافل و مقامات ایران، حکایت جهانی شدن مسائل ملی کشورها است و بازگو کننده بخشی از قدرت "تبلیغات" و "دیپلماسی" در عصری است که مردان پرده نشین سازمان های بین المللی چون "البرادعی" را به چهره ای آشنا در نگاه ملت ها در می آورد. 
آژانس اتمی به هیچ یک از دارندگان توان هسته ای چک سفید نمی دهد. /اگر پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت برود یک شکست برای آژانس است. /آهنگ مذاکره و همکاری تهران با آژانس شتاب بیشتری خواهد گرفت./امیدوارم و سعی می کنم این امید را به تلاش و توکل گره بزنم، مطمئن هستم مسئولین نظام نیز بر همین مدار سیر کرده و به استقبال مسایل رفته اند.

ماجرای پروتکل الحاقی، داستان دشوار همزیستی و هماهنگی با قواعد زندگی در پهنه جهان پیچیده ای است که به دنبال تقدم بر قوانین داخلی است. داستانی که در آن هنر دیپلمات ها را تامین منافع ملی از گذر جلب اعتماد جهانی تشکیل می دهد. ایران انواع مناقشات و مسائل را در میدان زندگی بین المللی آزموده است اما همگان دریافته اند که تصمیم درباره پروتکل الحاقی نوع کاملا بدیعی از تصمیم گیری است که زیر پرتو نورافکن رسانه ها و برابر امواج محافل سیاسی جریان دارد. 
به جز این، دولتمردان ایران با زمان بسیار محدودی که سقف آن پایان شهریور ماه آتی است، در معرض اتخاذ تصمیمی مهم هستند. 
دکتر "علی اکبر صالحی" رییس پیشین دانشگاه صنعتی شریف و نماینده دایم جمهوری اسلامی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی براین باور است که پروتکل الحاقی در جامعه ما به درستی معرفی نشده، او معتقد است با استفاده از این ابزار می توان راه فشارها و تهدیدها را بست و مانع از شکل گیری اجماعی جهانی و حقوقی در دنیا علیه ایران شد. 
صالحی که چهار سال است در سمت نمایندگی ایران در آژانس قرار دارد، ناگفته های خود درباره پروتکل الحاقی را با "ایران" در میان گذاشته است. 


-در تحلیل نگاه امروز دنیا به فعالیت هسته ای ایران فکر می کنید چرا اقدامات هسته ای ایران در نگاه آنان از ابتدا جلوه ای سیاسی و رازآلود پیدا کرده است؟
فعالیت هسته ای ایران پیش از انقلاب با رضایت و توصیه غرب آغاز شد، به این ترتیب که گروهی معتبر شامل جمعی از اندیشمندان و خبرگان آمریکایی با عنوان (Stanford research institute) مطالعه ای راجع به چشم انداز اقتصادی، اجتماعی ایران انجام داده بودند، در آن مطالعه در یک چشم انداز 20 ساله 20 هزار مگاوات نیروگاه هسته ای برای ایران پیش بینی شده بود. توصیه این تحقیق تحت تاثیر مناسبات سیاسی نبوده بلکه مطالعات ما نیز نشان می دهد مباحث آن ها مبنای اقتصادی، صنعتی و تکنیکی داشته. 

در موضوع انرژی مبحثی داریم تحت عنوان تنوع انرژی (Energy mixing) یعنی هیچ کشوری سعی نمی کند تمامی انرژی برق خود را از یک منبع بگیرد، مثلا اگر کشوری دارای منابع آبی کافی برای تولید برق باشد باز سعی می کند تنها روی آن تکیه نکند، بلکه منابع دیگر را هم جست و جو کند، حالا ممکن است این منابع باد باشد یا فسیل یا نیروگاه هسته ای، مبنای مطالعه اقتصاددانان و نخبگان آمریکایی درباره ایران هم بر همین بحث( انرژی ترکیبی) استوار بوده است. اگر ما طبق توصیه آن ها عمل کرده بودیم باید در چند سال گذشته 20 هزار مگاوات نیروگاه برق هسته ای می داشتیم که الان هنوز هیچ نداریم و تازه امیدواریم که یکسال و نیم دیگر نیروگاه بوشهر با هزار مگاوات برق به مدار وصل شود. 
مطالعات بعد از انقلاب ما را به یک عدد 7 هزار مگاواتی رسانده است. البته اگر ما همان وضع اقتصادی قبل از انقلاب را داشتیم شاید محاسبات عدد دیگری را نشان می داد. قبل از انقلاب کشور ما 30 میلیون جمعیت داشت با 22 میلیارد دلار درآمد نفتی، الان جمعیت دوبرابر شده ولی درآمد نفتی 44 میلیارد نشده است، با احتساب تفاوت ارزش دلار الان باید معادل 90میلیارد دلار درآمد نفتی می داشتیم تا اقتصادی معادل قبل از انقلاب داشته باشیم. 
این یکی از معجزات است که با حدود 24 میلیارد دلار کشور را اداره می کنیم. با این اوصاف ما امروز به یک نیاز 7 هزار مگاواتی رسیده ایم که تولید آن مصالح ملی ما را در برمی گیرد، تولید این 7 هزار مگاوات برای ما معادل 200 میلیون بشکه نفت صرفه جویی در سال ایجاد می کند، اگر قیمت نفت را 22 دلار در نظر گرفته 2 دلار را هم برای استخراج کنار بگذاریم به 4 میلیارد دلار درآمد ارزی در سال می رسیم. 

این را هم اضافه کنم که پیش از انقلاب در اصفهان اقدامات اولیه ایجاد تاسیسات یک مرکز بزرگ هسته ای توسط شرکت های انگلیسی و فرانسوی آغاز شده بود که قرار بود بخش عمده ای از سیکل سوخت هسته ای آن جا دایر شود ولی الان می بینید که چقدر حساسیت نسبت به سیکل سوخت و کلا هسته ای شدن ایران وجود دارد. پس می بینیم وقتی ما با جهان غرب دارای تفاهم سیاسی بودیم در جهان آن روز برنامه هسته ای حساسیت برنمی انگیخت ولی امروز که خودمان به زحمت در حال ایجاد این تاسیسات هستیم، غرب دچار یک حساسیت قطعا سیاسی شده است. 

-به عنوان یک متخصص امور هسته ای فکر می کنید، پس از انقلاب این امکان وجود داشت که ایرانی ها طرح خود را به گونه ای پیش ببرند که در دنیا بیشتر به آن به عنوان یک برنامه فنی و تکنولوژیک نگاه شود و نه یک پروژه امنیتی؟ یعنی آیا امکان پیش بینی وضع امروز وجود داشته است؟
ببینید اولا این یک واقعیت است که ایران تولید سلاح کشتار جمعی را در دکترین دفاعی خود نفی کرده است و مقامات کشور هم بارها بر این موضوع تاکید کرده اند، اما این که آیا می توانستیم به گونه ای عمل کنیم که دنیا را نسبت به اقدامات خودمان حساس نکنیم؟ باید بگوییم که پاسخ به این سوال سهل و ممتنع است. اولا باید بپذیریم کلا غرب دارای اغراض سیاسی نسبت به ایران است. از طرف دیگر این را هم باید پذیرفت، تقریبا هیچ کشوری در دنیا بلاخطا نیست. مثلا در گزارش سالانه مربوط به پادمان آژانس تعداد قابل توجهی از کشورهای عضو آژانس خطاهایی در امور پادمان خود داشته اند. ولی چون در یک موقعیت حساس سیاسی قرار ندارند، لذا مصون از گزند تبلیغات و جنجال های مطبوعاتی و سیاسی بوده اند. 
پیش از انقلاب در اصفهان اقدامات اولیه ایجاد تاسیسات یک مرکز بزرگ هسته ای توسط شرکت های انگلیسی و فرانسوی آغاز شده بود که قرار بود بخش عمده ای از سیکل سوخت هسته ای آن جا دایر شود ولی الان می بینید که چقدر حساسیت نسبت به سیکل سوخت و کلا هسته ای شدن ایران وجود دارد. پس می بینیم وقتی ما با جهان غرب دارای تفاهم سیاسی بودیم در جهان آن روز برنامه هسته ای حساسیت برنمی انگیخت ولی امروز که خودمان به زحمت در حال ایجاد این تاسیسات هستیم، غرب دچار یک حساسیت قطعا سیاسی شده است.

بنابراین چون ایران زیر ذره بین برخی کشورهای ذینفوذ دنیا قرار دارد، باید از کوتاهی ها و یا حتی خطاهای کوچک بشدت پرهیز کند که مبادا مستمسک حقوقی به دست آنان دهد. بحمدالله تاکنون ایران یکی از کشورهای ملتزم به تعهدات بین المللی خود بوده است. خوشبختانه با توجه به سابقه خوب کشور، ایران در حال حاضر از میان 135 کشور عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی در رده هفتم یا هشتم دریافت کننده کمک های تکنیکی آژانس قرار دارد یعنی ما معادل یک میلیون دلار در سال از آژانس استفاده تکنیکی می بریم. 

-آقای دکتر  ایران در اطلاع رسانی، توجیه و تطبیق فعالیت های هسته ای خود با هنجارهای بین المللی و مقررات آژانس اتمی دچار چه مشکلات و ضعف هایی بوده است؟
به موازات کار واقعاً چشم گیر و قابل تقدیری که مسئولین در سازمان انرژی اتمی برای پیش برد یک سری پروژه های بزرگ مثل پروژه های نطنز، UCF اصفهان و اراک انجام دادند، متاسفانه در زمینه های سیاسی و حقوقی اقدامات متناسبی انجام نگرفته است. این حجم از پروژه ها مستلزم حجم عظیمی از فعالیت سیاسی و حقوقی بود که اگر این کار را می کردیم، شاید در چنین شرایطی قرار نمی گرفتیم، ما در این زمینه ها غفلت کردیم. 

-نقل قول هایی از آقای (بلیکس) رییس قبلی آژانس یا آقای (البرادعی) در سال های گذشته وجود دارد مبنی بر این که آن ها با قاطعیت بالایی به دنیا اعلام کرده اند که تمام فعالیت های هسته ای ایران در چارچوب قوانین و مقررات است، اما چرا حالا مسائل و درخواست های آن ها دچار تغییراتی شده است؟
بله، مشکل ما از یک سال پیش شروع شد، ما قبلا در این قضایا هیچ وقت متهم نبودیم زیرا هیچگاه تخلفی را مرتکب نشده ایم، بلکه بد سلیقگی هایی انجام شده که تحت تاثیر آن آژانس ایرادهایی تحت عنوان کوتاهی و قصور برای ما مطرح کرده ولی ما متخلف نسبت به تعهدات معرفی نشده ایم، از آن جا که کل فعالیت های هسته ای ایران سبقه سیاسی گرفته، غرب و آمریکا این مساله را بزرگ کرده و قصد سواستفاده از آن را دارند. امیدوارم با تدبیری که مسئولین بلندپایه ما طی یک ماه آینده- در زمان باقی مانده به نشست سپتامبر شورای حکام آژانس- از خود نشان خواهند داد بتوانیم از این مشکل عبور کنیم و من به مساله امیدوارم. 

-ایران تا به حال چند مرکز هسته ای دایر کرده؟ طرح کرج و نطنز کی ریخته شده و نظارت آژانس به هر یک از این پروژه ها چگونه انجام شده است؟
خیلی از مراکز هسته ای ایران از قبل تاسیس شده اند، ما مراکز عمده ای در کرج، اصفهان و تهران داریم، نیروگاه بوشهر را داریم، مراکز جدیدمان در نطنز و اراک است، مرکزی در بناب داریم، این ها مراکز عمده سازمان انرژی اتمی است که زیر نظر پادمان( قرارداد عملیاتی نظارتی) آژانس انرژی اتمی است. ما هیچ فعالیت هسته ای خارج از نظارت پادمان آژانس نداریم و قانونا ملزم به اعلام کارهایمان به آژانس هستیم و تمام مراکزمان تحت نظارت آژانس است. 

-شما از مراکز اصفهان یا مراکز کرج سخن می گویید، در این باره توضیح بدهید؟
برخی از این مراکز مثل اصفهان شامل یک سایت عظیم با تاسیسات و مراکز هسته ای است، مثلا در اصفهان تاسیسات UCF چند راکتور تحقیقاتی داریم یا در کرج تاسیساتی در خصوص مسائل کشاورزی و پزشکی دایر کرده ایم یعنی در خود این سایت های هسته ای تاسیسات مختلف وجود دارد. 

-این مراکز عمدتا تحقیقاتی اند یا عملیاتی و تولیدی؟
این مراکز تحقیقاتی اند و بعضی از آن ها تولیدات نیمه صنعتی دارند مثلا UCF اصفهان یک مرکز تولید نیمه صنعتی است که اورانیوم استخراج شده از معدن در آن جا فرآوری شده بعد این تولید برای غنی سازی به نطنز می رود، پس اصفهان می شود حلقه واسطی بین معدن و نطنز که غنی سازی اورانیوم برای به دست آوردن سوخت هسته ای در آن جا باید انجام شود.
ما هیچ فعالیت هسته ای خارج از نظارت پادمان آژانس نداریم و قانونا ملزم به اعلام کارهایمان به آژانس هستیم و تمام مراکزمان تحت نظارت آژانس است.

-آقای دکتر ما الان آیا به این خط تولید دست یافته ایم یا این خط در مرحله تحقیقات است؟ در صحبت رییس جمهوری آمده بود که ما به دانش هسته ای دست پیدا کرده ایم، معنای این حرف در موقعیت جدید هسته ای ایران چیست؟
میدان دانش بسیار وسیع است، هنوز دنیا درصدد طراحی راکتورهای جدید است. لذا دانش هسته ای مثل هر دانشی مرز ندارد اما می توان گفت ما تا میزان قابل توجهی در حال دست پیدا کردن به دانش هسته ای هستیم، مثلا ما به علم غنی سازی دست پیدا کرده ایم اما برای بهتر و بالغ کردن آن خیلی نیاز به کار داریم، همین طور در زمینه تکنولوژی آب سنگین و مواد دیگر، پس ما باید سال ها ممارست کنیم. چون این کار علاوه بر مبنای عملی، مبنای عملی و تکنیکی هم دارد و مبنای علمی صرفاً از طریق سعی و خطا به دست می آید. می توان گفت در دانش هسته ای اگر مقیاس را 100 بگیریم ما الان در رتبه 30 تا 35 قرار داریم. 

-آیا درست است که غیر از پنج قدرت اتمی دنیا، ایران جزو پنج کشور دیگری است که به این مرحله از دانش هسته ای دست یافته اند؟
بستگی دارد که چگونه به مطلب نگاه کنیم پنج کشور کانادا، ژاپن، کره جنوبی، برزیل و آرژانتین وارد عرصه غنی سازی و آب سنگین و ... شده اند، ولی این بدان مفهوم نیست که کشورهای پیشرفته صنعتی دیگر نمی توانند وارد این عرصه شوند، به صورت بالقوه خیلی از کشورها دارای این امکانات هستند، بخصوص در اروپا مثلا شما نروژ یا دیگر کشورهای اسکاندیناوی را در نظر بگیرید اگر این ها بخواهند در این وادی گام بردارند، برایشان بسیار ساده است. پس این که دیگران علم یا توان این کارها را ندارند صحیح نیست. 

-در فعالیت های گسترده هسته ای چه کسانی شریک ایران بوده اند؟ طی این سال ها نگاه ها متوجه روسیه بوده ولی الان آژانس می گوید شما از چین اورانیوم وارد کرده اید، آیا این یک نکته ابهام نیست؟ 
روسیه با ما در زمینه های غنی سازی و آب سنگین همکاری نداشته، همکاری آن ها با ما در نیروگاه بوشهر است. ما همکاری خود را از یک دهه قبل با چین آغاز کردیم، در همین ارتباط موادی از چین وارد کردیم که مواد مهمی نیست. یک اختلاف تفسیر بین آژانس و سازمان انرژی اتمی ما در موردذ اعلام ورود این مواد پیش آمده که حتی با قبول تفسیر آژانس این (عدم اعلام) نوعی کوتاهی تلقی شده نه چیز دیگر. اوایل دهه 90 در مورد مرکز UCF اصفهان قراردادی با چین بسته شد، بعد از مدتی چین تحت فشار آمریکا عقب نشینی کرد و ایران به تنهایی پروژه را ادامه داد و با امکانات بالقوه و تکیه بر نیروهای هوشمند و با استعداد دانشگاهی و صنعتی این پروژه را به سرانجام رساند و عملا پروژه بومی شد تا آغازی باشد برای ورود به تکنولوژی هسته ای و علم و تکنیک سیکل سوخت ولی هنوز برای رسیدن به مرحله بلوغ کارهای زیادی در پیش است. 
آژانس خیلی به سازماندهی حکومتی و گردش داخلی امور، کاری ندارد ولی نسبت به خود فعالیت هسته ای حساس است و سعی در نظارت دقیق دارد.

-در بحث شرکا غربی ها اتهاماتی را هم مطرح کرده اند از جمله این که ایران بعد از فروپاشی شوروی، از جمهوری های تازه استقلال یافته مثل قزاقستان و اوکراین و یا حتی پاکستان دانش، دانشمند، تجهیزات و مواد اولیه برای فعالیت هسته ای جذب کرده است، آیا چنین اتفاقی روی داده است؟
خیر، ما با این کشورها بطور رسمی یا غیررسمی دانشمند، مواد و تجهیزات مبادله یا معامله نکرده ایم، اما یک مطلبی به صورت واقعیت هست و آن این که اطلاعات، علوم و فنون هسته ای در سطح دنیا منتشر است و ایران هم در تاریکی و به صورت شانسی حرکت نکرده، علم و تکنیک مساله هسته ای تا حد قابل توجهی حتی با حست و جوی درست در اینترنت قابل دسترسی است- البته بعد از حساسیت های جهانی اخیر این منابع علمی در حال محدود شدن هستند- ولی قبل از این اطلاعات در دسترس همه بوده، منشا اطلاعات هم هر کشوری می تواند باشد، الان در کتابخانه سازمان خود ما اطلاعات عظیمی از مسائل و تکنولوژی هسته ای وجود دارد که برای مهندسین صاحب نظر به عنوان خوراک اولیه، ارائه می شود این خوراک ممکن است از منابع آمریکایی اروپایی یا دیگر کشورهای مورد اشاره شما باشد. یا حتی از خود ایران، چرا که دانشجویان ما در این سال ها مطالعه و تحقیق زیادی کرده و تزهای زیادی در این باره نوشته اند لذا منشا بخشی از دانش هسته ای ما می تواند در کشورهایی باشد که از آن ها نام بردید. 

-پروژه هسته ای ایران زیرنظر کدام مجموعه و نهاد است، اگر این نهاد دولت است نظارت مجلس بر این مجموعه دولتی چگونه است؟
ریاست بالای سازمان انرژی اتمی ایران معاون رییس جمهوری است و عضو هیات دولت. طبق مقررات جاری معاونان رییس جمهوری بطور مستقیم پاسخگوی مجلس نیستند ولی مجلس نظارت خود را با روش هایی مثل تحقیق و تفحص اعمال می کند. 
تحقق پیش بینی های صالحی در پرونده هسته ای
-شما به عنوان نماینده ایران در آژانس، با این نوع سوال ها مواجه هستید که مثلا نظارت نهادهای داخلی شما بر امور هسته ای چگونه انجام می گیرد؟
آژانس خیلی به سازماندهی حکومتی و گردش داخلی امور، کاری ندارد ولی نسبت به خود فعالیت هسته ای حساس است و سعی در نظارت دقیق دارد. 

-حساسیت های توام با چالش آژانس نسبت به فعالیت های هسته ای ایران از حدود یک سال پیش چگونه شکل گرفت؟ احتمال ندارد روسیه، چین یا منابع داخلی به عمد یا سهو در کنار آمریکا علائمی برای این کار داده باشند؟ 
اوج این اتفاق از زمانی بود که منافقین در ماه اوت سال 2002 اعلام کردند ایران در نطنز و اراک فعالیت هایی دارد. دو ماه قبل یعنی در ماه ژوئن من مطلب را البته بدون ذکر نام نطنز و اراک به مدیریت آژانس اعلام کرده بودم که ایران برای تامین مطمئن سوخت هسته ای نیروگاه هایی که می خواهد ایجاد کند، فعالیت هایی را شروع کرده است. به همین اعتبار هم بود که وقتی آمریکایی ها در CNN این موضوع را مطرح کردند که ایران فعالیت مخفی دارد- در حالی که چیزی مخفی نیست و در کنار بزرگراه تهران اصفهان یا برج های بلند تاسیسات اراک کاملا قابل رویت اند- آقای البرادعی گفت که ما از این اقدامات مطلع بوده ایم و پاسخ محکمی به ادعای آمریکایی ها داد. 

بر اساس قرارداد پادمان که از دل معاهده NPT بیرون آمده ما باید 180 روز قبل از ورود مواد به تاسیسات، آن ها را به آژانس اعلام کنیم، تا آن روز هم ما موادی وارد نکرده بودیم ولی چون مساله سیاسی است آمریکا گوش خود را بسته و اصلا قضیه را برای قانع شدن مطرح نکرده. در سال 2000 در دانشگاه کلمبیا یک آمریکایی در حضور ما گفت که اگر ایران 100 بار هم پروتکل الحاقی را امضا کند ما به فشار خود علیه ایران ادامه می دهیم مگر این که به یک تفاهم سیاسی برسیم و به مزاح گفت آن روز ما دو نمونه از جدیدترین نیروگاه های هسته ای مان را به ایران می دهیم. پس حتی اگر ما پروتکل الحاقی را امضا کرده و مسائل خود با آژانس را رفع کرده و رجوع کنیم آمریکا کماکان به فشار سیاسی خود ادامه خواهد داد، اما در حال حاضر یک تفاوت ایجاد شده تا دیروز فشار آمریکا مطبوعاتی و رسانه ای بود و نمی توانست از این فشار یک اجماع جهانی علیه ما ایجاد کند، اما اگر روزی آمریکا بتواند به فشار خود سبقه حقوقی بدهد، می تواند از این طریق یک اجماع جهانی ایجاد کرده و عرصه را بر ایران تنگ کند. لذا ما باید مترصد باشیم و نگذاریم آمریکا به این هدف برسد. چگونه؟ در درجه اول با پایبندی به تمامی تعهدات و قراردادهای جاری میان ایران و آژانس. 

-میزان فشار علیه ما و نمایندگی ایران در آژانس چه میزان است؟ آیا شما خود را در حال انجام ماموریتی در بحران می بینید؟ یا فشارهای درون آژانس کمتر از ابعاد بیرونی و رسانه ای است؟
تا سال گذشته فشار چندانی احساس نمی کردیم و رابطه مان با آژانس بسیار نزدیک و خوب بود. به همین دلیل گفتم که ما تقریباً هفتمین کشور استفاده کننده از امکانات فنی آژانس هستیم. بعد از فشارهای اخیر البته کماکان رابطه ما با آژانس صمیمانه و خوب است ولی فشار بر نمایندگی ایران روز به روز در حال افزایش است، چون غربی ها تقریبا دارند به صورت یکپارچه عمل می کنند. از 35 عضو شورای حکام آژانس 18 کشور غربی یا متمایل به غرب اند، یعنی نیمی از اعضا را این ها تشکیل می دهند، نیم دیگر هم کشورهای عضو عدم تعهد هستند که شماری از آن ها هم تمایل زیادی به غرب دارند ولی تا امروز با ما همراهی کرده اند. در نشست اخیر شورای حکام کشورهای عدم تعهد به ما کمک کردند تا آمریکا نتواند به هدفش یعنی اخذ قطع نامه علیه ایران و ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان ملل، دست پیدا کند. 
دو ماه قبل یعنی در ماه ژوئن من مطلب را البته بدون ذکر نام نطنز و اراک به مدیریت آژانس اعلام کرده بودم که ایران برای تامین مطمئن سوخت هسته ای نیروگاه هایی که می خواهد ایجاد کند، فعالیت هایی را شروع کرده است. به همین اعتبار هم بود که وقتی آمریکایی ها در CNN این موضوع را مطرح کردند که ایران فعالیت مخفی دارد- در حالی که چیزی مخفی نیست و در کنار بزرگراه تهران اصفهان یا برج های بلند تاسیسات اراک کاملا قابل رویت اند- آقای البرادعی گفت که ما از این اقدامات مطلع بوده ایم و پاسخ محکمی به ادعای آمریکایی ها داد.

-از توضیح شما می توان نتیجه گرفت که این حمایت همیشه پایدار نخواهد بود؟
بله، فشار آمریکا به کشورهای عدم تعهد زیاد شده و با افزایش فشار و در صورتی که ما اقدام به موقع و چاره سازی انجام ندهیم، امکان تغییر جهت گیری در این کشورها خواهد بود و می شود گفت که آن گاه نتیجه برای ما مطلوب نخواهد بود. امیدوارم به کمک خداوند متعال، مسئولین ما بتوانند از حالا تا زمان اجلاس آینده که تقریبا یک ماه بیشتر زمان باقی نیست، امور و اقدامات را به گونه ای پیش ببرند که ما بتوانیم در اجلاس آتی( درماه سپتامبر) مثل اجلاس گذشته نگذاریم علیه ایران اجماع جهانی شکل بگیرد. اگر ما با حکمت و درایت عمل کنیم یقین بدانید که مجددا آمریکا را در انزوا قرار خواهیم داد و حتی می توانیم علاوه بر جنبش عدم تعهد در این موضوع اروپا را هم از صف آمریکا جدا کنیم. 
البته معنای این حرف آن نیست که اگر پرونده بسته شد فشارهای رسانه ای علیه ما نخواهد بود، اما با انجام این اقدامات تاثیر فشارها از بین خواهد رفت. به هرحال ما نباید مستمسک حقوقی به دست کسی بدهیم.
 
-شما و خیلی از مسئولین کشور برعکس عده ای دیگر تا به حال نپذیرفته اید که آژانس بین المللی انرژی اتمی به ایران سونیت دارد، این نظر شما بر چه مبنایی است؟
من به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی به دور از هرگونه شعارپردازی می گویم که کمال تشکر را از مجموعه آژانس اتمی و مدیریت این نهاد دارم، برای این که علیرغم فشارهای زیادی که برآژانس وارد شده، این نهاد به دور از فشارها سعی کرده با ایران تعامل داشته باشد و من می دانم که چه فشار عظیمی از بابت به آژانس وارد می شود. 

یک مثال شاید روشنگر این ادعا و عملکرد آژانس باشد، در مورد عراق قبل از حمله آمریکا، آقای البرادعی وارد کردن اورانیوم توسط عراق از نیجر را در شواری امنیت سازمان ملل یک اتهام بی پایه و اساس و جعلی خواند، آمریکا آن موقع خیلی از آقای البرادعی انتقاد کرد ولی ایشان شجاعانه این حرف را زاد و الان بعد از سه ماه و اندی درستی حرف ایشان ثابت شده و این موضوع در آمریکا منجر به یک رسوایی شده است. در مورد ایران هم وقتی به گزارش اخیر شورای حکام نگاه کنیم، البته این گزارش می توانست بیان و لحن بهتری داشته باشد ولی به هرحال گزارش متوازنی بود. 

-تدبیر شما و همکارانتان در عبور از ماجرا و بحران پیش آمده چیست؟ ادامه گفت و گوها با آژانس را مد نظر داردید یا این که به عنوان کارشناسان ارشد پرونده پذیرش پروتکل الحاقی را به مقامات داخلی توصیه می کنید؟
در حال حاضر ما در شرایطی قرار داریم که می توانیم از پروتکل الحاقی به عنوان ابزاری برای حل مسائل به وجود آمده و در جهت بستن پرونده سیاسی شده فعالیت های هسته ای مان استفاده کنیم. یعنی با یک دید مثبت به پروتکل الحاقی می توانیم از آن استفاده لازم را ببریم.

درباره پروتکل الحاقی باید بگویم این پروتکل در جامعه درست معرفی نشده. این پروتکل تنها برای ایران و کشورهای جهان سوم نگاشته نشده، این یک پروتکل بین المللی است که دیر یا زود تمام کشورهای عضو آژانس به آن خواهند پیوست. البته در ادبیات سیاسی دنیا در مورد هیچ پروتکلی واژه (باید) مطرح نیست ولی جو جهانی به گونه ای است که در آینده همه به این جهت خواهند آمد. الان 80کشور پروتکل الحاقی را پذیرفته اند و 33 کشور آن را به تایید مجلس شان رسانده در واقع به پروتکل عمل می کنند، کلی اعضای آژانس هم 135 کشور است، یعنی اکر یک سری کشور کلیدی در آینده به پروتکل الحاقی بپیوندند با افزایش فشار بین المللی قطعا سرعت پیوستن باقی کشورها خیلی زیاد خواهد شد. الان آمریکا در کنگره خود در حال بررسی این پروتکل است. 

-نحوه نظارت ها برای پنج کشور اتمی دنیا متفاوت از باقی کشورها خواهد بود؟
کشورهای دارای سلاح هسته ای دارای یک امتیاز ویژه هستند ولی تفاوت صددرصد نیست. آن ها یک سری از تاسیسات را تعریف و مستثنی می کنند ولی بقیه تاسیساتشان در زمره پروتکل الحاقی قرار می گیرد، الان کشورهایی مثل کانادا، ژاپن و آلمان که پروتکل را قبول کرده اند اگر بیشتر از ما نسبت به حاکمیت ملی شان حساس نباشند قطعا کمتر از ما هم حساس نیستند. 

مطلب دیگری که در مورد پروتکل الحاقی گفته می شود و صحیح نیست این است که بازرس ها هرجا بخواهند می روند. این صحبت ها به نظرم عوامانه است. پروتکل الحاقی 18 بند است و مطالعه دقیق آن وقت کمی می گیرد با مطالعه متن پروتکل همه چیز روشن می شود، در پروتکل آمده تاسیسات مورد بازرسی باید هسته ای باشد و یا تاسیساتی که به نحوی با تامین تجهیزات هسته ای سر و کار دارند که این ها طبق شرایطی می توانند مورد بازرسی قرار گیرد. 

پس نمی توان نتیجه گرفت که با این پروتکل مثلا ساختمان بیمارستان یا منزل فلانی یا زیرزمین مجلس را بازرسی خواهند کرد. نمی دانم این ها را از کجا آورده اند که هرچیز و هر جا در هر زمان می توان بازدید کرد؟

-پس بازرسی بی خبر و هرزمان و هرکجا که گفته شده به چه معنا می شود؟
خیر بازرسی ها با اطلاع قبلی انجام می گیرد حالا این اطلاع حداقل می تواند 24ساعت قبل از بازرسی باشد و هر زمان و هرمکان تعریف دارد. در ثانی طبق پروتکل هر کشوری می تواند بگوید از این محل بازدید نشود ولی بیایید از مجاورت آن نمونه برداری کنید، نکته دیگری که منتقدان بی اطلاعند این است که در بازرسی ها دیگر مشاهدات عینی خیلی مبنا نیست، الان مشاهدات علمی رایج است یعنی نمونه برداری مانند اثر انگشت یا آزمایش DNA یا روش های علمی دیگر مبنای مشاهدات اند. به قول آقای البرداعی پروتکل الحاقی اجازه نمی دهد که بازرسی ها غیرمقید باشد، بازرسی اصول و قواعدی دارد. 

پروتکل با خود یک قرارداد فرعی دارد که قرارداد اجرایی پروتکل محسوب می شود و بین کشورها و آژانس تنظیم می شود، از آن جا که پروتکل از قبل تنظیم شده برای اجرایی شدن نیاز به قرارداد جنبی دیگری است که در آن دو طرف بر سر نحوه بازرسی ها به توافق می رسند. مطلب دیگر این که گفته می شود پروتکل حاکمیت ملی ما را زیر سوال می برد. هر پروتکل و معاهده بین المللی حاکمیت ملی کشورها را محدود می کند، ما الان معاهده عدم نشر سلاح های شیمیایی را قبول کرده و پروتکلی کم و بیش مشابه پروتکل الحاقی را امضا کرده ایم، آن جا هم یک سازمان داریم که مطابق اطلاعاتی که می گیرد، می تواند از تاسیسات بازرسی کند. در صورتی که مواد شیمیایی چیز ساده تری است و می توان ماده شیمیایی را در بشکه ای به یک زیر زمین برد ولی مسائل هسته ای خیلی پیچیده تر است. به هرحال تن دادن کشورها به معاهدات بین المللی محدودیت ها و منافعی در پی دارد و از آن نقض حاکمیت ملی کشور استنباط نمی شود. 

-در سفر اخیر البرادعی به تهران مذاکرات مهمی از سوی او با مقامات عالی و کارشناسان امور درباره الحاق ایران به پروتکل الحاقی صورت گرفت، شما در این مذاکرات حضور مستقیم داشتید، به طور مشخص نتایج مذاکرات تهران در باره پروتکل الحاقی چه بود؟
در این مذاکرات پذیرفتیم که متخصصین حقوقی آژانس با متخصصین حقوقی ایران در خصوص پروتکل الحاقی به بحث و گفت و گو بنشینند و ابهاماتی که از طرف دولت ایران مطرح می شود را به کمک آن ها روشن کنیم. پس ما داریم پروتکل الحاقی را به طور جدی مطالعه می کنیم و با متخصصین حقوقی آژانس نشست خواهیم داشت، پس از انجام مطالعات دقیق و در نظر گرفتن منافع ملی کشورمان تصمیم لازم را در زمان مقتضی خواهیم گرفت. 

-برای پذیرش پروتکل شروطی هم اعلام کرده اید؟
به صورت رسمی هیچ شرطی برای پذیرش پروتکل نداریم. بالاخره تصمیم خواهیم گرفت که پروتکل را امضا کنیم یا خیر، این تصمیم به دولتمردان جمهوری اسلامی برمی گردد که پس از وقوف بر همه قضایا و سنجش ابعاد آن با حاکمیت ملی و مابه ازاهای مثبتی که از قبل امضای پروتکل به دست می آید تصمیم لازم را خواهند گرفت. 
بازرسی ها با اطلاع قبلی انجام می گیرد حالا این اطلاع حداقل می تواند 24ساعت قبل از بازرسی باشد و هر زمان و هرمکان تعریف دارد. در ثانی طبق پروتکل هر کشوری می تواند بگوید از این محل بازدید نشود ولی بیایید از مجاورت آن نمونه برداری کنید، نکته دیگری که منتقدان بی اطلاعند این است که در بازرسی ها دیگر مشاهدات عینی خیلی مبنا نیست، الان مشاهدات علمی رایج است یعنی نمونه برداری مانند اثر انگشت یا آزمایش DNA یا روش های علمی دیگر مبنای مشاهدات اند. به قول آقای البرداعی پروتکل الحاقی اجازه نمی دهد که بازرسی ها غیرمقید باشد، بازرسی اصول و قواعدی دارد.

-با این اوصاف فکر می کنید توجیه خارجی ها در صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران دشوارتر است یا توجیه محافل داخلی برای پذیرش پروتکل الحاقی آژانس؟
دوستانی که در داخل به عنوان موافق و مخالف پیوستن ایران به پروتکل الحاقی صحبت می کنند همه با نیت خیر و با درنظر گرفتن حاکمیت ملی کشور بحث می کنند که جای تقدیر دارد، مثلا چند روز پیش در یکی از روزنامه های عصر شخص محترمی از سر دلسوزی یک مقاله مفصل که مشخص بود برای آن از افراد صاحب نظر هم کمک گرفته اند منتشر کرده بود، مبنی بر این که نباید پروتکل الحاقی را بپذیریم و بهتر است از معاهده NPT خارج شویم. کلیت مقاله متین و خوب بود، ولی ظرف زمانی آن متعلق به 25 سال پیش است. یعنی اگر 25 سال پیش که ما می خواستیم NPT( معاهده عدم گسترش سلاح های هسته ای) را بپذیریم مقاله نوشته شده بود با ارزش بود ولی موضوعیت زمانی آن الان نیست و منطق مقاله متعلق به 25 سال پیش است. البته همه آزادند که نظر خود را بدهند و باید از نوشتن چنین مقالاتی توسط صاحب نظران استقبال شود، اما دولتمردان ما باید به گونه ای تصمیم بگیرند که مصالح مملکتی و کار کارشناسی را مدنظر قرار دهند، آن ها همچنین باید واقعیات موجود و ظرف زمانی امور را در نظر داشته باشند. 

-برخی در داخل به ساز و کار آژانس مانند ساز و کار دیگر نهادهای بین المللی مثل سازمان ملل و غیره اعتراض داشته و آن را تبعیض آمیز می دانند، شما که بر کرسی نمایندگی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی نشسته اید در این باره چه نظری دارید؟
سابقه تشکیل اغلب این سازمان ها به بعد از جنگ جهانی دوم بازمی گردد، آن موقع کشورهای جهان سوم در جایگاهی نبودند که در تشکیل و نگارش اساسنامه این سازمان ها موثر باشند. الان زمزمه هایی را می شنویم که خواستار رعایت عدالت بیشتر در ساز و کار این سازمان ها هستند، برخی مثل ژاپن و آلمان مدعی اند که باید در زمره کشورهای دارای حق وتو در سازمان ملل درآیند که این خود یک زمزمه و شکاف است یا از طرف دیگر آمریکا سازمان ملل را قدیمی می داند و به نظرش سازمان ملل باید به زعم او مطابق با شرایط تازه دنیا درآید، از این رو در مواردی نظر سازمان ملل را نادیده می گیرد، سازمان های دیگر هم از این وضع مستثنی نیستند، خوشبختانه سازمان هایی که در سال های اخیر شکل می گیرند از اعتدال بیشتری برخوردارند. این ها واقعیاتی است که باید با آن ها ساخت و امید به تغییر تدریجی شان داشت. عدم حضور فعال یا خارج شدن از این سازمان ها بدین معناست که شما می خواهید در مقابل جامعه جهانی خود را معزول کنید یا با کل جامعه جهانی درگیر شوید که این به مصلحت کشوری مثل ایران نیست. الان کره شمالی با خارج شدن از معاهده NPT  خود را در وضع بغرنجی قرار داده است. 

-اما برخی ما را با کره شمالی مقایسه می کنند ومی گویند در قبال مسائل پیش آمده بر سرفعالیت های هسته ای بهتر است به کره شمالی اقتدا کنیم. 
قطعا ما با کره شمالی قابل مقایسه نیستیم و شرایطمان به لحاظ سیاسی، ژئوپلتیک، اقتصادی و اجتماعی با کره شمالی متفاوت است. کره شمالی یک مرز هزار و اندی کیلومتری با چین دارد. با روسیه و سئول همسایه است فاصله سئول تا کره شمالی 30 تا 40 کیلومتر است. چین راغب نیست با آمریکا درکره شمالی همسایه شود و قس علی هذا. 

-پس نسخه کره شمالی را برای ایران نادرست و خطرناک می بینید؟
قطعا وضعیت ما با کره شمالی یکسان نیست، ما باید به واقعیات سیاسی-ژئوپلتیکی خودمان توجه کرده و از امکانات موجود در مجامع بین المللی به هراندازه که می توانیم بهره ببریم.


تاریخ نخستین انتشار: 1382/05/05
منبع: روزنامه ایران

                                 .....................................................................................................................................

بحث و گفت و گوی «ایران» با نماینده دولت در آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره آنچه پیرامون مناقشه اتمی ایران می گذرد

نه مانندعراق، نه مانند کره شمالی

پرونده هسته ای ایران مسیری متفاوت طی خواهد کرد

برگ های مهمی در حال اضافه شدن به پرونده هسته ای ایران است. با نزدیک شدن به 9 آبان(31اکتبر) طرف های داخلی، بین المللی و کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در حال تهیه مهم ترین برگ های تصمیم سازی درباره مسیر این پرونده جهانی شده هستند. به رسمیت شناختن هرچه بیشتر حق استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای، پروتکل الحاقی معاهده NPT، پاسخ به سوال ها و ابهام های موجود در مسیر فعالیت های ایران، فشارهای آمریکا، خواسته های اروپا، دشواری پیشرفت در تکنولوژی هسته ای بدون ارتباط مناسب سیاسی و فنی با دیگر کشورها و ... همه از اجزا و برگ های پرونده ای هستند که به روزهای سرنوشت نزدیک تر شده است. با این اوصاف در عرصه عینی ایران و آژانس، مسیر همکاری و تعامل و گفت و گو را پیش گرفته اند، ضرورت اطلاع یافتن بیشتر افکار عمومی از چند و چون وقایع جاری و پیش رو ما را برآن داشت تا با دکتر« علی اکبر صالحی» نماینده دولت ایران در آژانس اتمی به گفت و گو بنشینیم. صالحی مدار سیر پرونده هسته ای ایران را در داخل بر مسیر امید، تلاش و توکل دانسته و در عرصه بین المللی هم آن را متفاوت از سرانجام عراق و کره شمالی و قابل هدایت به مسیری متفاوت می بیند.

-پس از صدور قطعنامه 8 سپتامبر شورای حکام تا به امروز چه رفتارها و تاکتیک هایی از طرف آمریکا، اروپا و کشورهای در حال توسعه پی گرفته شده و تمهیدات و اقدامات ایران در این باره چه بوده است؟

همانطور که قبلا گفته ام جمهوری اسلامی ایران به علت مخالفت با مفاد قطعنامه، خود را از آن منفک کرد، درباره نحوه پیدایش قطعنامه و تغییرات پیش نویس ها هم قبلا به تفصیل از جمله در مصاحبه با شما صحبت شده است، نکته مهم حول قطعنامه این است که از نظر محافل بین المللی، قطعنامه اخیر، رقیق به حساب می آید، زیرا 18 تفسیر غیرموافق را هم با خود به عنوان سند، ضمیمه داشته و این نشان از یک اختلاف قابل توجه دارد. اما آمریکا براساس اهداف سیاسی به نظر می آید به همان صورت اول حرکت می کند، یعنی تلاش دارد حالت سیاسی این مناقشه را حفظ کند و نگذارد موضوع در چارچوب حقوقی و فنی خودش فیصله پیدا کند.

اروپایی ها هم بنا به دلایلی تا حدودی هم آوای آمریکا بوده و هستند، اما نه با آن نیت دولتمردان آمریکا. یعنی اروپا علاقه مند نیست که مشکل ایران تبدیل به یک بحران جهانی بشود، اما از نظر سیاسی می بینیم که اروپا با آمریکا همراهی می کند، دلایل هم در تحلیل ها برای این اقدام اروپا ذکر شد مثل اختلافاتی که در خصوص عراق بین آن ها بوده و حالا به دنبال بهانه ای برای نزدیکی به آمریکا هستند. ولی این نزدیکی معنای تام و کمال ندارد، آن ها علاوه بر دادن سرویس سیاسی به آمریکا سعی دارند خواسته هایی از ایران طلب کنند تا ما اقداماتی را در جهت رفع نگرانی هایشان در پیش بگیریم. این اقدامات درخواستی هم از دید آن ها، پیوستن به پروتکل الحاقی و مسائل دیگری است که در خبرها آمده است. اما کشورهای در حال توسعه که بخش عمده ای از اعضای آژانس هستند به هیچ وجه علاقه مند نیستند موضوع ایران تبدیل به یک بحران جهانی شود، چون آن ها هم مشغول فعالیت صلح آمیز هسته ای هستند و ممکن است خیلی هم در مدار غرب محسوب نشوند، لذا پیش رو گذاشته شدن یک مدل نادرست باعث نگرانی آن ها می شود.

خروج پرونده های کره شمالی و عراق از آژانس به علت فشار سیاسی آمریکا بود. ولی در نهایت توفیقی برای آژانس به دست نیاورد، غیر از این که بگویند گزارش های ما واقع گرایانه بوده است ولی نفوذ لازم در مجامع بین المللی به دست نیامد. موضوع ایران هم اگر بخواهد از آژانس خارج شود یک شکست برای آن هاست و این جاست که ایران و آژانس باید به گونه ای عمل کنند که این موضوع در چارچوب آژانس حل شود.

-اقدامات خود آژانس اتمی در این مدت چگونه ارزیابی می شود؟ از البرادعی گرفته تا گروه های کاری این نهادهای بین المللی؟

دو موضوع هست که از چارچوب آژانس خارج شد، هرچند آژانس فعالیت فنی و حقوقی خود در مورد آن ها را انجام داد ولی توفیقی حاصل نکرد، منظورم پرونده های کره شمالی و عراق است.

البته در مورد عراق آژانس، گزارش متوازنی را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد که مورد اعتراض آمریکا قرار گرفت بعداز چند ماه دیدیم که جعلی بودن ماجرای ورود اورانیوم از نیجر به عراق رو شد و طبق اخبار واصله مدیرکل آژانس به خاطر موضع گیری غیرجانبدارانه و عینی اش در این مساله کاندید جایزه صلح نوبل هم شده است. هرچند خروج پرونده های کره شمالی و عراق از آژانس به علت فشار سیاسی آمریکا بود. ولی در نهایت توفیقی برای آژانس به دست نیاورد، غیر از این که بگویند گزارش های ما واقع گرایانه بوده است ولی نفوذ لازم در مجامع بین المللی به دست نیامد. موضوع ایران هم اگر بخواهد از آژانس خارج شود یک شکست برای آن هاست و این جاست که ایران و آژانس باید به گونه ای عمل کنند که این موضوع در چارچوب آژانس حل شود.

-آیا اصرار آژانس بر سرعت بخشیدن به همکاری ها را هم می توان در همین راستا ارزیابی کرد؟

این اصرارها بیشتر به این اعتبار است که بهانه را از دیگرانی که تمایل به خارج کردن موضوع از چارچوب آژانس دارند، بگیرد. اگر موضوع در چارچوب این نهاد حل شود برای آژانس یک امتیاز بزرگ در سطح بین المللی محسوب می شود. ایران هم با تهمیداتی که اندیشیده به نحو حکیمانه ای با این چالش برخورد خواهد کرد تا تمام بهانه ها از دست دیگرانی که خواستار برخوردی متفاونند گرفته شود. این انتخاب و گزینه اول ماست.

-ایران با چه خواسته هایی مواجه است؟ ظاهرا دو موضوع اصلی مطرح است یکی پروتکل الحاقی و دیگری پاسخ به سوالات موجود در عملکرد هسته ای ایران، غیر از این ها خواسته های دیگری هم مطرح است؟ یعنی آن چه باید حل شود، چیست؟

بحث پروتکل یک توصیه از سوی آژانس به همه کشورهای عضو است، برای این که پیوستن کشورها به پروتکل الحاقی ضمانت بیشتری در عدم به کارگیری فن آوری هسته ای برای مقاصد غیرصلح آمیز ایجاد می کند. اما با توجه به شرایطی که برای ایران پیش آمده ممکن است در مورد ما تاکید بیشتری در تقاضا باشد. در بحث خواسته های دیگر، درباره نحوه فعالیت صلح آمیز ما برای آژانس سوال هایی پیش آمده که خبر آن هم منتشر شده، مثلا این که واردات مواد هسته ای از خارج (بیش از یک دهه پیش) را بنا به تفسیرمان اعلام نکرده بودیم و حالا پذیرفته ایم که باید اعلام شود و اصلاح کرده ایم یا در موارد دیگر آژانس تمایل دارد جزییات و تعداد قطعات مربوط به سانتریفیوژ وارد شده را بداند تا بتواند منشا آلودگی را پیدا کند، چون آژانس تنها مرجع جهانی است که می تواند در خصوص درستی یا نادرستی فعالیت هسته ای کشورها نظر بدهد، پس باید هرآنچه رخ داده را بداند. در عین حال آژانس به هیچکس چک سفید نمی دهد که این کشور عاری از هر نوع تخلفی است، حتی کشور ژاپن که خیلی مقید به رعایت ضوابط است تا به حال چک سفیدی دریافت نکرده، گویا در آینده قرار است چنین چیزی برای ژاپن صادر شود. اما اعتبار آن یک سال خواهد بود و بعد از آن باز بازدید و ابهام زدایی در خصوص کشوری مثل ژاپن انجام خواهد شد. پس این روال خاص ایران نیست، اما چون موضوع ایران به صورت سیاسی مطرح شده ما بیشتر در یک جنجال سیاسی قرار گرفته ایم.

-حال با جنجال سیاسی پیش آمده، به نظر شما مدیریت فضای تهدید و تنش در ایران با چه مولفه هایی دنبال می شود؟ نظرتان درباره حرف و نظرهای داخل چیست؟ آیا اجماعی که در زمینه مسائل هسته ای از آن سخن می رود واقعا اتفاق افتاده است؟

بحث پروتکل یک توصیه از سوی آژانس به همه کشورهای عضو است، برای این که پیوستن کشورها به پروتکل الحاقی ضمانت بیشتری در عدم به کارگیری فن آوری هسته ای برای مقاصد غیرصلح آمیز ایجاد می کند. اما با توجه به شرایطی که برای ایران پیش آمده ممکن است در مورد ما تاکید بیشتری در تقاضا باشد. در بحث خواسته های دیگر، درباره نحوه فعالیت صلح آمیز ما برای آژانس سوال هایی پیش آمده که خبر آن هم منتشر شده، مثلا این که واردات مواد هسته ای از خارج (بیش از یک دهه پیش) را بنا به تفسیرمان اعلام نکرده بودیم و حالا پذیرفته ایم که باید اعلام شود و اصلاح کرده ایم یا در موارد دیگر آژانس تمایل دارد جزییات و تعداد قطعات مربوط به سانتریفیوژ وارد شده را بداند تا بتواند منشا آلودگی را پیدا کند

این حرف را با کمال اخلاص و اعتقاد و ایمان می گویم که توجه گسترده رسانه ها و اقشار مختلف مردم به موضوع فعالیت صلح آمیز هسته ای و مسائل مترتب بر آن، برای من بسیار خوشایند است، چون نشان می دهد مردم ما مشارکت جویانه پیگیر مسائل کشور هستند. آرای ارائه شده دو سر طیف مناقشه هسته ای را پوشانده عده ای می گویند حتی از NPT هم خارج شویم، عده ای می گویند سریعتر پروتکل الحاقی را امضا کنیم، این ها دو سر طیف است و در میانه این دو نگاه نظرات دیگر قرار دارد.

پروتکل ابعاد مختلف سیاسی، حقوقی دارد و نظام مجموعه آن ها را مورد دقت قرار می دهد. مقامات رده بالای کشورها هم گفته اند که درباره پروتکل براساس مصلحت تصمیم خواهیم گرفت، من می توانم این مقدار بگویم که نظام با دید مثبت و جدی بحث پروتکل را دنبال می کند. بحث پروتکل و همکاری ما با آژانس دو مقوله جدا از هم هستند، اما در ارتباط با پرونده هسته ای ایران به هم وصل می شوند، این جاست که فعالیت های سیاسی و تفاهم با کشورهای دیگر بسیار حایز اهمیت می شود.

اما در ارتباط با مسئولین نظام، آن اندازه که به اعتبار مسئولیت و کارم در جریان هستم می توانم اشاره کنم که آن ها نسبت به آرای مردم توجه ویژه کرده اند و مطالبات و آرای اقشار مختلف در نحوه تصمیم سازی نظام بی تاثیر نبوده است. خوشبختانه همانطور که اشاره کردید در جمع مسئولین رده بالای نظام این اجماع ایجاد شده که موضوع جنجالی پیش آمده با حکمت و درایت پیش رفته و از طریق همکاری با آژانس و همفکری با سایر کشورهای دوست پشت سر گذاشته شود، یقینا مسئولین نظام در پی آن هستند که مساله کوچکی که بی جهت و تنها با اعمال نظر کشورهای با نفوذ جهان به یک بحران تبدیل شده، کشور را در معرض مشکلات غامض قرار ندهد. در حال حاضر هم جمع زیادی از مسئولان دولت و نهادهای دیگر به دقت پیگیر این قضایا هستند.

-آقای دکتر، ایران در دو زمینه امضای پروتکل الحاقی و نیز ارائه اطلاعات قانع کننده به آژانس انرژی اتمی، تصمیم خود را در چه مکانیزمی اعلام می کند؟ و در چه زمانی؟ آیا فرصت مقرر از طرف شورای حکام برای کشور مهم هست یا نه؟ با لحاظ این نکته که البرادعی هم قبلا اشاره داشته که شاید بازرسان آژانس به زمان بیشتری برای جمع بندی اطلاعات نیاز داشته باشند.

ببینید ما تلاشمان براین است که هرچه سریعتر پاسخ های مورد نظر آژانس را فراهم کنیم، اما چون با یک فرایند مواجهیم همواره مسائلی می تواند پیش آید که یک مقدار حرکت ما را کند کند، در یک چنین فرایندی همیشه مسائل غیرقابل پیش بینی وجود دارد و در مذاکرات هم اشاره شده که طمانینه و آهستگی در روند کار اگر خارج از اراده طرفین بود، نباید یک امر منفی تلقی شود. در خصوص پروتکل الحاقی بررسی ها ادامه دارد، پروتکل ابعاد مختلف سیاسی، حقوقی دارد و نظام مجموعه آن ها را مورد دقت قرار می دهد. مقامات رده بالای کشورها هم گفته اند که درباره پروتکل براساس مصلحت تصمیم خواهیم گرفت، من می توانم این مقدار بگویم که نظام با دید مثبت و جدی بحث پروتکل را دنبال می کند.

بحث پروتکل و همکاری ما با آژانس دو مقوله جدا از هم هستند، اما در ارتباط با پرونده هسته ای ایران به هم وصل می شوند، این جاست که فعالیت های سیاسی و تفاهم با کشورهای دیگر بسیار حایز اهمیت می شود.

دعاهایی در مورد روند تصمیم گیری ایران مطرح است، این که روند همکاری ایران با آژانس تاخیری و آزار دهنده است حتی در قطعنامه و مباحث شورای حکام آمده بود که اطلاع رسانی ایران قطره چکانی است. موضوع دیگر ادعای دوپهلویی با چندگانگی در موضع گیری مقام های مسئول ایران، منشا این ادعاها چیست؟ و آیا امکان رفع آن ها وجود ندارد؟

مطالبات و آرای اقشار مختلف در نحوه تصمیم سازی نظام بی تاثیر نبوده است. خوشبختانه همانطور که اشاره کردید در جمع مسئولین رده بالای نظام این اجماع ایجاد شده که موضوع جنجالی پیش آمده با حکمت و درایت پیش رفته و از طریق همکاری با آژانس و همفکری با سایر کشورهای دوست پشت سر گذاشته شود، یقینا مسئولین نظام در پی آن هستند که مساله کوچکی که بی جهت و تنها با اعمال نظر کشورهای با نفوذ جهان به یک بحران تبدیل شده، کشور را در معرض مشکلات غامض قرار ندهد.

درست است، این ایرادات و عبارات را طرح کرده اند، همین عبارات اتفاقا در گزارش شورای حکام هم آمده، ضمن این که از همکاری های فراتر از تعهدات ایران تقدیر کرده اند. اما ایراد هم گرفته اند که روند همکاری به کندی صورت گرفته یا در مواردی اعلام کرده اند که تناقض هم دیده اند. باید توجه داشت که ما یک کشور درحال توسعه هستیم، دیدگاه غرب به کشورهای در حال توسعه، ویژه است، به تصور آن ها اگر در کشورهای در حال توسعه اراده ای حاکم باشد، یک شبه می توان تصمیمات مهم گرفت، یعنی فردی تصمیم می گیرد و خواسته ها تامین می شوند، در حالی که ما در ایران در حال طی فرایندی هستیم که در هر کشور دموکراتیکی وجود دارد، لذا شما نباید زمان دو تا سه ماه برای پاسخگویی به خواسته هایی که فراتر از تعهدات ما بوده است را طولانی تصور کنید. به نظر من حتی زمان کوتاهی بوده و کم لطفی شده است، ولی باید بپذیریم وقتی در عبارتی می نویسند که ایران فراتر از تعهدات خودش با ما همکاری کرده عبارتی دیگر هم برای ایجاد توازن و خوشامد دیگران می آورند که آهنگ همکاری کند بوده است که بالاخره دیگران هم خیلی ناراحت نشوند. به اعتبار واقعیاتی که حتی از طرف خود آژانس هم بدان تصریح شده تاکید می کنم که همکاری ما مناسب بوده است، البته همواره می توان یک مدل همکاری در سطح ایده آل تجسم کرد که وجود واقعی ندارد و تنها می توان آن را به عنوان یک معیار تلقی نمود. به اعتقاد من، هکماری ما قابل قبول و مراحل تصمیم گیری درباره این همکاری ها هم نسبتا صحیح بوده است، یعنی صدور اجازه بازدید از یک محل به بازرسان و نمونه برداری را یک فرد نداده، بلکه نظام پس از تحلیل درونی این اجازه را داده که قابل تقدیر است.

بعد از مذاکرات اخیر دو طرف در تهران الان آهنگ همکاری سریعتر شده است و ما انتظار داریم در هفته های آینده، شتاب بیشتری هم بگیرد، برای این که ما چارچوب کار را معین کرده ایم و می دانیم که چگونه باید پیش برویم.

-نمونه برداری های مورد اشاره شما بعضا آلودگی هایی به اورانیوم غنی شده با درصد غیرمتعارف را نشان داده اند، این نمونه برداری ها به نظر عده ای بیشتر مشکل زا شده اند تا مشکل زدا.

از یک جهت می تواند مشکلات را کمتر کند، چون قرار شده ما تمام مکان هایی که قطعات وارداتی را انبار کرده ایم مشخص کرده و نشان بدهیم تا نمونه برداری انجام شود، مشخص است در مسیری که قطعات رفته و انبار شده اند آلودگی ایجاد شده، مهم این است که ما یک تصویر سازگار وهماهنگ ارائه بدهیم نه تصویری ناقص یا متناقض. اگر از برخی محل هایی که قطعه های وارداتی انبار شده آلودگی در نمی آمد، شاید مشکلات ما بیشتر می شد.

-به لحاظ فنی راه حل رفع این مشکل چیست؟ تکلیف ادامه همکاری چه می شود؟ شاید آنها بگویند هر آلودگی را ایران می خواهد بگوید منشا خارجی دارد.

خیر، به لحاظ فنی پاسخ روشن است، نمونه برداری اطلاعات زمینه ای فراهم می کند که مثلا فلان محل این اندازه آلوده است، این می شود مبنا و اگر بعد از آن آلودگی دیگری دیده شود مورد توجه خاص قرار می گیرد، جدید یا قدیمی بودن آلودگی ها هم تا حد بالایی مثلا از طریق آثار گاز فلورین تعیین می شود.

-سخنگوی دولت اعلام کرده که تمایل نداریم پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برود ودر این جهت اقداماتی هم انجام خواهد شد، می شود گفت این اقدامات چیست؟

قضیه هم ابعاد سیاسی دارد هم ابعاد حقوقی و فنی، در بعد فنی- حقوقی نحوه تعامل ایران با آژانس تعیین کننده خواهد بود در بعد سیاسی هم تبادل نظر و تفامهایی در سطح مسئولین سیاسی کشور با سایر کشورها مدنظر خواهد بود، این دو بعد باید توامان جلو برود و مکمل یکدیگر باشند، فعلا به همین پاسخ قناعت کنید. در هر دو بعد همکاری ها با جدیت دنبال می شود.

به لحاظ فنی پاسخ روشن است، نمونه برداری اطلاعات زمینه ای فراهم می کند که مثلا فلان محل این اندازه آلوده است، این می شود مبنا و اگر بعد از آن آلودگی دیگری دیده شود مورد توجه خاص قرار می گیرد، جدید یا قدیمی بودن آلودگی ها هم تا حد بالایی مثلا از طریق آثار گاز فلورین تعیین می شود.

-به عنوان یک مطلع برای هرکدام از مواضع ایران چه تبعاتی متصور می دانید؟ یعنی اگر به فرض پروتکل را امضا کنیم اما اطلاعات کافی ارایه ندهیم یا به عکس، با توجه به واقعیات موجود جهانی چه تبعاتی برای کشور متصور است؟

بدترین حالت این است که با آژانس همکاری نکنیم و موضوع بررسی پروتکل را هم جدی نگیریم که در این صورت مساله پیچیده می شود، در طرف مقابل حالت عکس است، ولی در مجموع باید هوشمند باشیم و نگذاریم یک اجماع جهانی در مقابل کشور ایجاد شود، البته یکی دوکشور اصرار و پافشاری دارند که همواره پرونده هسته ای ایران را باز نگه دارند، اما ما می توانیم خودمان هوشمندانه مانع این وضع شویم. ما باید به ملتمان و جهانیان نشان دهیم که ایران به تعهداتش پایبند بوده و همواره علاقه مند است. امور را مسالمت آمیز حل و فصل کند، چرا که فکر می کنیم به حد کافی بحران بین المللی و منطقه ای روی دست جهانیان باقی مانده است. یک ملت آگاه و هوشیار اگر متوجه شود که در یک ماجرای ساختگی به جد خطر ضربه دیدن کشورشان وجود دارد، مسلما در مقابل افزون خواهان ایستادگی خواهد کرد، پس ما باید ملت را نسبت به تصمیمات مسئولین مطمئن و آگاه نگه داریم.

-اگر اقدامات موثر واقع نشده و به فرض پرونده به شورای امنیت ارجاع شد آنجا چه می شود؟ برخی می گویند الان پرونده کره شمالی مدت هاست به شورای امنیت رفته مگر چه شده است؟

مساله رفتن موضوع به شورای امنیت می تواند به چند گونه باشد یکی اینکه موضوع ارجاع شود، دیگر گزارش، در حالت دوم شورای امنیت خبر می شود که وضع بقرنج شده اما کار هنوز در آژانس ادامه می یابد. در حالت اول یعنی فرض ارجاع، سازمان ملل تصمیمات متعددی می تواند بگیرد از قبیل تحریم اقتصادی، اما این که شورای امنیت بتواند زود به یک تصمیم برسد موضوع دیگر است، الان بیش از یک سال است که پرونده کره شمالی در شورای امنیت است اما چون آنجا وزن کار روی 5 عضو دائم شورا است هنوز به نتیجه نرسیده است. البته همانطور که قبلا به شما گفته ام وضع کره از جهات مختلف با ما متفاوت است آنها همسایه چین و روسیه و سئول اند ووضع سیاسی اقتصادی، جغرافیایی خاصی دارند. اگرموضوع ایران به شورای امنیت برود جامعه جهانی در یک مخمصه دیگر گیر خواهد کرد که چطور کشوری که فراتر از تعهدات خود همکاری کرده مورد عتاب است، ولی کشور دیگر که NPT را هم کنار گذاشته مصون است. این تناقضات آن موقع بیشتر دیده خواهد شد و معیارهای دوگانه به راحتی برای مردم ما قابل مشاهده خواهد بود. به نظر می رسد یک محور
عاقبت نیاندیش
(axis of improvidence) در غرب شکل گرفته است که الگوهای ناصواب فراروی جامعه بین المللی میگذارند. البته این ها از باب این که پرسیدید گفتم چون چنین وضعی را برای کشور خودم صادق نمی بینم. ما قطعا تمام تلاشمان بر آن است که چنین اتفاقی رخ ندهد، اما اگر ببینیم به ناحق و علیرغم تمام استدلال هایمان، فشارهای غیر مربوط بخواهد فزونی بگیرد، قطعا ایران گزینه های دیگری هم دارد. ما خواب نیستیم و حتی خود را برای بدترین شرایط هم آماده کرده ایم اما این گزینه را در اولویت قرار نداده ایم.

-به هرحال گزینه اول ایران را گفتید که تلاش برای عدم ارجاع موضوع به سازمان ملل است و اقدامات هم در دو بعد همکاری با آژانس و مذاکره درباره پروتکل ادامه دارد. با این اوصاف آیا در حال حاضر عنصر زمان به ضرر ایران نیست؟

تعیین ضرب الاجل برای ایران، به نظر من به زیان جامعه بین الملل است، برای همین هم آن 18کشور عضو شورای حکام با ضرب الاجل مخالفت کرده و در تفسیر خود گفتند از نظر منطقی ضرب الاجل بی معنا است.

-به هر حال در عرصه عینی برای ما وقت تعیین شده است، با این ضیق وقت چه خواهیم کرد؟

بالاخره یکجا باید منطق حاکم شود، نمی شود همه مسائل را مدام با بی منطقی جلو برد، اگر نحوه همکاری ایران و آژانس مورد قبول طرفین بوده، اما در مهلت زمانی اشاره شده تمام مسائل پرونده تکمیل و روشن نشده باشد، آن موقع فکر می کنم آنقدر منطق وجود خواهد داشت که بگویند کار به بن بست نرسیده است، کما اینکه آقای البرادعی هم موقعی که بحث زمان بوده، خودشان از کشورهایی خواستند که تفسیر خود را ارائه بدهند، این تفسیرهای ضمیمه برای روز مبادا میتواند عصای دست هیئت مدیره و دیگران برای رفع مشکل مورد اشاره شما باشد. به هر حال ما هیچ نوع سیاست تاخیری را در پیش نگرفته ایم.

-برخی این امیدواری و آرامش شمارا ویژگی شخصی تان می دانند، آیا این امیدواری نزد باقی مسئولین که با آنها گفت وگو می کنید، هم وجود دارد؟

بله امیدوارم و سعی می کنم این امید را به تلاش و توکل گره بزنم. مطمئن هستم در قضایای پیش آمده مسئولین و تصمیم گیرندگان نظام نیز بر همین مدار سیر کرده و به استقبال مسائل رفته اند.

-قبل از سوال آخر، نظرتان درباره این تصویرسازی که همکاری با آژانس و پذیرش پروتکل الحاقی، آغاز روند عراقیزاسیون ایران است، چیست؟

آنچه در عراق رخ داد عدم همکاری و ارجاع موضوع به شورای امنیت و تعیین یک نظام بازرسی ویژه به نام آنسکام بود، پروتکل الحاقی موضوعی دیگر است، اما در عراق اصلا بحث پروتکل نبود سایت های هسته ای ایران الان بنابر قرارداد پادمان موجود تحت بازرسی است. پروتکل می گوید لیست مراکز غیر هسته ای اما مرتبط هم باید اضافه شود و زمان بازدیدها هم با اطلاع حداقل 24 ساعت قبل از بازرسی خواهد بود یا اگر بازرسان در یکسایت باشند حرکت در آن نیاز به اطلاع تا 2 ساعت قبل دارد، غیر از اینها هم هر مورد خاصی پیش بیاید نیاز به مکاتبه و استدلال خاص خود دارد. به ضرس قاطع موضوع پروتکل الحاقی با عراقیزاسیون و این گونه امور ارتباطی نداشته و بحث کاملا جداگانه ای است.

-بازرس هایی که اخیرا در ایران بودند چند نفر بوده و تا کی در کشور ماندند؟ و بازرسی ها تا کنون به چه صورت پیش رفته است؟

تعداد بازرسان 5 نفر بود و تا 21 مهرماه در ایران بودند، البته گروه بعدی حدود یک هفته دیگر به ایران خواهند آمد. تا حالا مطابق جدول همکاری امور به نحو نسبتا مطلوب و قابل قبولی پیش رفته است.



تاریخ نخستین انتشار: 1382/07/21

منبع: روزنامه ایران

نام:
ایمیل:
* نظر: