«سخنی از برجام»
رضا نصری:برخلاف بسیاری از معاهدات بین‌المللی رایج، برجام با این پیش‌فرض طراحی شده که «طرفین به یکدیگر اعتماد ندارند» و همه سازوکارها، توافقات و تعهدات فی‌ما‌بین نیز بر این اساس در متن تعبیه شده است. همهٔ کسانی که به صورت جدی و غیرجناحی این متن را بررسی کرده‌اند، بر این باورند که بند بندِ برجام گویای بی اعتمادی طرفین به یکدیگر است. 

در واقع، اگر بخواهیم بسترِ مذاکراتِ برجام را با سایر معاهدات بین‌المللی مقایسه کنیم، شاید بتوان گفت که بستر مذاکرات برجام بیش از هر چیز به بستر مذاکرات یک معاهدهٔ «آتش‌بس» شباهت دارد. یعنی بستری که در آن طرفینِ مذاکره‌کننده کمآکان در حالت نزاع و تنش شدید با یکدیگر به سر می‌برند، اما تصمیم دارند علیرغم همه مشکلات پیرامونی و باقی‌مانده،‌ روی یک موضوع خاص با یکدیگر به توافق برسند.

در نتیجه، کسانی که در مقالات و مناظرات و «اشعار حماسی» خود مدعی می‌شوند که برجام مبتنی بر اعتماد به «عمو سام» یا سهل‌انگاری در شناخت حریف بوده سخت در اشتباه هستند. آن‌ها کسانی هستند که یا از جزئیات برجام اطلاعی ندارد، یا مغرضانه و با یک رویکرد صرفاً جناحی و غیر ملی در پی تخریب توافق هسته‌ای هستند؛ یا برجام را با معاهدهٔ دوستی ایران-آمریکا اشتباه گرفته‌اند و اعتماد خود (یا ضمیر ناخودآگاه‌ خود) به آمریکا را بی جهت به دولت روحانی و کارگزاران برجام تعمیم می‌دهند.

در هر حال، قریب‌ به اتفاق کشورهای دنیا در پی تثبیت و تحکیم برجام و متعاقباً بسط روابط تجاری و اقتصادی با ایران هستند. آن‌هایی که از تریبون‌های رسمی کشور اینگونه القاء می‌کنند که برجام در حال فروپاشی است، یا فروپاشی و شکست برجام را آرزو دارند، آگاهانه یا ناخودآگاه آب در آسیاب همان جریانی در واشنگتن و ریاض می‌ریزند که لایحهٔ تحریم ایران و سپاه را به کنگره تسلیم می‌کند. 

حقیقت این است که برجام بزرگ‌تر از آن است که سقوط کند. منفعت ملی هم در این است که همه جریان‌های سیاسی داخل ایران این حقیقت را به جریان‌های متخاصم تفهیم کنند؛ نه اینکه از تروبون‌های رسمی شعر و رجز علیه این سند ملی بخوانند.